به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، مقدمه آینده آموزش عالی را نمیتوان با معیارهای گذشته ترسیم کرد. دانشگاهی که زمانی تنها محل آموزش و انتقال محفوظات بود، بهتدریج به نهادی پژوهشگر و سپس به مجموعهای تبدیل شد که باید برای جامعه و اقتصاد نیز ارزشآفرینی کند.
اکنون، با شتاب گرفتن تحولات علمی و فناوری، بهویژه ظهور و گسترش هوش مصنوعی، دانشگاهها با مرحلهای تازه مواجهاند؛ مرحلهای که در آن بسیاری از مفروضات گذشته درباره آموزش، اشتغال و حتی نقش استاد و دانشجو در حال تغییر است.
داریوش فرهود که سابقه تحصیل در چند دانشگاه آلمان، فعالیت علمی در حوزه انسانشناسی و ژنتیک و همکاری با سازمان جهانی بهداشت را در کارنامه خود دارد در گفتوگو با ایسکانیوز از گذشته دانشگاه در ایران و جهان تا نسلهای مختلف دانشگاه، از ضعف مهارتآموزی در نظام آموزشی، نقش هوش مصنوعی و اهمیت استقلال مالی دانشگاهها در آینده سخن گفته که در ادامه میخوانید،
فرهود در ابتدا با اشاره به تاریخچه آموزش عالی گفت: آموزش عالی در کشورهای دیگر مراحل مختلفی را طی کرده است. ما در تمام اروپا و کشورهای دیگر، سابقه طولانی دانشگاهی داریم. بنده خودم در سه دانشگاه در آلمان غربی تحصیل کردهام که یکی از آنها حدود ۵۰۰ سال قدمت داشت و دیگری حدود ۶۱۰ سال. یعنی در برخی از این کشورها، سابقه وجود دانشگاه به حدود ۷۰۰ سال میرسد.
اگر بخواهیم از دوره صفویه صحبت کنیم، آنچه وجود داشت بیشتر نظامیهها و مراکزی برای تربیت علمای دینی بود و با مفهوم علم و دانشگاه به معنای امروزی تفاوت داشت. اگر بخواهیم در ایران از نخستین دانشگاه به معنای واقعی کلمه نام ببریم، باید از دارالفنون نام ببریم. دانشگاه یعنی یونیورسیتی؛ یعنی جایی که چندین علم در کنار یکدیگر بتوانند فعالیت کنند. این موضوع نشان میدهد که از همان زمان نیز مسئله همگرایی علوم اهمیت داشته است.
در دنیای امروز، هرکس ممکن است در یک تخصص تا عمق بسیار زیادی پیش برود، اما این بهتنهایی کافی نیست. مهم این است که انسان افق ذهنی باز داشته باشد و بتواند تخصصهای مختلف را در کنار هم قرار دهد. حدود ۱۲۰ سال پیش، زندهیاد امیرکبیر دارالفنون را پایهگذاری کرد. بعد از دارالفنون، دانشگاه خوارزمی شکل گرفت که اگر اشتباه نکنم، ابتدا نام دیگری داشت و بهعنوان مرکز تربیت معلم شناخته میشد.
پس از آن نیز دانشگاه تهران در دوره پهلوی اول پایهگذاری شد و دانشگاه تا حد زیادی به یک مدرسه عالی تبدیل شدند.
با توجه به پیشرفت سریع فناوری و بهخصوص هوش مصنوعی، آیا هوش مصنوعی را تهدیدی برای دانشگاههای آینده کشور میدانید؟
اتفاقی که در حال حاضر رخ داده، بسیار مهم است. من کتابی در این خصوص نوشتهام که از حادثه بیگبنگ شروع میشود. تا آنجا که ما میدانیم، حدود ۱۳.۸ میلیارد سال پیش نخستین انفجار بزرگ اتفاق افتاد و از آن زمان به بعد، جهان مسیر رشد و تحول خودش را طی کرد.
در آن کتاب نوشتهام که ما تا حدود ۲۰ سال پیش، وقتی در آلمان و جاهای دیگر در جلسات علمی صحبت میکردیم، تصورمان این بود که آینده جهان هم چیزی شبیه گذشته خواهد بود. یعنی انسان در ۱۰۰، ۲۰۰ یا ۳۰۰ سال گذشته چه مسیری را طی کرده، احتمالا همان مسیر ادامه پیدا میکند.
اما امروز میبینیم که چنین نیست، یک جهش عجیب اتفاق افتاده و هوش مصنوعی با سرعتی سرسامآور وارد تمام حرفهها شده است. حتی خودشان میگویند ممکن است حدود ۸۰۰ میلیون نفر بیکار شوند، اما در عین حال میگویند حدود ۹۰۰ میلیون شغل جدید ایجاد خواهد شد. البته اینها را هم نمیتوان با قطعیت پیشبینی کرد، چون هر لحظه اتفاق جدیدی میافتد که میتواند تمام فرضیات قبلی را از بین ببرد.
هوش مصنوعی واقعا پدیده عجیبی است، ما امروز با نسلی از فناوری مواجهایم که نمیتوانیم آیندهاش را با معیارهای گذشته پیشبینی کنیم
اگر بخواهیم این نگاه را به یک پیشنهاد مشخص برای دانشگاههای ایران تبدیل کنیم، چه تغییراتی را پیشنهاد میکنید؟
ابتدا باید هوش مصنوعی را کاملا جدی بگیرند. که خوشبختانه این موضوع جدی گرفته شده و ستاد بزرگ هوش مصنوعی هم تشکیل شده است و بنده نیز بهنوعی افتخار همکاری با این مجموعه را داشتهام
دوم اینکه باید پیشرفتهای سریع علوم را در برنامههای دانشگاهی وارد کنیم. سوم اینکه همانطور که دانشگاه نسل اول، نسل دوم و نسل سوم تعریف شد، باید این مدل را بهعنوان پیشفرض در نظر بگیریم.
امروز دانشجویی که از دانشگاه بیرون میآید، باید تحقیق کردن را بلد باشد. از نظر من، یکی از مهمترین کارها این است که بازار کار مستقیما با دانشگاه ارتباط داشته باشد.
برای مثال، یک کارخانه را تصور کنید که میگوید من به چهار مهندس در یک تخصص مشخص نیاز دارم. به دانشگاه تهران، دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه صنعتی شریف مراجعه میکند و میگوید بهترین دانشجویان این رشته را به من معرفی کنید. من به شما چهار بورس میدهم. چهار نفر از بهترینها را انتخاب کنید. از ابتدا تا پایان تحصیل هزینه آنها را میپردازم. این افراد تحصیل میکنند و بعد از پایان تحصیل، مستقیما در کنار خود من استخدام میشوند این یعنی علم از تولید به مصرف میرسد یعنی کاربردیسازی علوم، دانشجو بلافاصله وارد بازار کار میشود و دیگر با انبوه فارغالتحصیلان بیکار مواجه نخواهیم بود.
دانشگاهها بودجه قابلتوجهی از دولت دریافت میکنند. آیا برای آینده آموزش عالی بهتر نیست دانشگاهها بهتدریج از این وابستگی مالی فاصله بگیرند و خودشان بتوانند منابع مالی ایجاد کنند؟
بسیاری از دانشگاههای دنیا اصلا با دولت کاری ندارند. دانشگاه باید بتواند خودش منابع ایجاد کند. بنده مدتهاست یک بنیاد علمی به نام خودم دارم. الان یک دانشگاه با این بنیاد قرارداد نوشته و یک دانشکده مشخص را در اختیار آنها گذاشتهایم.
در آینده باید فرهنگ حمایت از علم را ایجاد کنیم. کسی که میخواهد کمک کند، میتواند مانند دانشگاه هاروارد حمایت کند. در هاروارد آنقدر برای دانشگاه پول میفرستند که حتی اخیرا آگهی داده بودند که دیگر برای ما پول واریز نکنید؛ ما به این میزان پول نیاز نداریم و نمیدانیم با آن چه کار کنیم.
انتهای پیام/
نظر شما