جامعه در یک قایق؛ نقش نخبگان در تبدیل مقاومت به اراده‌ای ملی

مدرس دانشگاه استان کرمان، حضور همزمان نخبگان فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در کنار مردم را یکی از عوامل بازسازی اعتماد و تقویت هویت ملی در روزهای بحران دانست و تأکید کرد این همراهی می‌تواند فرصت بهره‌برداری از شکاف‌های داخلی را از دشمن بگیرد.

به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ حضور نخبگان و چهره‌های شناخته‌شده در کنار مردم، به‌ویژه در دوره‌های بحران و تهدید خارجی، می‌تواند از یک رفتار نمادین فراتر رود و به عاملی برای تقویت اعتماد عمومی، بازسازی هویت ملی و کاهش زمینه‌های نفوذ تبدیل شود؛ حضوری که در نگاه جامعه‌شناختی، پیام هم‌سرنوشتی را به بخش‌های مختلف جامعه منتقل می‌کند.

محمدمهدی عرب‌نژاد، جامعه‌شناس و مدرس دانشگاه استان کرمان، با بررسی نقش نخبگان در شرایط جنگ و بحران‌های ملی اظهار کرد: جامعه نخبگانی با بازخوانی نمادها، روایت تاریخ مشترک و ترسیم چشم‌اندازی جمعی از آینده، به بازتولید هویت ملی کمک می‌کند. این نقش زمانی اثرگذارتر می‌شود که از سخنرانی و صدور پیام فراتر رود و در قالب حضور واقعی در کنار مردم دیده شود.

به گفته وی، حضور فیزیکی و نمادین نخبگان در راهپیمایی‌ها، آیین‌های تشییع جان‌باختگان و اجتماعات عمومی، معنایی فراتر از رفتارهای معمول سیاسی دارد. هنگامی که چهره‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در یک فضای مشترک با مردم قرار می‌گیرند، این پیام به جامعه منتقل می‌شود که تهدید موجود تنها متوجه یک نهاد یا جریان خاص نیست و همه گروه‌ها در برابر آن مسئولیت مشترک دارند.

در چنین شرایطی، حضور میدانی نخبگان می‌تواند فاصله میان سخن و عمل را کاهش دهد. مردم زمانی همراهی یک چهره شناخته‌شده را باورپذیرتر می‌دانند که او را نه در جایگاه ناظر یا تحلیلگر، بلکه در متن اجتماع مشاهده کنند. این همراهی به شکل غیرمستقیم نشان می‌دهد که سرنوشت جامعه برای همه گروه‌ها مشترک است و کسی خود را بیرون از پیامدهای بحران نمی‌بیند.

عرب‌نژاد با اشاره به نظریه نخبگان دموکراتیک توضیح داد که در جوامع بزرگ، امکان تصمیم‌گیری مستقیم همه مردم درباره مسائل پیچیده وجود ندارد و نخبگان از مسیر رقابت، گفت‌وگو و تعامل، بر اصول و منافع اساسی به توافق می‌رسند. این توافق زمانی به اتحاد ملی منجر می‌شود که اختلاف‌های سیاسی از چارچوب قواعد مشترک خارج نشود و منافع کشور در سطحی بالاتر از منافع جناحی قرار گیرد.

از این منظر، وجود اختلاف میان نخبگان به خودی خود تهدید محسوب نمی‌شود. رقابت سیاسی و تفاوت دیدگاه، بخشی از پویایی هر جامعه است، اما در لحظه‌ای که تمامیت، امنیت یا منافع عمومی کشور با تهدید مواجه می‌شود، توانایی نخبگان برای تشخیص اولویت‌های مشترک اهمیت پیدا می‌کند. کنار گذاشتن منازعات فرعی در چنین شرایطی، نشانه حذف تفاوت‌ها نیست، بلکه بیانگر بلوغ سیاسی و اجتماعی است.

این مدرس دانشگاه، اتحاد ملی را نتیجه اجبار ندانست و آن را نوعی اراده مدنی توصیف کرد که در طول زمان و تحت تأثیر تحولات اجتماعی شکل گرفته است. اتحاد پایدار زمانی ایجاد می‌شود که مردم از روی آگاهی و احساس مسئولیت در صحنه حاضر شوند، نه آنکه تنها تحت فشار یا از سر اجبار رفتار یکسانی نشان دهند.

اراده مدنی با اعتماد و احساس تعلق پیوند مستقیم دارد. جامعه‌ای که آینده خود را مشترک می‌بیند، در زمان تهدید توان بیشتری برای کنار گذاشتن اختلاف‌ها دارد. در مقابل، هر اندازه بی‌اعتمادی و احساس طردشدگی افزایش پیدا کند، امکان شکل‌گیری واکنش جمعی نیز کاهش می‌یابد. نخبگان می‌توانند با حضور صادقانه و گفت‌وگوی مسئولانه، بخشی از این اعتماد را بازسازی کنند.

عرب‌نژاد برای حضور نخبگان در اجتماعات مردمی سه کارکرد اصلی در نظر گرفت که نخستین آن، تولید سرمایه اجتماعی در لحظه بحران است. سرمایه اجتماعی بر شبکه اعتماد، ارتباط و همکاری میان افراد و گروه‌ها استوار است و در شرایط دشوار به جامعه کمک می‌کند منابع و توان خود را برای عبور از بحران بسیج کند.

هنگامی که یک بازیگر، ورزشکار، کارآفرین یا شخصیت سیاسی در کنار مردم حضور پیدا می‌کند، پیامی روشن از هم‌سرنوشتی منتقل می‌شود. چنین حضوری می‌تواند احساس تنهایی یا بی‌پناهی را در جامعه کاهش دهد و این باور را تقویت کند که گروه‌های مختلف در برابر مسئله‌ای مشترک قرار دارند. این پیام گاهی بیش از ده‌ها سخنرانی رسمی اثر می‌گذارد.

کارکرد دوم، افزایش انگیزه مشارکت عمومی است. بخشی از مردم رفتار چهره‌های مرجع را دنبال می‌کنند و حضور آنان می‌تواند افراد بیشتری را به مشارکت در برنامه‌های اجتماعی و ملی ترغیب کند. البته این تأثیر زمانی مثبت خواهد بود که حضور چهره‌ها خودجوش و متناسب با رفتار پیشین آنان باشد؛ زیرا حضور نمایشی یا تبلیغاتی ممکن است نتیجه‌ای معکوس داشته باشد.

کارکرد سوم، ایجاد پل میان گروه‌های مختلف جامعه و نهادهای رسمی است. نخبگان فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی می‌توانند زبان و دغدغه‌های مردم را به مدیران منتقل کنند و در مقابل، ضرورت‌ها و مسائل کلان را برای جامعه توضیح دهند. این نقش میانجی‌گرانه در شرایطی که امکان سوءتفاهم و انتشار روایت‌های متناقض افزایش می‌یابد، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

هر اندازه ترکیب نخبگان حاضر در میدان متنوع‌تر باشد، اثر اجتماعی آن گسترده‌تر خواهد شد. حضور همزمان هنرمند، ورزشکار، فعال اقتصادی، استاد دانشگاه و سیاستمدار نشان می‌دهد همبستگی به یک قشر یا جریان محدود نیست. این تنوع می‌تواند تصویری فراگیرتر از جامعه ارائه کند و از شکل‌گیری روایت‌های تک‌بعدی جلوگیری کند.

بازتاب رسانه‌ای این حضور نیز بخشی از قدرت آن را می‌سازد. هنگامی که چهره‌های غیرحاکمیتی در کنار مردم قرار می‌گیرند، تصویری که جامعه‌ای دوپاره و فاقد توان هماهنگی نشان می‌دهد، تضعیف می‌شود. رسانه‌ها در این میان می‌توانند با روایت دقیق و پرهیز از بزرگ‌نمایی، واقعیت تنوع و همگرایی جامعه را منعکس کنند.

عرب‌نژاد معتقد است حضور هنرمندان، خوانندگان، بازیگران، ورزشکاران و کارآفرینان در اجتماعات عمومی، به مخاطبان داخلی و خارجی نشان می‌دهد جامعه مدنی ایران منفعل نیست. این پیام به‌ویژه زمانی اهمیت دارد که تحلیلگران بیرونی، واکنش جامعه را تنها بر اساس رفتار نهادهای رسمی ارزیابی می‌کنند.

مشارکت نخبگان غیرحاکمیتی، مقاومت را از قالب یک دستور اداری خارج می‌کند و به آن ماهیتی مردمی می‌دهد. مردم هنگامی که افراد مستقل یا منتقد را نیز در میدان می‌بینند، بیشتر احساس می‌کنند دفاع از کشور موضوعی فراتر از مرزبندی‌های سیاسی است. چنین وضعیتی می‌تواند محاسباتی را که بر پایه وجود شکاف عمیق میان مردم و ساختار رسمی بنا شده، با خطا روبه‌رو کند.

نقش سیاستمداران نیز در این میان قابل توجه است. حضور رقبای سیاسی از طیف‌های مختلف در کنار یکدیگر، به جامعه نشان می‌دهد اختلاف درباره شیوه اداره کشور، مانع توافق درباره اصل منافع ملی نیست. صدور پیام مشترک، شرکت در آیین‌های عمومی و خودداری از بهره‌برداری جناحی از بحران می‌تواند اعتماد جامعه را افزایش دهد.

اهمیت این حضور زمانی بیشتر می‌شود که یک چهره سیاسی یا اجتماعی با وجود داشتن نقد و فاصله از برخی سیاست‌ها، در موضوعی ملی موضعی روشن اتخاذ کند. چنین رفتاری مرز میان نقد داخلی و همراهی با فشار خارجی را مشخص می‌کند و نشان می‌دهد امکان حفظ دیدگاه انتقادی در کنار دفاع از تمامیت و منافع کشور وجود دارد.

وحدت عملی از این منظر، گاهی از بیانیه‌ها و سخنرانی‌ها اثرگذارتر است. قرار گرفتن افراد با دیدگاه‌های متفاوت در یک صحنه مشترک، بدون آنکه تفاوت‌های آنان انکار شود، به دشمن نشان می‌دهد شکاف‌های موجود الزاماً به فرصت نفوذ تبدیل نمی‌شوند. جامعه می‌تواند اختلاف داشته باشد، اما در برابر تهدید مشترک از توان هماهنگی برخوردار بماند.

نخبگان اقتصادی نیز تنها با حضور نمادین نقش‌آفرینی نمی‌کنند. آنان می‌توانند منابع و توان مدیریتی خود را برای اجرای پروژه‌های همبستگی‌آفرین، حمایت از اقشار آسیب‌پذیر، حفظ اشتغال و تقویت زیرساخت‌های عمومی به کار گیرند. کاهش فشار اقتصادی بر مردم، یکی از مؤثرترین راه‌ها برای حفظ انسجام اجتماعی در دوره بحران است.

فعالان فرهنگی و هنری نیز می‌توانند از زبان هنر برای بازسازی امید و روایت تجربه‌های مشترک استفاده کنند. فیلم، موسیقی، ادبیات و هنرهای تجسمی قادرند مفاهیمی مانند ایستادگی، همدلی و مسئولیت را به شکلی ماندگار منتقل کنند. چنین آثاری اگر از شعارزدگی فاصله بگیرند، می‌توانند بخشی از حافظه جمعی جامعه را شکل دهند.

جامعه دانشگاهی نیز مسئولیت دارد شرایط را با زبان علمی توضیح دهد و از گسترش تحلیل‌های هیجانی جلوگیری کند. استادان و پژوهشگران می‌توانند درباره پیامدهای اجتماعی بحران، راه‌های حفظ آرامش و ضرورت گفت‌وگو سخن بگویند. اعتبار دانشگاه زمانی افزایش می‌یابد که دانش آن در لحظه‌های حساس به کمک جامعه بیاید.

عرب‌نژاد با اشاره به تجربه جنگ ۴۰ روزه و دوره آتش‌بس پس از آن، استفاده از ظرفیت نخبگان را در حفظ انسجام ملی مؤثر دانست و بر گسترش این رویکرد تأکید کرد. با این حال، بهره‌گیری از توان نخبگان نباید به شرایط جنگ محدود شود و لازم است این ارتباط در دوره‌های عادی نیز ادامه داشته باشد.

اگر نخبگان تنها در لحظات بحرانی به میان مردم بیایند، احتمال دارد حضور آنان موقتی یا نمایشی تلقی شود. اعتماد پایدار زمانی شکل می‌گیرد که ارتباط با جامعه در زمینه‌هایی مانند مسائل اقتصادی، محیط زیست، آموزش، آسیب‌های اجتماعی و عدالت نیز ادامه داشته باشد. همراهی در روزهای عادی، حضور در روزهای سخت را باورپذیرتر می‌کند.

در نهایت، دشمن زمانی امکان بهره‌برداری از شکاف‌های داخلی را پیدا می‌کند که گروه‌های جامعه زبان گفت‌وگو را از دست بدهند و یکدیگر را خارج از دایره منافع ملی تعریف کنند. حضور نخبگان در کنار مردم، اگر با صداقت، تنوع و مسئولیت‌پذیری همراه باشد، می‌تواند از تشدید این شکاف‌ها جلوگیری کند.

مهم‌ترین پیام چنین حضوری آن است که جامعه با وجود اختلاف‌ها، درباره اصل کشور و آینده مشترک خود توافق دارد. این توافق نه به معنای پایان نقد و رقابت، بلکه به معنای شناخت مرزی است که در آن منافع عمومی بر خواسته‌های فردی و جناحی اولویت پیدا می‌کند. همین وحدت آگاهانه می‌تواند فرصت نفوذ را کاهش دهد و قدرت اجتماعی کشور را در برابر تهدیدها افزایش دهد.

خبرنگار: زهرا اسکندری
انتهای خبر/

کد مطلب: 1308950

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha