مذاکره همیشه راه حل نیست! / لزوم استفاده قدرتمندانه از ابزار راهبردی تنگه هرمز

حمیدرضا غلامزاده با انتقاد از رویکردی که مذاکره را به عنوان تنها راه حل مسائل کشور می‌داند، تصریح کرد: استفاده درست از ابزار تنگه هرمز، می‌تواند بدون نیاز به مذاکره بسیاری از مسائل ایران را حل کند اما متاسفانه وزارت خارجه هنوز به باور نرسیده که می‌تواند این کار را انجام دهد.

به گزارش خبرنگار بین‌الملل ایسکانیوز، جنگی را که آمریکا و رژیم صهیونیستی دو ماه پیش علیه ایران آغاز کردند همچنان ادامه دارد و جمهوری اسلامی همانطور که پیش از جنگ رمضان وعده داده بود، همه تهدیدهای خود را عملی کرد. با وجود دست و پا زدن‌های مقامات آمریکایی و برخی پیاده‌نظام منطقه‌ای آنها، تنگه هرمز همچنان تحت کنترل و مدیریت کامل ایران قرار دارد و عبور و مروز از آن با هماهنگی نیروهای مسلح ایران انجام می‌شود. دکتر حمیدرضا غلامزاده -کارشناس مسائل بین الملل- در گفتگوی تفصیلی با ایسکانیوز به سوالاتی در مورد تبعات جهانی جنگ رمضان، مسئله تاب آوری طرفیت منازعه، فصل جدید تنگه هرمز و مذاکرات بین ایران و آمریکا با میانجیگری پاکستان پاسخ داد.

متن کامل این گفتگو بدین شرح است:

- آمریکا تقریبا دو ماه پیش، تحت فشار صهیونیست‌ها و به دلیل خطای محاسباتی در مورد ایران جنگی را آغاز کرد که همچنان در آن گرفتار است. برای شروع، می‌خواهم تحلیل شما از این رویداد و تحولات مرتبط با آن را بدانم؟

شواهد خطای محاسباتی آمریکایی‌ها در صحبت‌های خود ترامپ قابل مشاهده است و به عنوان مثال او گفته بود که «این جنگ 3 روزه به پایان خواهد رسید» و یا «قرار نبود تنگه هرمز را ببندند»، چرا مردم به خیابان آمده و از ایران حمایت می‌کنند». همه این‌ها نشان می‌دهد که محاسبات آنها اشتباه بود. در مورد نقش رژیم صهیونیستی، هم ترامپ و هم هگست گفتند که این تصمیم خود دولت بوده و اسرائیل نفشی در آن نداشت.

نتانیاهو ترامپ را فریب داد

ترامپ در «سخنرانی وضعیت کشور آمریکا» قبل از جنگ درباره رسیدن موشک‌های ایرانی به آمریکا -یعنی موشک‌های قاره پیما- صحبت کرد که ما هنوز استفاده نکرده‌ایم. این همان ادعایی است که رژیم صهیونیستی سال‌ها برای ترساندن اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها و یارگیری علیه ایران مطرح می‌کرد. در طول جنگ هم شایعه کردند که ایران به سمت دیه‌گو گارسیا شلیک کرد که البته مدعی رهگیری شدن آن بودند.

مذاکره همیشه راه حل نیست! / لزوم استفاده قدرتمندانه از ابزار راهبردی تنگه هرمز توسط ایران

نکته حائز اهمیت این بود که فاصله این پایگاه دورتر از محدودیت خودخواسته‌ای بود که ما برای موشک‌های خود اعمال می‌کردیم. هدف وارد کردن اروپایی‌های به این درگیری بود که ما تکذیب کردیم و کسی فریب این داستان را نخورد. همه این گزاره‌ها نشان می‌دهد که آنها فریب رژیم صهیونیستی و به طور مشخص نتانیاهو را خوردند.

معتبر شدن تهدید ایران در جنگ رمضان

نکته دیگر، جدی نگرفتن تهدیدها ایران بود. ایران هر اقدامی را که در طول جنگ انجام داد، از قبل گفته بود: مثلا اگر بزنید ما هم می‌زنیم؛ جنگ منطقه‌ای خواهد بود؛ در صورت لزوم تنگه هرمز بسته می‌شود. اشتباه آنها این بود که تهدیدات ایران را معتبر به حساب نمی‌آوردند. انسجام سیاسی ایران، ساختار دفاعی و ظرفیت‌های ایران توسط دشمن جدی گرفته نشد و نتیجه آن خطای محسباتی بود.

آنها تصور می‌کردند با زدن رهبری، ظرف 3 الی 4 روز کار را تمام خواهند کرد و مدل ونزوئلا را پیاده و کنترل نفت ایران را در اختیار می‌گیرند که وزیر خزانه‌داری آمریکا در روزهای ابتدایی جنگ به آن اشاره کرد. خطای محسباتی هزینه هنگفتی برای آمریکا داشته و خواهد داشت. اولا تصویر قدرت و اقتدار آمریکا را از بین برد. ایران را به یک قدرت جهانی جدید تبدیل کرد. شیطنت آمریکا، «غول را از چراغ جادو خارج کرد و دیگر قابل مهار نیست.

- از همان روزه‌های اول جنگ رمضان موضوع تاب آوری توسط تحلیلگران مطرح شد و طرف پیروز این جنگ را کشوری معرفی می‌کردند که قدرت تاب آوری بیشتری داشته باشد. به نظر شما عناصر تاب آوری هر کدام از طرفین چیست؟

مهمترین عنصر تاب آوری مباحث اقتصادی است. آمریکایی‌های می‌خواستند سه ضلع را همزمان پیش ببرند. در جنگ 12 روزه منتظر بیرون ریختن مردم بودند که این طرح شکست خورد. در کورتای دی ماه برعکس عمل کردند و قصد داشتند پس از اغتشاشات، با مداخله نظامی کار را به پایان برسانند که اینطور هم نشد. تصمیم گرفتند که در جنگ تحمیلی رمضان، سه ضلع حمله نظامی، اغتشاشات داخلی و اقدامات گروه‌های تجزیه طلب و تروریستی را به صورت همزمان اجرا کنند و ایران توانست دو مورد آخر را به خوبی مدیریت کند.

تلاش آمریکا برای فضاسازی روانی با هدف تاثیرگذاری بر تاب آوری اقتصادی

گروه‌های تجزیه‌طلب با قدرت نظامی ایران متوقف شدند و شورش داخلی توسط مردم خنثی و اجازه اقدام به تروریست‌ها و نیروهای شورشی ندادند. این انسجام موجب شد که تاب آوری سیاسی و اجتماعی ایران تقویت شد و اکنون تنها تاب آوری اقتصادی باقی مانده و تمرکز اقدامات آمریکا از جمله محاصره دریایی، ترساندن از محاصره دریایی و اغراق در تاثیرات آن در همین راستا انجام می‌شود.

از طرف مقابل، آنها تهدید تنگه هرمز را جدی احساس نمی‌کردند. تحلیل آنها این بود که جنگ تنشی در بازار نفت ایجاد می‌کند و حتی اگر تنگه بسته شود، آمریکا فرصت دارد در 4 هفته جنگ از طریق ذخایر استراتژیک، بازار انرژی را مدیریت کند اما این روند خوب پیش نرفت. در چند روز ابتدایی جنگ، آمریکایی‌ها تلاش کردند با گفتار درمانی بازار را کنترل کنند و به همین دلیل در مواقع بازشدن بازارها و بورس اقدامی انجام نمی‌دادند که تاثیر منفی آن گم شود.

در ابتدای جنگ، باور پذیری ادعاهای ترامپ، هگست و مقامات آمریکایی بیشتر بود. ادامه جنگ این روند را معکوس کرد و اعتبار حرف آمریکایی‌ها کاهش و اعتبار حرف طرف ایرانی افزایش یافت. شکست «پروژه آزادی تنگه هرمز» نشان داد که کسی حرف امثال آمریکا را باور نمی‌کند و همچنان مبنا موضع نیروی دریایی سپاه است.

بالا بودن آثار تورم ناشی از افزایش قیمت سوخت برای اقتصاد آمریکا

آمریکا در مهار کنترل قیمت نفت ناکام بود و قیمت از 73 دلار به بالای 120 دلار رسید که فشار سیاسی جامعه جهانی بر آمریکا را افزایش داد و بسیاری از کشورها افت ارزش پول داشتند و برای حفظ بازار بورس خود هزینه‌های میلیارد دلاری انجام دادند. بازار مواد غذایی هم به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و همه آمریکا را مسئول وضع فعلی می‌بینند.

بر خلاف ایران که قیمت بنزین ثابت است، در سایر کشورها قیمت سوخت تغییر می‌کند و در آمریکا هر پمپ بنزین قیمت به روز و لحظه‌ای دارد. نرخ بنزین از 2.5 دلار به ازای هر گالن به 4.4 دلار رسیده است و این یک افزایش جدی برای آمریکایی‌ها محسوب می‌شود. تورم ناشی از سوخت که تا کنون حدود 1.5 دلار بوده برای اقتصاد آمریکا بسیار بالاست. در اقتصاد خرد نیز، افزایش قیمت بنزین هزینه سنگینی به مردم تحمیل در در سال بین 500 تا 1000 دلار به مخارج مردم اضافه می‌کند. علاوه بر این، آثار دیگر آن بر افزایش نرخ بهره بانکی، بازار مسکن و قدرت خرید مردم آمریکا خواهد بود که بحرانی مانند سال 2008 ایجاد خواهد کرد.

مذاکره همیشه راه حل نیست! / لزوم استفاده قدرتمندانه از ابزار راهبردی تنگه هرمز توسط ایران

از طرف دیگر، این شرایط بر انتخابات آمریکا بسیار تاثیرگذار خواهد بود و انتظار می‌رود که دموکرات‌ها اکثریت هر دو مجلس نمایندگان و سنا را کسب کنند. تمام این مموارد نشان می‌دهد که تاب آوری آمریکا از ما کمتر اما ادعای رسانه‌ای آنها بیشتر است. یعنی در رسانه‌ آنها تلاش می‌کنند تا فضا را علیه ایران نشان دهند اما مثلا اتفاقات روز سه شنبه -و زد و خورد بین ایران و امارات- که منجر به عقب نشینی آمریکا از پروژه آزادی شد، نشان می‌دهد که آمریکا تمایلی برای ورود به جنگ ندارد و نگران افزایش قیمت نفت ناشی از جنگ است.

اکنون حرف سخنگوی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی از حرف‌های رئیس جمهور آمریکا – که به تصورشان قدرتمندترین مرد روی زمین است- اعتبار بیشتری دارد.

فضاسازی آمریکا در خصوص محاصره دریایی

آمریکا تلاش می‌کند در مورد محاصره دریایی فضاسازی کند. تعداد کشتی‌های رد شده از محاصره دریایی آمریکا بسیار بیشتر از کشتی‌های توقیف شده است و در واقع محاصره به نوعی شکسته شده است. اگرچه اصل محاصره به عنوان یک اقدام ناقض آتش‌بس محسوب میشود، اما از نظر فنی امکان اعمال شدن نداشته و نخواهد داشت. به عبارت دیگر، ایران مسیرهای جایگزینی برای خنثی سازی محاصره دریایی در اختیار دارد.

- شما به بخشی از تبعات جهانی جنگ رمضان اشاره کردید. این جنگ فصل جدید در تاریخ تنگه هرمز ایجاد کرد. به نظر شما گزینه‌های محتمل و مطلوب برای تنگه هرمز در دوران پسا جنگ چیست؟

تنگه هرمز یک واقعیت روی زمین است و آمریکا با تمام ظرفیت نظامی خود نتوانست آن را باز کند و اساسا با ساختار نظامی قابل باز شدن نیست. تمام دنیا هم به کمک آمریکا بیایند، نمی‌توانند این تنگه را باز کنند. یک مسئله حقوق بین الملل وجود دارد، که از این منظر هم ایران دست برتر دارد و با توجه به آغاز جنگ توسط طرف مقابل و لزوم تامین امنیت در تنگه، شرایط به نفع ایران است. نکته سوم، قدمت تاریخی حاکمیت چندهزار ساله ایران بر این تنگه است که آن هم گویای حاکمیت ایران است.

لغو تحریم‌های اتحادیه اروپا در ازای عبور از تنگه هرمز

تنگه هرمز یک ابزار قدرت راهبردی در اختیار ایران قرار داده و به همین دلیل است که اکنون تحلیلگران ایران را به عنوان قدرت چهارم جهانی معرفی می‌کنند. زیرا ایران می‌تواند با کنترل این تنگه، یکی از گلوگاه‌های اصلی انرژی جهان را کنترل کند و به همین دلیل روبیو مدعی شده که آمریکا می‌خواهد طرح یک قطعنامه در شورای امنیت علیه ایران در تنگه هرمز را ارائه کند. ایران می‌تواند صراحتا بگوید هر کشوری که به این قطعنامه رای مثبت بدهد، به عنوان یک اقدام خصمانه محسوب می‌شود و اجازه عبور از تنگه هرمز را نخواهد داشت.

اروپایی‌ها به تنگه هرمز نیاز دارند و قرار است هیئت‌هایی برای مذاکره به ایران بفرستند. باید به آنها گفته شود که در ازای عبور از تنگه هرمز، تحریم‌های اتحادیه علیه ایران باید برداشته شود. لازم است این مسئله بنیادین اکنون در ادبیات و سازه و کار دیپلماتیک ایران جا بیافتد اما متاسفانه وزارت خارجه هنوز به باور نرسیده که می‌تواند این کار را انجام دهد. استفاده درست از ابزار تنگه هرمز، می‌تواند بدون نیاز به مذاکره بسیاری از مسائل ایران را حل کند.

- بخشی از اصرار وزارت خارجه بر مذاکره به دلیل فشارهای احتمالی از سوی کشورهای دوست ما از جمله چین، روسیه و هند برای بازگشایی تنگه هرمز نیست؟

بقیه کشورها می‌خواهند سرنوشت این موضوع حل و ثبات در منطقه حاکم شود که لزوما به معنای مذاکره نیست. چین به نفت منطقه و ایران نیاز دارد، اروپا به گاز قطر نیاز دارد و لزوما کاری با جنگ ندارند. بنابراین، اقدامات خصمانه سایر کشورها باید به عنوان عاملی برای ممانعت از استفاده آنها از تنگه هرمز محسوب شود؛ زیرا امنیت در روابط بین الملل جزو الویت‌هاست.

واقعیت تنگه هرمز اروپایی‌ها را در مقابل آمریکا قرار داد

ما می‌توانیم گاز را به نیابت از قطر از طریق خط لوله به ترکیه و از آنجا به اروپا ارسال کنیم. هیچ یک از این موارد به آمریکا و بازشدن تنگه هرمز نیازی ندارند. تصور اینکه همه چیز باید با اجازه آمریکا انجام شود، درست نیست. واقعیت تنگه هرمز اروپایی‌ها را در مقابل آمریکا قرار داده است. زیرا می‌دانند که این جنگ روزی به پایان خواهد رسید و آنها برای عبور از تنگه به ایران نیاز دارند.

با استفاده از ابزار تنگه هرمز می‌توان اروپا را مجبور به برداشتن تحریم‌ها و یا برقراری مجدد پروازهای مستقیم به ایران به عنوان شرط استفاده از تنگه کرد. در ازای آن، ایران می‌تواند مسیر عبور امن گاز برای اروپا را فراهم کند. کشتی‌های هند هم از تنگه عبور کرده‌اند و بنابراین، نیازی به اجازه آمریکا وجود ندارد. کشورهای دیگر دغدغه روابط ایران و آمریکا را ندارند و برای آنها مهمترین مسئله اوضاع اقتصادیشان است.

آمریکا باید تنبیه شود و اجازه عبور کشتی‌های نظامی نباید داده شود. در صورت اینکه آمریکا پایگاه‌هایش در منطقه را جمع نکند، نباید اجازه عبور کشتی‌های مرتبط با متحدین آمریکا داده شود. کشورهای عربی هم باید مجبور به بستن پایگاه‌های آمریکا شوند. آمریکا ضربه محکمی به ایران زده و باید ضربه متفابلی دریافت کند و این امر تنها راه ایجاد بازدارندگی است.

اعتیاد به مذاکره ایران را در جایگاه منفعل قرار داده است

بازدارندگی روی زمین اتفاق می‌افتد و با تضمین کاغذی، امضای تفاهمنامه و امضای کری تضمین است، بازدارندگی برای ایران ایجاد نمی‌شود. همانطور که رهبری دستور دادند، پایگاه‌های آمریکا باید تعطیل شود. طرف حساب ما در جنگ آمریکاست اما در مسئله تنگه هرمز ما طرف های متعددی داریم و نیازی وجود ندارد که از طریق آمریکا با سایر کشورها کار کنیم.

- با توجه به تلاش‌های پاکستان برای به نتیجه رساندن مذاکرات، به نظر می‌رسد شکاف عمیقی بین انتظارات ایران و آمریکا از یکدیگر وجود دارد. اساسا با توجه به اختلافات موجود احتمال به نتیجه رسیدن مذاکرات را چقدر می‌دانید؟

مادامی که روال مذاکراتی ما همین باشد، قطعا به نتیجه نخواهد رسید. اعتیاد دستگاه دیپلماسی به مذاکره، منجر به شکست آن شده است. فقر ذهنی دستگاه دیپلماسی مانع استفاده از راهبردهای مختلف و راه حل‌های دیگر شده است. یعنی گویا برای دستگاه دیپلماسی فرقی ندارد که آمریکا به ما حمله کرده و مذاکرات کنونی کاملا شبیه مذاکرات قبلی است. این وضعیت موجب شده که ایران در جایگاه منفعل قرار بگیرد. چرا باید ایران متن بدهد که مورد تایید طرف آمریکایی قرار بگیرد. طرفی که نیاز به خروج از این مخمصه دارد، آمریکاست و شرایط ما در طرح 10 بندی مشخص شده و آمریکا باید خود را با آن تطبیق دهد.

با این شکل مذاکره، توافقی حاصل نخواهد شد.

اعتیاد به مذاکره، موجب برعکس شدن شرایط شده است؛ زیرا راه‌حل‌های جایگزین دیده نمی‌شود. چرا انقدر دیر آقای عراقچی به چین رفت؟ چین یک فرستاده ویژه به منطقه اعزام و با همه طرف‌ها گفتگو داشت اما یک نفر از ایران با او دیدار نکرد تا موضع ایران را برای چین مشخص کند. بزرگترین اتفاق دنیا رخ داده و ما بزرگترین ارتش را شکست دادیم اما در این شرایط اصلا با دو قدرت جهانی دیگر صحبتی نکرده‌ایم. با ایک تاخیر به روسیه می‌رویم، با تاخیری بیشتری به چین می‌رویم.

با این شکل مذاکره، توافقی حاصل نخواهد شد. زیرا شما میدان را برای زیاده‌خواهی طرف مقابل بازکرده‌ای. شرایط ما برای مذاکرات اسلام آباد آتش‌بس در لبنان و آزاد سازی دارایی‌های بلوکه شده بود که شرایط عینی و قابل ارزیابی بودند که انجام نشد. این یک نقد جدی است و در انتظار وعده‌های طرف مقابل بودن خوشدلی است.

روی زمین ماندن همه ماموریت‌های وزارت خارجه غیر از مذاکره!

بسیاری از مدیران وزارت خارجه غیر از مذاکره کار دیگری بلد نیستند. همانطور که رهبر شهید قبلا گفته بودند، مذاکره یکی از 10 کار وزارت خارجه است و اکنون آقای عراقچی غیر از مذاکره کدامیک از آن 10 کار دیگر را انجام می‌دهد. سفرای ما اکنون کدامیک از این کارها را انجام می‌دهند. وزارت خارجه تسهیلگر مسائل در حوزه روابط خارجی است و باید در حوزه دیپلماسی اقتصادی فضاسازی و از مسیرهای جایگزین استفاده کند.

پس از بسته شدن تنگه هرمز، یکی از شروط ایران شکل گرفتن «پترو یوان» بود. کدام نفر از دستگاه دیپلماسی ما برای هماهنگی به چین رفت؟! راهکار وزارت خارجه برای همه مسائل، مذاکره است و این راه درستی نیست. اصل مذاکره را زیر سوال نمی‌بریم و مثلا در پایان جنگ باید برای مشخص کردن طرف مقصر سندی تنظیم شود، اما نحوه مذاکره ایراد دارد. ضرورتی نداشت مذاکره در زمان آتش‌بس انجام شود و می‌شد در حین آتش مذاکره کرد.

لزومی نداشت هیئت مذاکراتی به صورت حضوری می‌رفت و می‌شد مذاکرات را به صورت برخط انجام داد و منع خاصی برای آن وجود نداشت. با این شکل مذاکرات نمی‌توان امیدی به نتیجه آن داشت و از آنجایی که فضا برای زیاده‌خواهی آمریکا باز گذاشته شده و این مسیر به سمت توافق نمی‌رود و لازم است اصلاح شود.

معادله تسلط سیاسی و نظامی ایران بر تنگه هرمز تثبیت شده است

- نظر شما در مورد اتفاقات روز سه شنبه و زدن نقاطی در امارات چیست؟ بر خلاف انتظارات و لفاظی مقامات آمریکا، رژیم صهیونیستی و امارات اقدام نظامی علیه ایران انجام نشد. آیا می‌توان این امر را به عنوان به ثمر رسیدن تلاش نیروهای مسلح برای تثبیت قدرت بازدارندگی قلمداد کرد؟

اتفاقات روز سه‌شنبه در کنار اظهارات ترامپ در زمینه تعلیق پروژه آزادی تنگه هرمز نشان می‌دهد، معادله تسلط سیاسی و نظامی ایران بر تنگه هرمز تثبیت شده است. آنها متوجه شدند که عزم ایران در خصوص کنترل تنگه هرمز جزم است. البته این امر شیطنت‌های آنان را متوقف نخواهد کرد اما معادله را تثبیت کرد. آنها فهمیدند با تلاش برای ورود نظامی حتما در معرض خطر قرار می‌گیرند و روز سه‌شنبه هم مجبور به عقب نشینی شدند.

- پیش‌بینی شما در خصوص سفر آقای ترامپ به پکن چیست و این سفر چقدر روی تحولات خلیج فارس تاثیرگذار خواهد بود؟

بیشتر شرایط خلیج فارس و تنگه هرمز روی این دیدار تاثیر گذاشته است. مقامات چینی هم اکنون نسبت به تحریم‌های اعمال شده اعتراض کرده و دستور داده‌اند که این تحریم توسط شرکت‌های چینی به رسمیت شناخته نشود. در خصوص نفت‌کش‌ها هم که تهدید کردند در صورت اقدام آمریکا، چین مقابله به مثل خواهد کرد.

اصرار آمریکایی‌ها این بود که با تصویر برد در این دیدار شرکت بکنند. دو کشور به عنوان قدرت‌های جهانی با یکدیگر رقابت دارند و برای ترامپ آبرومندانه نیست که با این شرایط به آمریکا برود و تاکید آقای روبیو بر اینکه آمریکا به همه اهداف خود در جنگ رسیده از همین جهت است. اتفاقات روز سه‌شنبه، موقعیت آمریکا را تضعیف کرد و شکست آنها را پررنگ کرد.

انتظار می‌رود که به ویژه پس از صحبت چین با عربستان و امارات، مطالبه بازشدن تنگه هرمز را مطرح کند. حتما از آمریکا به دلیل آغاز جنگ غیرضروری انتقاد خواهد کرد اما احتمالا هم کلامی با ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز خواهند داشت.

- چقدر احتمال می‌دهید در چند روز باقی مانده تا سفر آمریکا به پکن، شاهد حمله نظامی آمریکا به ایران باشیم؟

بسیار بعید است. مگر اینکه آمریکا بخواهد با اقدام نظامی یک فضای قدرت برای خود ایجاد بکند. اگر روایت روبیو در فضای سانه‌ای وزن پیدا نکند و تنش در منطقه زیاد شود، ممکن است مجددا اقدام نظامی آغاز شود تا از موضع قدرت نظامی در چین حاضر شود.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1304968

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha