به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از همدان؛ پشت عدد ۲۷۵ کیلوگرم انگور به ازای هر نفر، اقتصادی قرار دارد که بخش بزرگی از آن در روستاها و باغهای ملایر شکل گرفته است؛ اقتصادی که محصول فراوان دارد اما آینده آن دیگر فقط با افزایش برداشت تضمین نمیشود. مسئله اصلی تاکداری همدان در سالهای پیشرو، میزان تولید نیست؛ آب، بهرهوری، فرآوری، بازار صادراتی و سهم کشاورز از ارزش نهایی محصول تعیین میکند که این مزیت بزرگ کشاورزی به توسعه پایدار تبدیل شود یا در همان حلقه تولید باقی بماند.
مقایسه اعداد، ابعاد این مزیت را روشن میکند. سرانه تولید انگور کشور حدود ۴۵ کیلوگرم اعلام شده، در حالی که در همدان این شاخص به ۲۷۵ کیلوگرم رسیده است؛ یعنی تولید سرانه استان بیش از ۶ برابر متوسط کشور است. حدود ۲۵ هزار هکتار از اراضی باغی همدان زیر کشت انگور قرار دارد و بیش از نیمی از این سطح، حدود ۱۳ هزار هکتار، در شهرستان ملایر متمرکز شده است.
تمرکز تولید در ملایر حتی از تمرکز سطح زیر کشت بیشتر است. در حالی که حدود ۵۳ درصد تاکستانهای استان در این شهرستان قرار دارد، سهم ملایر از تولید انگور همدان به حدود ۶۲ درصد میرسد. این فاصله ۹ واحد درصدی میتواند نشانهای از اهمیت بهرهوری، اقلیم، تجربه چندنسلی باغداران و ساختار تثبیتشده تاکداری در منطقه باشد و نشان میدهد ملایر صرفاً یک تولیدکننده بزرگ نیست، بلکه هسته اصلی اقتصاد انگور استان محسوب میشود.
اهمیت تاکداری در ملایر فقط روی ترازوی برداشت محصول دیده نمیشود. باغ انگور برای بخشی از خانوارهای روستایی، هم زمین تولید است و هم محل اشتغال خانوادگی؛ از هرس زمستانی و نگهداری باغ تا برداشت، خشککردن انگور، تولید کشمش، بستهبندی و حمل محصول، مجموعهای از فعالیتها پیرامون تاکستان شکل میگیرد. در روستاهایی که فرصت شغلی صنعتی گسترده وجود ندارد، دوام همین چرخه میتواند بر ماندگاری جمعیت و کاهش انگیزه مهاجرت اثر بگذارد.
مزیت ملایر فقط اقتصادی نیز نیست. نظام سنتی تولید انگور در دره جوزان ملایر از سال ۲۰۱۸ در فهرست نظامهای میراث کشاورزی مهم جهانی قرار گرفته و تاکداری منطقه، علاوه بر محصول، حامل دانش بومی، الگوی زیست روستایی و یک منظر کشاورزی تاریخی است. چنین ظرفیتی این امکان را ایجاد میکند که انگور از یک کالای کشاورزی فراتر برود و با گردشگری روستایی، خوراک محلی، صنایع دستی و تجربه حضور در تاکستان پیوند بخورد.
با این حال، عدد بزرگ تولید الزاماً به معنای درآمد بزرگ تولیدکننده نیست. همدان سالانه بیش از ۵۰ هزار تن کشمش تولید میکند و از استانهای اصلی این محصول در کشور است، اما هرچه سهم فروش فلهای و محصول کمفرآوریشده بیشتر باشد، بخش مهمی از ارزش افزوده احتمالی در حلقههای بعدی زنجیره ایجاد خواهد شد. سورتینگ، بستهبندی استاندارد، برند منطقهای، بازاریابی خارجی و تولید محصولات متنوع از انگور، همان حلقههایی هستند که میتوانند درآمد حاصل از هر کیلو محصول را تغییر دهند.
در بازار کشاورزی امروز، رقابت فقط بر سر مقدار محصول نیست. خریدار داخلی و خارجی به یکنواختی کیفیت، باقیمانده سموم، استاندارد بستهبندی، امکان ردیابی محصول و استمرار عرضه توجه میکند. بنابراین آینده ۵۰ هزار تن کشمش همدان بیش از آنکه به افزایش صرف تناژ وابسته باشد، به این بستگی دارد که چه میزان از محصول با نام و هویت تولیدکننده منطقه وارد بازار میشود و چه میزان بدون ایجاد ارزش افزوده کافی از استان خارج میشود.
طرح «فراز» یکی از تلاشها برای تغییر همین معادله در بخش تولید است. تاکنون بیش از ۴۰۰ هکتار از تاکستانهای استان به این شیوه تجهیز شده که ۲۷۰ هکتار آن در ملایر قرار دارد. اما وقتی این عدد کنار ۲۵ هزار هکتار تاکستان استان قرار میگیرد، مشخص میشود پوشش فعلی طرح حدود ۱.۶ درصد کل سطح تاکستانهای همدان است؛ یعنی مسیر نوسازی باغها هنوز در ابتدای راه قرار دارد.
در ملایر نیز نسبت ۲۷۰ هکتار اجرای طرح فراز به حدود ۱۳ هزار هکتار تاکستان، کمی بیش از ۲ درصد است. توسعه این شیوه میتواند عملیات باغداری، برداشت و مدیریت محصول را تسهیل کند و زمینه افزایش کیفیت و کاهش بخشی از هزینهها را فراهم آورد، اما سرعت گسترش آن به توان سرمایهگذاری باغدار، تسهیلات بانکی، آموزش فنی و صرفه اقتصادی اجرای طرح وابسته است. برای باغدار خرد، تصمیم به تغییر ساختار باغ بدون حمایت مالی کمهزینه تصمیم سادهای نیست.
پشت همه این برنامهها مسئلهای بنیادیتر نیز وجود دارد؛ آب. اقتصاد کشاورزی همدان در شرایطی باید آینده خود را تعریف کند که منابع آبی استان تحت فشار قرار دارند و دیگر نمیتوان توسعه کشاورزی را صرفاً بر افزایش سطح زیر کشت بنا کرد. تاکستانهای آینده باید محصول بیشتری از هر واحد آب و زمین تولید کنند و اصلاح شیوه آبیاری، مدیریت خاک، انتخاب ارقام مناسب و کاهش ضایعات به اندازه میزان برداشت اهمیت پیدا خواهد کرد.
همین وضعیت، تفاوت مهمی میان الگوی توسعه گذشته و آینده کشاورزی استان ایجاد میکند. در دورهای، افزایش تولید میتوانست مهمترین معیار موفقیت باشد؛ اکنون ارزش اقتصادی حاصل از هر مترمکعب آب، سهم محصول فرآوریشده و میزان درآمد باقیمانده در روستا شاخصهای تعیینکنندهتری هستند. برای همدان، استانی که هم با محدودیت منابع آب مواجه است و هم اقتصاد تعداد زیادی از روستاهایش به کشاورزی وابسته مانده، این تغییر نگاه یک انتخاب فرعی نیست.
ملایر در این نقطه امتیازی دارد که بسیاری از مناطق تولیدکننده از آن محروماند؛ نام انگور و کشمش با هویت شهرستان گره خورده است. این سرمایه ناملموس میتواند برای توسعه برند منطقهای، گردشگری کشاورزی و فروش محصولات با ارزش افزوده بیشتر به کار گرفته شود. جشنوارهها و رویدادهای مرتبط نیز زمانی اثر اقتصادی پایدار پیدا میکنند که به قرارداد تجاری، بازار فروش، حضور خریداران و معرفی مستقیم تولیدکنندگان منتهی شوند، نه اینکه صرفاً در چند روز برگزاری رویداد متوقف بمانند.
مقایسه همدان با قطبهای دیگر تولید انگور کشور نیز یک پیام روشن دارد؛ مزیت پایدار کشاورزی فقط از زمین و اقلیم به دست نمیآید. مناطقی که بتوانند میان مزرعه، صنایع تبدیلی، استاندارد محصول، لجستیک و بازار ارتباط برقرار کنند، سهم بیشتری از اقتصاد محصول را در منطقه نگه میدارند. برای ملایر نیز رقابت اصلی آینده بر سر تعداد تاکستانها نخواهد بود؛ بر سر میزان ارزش افزودهای است که از هر هکتار تاکستان خلق میشود.
در افق پنج تا ۱۰ ساله، دو تصویر متفاوت پیش روی این اقتصاد قرار دارد. اگر نوسازی تاکستانها از چند صد هکتار فراتر رود، مصرف آب مدیریت شود، صنایع فرآوری و بستهبندی توسعه پیدا کند و تولیدکننده به بازارهای پایدار دسترسی داشته باشد، انگور میتواند یکی از ستونهای حفظ اشتغال روستایی و اقتصاد صادراتی جنوب استان باشد. در غیر این صورت، حتی تولید بالا نیز ممکن است زیر فشار هزینه نهادهها، محدودیت آب و نوسان بازار به مزیتی شکننده تبدیل شود.
عدد ۲۷۵ کیلوگرم امروز بزرگی ظرفیت همدان را نشان میدهد، اما شاخص تعیینکننده فردای این بخش شاید دیگر سرانه تولید نباشد. پرسش توسعهای واقعی این است که از هر کیلو انگور چه میزان درآمد برای باغدار و اقتصاد ملایر باقی میماند، چه مقدار آب برای تولید آن مصرف میشود و چند شغل در حلقههای بعد از برداشت ایجاد میشود؛ پاسخ به همین سه مسئله تعیین خواهد کرد تاکستانهای ملایر در دهه آینده میراثی پرهزینه برای نگهداری باشند یا موتور یک اقتصاد روستایی مدرن و ماندگار.
خبرنگار: نازنین مولائیمنظر
انتهای پیام./
نظر شما