پیش‌بینی تولید ۲۴ هزار تن گردو در تویسرکان؛ اقتصاد باغداری در انتظار تحول صنعتی

پیش‌بینی تولید ۲۴ هزار تن گردو در تویسرکان و فعالیت حدود هشت هزار بهره‌بردار، از ظرفیت عظیم اقتصادی این شهرستان حکایت دارد، اما استمرار خام‌فروشی و توسعه‌نیافتگی صنایع فرآوری، این پرسش را برجسته می‌کند که چه سهمی از ثروت حاصل از طلای سبز در سرزمین تولیدکنندگان باقی می‌ماند.

به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از همدان؛ درختان گردوی تویسرکان قرن‌هاست که بر دامنه‌های این شهرستان ریشه دوانده‌اند، اما مسئله امروز اقتصاد باغداری منطقه دیگر تنها میزان محصولی نیست که از شاخه‌های این درختان برداشت می‌شود؛ پرسش مهم‌تر آن است که چه مقدار از ارزش اقتصادی گردو در همان سرزمینی باقی می‌ماند که پرورش آن سال‌ها زمان، سرمایه و مراقبت می‌طلبد. اعلام پیش‌بینی تولید ۲۴ هزار تن گردو در سال ۱۴۰۵، همراه با افزایش حدود ۲۰ درصدی تولید نسبت به سال گذشته، بار دیگر ظرفیت این شهرستان را در اقتصاد باغبانی کشور برجسته کرده است. بااین‌حال، رشد تولید به‌تنهایی نمی‌تواند نشانه افزایش متناسب درآمد باغداران یا رونق پایدار اقتصاد محلی باشد. هنگامی که محصولی با اعتبار شناخته‌شده از باغ خارج می‌شود، اما بخش قابل‌توجهی از فرآوری، بسته‌بندی، بازاریابی و توزیع آن در حلقه‌های بعدی زنجیره ارزش شکل می‌گیرد، ضرورت بررسی سهم واقعی تولیدکننده از قیمت نهایی بیش از هر زمان دیگری آشکار می‌شود.

تویسرکان با حدود هشت هزار و ۳۰۰ هکتار باغ گردو و نزدیک به هشت هزار بهره‌بردار، یکی از مهم‌ترین مراکز تولید این محصول در کشور به شمار می‌رود. این گستره تولیدی تنها مجموعه‌ای از زمین‌های کشاورزی نیست، بلکه شبکه‌ای از مناسبات اقتصادی و اجتماعی را شکل داده که زندگی خانوارهای باغدار، کارگران فصلی، فعالان حمل‌ونقل، فروشندگان نهاده و واحدهای صنفی به آن وابسته است. وجود نزدیک به ۲۵۰ واحد صنفی مرتبط با خریدوفروش گردو نیز نشان می‌دهد که بازار این محصول از ساختاری گسترده برخوردار است. بااین‌حال، گستردگی فعالیت تجاری لزوما به معنای توزیع متوازن منافع اقتصادی نیست. ارزش محصول از لحظه برداشت تا رسیدن به مصرف‌کننده، تحت تأثیر فرآیندهای مختلف افزایش می‌یابد و هر حلقه متناسب با نقش، هزینه و قدرت چانه‌زنی خود سهمی از آن دریافت می‌کند. مسئله اساسی آن است که آیا جایگاه باغداران در این زنجیره با میزان سرمایه، ریسک و تلاشی که برای تولید متحمل می‌شوند تناسب دارد.

در اقتصاد محصولات باغی، قیمت نهایی تنها حاصل کیفیت محصول نیست، بلکه از مجموعه‌ای از خدمات و فعالیت‌های اقتصادی شکل می‌گیرد که ارزش مصرفی و تجاری آن را افزایش می‌دهند. گردویی که پس از برداشت به‌صورت خام عرضه می‌شود، با محصولی که درجه‌بندی، خشک‌سازی اصولی، بسته‌بندی استاندارد و برای بازار مشخص آماده شده است، از نظر هزینه و ارزش فروش تفاوت دارد. همین فاصله، فرصت ایجاد ارزش افزوده را فراهم می‌کند؛ فرصتی که در صورت نبود زیرساخت‌های صنعتی و تجاری مناسب، ممکن است عمدتا در خارج از شهرستان تولیدکننده تحقق یابد. در مهر ۱۴۰۵، مسئولان جهاد کشاورزی تویسرکان نیز توسعه صنایع بزرگ فرآوری را یکی از حلقه‌های تکمیل‌نشده اقتصاد گردوی منطقه معرفی کردند. چنین ارزیابی‌ای نشان می‌دهد که مسئله فراتر از افزایش سطح باغ‌هاست و به ضرورت تغییر جایگاه شهرستان در ساختار اقتصادی محصول مربوط می‌شود. تویسرکان برای ارتقای درآمد خود باید علاوه بر تولید گردو، در فرآیند تبدیل آن به کالایی با ارزش تجاری بالاتر نیز نقش مؤثرتری داشته باشد.

اختلاف قیمت میان محصول خریداری‌شده از باغدار و گردوی عرضه‌شده در بازار مصرف، یکی از نشانه‌های اهمیت این موضوع است. گزارش‌های بازار در مهر ۱۴۰۵ از تفاوت قابل‌توجه قیمت گردوی تازه، گردوی خشک و مغز گردو با درجات مختلف کیفیت حکایت داشته‌اند. بااین‌حال، تمام این اختلاف را نمی‌توان سود واسطه‌ها تلقی کرد؛ زیرا افت وزن ناشی از خشک‌شدن، هزینه پوست‌گیری، جداسازی، حمل‌ونقل، بسته‌بندی، ضایعات و ریسک نگهداری نیز بر قیمت نهایی تأثیر می‌گذارند. نقد کارشناسی زمانی معتبر خواهد بود که سهم هرکدام از این هزینه‌ها از حاشیه سود واقعی تفکیک شود. آنچه نیازمند بررسی است، میزان قدرت چانه‌زنی باغدار در زمان برداشت و امکان دسترسی مستقیم او به بازارهای پرسودتر است. تولیدکننده‌ای که برای پرداخت هزینه‌های جاری ناچار به فروش فوری محصول باشد، معمولا در موقعیتی متفاوت از تاجری قرار دارد که توان نگهداری، تجمیع و عرضه تدریجی کالا را در اختیار دارد.

از همین نقطه، مسئله تأمین مالی به یکی از عوامل تعیین‌کننده در سرنوشت اقتصاد گردوی تویسرکان تبدیل می‌شود. باغداری گردو فعالیتی بلندمدت است و هزینه‌های نگهداری باغ، آبیاری، تغذیه درختان، مقابله با آفات و برداشت محصول پیش از تحقق درآمد پرداخت می‌شوند. در مقابل، فروش محصول عمدتا در دوره‌ای محدود صورت می‌گیرد و ممکن است هم‌زمانی عرضه گسترده، قدرت قیمت‌گذاری تولیدکنندگان را کاهش دهد. ایجاد سازوکارهای اعتباری متناسب با چرخه باغداری، توسعه انبارهای استاندارد و فراهم‌کردن امکانات خشک‌سازی و نگهداری می‌تواند به باغداران کمک کند تا درباره زمان فروش انتخاب بیشتری داشته باشند. البته نگهداری محصول نیز بدون هزینه و ریسک نیست و باید با مطالعات اقتصادی همراه شود. هدف سیاست حمایتی نباید صرفا افزایش حجم تسهیلات باشد، بلکه لازم است توان تصمیم‌گیری اقتصادی تولیدکننده تقویت شود تا فروش محصول از یک ضرورت فوری معیشتی به انتخابی آگاهانه و سودآور تبدیل شود.

در کنار تأمین مالی، ساختار تشکل‌های تولیدی و تجاری اهمیت ویژه‌ای دارد. فعالیت انفرادی هزاران باغدار با حجم‌های متفاوت تولید، امکان دستیابی مستقیم به بازارهای بزرگ را محدود می‌کند. تشکیل تعاونی‌های تخصصی یا شرکت‌های بازاریابی مشترک، در صورت برخورداری از مدیریت حرفه‌ای و شفافیت مالی، می‌تواند بخشی از هزینه‌های تجمیع، درجه‌بندی و فروش را کاهش دهد. این نهادها همچنین قادرند اطلاعات بازار را در اختیار تولیدکنندگان قرار دهند و در مذاکره با خریداران عمده جایگاه مناسب‌تری ایجاد کنند. بااین‌حال، موفقیت ساختارهای مشارکتی به اعتماد اعضا، پاسخ‌گویی مدیران و توزیع منصفانه منافع وابسته است. صرف تأسیس یک مجموعه حقوقی بدون برنامه تجاری مشخص، تغییری در مناسبات بازار ایجاد نخواهد کرد. اقتصاد گردوی تویسرکان به ساختارهایی نیاز دارد که قدرت تولید پراکنده باغداران را به قدرت اقتصادی سازمان‌یافته تبدیل کنند.

اعتبار جغرافیایی گردوی تویسرکان نیز سرمایه‌ای است که اهمیت آن کمتر از خود محصول نیست. شهرت این گردو به ویژگی‌هایی مانند کیفیت مغز، طعم و خصوصیات ظاهری، ظرفیت ایجاد تمایز در بازار را فراهم کرده و ثبت بین‌المللی نشان جغرافیایی آن نیز پشتوانه‌ای برای معرفی هویت محصول محسوب می‌شود. بااین‌حال، برخورداری از نام شناخته‌شده زمانی به مزیت رقابتی پایدار تبدیل خواهد شد که مصرف‌کننده بتواند اصالت و کیفیت محصول عرضه‌شده را تشخیص دهد. بسته‌بندی دارای اطلاعات قابل رهگیری، استانداردهای درجه‌بندی، کنترل کیفیت و نظارت بر استفاده از نام جغرافیایی می‌توانند در این مسیر مؤثر باشند. اگر محصول تولیدشده در سایر مناطق بدون تمایز روشن با عنوان گردوی تویسرکان عرضه شود، اعتماد مصرف‌کننده و قدرت اقتصادی برند محلی ممکن است آسیب ببیند. حفاظت از اعتبار این نام، تنها مسئله‌ای فرهنگی یا تبلیغاتی نیست؛ بلکه بخشی از سیاست اقتصادی حمایت از تولیدکنندگانی است که ارزش برند بر پایه محصول آنها شکل گرفته است.

ظرفیت صنعتی شهرستان نیز نشان می‌دهد که توسعه زنجیره ارزش نباید به ایجاد کارخانه‌های بسته‌بندی محدود بماند. فعالیت واحدهای تولیدکننده دستگاه‌های پوست‌گیر گردو و مجموعه‌هایی که از پوست چوبی این محصول برای تولید کربن فعال و مواد مورد استفاده در صنایع دیگر بهره می‌برند، نشانه وجود فرصت‌های متنوع صنعتی در پیرامون باغداری است. بر اساس اطلاعات منتشرشده در مهر ۱۴۰۵، یکی از واحدهای فعال شهرستان سالانه بیش از ۴۰۰ دستگاه پوست‌گیر تولید می‌کند و دو واحد نیز در زمینه تولید کربن فعال از پوسته گردو فعالیت دارند. این ظرفیت‌ها نشان می‌دهند که توسعه اقتصادی محصول می‌تواند علاوه بر صنایع غذایی، حوزه ماشین‌سازی، فرآوری پسماند و تولید مواد واسطه صنعتی را نیز دربرگیرد. بااین‌حال، برای گسترش چنین فعالیت‌هایی باید دسترسی به سرمایه، بازار فروش، انرژی و فناوری مورد بررسی قرار گیرد. ایجاد ارزش افزوده پایدار به مجموعه‌ای هماهنگ از بنگاه‌های اقتصادی نیاز دارد، نه صرفا افزایش تعداد واحدهای صنعتی.

پایداری تولید گردو از منظر محیط‌زیستی نیز اهمیت مستقلی دارد. باغ‌های گردو سرمایه‌هایی بلندمدت هستند و آسیب ناشی از سرمازدگی، کاهش منابع آب یا فرسودگی درختان می‌تواند برای چندین سال بر درآمد خانوارها اثر بگذارد. اجرای طرح سرشاخه‌کاری با هدف جوان‌سازی درختان، ارتقای عملکرد و افزایش مقاومت در برابر برخی مخاطرات اقلیمی، نمونه‌ای از اقداماتی است که در تویسرکان دنبال می‌شود. همچنین فعالیت باغ مادری و نهالستان مرادآباد در مساحتی حدود ۱۴ هکتار و ظرفیت اعلامی تولید سالانه ۱۰۰ هزار اصله نهال پیوندی، امکان تقویت کیفیت نهاده‌های باغبانی را فراهم کرده است. بااین‌حال، توسعه فناوری باغداری باید با مدیریت منابع آب و ارزیابی سازگاری ارقام همراه باشد. افزایش عملکرد در کوتاه‌مدت زمانی به موفقیت اقتصادی تبدیل می‌شود که سلامت درختان، حاصلخیزی خاک و ظرفیت طبیعی باغ‌ها در بلندمدت حفظ شود.

موضوع برداشت گردو نیز بخشی از اقتصاد تولید است که نمی‌توان آن را صرفا فعالیتی فصلی و سنتی تلقی کرد. استفاده از روش‌های غیراستاندارد برداشت ممکن است علاوه بر آسیب‌رساندن به درختان، خطرهای جسمی جدی برای کارگران و باغداران ایجاد کند. ازاین‌رو، توسعه تجهیزات مناسب برداشت، آموزش نیروی انسانی و بررسی پوشش بیمه‌ای فعالان این بخش باید در برنامه‌های اقتصادی شهرستان جایگاه مشخصی داشته باشد. هزینه حوادث احتمالی، کاهش توان کار و خسارت به درختان از جمله پیامدهایی است که می‌تواند درآمد حاصل از تولید را تحت تأثیر قرار دهد. بهبود ایمنی تنها یک مطالبه رفاهی نیست، بلکه در چهارچوب اقتصاد بهره‌وری نیز معنا پیدا می‌کند. تولیدی که با مخاطرات قابل پیشگیری همراه باشد، بخشی از هزینه واقعی خود را به نیروی انسانی و آینده سرمایه طبیعی تحمیل می‌کند.

نگاه به آینده گردوی تویسرکان مستلزم اصلاح شیوه سنجش موفقیت برنامه‌های توسعه است. میزان برداشت، سطح زیر کشت و تعداد جشنواره‌ها اطلاعات مهمی ارائه می‌دهند، اما برای ارزیابی نتیجه اقتصادی کافی نیستند. دستگاه‌های مسئول باید شاخص‌هایی مانند سهم فرآوری صنعتی، تعداد واحدهای دارای فروش پایدار، ارزش محصولات بسته‌بندی‌شده، درآمد خالص باغداران و میزان اشتغال رسمی زنجیره ارزش را نیز مورد توجه قرار دهند. برگزاری جشنواره گردو و گردهمایی فعالان اقتصادی در مهر ۱۴۰۵ می‌تواند فرصتی برای معرفی توانمندی‌ها و جذب سرمایه باشد، مشروط بر اینکه خروجی آن به قراردادهای تجاری، سرمایه‌گذاری عملیاتی و گسترش شبکه فروش منجر شود. بدون این پیوند، رویدادهای معرفی محصول ممکن است بیش از آنکه اقتصاد تولیدکننده را متحول کنند، به نمایش ظرفیت‌های شناخته‌شده محدود بمانند. سیاست توسعه شهرستان باید از توصیف مزیت‌ها به سنجش نتایج اقتصادی حرکت کند.

از منظر حکمرانی اقتصادی، مسئولیت توسعه این زنجیره میان نهادهای مختلف توزیع شده است. جهاد کشاورزی در ارتقای بهره‌وری باغ‌ها و ارائه خدمات فنی نقش دارد، دستگاه‌های متولی صنعت و سرمایه‌گذاری باید زمینه توسعه واحدهای فرآوری را تسهیل کنند و نهادهای تجاری نیز در ایجاد دسترسی به بازارهای داخلی و صادراتی مسئولیت دارند. مدیریت شهرستان می‌تواند با هماهنگی این مجموعه‌ها، شناسایی موانع مشترک و انتشار برنامه اجرایی دارای زمان‌بندی، از پراکندگی تصمیم‌ها جلوگیری کند. همچنین باید روشن شود کدام حلقه‌های فرآوری از نظر ظرفیت تولید، دسترسی به مواد اولیه و امکان فروش، توجیه اقتصادی بیشتری دارند. حمایت از سرمایه‌گذاری بدون مطالعه بازار ممکن است به ایجاد ظرفیت‌های بلااستفاده منجر شود. بنابراین، نخستین گام در تکمیل زنجیره ارزش، شناخت دقیق نقاطی است که سرمایه‌گذاری در آنها بیشترین منفعت اقتصادی را برای تولیدکنندگان و شهرستان ایجاد می‌کند.

اقتصاد گردوی تویسرکان اکنون در مرحله‌ای قرار گرفته که استمرار افزایش برداشت، بدون اصلاح ساختار بازار، نمی‌تواند به‌تنهایی آینده معیشت باغداران را تضمین کند. پیش‌بینی تولید ۲۴ هزار تن گردو در سال ۱۴۰۵ نشان‌دهنده ظرفیت قابل‌توجه تولید است، اما ارزش واقعی این ظرفیت باید در درآمد خانوارها، کیفیت اشتغال، توسعه صنعت و سهم شهرستان از بازار نهایی آشکار شود. آینده این محصول به تصمیم‌هایی وابسته است که امروز درباره فرآوری، تأمین مالی، حفاظت از برند، مدیریت منابع طبیعی و سازمان‌دهی تولیدکنندگان اتخاذ می‌شود. تویسرکان برای حفظ جایگاه خود تنها به باغ‌های پربارتر نیاز ندارد؛ به اقتصادی احتیاج دارد که بتواند حاصل تلاش باغداران را به ثروتی ماندگار تبدیل کند. فاصله میان تولید محصول و برخورداری از منافع آن، همان فاصله‌ای است که سیاست توسعه باید کاهش دهد؛ زیرا ارزش حقیقی طلای سبز نه فقط در شاخه‌های درختان، بلکه در سهمی سنجیده می‌شود که از رونق آن برای مردم سرزمین تولیدکننده باقی می‌ماند.

انتهای پیام./

کد مطلب: 1321320

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha