به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از اصفهان، از آن روز تا به امروز، دویست شب است که مردم غیور ایران، در خیابانها و میدانها، در سرما و گرما، زیر برف و باران و حتی زیر آتش بمباران، میدان را ترک نکردهاند و پشت کشور ایستادهاند. خیابانها در این شبها، جلوهگاه عزت، بصیرت و استقامت مردمی شدهاند که داغ رهبر شهید خود را بهانهای برای عقبنشینی قرار ندادند، بلکه از دل سوگ، ایمان را به حرکت بدل ساختند و حماسه آفریدند.
این حضور، که در امتداد مراسم سوگواری و به خونخواهی رهبر شهید شکل گرفت، پاسخی بود به محاسبهای که دشمن بر اساس آن تصور میکرد با حذف رأس نظام و ایجاد یک شوک اجتماعی، میتواند مردم را از صحنه خارج کند و راه را برای فروپاشی و تجزیه ایران بگشاید. اما مردم نهتنها از میدان کنار نرفتند، بلکه در غیاب رهبر جامعه و فرماندهان نظامی، خود به یکی از مهمترین ارکان ایستادگی و دفاع از کشور تبدیل شدند.
از همینجا، معنای دویست شب حضور مردم روشنتر میشود؛ حضوری که تنها یک حضور خیابانی و مقطعی نبود، بلکه از خونخواهی رهبر شهید و زنده نگه داشتن یاد و راه او آغاز شد و به تجدید عهد و میثاق با آرمانهای امامین انقلاب، بیعت با رهبر معظم اتقلاب و پشتیبانی از نیروهای مسلح مقتدر ایران اسلامی رسید. حلقه اتصال همه این حضورها و عهدها، یک حقیقت مشترک بود: دفاع از ایران.
وقتی شهادت امام، امت را به میدان آورد
دشمن تصور میکرد شهادت رهبر انقلاب میتواند جامعه را وارد مرحلهای از ترس و انفعال کند؛ اما ملت ایران از همان روزهای نخست نشان داد که این محاسبه، با واقعیت جامعه فاصله دارد. رهبر شهید، چندی پیش از شهادتشان، فرموده بودند: «چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلۀ با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد»؛ و آنچه پس از شهادت ایشان رخ داد، این سخن را از یک گزاره به یک واقعیت تبدیل کرد.
مردم، هر شب به خیابان آمدند؛ نه حضوری مقطعی و هیجانی، بلکه حضوری پیوسته و مداوم. در روزهای نخست، بسیاری با زبان روزه در میدان بودند و در ادامه، زیر آتش بمباران دشمن نیز ایستادند. خیابانها و میدانها به سنگرهای اعلام حضور تبدیل شد و مردم، در کنار نیروهای مسلح، خط دفاعی گستردهای به وسعت سراسر کشور شکل دادند.
اما این حضور، تنها واکنشی عاطفی به شهادت رهبر نبود. مردم آمده بودند تا نشان دهند شهادت در فرهنگ شیعه و فرهنگ عاشورا، پایان یک راه نیست؛ بلکه میتواند آغاز عهدی تازه باشد؛ عهدی برای زنده نگه داشتن یاد و راه رهبر شهید، بیعت با رهبر معظم انقلاب، تجدید عهد و پیمان با آزمانهای امامین انقلاب و ایستادن برای ایران. از همین رو، آنچه در خیابانها شکل گرفت، تنها ادامه سوگواری نبود؛ سوگ، در اینجا به حضور و حضور، به ایستادگی بدل شد.
میدان با مردم ماند
اگر بخش نخست این روایت، از لحظهای میگفت که سوگ به حضور و حضور به ایستادگی بدل شد، در بیش از شش ماهی که از آن واقعه گذشته، یک ویژگی بیش از همه خود را نشان داده است: استمرار حضور در میدان.
شاید حضور در یک روز، یک هفته یا حتی چند هفته دشوار نباشد؛ آنچه معنا پیدا میکند، ماندن در میدان در طول زمان است. دویست شب حضور، یعنی مردمی که با گذشت روزها و ماهها، حضور خود را به یک رفتار مستمر تبدیل کردهاند؛ حضوری که با گذشت زمان نهتنها متوقف نشد، بلکه در شرایط گوناگون ادامه یافت.
در این مدت، فصلها تغییر کردند، گرما و سرما آمد و رفت، باران بارید و آسمان بارها صدای بمباران را شنید؛ اما میدان خالی نماند. همین استمرار است که معنای حضور مردم را فراتر از یک حضور مقطعی میبرد و آن را به بخشی از قدرت اجتماعی کشور تبدیل میکند. این همان چیزی است که این روزها بارها بر آن تأکید شده است: حضور مردم، رکن مهم اقتدار ایران است. اگر قدرت مردم در صحنه ظاهر نشود، هیچیک از دستگاههای مختلف کشور کارایی لازم را نخواهند داشت. همانطور که رهبر شهید فرمودند: «کار دست مردم است؛ ولیِّ خدا بدون کمک مردم که کاری نمیتواند بکند.»
از همین منظر، آنچه در خیابانها رخ داد، صرفاً حضور جمعیتی از مردم نبود؛ بخشی از قدرت اجتماعی کشور بود؛ قدرتی که در استمرار حضور، خود را نشان داد و در بزنگاه تهدید، به پشتوانهای برای ایستادگی تبدیل شد. مردمی که شاید در زندگی روزمره خود با دشواریها و مشکلات مختلف روبهرو باشند، در لحظهای که موجودیت و امنیت کشورشان را در معرض تهدید دیدند، اختلافات و مرزبندیهای معمول را کنار گذاشتند و زیر پرچم وطن گرد آمدند. میدان ماند، چون مردم ماندند؛ و مردم ماندند، چون ایران برای آنان نقطهای فراتر از همه اختلافات و مرزبندیها بود.
ایران؛ نقطهای که همه به آن رسیدند
در میان همه شعارها، مراسمها و حضورهای شبانه، یک کلمه بیش از همه تکرار میشود: ایران.
برای این مردم، ایران تنها یک محدوده جغرافیایی نیست؛ مجموعهای از تاریخ، هویت، خاطره، فرهنگ و آینده است. دفاع از ایران، دفاع از خود، خانواده، گذشته و آینده است. از همین رو، حضور در میدان برای آنان صرفاً یک موضعگیری سیاسی نیست؛ بخشی از مسئولیتی است که در برابر وطن خود احساس میکنند. مردم تاریخساز ایران، با دویست شب حضور شجاعانه، خردمندانه و مسئولانه در خیابان، در دفاع از امنیت و بقای این کشور ایستادند و وطن، همان نقطه مشترکی شد که اقشار مختلف جامعه را در کنار یکدیگر قرار داد.
در این مدت، قلوب مردم به یکدیگر نزدیک شد و یخهای میان اقشار مختلف با گرایشهای متفاوت، شروع به ذوب شدن کرد. تفاوتها و مرزبندیها در برابر یک نقطه مشترک رنگ باخت و همگان زیر پرچم وطن گرد آمدند. این همان «معجزه انسجام»ی بود که همواره مورد توجه و توصیه رهبر شهید و رهبر معظم انقلاب بوده است؛ اتحادی که در نخستین هفتهها و ماههای مقاومت خود را نشان داد و مردم، با وجود تفاوتهایشان، در یک نقطه مشترک به یکدیگر رسیدند: ایران
از سوگ تا بعثت
ملت ایران، داغدار رهبر شهید خود بود؛ اما اجازه نداد این داغ به انفعال تبدیل شود. در فرهنگ عاشورا، رثا میتواند به رجز تبدیل شود و سوگ میتواند سرچشمه حماسه شود. مردم ایران نیز در فقدان رهبر شهید، از داغ خود حضور ساختند و از رثای او، عزم و اراده آفریدند. این همان «بعثت ملت ایران» بود؛ بعثتی که نه در یک روز و یک مراسم، بلکه در امتداد روزها و شبها خود را نشان داد و استمرار یافت.
اما این بعثت، از خلأ و به طور ناگهانی شکل نگرفت. رهبر شهید، در طول قریب به چهار دهه رهبری انقلاب و نظام اسلامی، با اعتماد به جوانان و تعمیق و ارتقای سطح بینش و نگرش مردم، جامعه را به سطحی از آمادگی رسانده بود که پس از شهادتش، این مردم بتوانند مسئولانه در میدان بایستند. از همین رو، مردم تنها پیروانی نبودند که منتظر دستور بمانند؛ آنان خود را مسئول میدانستند و هر جا احساس میکردند کشور به حضورشان نیاز دارد، وارد میدان میشدند.
بهگونهای که رهبر معظم انقلاب در نخستین پیامشان خطاب به مردم فرمودند: «این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید.»
اینگونه بود که سوگ، به جای آنکه پایان حضور باشد، به آغاز یک مسئولیت جمعی تبدیل شد؛ مسئولیتی که در دویست شب حضور مردم، خود را در دفاع از ایران و ایستادگی در میدان نشان داد.
عقبۀ اجتماعی نیروهای مسلح
در این دویست شب، مردم و نیروهای مسلح دو تصویر جدا از یکدیگر نبودند؛ رزمندگان در میدان نبرد ایستادند و مردم در خیابانها و میدانها، عقبه اجتماعی آنان شدند. مردم با حضور خود نشان دادند که دفاع از کشور تنها در سنگرهای نظامی اتفاق نمیافتد؛ هر خیابان، میدان و مسجد میتواند بخشی از این ایستادگی باشد. این همان خط دفاعی گستردهای بود که پس از آغاز جنگ شکل گرفت؛ خطی که مرز آن تنها یک منطقه یا یک شهر نبود، بلکه به وسعت کشور امتداد داشت.
در روزهای ابتدایی، زمانی که دشمن تصور میکرد با شهادت رهبر و فرماندهان نظامی میتواند جامعه را دچار خلأ کند، مردم نشان دادند که ایران بیدفاع نمانده است. آنان با حضور خود، پشتوانه اجتماعی نیروهای مسلح شدند و نشان دادند که در کنار رزمندگان، در دفاع از کشور ایستادهاند. این پیوند میان میدان نظامی و میدان اجتماعی، یکی از جلوههای همان ایستادگی گستردهای بود که در سراسر ایران شکل گرفت.
امروز، با گذشت دویست شب، با عنایت پروردگار، نگاه حضرت صاحبالزمان (عج)، هدایتهای مقام معظم رهبری، اقتدار نیروهای مسلح و حضور آگاهانه و معجزهآسای مردم در کنار اقتدار ساختاری کشور، تصویری از ایرانی استوار را پیش چشم میگذارد؛ ایرانی که در برابر فشار و تهدید، میدان را ترک نکرد و پشتوانه اجتماعی دفاع از خود را حفظ کرد.
حافظهای که تسلیم نمیشود
اما این ایستادگی را نمیتوان تنها در چارچوب روزها و شبهای اخیر دید. پشت این حضور، حافظهای تاریخی قرار دارد؛ حافظه ملتی که تجربه جنگ، تجاوز دشمن خارجی، استعمارزدگی و وابستگی را از سر گذرانده و در بزنگاههای تاریخی، بار دیگر زیر پرچم وطن گرد آمده است. ملت ایران خاطرات جنگهای جهانی اول و دوم، کودتای ۲۸ مرداد، استعمارزدگی و وابستگی نظامهای شاهنشاهی پیشین به قدرتهای خارجی را از یاد نبرده است. با چنین حافظهای، تحقیر و تسلیم در برابر متجاوز خارجی دیگر هیچ جایگاهی ندارد.
تاریخ چند قرن اخیر ایران نیز نشان داده است که ایستادگی این ملت در بزنگاههای جنگ و تجاوز، با رفتار و ایستادگی شخص اول مملکت پیوندی عمیق داشته است؛ و روحیه آزادی و عزت، در کنار هویت ایرانی و اسلامی، چیزی نیست که بهآسانی بتوان آن را با فشار و تهدید از میان برد.
حضور پرشکوه و دفاع همهجانبه ملت ایران از کیان وطن در این جنگ موجودیتی با دشمنان این مرز و بوم، برگ زرین دیگری بر تاریخ پرافتخار تمدن چند هزار ساله ایران افزود. دفاع مقدسی چنین باعظمت از ایران که طی سه جنگ تحمیلی معاصر به بهترین نحو ممکن شکل گرفت و موجب شد ذرهای از خاک وطن به دست دشمنان نیفتد، در تاریخ این کشور و این منطقه بیسابقه است. این حماسه، حاصل آرمانها و مبانی انقلاب اسلامی، نگاه تمدنی و تربیت اصیل امامین انقلاب در ذیل حکومت جمهوری اسلامی ایران و پرچم مقدس آن است.
اکنون جهان به نظاره حماسه ملتی مؤمن و مقاوم نشسته است؛ ملتی که در سوگ رهبر شهید خود، نه اسیر اندوه، که برافروزنده شعلههای بصیرت و صلابت شد. ملتی که داغ را به ایستادگی و سوگ را به حماسه تبدیل کرد و در برابر بدخواهان ایران ایستاد. این دفاع جانانه، موجی از خیزش و حمایت را در میان آزادگان جهان نیز برانگیخت؛ از گوشههای مختلف دنیا، ندای حمایت از ملت ایران و محکومیت جنایات دشمنان به گوش رسید؛ ندایی که گواهی بر حقانیت و سربلندی ملتی بود که در سختترین میدانها، پرچم عزت و استقلال خود را بر زمین نگذاشت.
از همین رو، آنچه در این دویست شب در خیابانهای ایران دیده شد، امتداد همان حافظه تاریخی بود؛ حافظهای که در برابر تجاوز و تحقیر، تسلیم نمیشود و زیر پرچم وطن، بار دیگر خود را در میدان نشان میدهد.
مقاومت؛ فراتر از محاسبات میدان جنگ
محاسبه دشمن، اگر تنها بر اساس بمب و موشک و تجهیزات نظامی باشد، نمیتواند همه واقعیت را توضیح دهد. جنگها فقط در میدان نظامی تعیین تکلیف نمیشوند؛ میزان رسیدن به اهداف راهبردی نیز بخشی از سنجش نتیجه یک جنگ است و در کنار آن، افقهای اجتماعی و تاریخی نیز اهمیت پیدا میکنند.
آنچه در ایران رخ داد، از این منظر تنها یک مقاومت نظامی نبود. مردم ایران در خیابانها نشان دادند که جامعه، در برابر ضربهای که قرار بود موجب فروپاشی روحیه عمومی شود، نهتنها فرو نریخت، بلکه به میدان آمد و ایستاد. همین حضور، معنای مقاومت را از میدان نظامی فراتر برد و نشان داد که محاسبه یک جنگ، بدون در نظر گرفتن مردم و اراده اجتماعی آنان، کامل نیست.
بازتاب این ایستادگی نیز به مرزهای ایران محدود نماند. در فضای مجازی و رسانهای، بارقههایی از تحسین و حمایت آزادگان جهان نسبت به مقاومت ایران دیده شد؛ نشانههایی از اینکه آنچه در ایران رخ داده بود، فراتر از یک رویارویی نظامی، در حال برانگیختن توجه و حمایت در میان آزادگان جهان بود.
استکبار و استعمار همواره با نمایش قدرت، تهدید و ارعاب تلاش کردهاند دیگران را به تسلیم و سکوت وادار کنند؛ اما آنچه در میدان ایران رخ داد، تصویری متفاوت از این محاسبات را پیش چشم جهانیان گذاشت: جامعهای که قرار بود زیر فشار و ضربه فروبپاشد، در میدان ماند و ایستادگی خود را ادامه داد.
از این منظر، دویست شب حضور مردم تنها روایتی از ماندن در خیابانها نیست؛ روایتی است از مقاومتی که مرزهای میدان نظامی را پشت سر گذاشت و به میدان اجتماعی و تاریخی ایران رسید.
دویست شب؛ یک پرچم، یک ملت
اکنون، در شب دویستم، میتوان بار دیگر به مسیری که از آن روز آغاز شد نگاه کرد؛ به روزی که دشمن گمان کرد شهادت رهبر میتواند ایران را دچار ترس و سردرگمی کند، اما مردم به میدان آمدند؛ به روزی که تصور میشد جامعه از نیروهای مسلح فاصله خواهد گرفت، اما مردم به عقبه اجتماعی آنان تبدیل شدند؛ به روزی که قرار بود داغ شهادت به یأس بدل شود، اما مردم از آن حماسه ساختند. و در ماههایی که پس از آن گذشت، این حضور در سرما و گرما، زیر باران و زیر آتش بمباران ادامه یافت.
دویست شب گذشته است؛ اما آنچه در این مدت شکل گرفته، تنها شمارش شبهایی نیست که مردم در خیابانها حضور داشتهاند. این دویست شب، روایت مقاومت و ایستادگی، شجاعت و پایمردی و استمرار یک عهد بود؛ عهد با رهبر شهید، بیعت با مقام معظم رهبری و لبیک به فرمان او، تجدید میثاق با آرمانهای امامین انقلاب، دفاع از وطن و ایستادن در کنار نیروهای مسلح.
در این میان، دو پرچم، همه این عهدها را به یکدیگر پیوند میدادند: پرچم سهرنگ وطن و پرچم سرخ خونخواهی امام شهید. این پرچمها در طول این دویست شب در دستهای مردم ماندند و زیر آنها، اقشار مختلف جامعه در کنار یکدیگر ایستادند. پرچم وطن، همان پرچمی است که با خون هزاران شهید برافراشته شده و مردم ایران برای برافراشته ماندنش، حاضرند از جان خود بگذرند؛ پرچمی که خداوند به آن عزت داده است.
در کنار آن، پرچم خونخواهی امام شهید نیز به تأسی از پرچم «یا لثارات الحسین»، با عنوان «یا لثارات الخامنهای» در دست مردم برافراشته شد؛ پرچمی که خشم و انزجار آنان از دشمنان را به نمایش میگذاشت و نشانه عهدی بود که در سوگ امام شهید و برای خونخواهی او بر زمین نگذاشتند.
و این همان حقیقتی است که از دل این دویست شب میتوان خواند: ملتی که در سوگ رهبر شهید خود برخاست، داغ را به ایستادگی تبدیل کرد و میدان را ترک نکرد؛ ملتی که نشان داد حضورش، در سختترین روزها نیز میتواند پشتوانهای برای ایران و ضامن اقتدار آن باشد.
رهبر معظم انقلاب نیز خطاب به همین مردم فرمودند: «بصیرت و هوشمندی ملّت بزرگ ایران در واقعهی اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش، دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت واداشت.»
خبرنگار: محدثه جباری
انتهای خبر./
نظر شما