به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از همدان؛ قصه این جشنواره فقط درباره چند اجرای نمایشی در فضای باز نیست؛ مسئله اصلی، تغییر جغرافیای فرهنگ در استانی است که بخش عمده امکانات تخصصی هنری آن مانند بسیاری از استانهای کشور در مرکز و چند شهر بزرگتر متمرکز شده است. وقتی یک نمایش به جای سالن مجهز در پارک نهاوند، فضای شهری همدان، محیط کودکانه لالجین یا روستای تاریخی قلعهکاج اجرا میشود، مرز میان «مخاطب هنر» و «شهروند عادی» کمرنگتر میشود؛ اتفاقی که میتواند معنای تازهای به عدالت فرهنگی بدهد.
همدان با تئاتر بیگانه نیست. سیامین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان در سال ۱۴۰۴ با ۶۳ گروه هنری و ۱۹۳ اجرا در ۱۶ سالن و همچنین فضاهای باز، مناطق کمتر برخوردار و حاشیه شهرها برگزار شد و بیش از ۷۰ هزار مخاطب را پای اجراها نشاند. چند سال پیشتر نیز یکی دیگر از دورههای همین جشنواره با ۳۴۹ اجرا بیش از ۱۰۰ هزار تماشاگر داشت. این اعداد یک واقعیت مهم را روشن میکنند؛ مسئله تئاتر در همدان الزاماً «نبود مخاطب» نیست، بلکه بخشی از مسئله به نحوه دسترسی مخاطب به نمایش بازمیگردد.
این تفاوت کوچک نیست. تئاتر سالنی از مخاطب میخواهد زمان اجرا را بداند، بلیت تهیه کند، خود را به یک نقطه مشخص برساند و وارد فضایی شود که اصول و مناسبات خاص خود را دارد. تئاتر محیطی این معادله را معکوس میکند؛ هنرمند به جایی میرود که مردم از قبل آنجا هستند. شهروندی که برای قدمزدن به پارک آمده، کودکی که در یک فضای عمومی بازی میکند یا ساکن روستایی که شاید در طول سال هیچ اجرای حرفهای در محل زندگیاش نبیند، ناگهان با هنر نمایش روبهرو میشود.
همین جابهجایی میتواند بخشی از شکاف فرهنگی میان مرکز استان و شهرستانها را کاهش دهد. مفهوم عدالت فرهنگی فقط به این معنا نیست که در همه شهرستانها یک ساختمان فرهنگی ساخته شود؛ پرسش مهمتر این است که مردم چند بار در سال واقعاً به محصول فرهنگی باکیفیت دسترسی دارند. ساختمانی که اجرا ندارد، کارگاه برگزار نمیکند یا هنرمند به آن نمیرسد، روی نقشه زیرساخت فرهنگی وجود دارد اما الزاماً در زندگی مردم حضور ندارد.
غیرمتمرکز شدن جشنواره از این منظر میتواند الگویی متفاوت برای همدان باشد. نهاوند، لالجین، درگزین و روستاهای تاریخی استان هرکدام ظرفیت روایی متفاوتی دارند. نمایشی که در قلعهکاج اجرا میشود، اگر از تاریخ، معماری، گویش، موسیقی و خاطرات همان منطقه استفاده کند، دیگر اثری نیست که بتوان آن را بدون تغییر در هر شهر دیگری اجرا کرد؛ محیط به یکی از بازیگران نمایش تبدیل میشود.
این ظرفیت برای استانی مانند همدان اهمیت مضاعف دارد. همدان، هگمتانه، لالجین، ملایر، نهاوند، تویسرکان و دهها روستا و محوطه تاریخی، مجموعهای از روایتهای محلی را در خود جای دادهاند. بخش بزرگی از این روایتها معمولاً در کتابها، اسناد یا حافظه نسلهای قدیمی باقی میمانند. تئاتر محیطی میتواند آنها را دوباره به فضای عمومی برگرداند؛ نه به شکل سخنرانی درباره گذشته، بلکه با تبدیل تاریخ به تجربهای زنده.
لالجین نمونه روشنی است. شهری که نام آن با سفال گره خورده، میتواند نمایش را با کارگاه سفال، بازار سنتی و روایت هنرمندان محلی ترکیب کند. در چنین مدلی، تماشاگر فقط برای دیدن یک نمایش نمیآید؛ وارد یک تجربه فرهنگی میشود که هنرهای مختلف یک منطقه را کنار یکدیگر قرار میدهد. همین اتفاق میتواند مدت حضور گردشگر و میزان هزینهکرد او در مقصد را افزایش دهد.
روستاهای تاریخی نیز از این ظرفیت برخوردارند. بسیاری از برنامههای گردشگری روستایی ایران هنوز به بازدید کوتاه از طبیعت یا معماری محدود هستند. اضافه شدن اجراهای نمایشی، موسیقی بومی، خوراک محلی و روایت تاریخ شفاهی میتواند محصول گردشگری کاملتری ایجاد کند و بخشی از درآمد رویداد را مستقیماً به جامعه محلی برساند.
بنابراین تئاتر محیطی فقط سیاست فرهنگی نیست؛ میتواند جزئی از اقتصاد خلاق باشد. اجرای نمایش به بازیگر و کارگردان محدود نمیشود. طراحی لباس، موسیقی، عکاسی، فیلم، تبلیغات، صنایع دستی، کافه، حملونقل و اقامت نیز میتوانند در پیرامون یک رویداد فرهنگی فعال شوند. اگر جشنواره از سه روز تقویمی به یک جریان مستمر اجرایی تبدیل شود، اثر اقتصادی آن نیز از چند روز فراتر خواهد رفت.
تجربه جشنواره تئاتر کودک همدان نشان داده که ظرفیت حضور انبوه مخاطب وجود دارد. در دوره سیام، اجراها فقط به شش سالن شهر همدان محدود نبودند و هفت سالن شهرستانی و تماشاخانههای سیار نیز در برنامه قرار گرفتند. این تجربه، زیرساخت اولیه مهمی برای گسترش تئاتر غیرمتمرکز ایجاد کرده است؛ زیرا شبکهای از هنرمندان، مدیران فرهنگی و مخاطبان در نقاط مختلف استان از قبل با اجرای خارج از مرکز آشنا شدهاند.
اما جشنواره محیطی یک خطر هم دارد؛ اگر به چند اجرای مناسبتی محدود شود، همان تمرکز قبلی بعد از سه روز بازمیگردد. عدالت فرهنگی با سفر کوتاه یک گروه نمایشی به شهرستان ساخته نمیشود. آنچه میتواند اثر ماندگار ایجاد کند، تشکیل گروههای محلی، آموزش هنرمندان جوان، استمرار اجراها و ایجاد امکان تولید اثر در خود شهرستانهاست.
سیوهشتمین جشنواره تئاتر استان همدان نیز برای سال ۱۴۰۵ با هدف شناسایی استعدادهای تازه و تقویت تولید نمایشی برنامهریزی شده است. این دو رویداد اگر به یکدیگر متصل شوند، جشنواره محیطی میتواند به آزمایشگاه نسل تازهای از نویسندگان و کارگردانان تبدیل شود؛ هنرمندانی که الزاماً برای ساخت تئاتر منتظر سالن، دکور سنگین و امکانات پرهزینه نمیمانند.
جوانان برای این شکل از تئاتر اهمیت ویژهای دارند. بسیاری از هنرمندان تازهکار به دلیل هزینه تولید و محدودیت سالن امکان اجرای مستمر ندارند. تئاتر محیطی میتواند بخشی از این سد ورود را پایین بیاورد، اما این آزادی باید با آموزش همراه شود. اجرای محیطی فقط انتقال نمایش سالن به خیابان نیست؛ نویسندگی، میزانسن، صدا، ارتباط با تماشاگر و حتی مدت اجرا در آن قواعد متفاوتی دارد.
مخاطب نیز در این سبک جایگاه تازهای پیدا میکند. فردی که در سالن روی صندلی مشخص نشسته است، معمولاً مرز روشنی با بازیگر دارد، اما در اجرای محیطی ممکن است واکنش مردم مسیر اثر را تغییر دهد. این ویژگی میتواند تئاتر را به رسانهای برای گفتوگو درباره مسائل واقعی شهر تبدیل کند؛ از محیط زیست و میراث تاریخی گرفته تا روابط اجتماعی، مهاجرت، سالمندی، آسیبهای اجتماعی و حتی خاطرات یک محله.
همین قابلیت، اجرای تئاتر در محلات کمتر برخوردار را مهم میکند. هنر در این مناطق نباید فقط در قالب برنامهای از بالا به پایین وارد شود؛ ساکنان میتوانند خودشان بخشی از فرآیند روایت باشند. خاطرات یک محله، مسائل زنان، تجربه سالمندان یا بازیهای کودکان میتواند ماده اولیه نمایش شود و فاصله میان «هنرمند» و «جامعه» را کاهش دهد.
سه روز جشنواره ممکن است خیلی زود تمام شود، اما مسئله اصلی از روز چهارم آغاز خواهد شد؛ اینکه آیا پارک نهاوند، کوچههای لالجین، کافههای همدان و روستاهای درگزین دوباره میزبان نمایش خواهند بود یا صحنه بعد از جشنواره جمع میشود و هنر بار دیگر پشت در سالنها بازمیگردد. پاسخ به همین پرسش مشخص خواهد کرد که همدان صرفاً یک جشنواره تازه برگزار کرده یا واقعاً یک گام به سمت عدالت فرهنگی برداشته است.
خبرنگار: نازنین مولائیمنظر
انتهای پیام./
نظر شما