مهدیان: اتحاد مردم باعث تغییر رویکرد سلبریتی‌ها شد

یک فعال فرهنگی گفت: این هویت واحدی که در زمانه جنگ شکل گرفت از عوامل بازگشت سلبریتی‌ها یا هنرمندان مخالف ایران به کشور می‌تواند داشته باشد.

حجت الاسلام علی مهدیان فعال فرهنگی در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز گفت: بازگشت سلبریتی‌ها یا هنرمندان مخالف ایران به کشور علل و عوامل مختلفی می‌تواند داشته باشد. به چهار نکته اشاره میکنم به علاوه یک نکته دیگری به آن اضافه خواهم کرد که آن هم به نظر من مهم است. نکته اول این است که یک سبب بازگشت این‌ها می‌تواند انسجام مردم ایران باشد. از جنگ ۱۲ روزه تا زمانی که جنگ اوج گرفت شاهد یک اتحاد معجزه‌وار هستیم. بسیاری از دو قطبی‌های کشور به سمت علاج شدن و نزدیک شدن رفت و یک اتفاق بسیار اعجاب آوری رخ داد یعنی اتحاد مقدس که هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در نبردی که در رمضان شروع شد عادی نبود و این هویت واحدی که شکل گرفت امر معجزه‌گونه‌ای بود.

وی خاطرنشان کرد: اینکه این موارد چه اثری در بازگشت این شخصیت‌ها به داخل دارد باید گفت اگر بخواهم چهار رکن نیشن استیت را نام ببرم که شامل حکومت، حاکمیت، مردم و جغرافیاست آنچه در بین این چهار از همه ارکان کلیدی‌تر است آن چیزی است که ریشه اعمال حاکمیت و حکومت است و در واقع هویت مردم را شکل می‌دهد. یعنی وقتی که اینها با همدیگر متحد می‌شوند احساس هویت ایجاد می‌شود. به نوعی دیگر شاید اگر از مرزهای ایران بیرون باشید اما با مردم احساس هویت می‌کنید حالا اگر احساس کنی که اینها اتحاد و هویت واحدشان پیدا شده و شما با اینها و نزدیک به اینها نیستی، احساس می‌کنی به بیرون پرتاب شده‌ای و شاید با بیرون بودن از مرزها قبل از این، این حس را نداشته‌ای اما بعد از اینکه این اتحاد را می‌بینی این احساس را دارید.

مهدیان ادامه داد: بخشی از سلبریتی‌ها و هنرمندانمان که در ایران بودند سکوت کرده بودند، سکوتشان را شکستند. اسم نمی‌برم چون افراد محترمی هستند و اینها کسانی هستند که یگ مرتبه به مدرسه شجره طیبه میناب رفتند و آنجا سخنرانی کردند، یعنی جهت خودشان را عوض کردند که به خاطر دیدن یکپارچگی و هویت واحد است. افراد نمی‌خواهند به بیرون پرت شوند و نمی‌خواهند این احساس هویت از بین برود. این احساس هویت خیلی ارزشمند است.

وی تصریح کرد: یکی از علت‌های این چهار رکن این است که شخص احساس می‌کند بی‌هویت می‌شود. هرچقدر اتحاد مقدس ایران بیشتر باشد خیلی از افرادی که بیرون مرزها هستند سمت و سویشان به سمت داخل برمی‌گردد چون احساس بی‌هویتی و احساس بی‌کسی خالص می‌کنند. بسیاری از مهاجرین بیرون از ایران دوام می‌آورند به خاطر اینکه در این دو قطبی‌ها احساس می‌کنند در یک طرف قرار گرفتند و احساس بی‌هویتی نمی‌کند و احساس می‌کند در یک جهتی از این جنگ قرار گرفته است.

این فعال فرهنگی خاطرنشان کرد: نکته دوم خود مسئله تقابل با دشمن است. ما در ماجرای این جنگی که شکل گرفته و یک جنگ عادی نیست، دنیا تقسیم می‌شود به کسانی که با ایرانند و کسانی که مخالف ایرانند. مخالفین ایران در تیم نتانیاهو ترامپ هستند و انقدر آن طرف بدنام است که تو حاضر نیستی بگی من با ایران نیستم چون اگر بگوییم با ایران نیستم یعنی با او هستیم.

وی با تاکید بر اینکه دوگانه‌ای شکل گرفته است. فرد باید تعیین تکلیف بکند. یا این طرف است یا آن طرف، یا با ایران است یا مخالف ایران و این حق و باطل خیلی روشن شده است ادامه داد: نکته سوم شکست پروژه‌ای است که اینها شروع کرده بودند. شکست پروژه‌ای که ۱۴۰۰-۱۴۰۱ جدی شد، پروژه‌ای که کلید به نام نارضایتی و کلید زدن به عنوان بازگشت سلطنت شروع کردند. از همان ۱۴۰۱ به شکل‌های مختلف سعی کردند جمع بشوند و تمام اپوزیسیون را یکی کنند و محور واحد بهشان بدهند، پشتیبانی اقتصادی بشود و این طرف هم سلبریتی‌ها، هنرمندان، فوتبالیست‌ها و ورزشکارانی که می‌توانند به هر شکلی با فشار رسانه شناختی و گسیل کامنت‌ها و... اینها را بکشانند به این سمتی که به آن جریان نارضایتی عمومی و به آن جریانی که سلطنت میخواست شکل بگیر نفس بدهند و بعد کودتا کنند که در ۱۸ و ۱۹ دی به اوج خودش رسید.

مهدیان با اشاره به اینکه این جریان الان هم تمام تلاشش روی همین موضوع است گفت: با توجه به این اتحادی که شکل گرفته و درگیری حق و باطل، جریان اپوزوسیون کلاً از مردم ناامید شدند و رفتند به سمت نفوذ، تجزیه طلب‌ها و... لذا آن پروژه کلاً شکست خورد. اختلاف شدید و درگیری علی کریمی با پهلوی‌چی ها و... را می‌شود در این چارچوب حساب کرد.

وی خاطرنشان کرد: اینها شکست سهمگینی خوردند، سرخورده شدند، بی‌محلی عجیبی بهشان شد چون واقعاً نتوانستند کاری کنند و مثل تفاله بیرون افتادند و طبیعتاً باید یک فکری برای آینده خودشان بکنند چون برایشان قابل تحمل نیست.

این فعال فرهنگی تصریح کرد: نکته چهارم خود هویت سلبریتی‌گری و مخاطب داشتن است. طرف نگاه می‌کند بعد از یک مدت کسی بهش نگاه و توجه نمی‌کند منزوی می‌شد این فرد باید کاری بکند. هویت سلبریتی به مخاطبش و به دیده شدنش است. طرف می‌بیند اگر همینطوری پیش برود مرگش اتفاق می‌افتد چون وقتی دیده نشود دیگر چیزی نیست و نابود می‌شود لذا باید فرمان بچرخاند و فکر دیگری بکند. اینها چهار نکته‌ای بود که باید با آنها اشاره می‌کردم.

این فعال فرهنگی افزود: نکته پنجم این است که ما شاهد یک جریان بازگشت هستیم. بعضیها می‌آیند در صداوسیما شروع می‌کنند به کار کردن، خیلی هایشان در تجمعات شزکت می‌کنند خیلی هایشان یک مدلی مثل استوری، پست و... خودشان را نشان می‌دهند. این تغییر جهت، یک جریان است اما اگر انفرادی بخواهیم حساب کنیم ممکن است پروژه باشد یعنی خودش برگشته که یک کاری در داخل بکند و برای خودش ماموریتی دارد.

وی در پایان سخنانش افزود: برخی گفتند برگشت این افراد یک رنسانس فرهنگی است که شکل گرفته است. وضع بی مدیریتی ما در فضای فرهنگی خیلی نگران کننده است. ممکن است برخی از اینها بیایند و کمکی هم بخواهند به آن جریان بکنند و مددی باشند اما خودشان جزو پروژه دشمن باشند و این را هم باید به عنوان یک مورد در نظر بگیریم و کاملا خوشبینانه به همه بازگشت ها نگاه نکنیم با اینکه اصل جریان را جریان معنادار و بسیار مبارکی می‌دانم که نشان پیروزی ایران است. این جریانی که اتفاق می‌افتد نشان دهنده پیروزی ایران است اما این را باید در نظر گرفت که نفرات ممکن است که در بینشان این ویژگی هم وجود داشته باشد.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1319831

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha