به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از همدان؛ کشاورزی فامنین بر سر دوراهی مهمی ایستاده است؛ دوراهی میان تداوم الگوهای تولیدی که سالها بنیان معیشت روستاییان را شکل دادهاند و حرکت به سوی شیوههایی که قرار است با مصرف کمتر منابع، ارزش اقتصادی بیشتری ایجاد کنند. اعلام برنامه توسعه ظرفیت گلخانهای منطقه فامنین و قهاوند تا حدود ۲۵۰ هکتار در شهریور ۱۴۰۵، نشانهای از تغییر جهت سیاستگذاری کشاورزی در شمال استان همدان به شمار میرود؛ تغییری که اگر با شناخت ظرفیتهای محیطی و اقتصادی همراه باشد، میتواند ساختار تولید را دگرگون کند. بااینحال، میان اعلام یک هدف توسعهای و دستیابی به اقتصادی پایدار، فاصلهای وجود دارد که با صدور مجوز و اختصاص زمین بهتنهایی پر نمیشود. سرنوشت این برنامه به پرسشی بنیادین وابسته است: آیا گلخانهها قرار است تنها سطح تازهای از تولید ایجاد کنند یا میتوانند الگوی معیشت کشاورزان را نیز بهبود بخشند؟
در نشست ستاد تسهیل و رفع موانع تولید بخش کشاورزی شهرستان فامنین در چهاردهم شهریور ۱۴۰۵، توسعه گلخانهها بهعنوان یکی از محورهای تغییر الگوی کشت مطرح شد. در توضیح این برنامه، احداث حدود ۱۰۰ هکتار گلخانه در فامنین و ۱۰۰ هکتار در فیضآباد مورد اشاره قرار گرفت و افزایش ظرفیت منطقه به حدود ۲۵۰ هکتار هدفگذاری شد. همزمان، موضوع تأمین آب مورد نیاز طرحها نیز در دستور پیگیری قرار داشت. این اطلاعات نشان میدهد که برنامه هنوز در مرحلهای قرار دارد که تعیین وضعیت منابع و فراهمسازی زیرساختها نقشی اساسی در سرنوشت آن ایفا میکند. بنابراین، رقم اعلامشده نباید با سطح گلخانههای تکمیلشده یا تولید عملیاتی اشتباه گرفته شود. اهمیت واقعی برنامه زمانی آشکار خواهد شد که ظرفیت هدفگذاریشده به واحدهای اقتصادی فعال، دارای محصول قابل فروش و برخوردار از منابع پایدار تبدیل شود.
فامنین و دشتهای پیرامونی آن بخشی از پهنه کشاورزی استان همدان را تشکیل میدهند که در آن محدودیت منابع آب، اهمیت اصلاح شیوه بهرهبرداری را دوچندان کرده است. کشاورزی در چنین مناطقی تنها فعالیتی اقتصادی نیست، بلکه ساختاری اجتماعی است که مالکیت زمین، اشتغال خانوادگی، روابط تولید و الگوی سکونت روستایی را تحت تأثیر قرار میدهد. تغییر این ساختار بدون توجه به شرایط زندگی کشاورزان میتواند پیامدهایی متفاوت از اهداف اولیه به همراه داشته باشد. گسترش گلخانهها در صورت طراحی صحیح، فرصت افزایش تولید در واحد سطح و مدیریت دقیقتر مصرف آب را فراهم میکند، اما اگر سرمایهگذاری عمدتا در اختیار گروههای برخوردار قرار گیرد، ممکن است بخشی از بهرهبرداران سنتی از منافع تحول کنار بمانند. توسعه کشاورزی زمانی واجد ارزش اجتماعی است که حاصل آن علاوه بر افزایش تولید، به بهبود فرصتهای اقتصادی جامعه محلی منجر شود.
یکی از مهمترین استدلالهای مطرحشده برای توسعه کشت گلخانهای، افزایش بهرهوری مصرف آب است. در محیط کنترلشده گلخانه، امکان مدیریت آبیاری، رطوبت و تغذیه گیاه دقیقتر از بسیاری از شیوههای زراعت فضای باز فراهم میشود. بااینحال، کاهش مصرف آب به ازای هر کیلوگرم محصول، لزوما به معنای کاهش برداشت کل آب در مقیاس دشت نیست. اگر توسعه سطح زیر کشت، افزایش تعداد دورههای تولید یا تغییر نوع محصول با برداشت بیشتر همراه شود، بخشی از صرفهجویی مورد انتظار ممکن است تحقق نیابد. به همین دلیل، سیاست توسعه گلخانهای باید با ارزیابی تراز منابع آب و تعیین سقف برداشت مجاز همراه باشد. شاخص اصلی موفقیت نباید فقط میزان محصول تولیدشده به ازای هر مترمکعب آب باشد؛ بلکه لازم است میزان برداشت واقعی از آبخوان و آثار توسعه بر پایداری منابع زیرزمینی نیز بررسی شود.
مسئله تأمین سرمایه، دومین مانع مهم پیش روی این تحول است. احداث گلخانه تجاری به زمین و سازه محدود نمیشود و مجموعهای از تجهیزات آبیاری، کنترل دما، تهویه، تأمین انرژی، آمادهسازی بستر کشت و سرمایه در گردش را نیاز دارد. هزینه این تجهیزات بسته به فناوری انتخابشده و مقیاس فعالیت متفاوت است و بدون ارائه برآورد مالی دقیق نمیتوان درباره سودآوری طرحها قضاوت کرد. برای کشاورزی که سالها با ابزارهای متعارف زراعت فعالیت کرده، ورود به تولید گلخانهای ممکن است به معنای پذیرش تعهد مالی قابلتوجه باشد. تسهیلات بانکی نیز زمانی ابزار توسعه محسوب میشود که دوره بازپرداخت، نرخ تأمین مالی و زمان آغاز درآمد با چرخه واقعی تولید تناسب داشته باشد. تبدیل کشاورز سنتی به تولیدکننده بدهکار، بدون فراهمکردن بازار مطمئن، نمیتواند نشانه موفقیت سیاست حمایتی باشد.
در چنین شرایطی، طراحی الگوی مشارکت کشاورزان خرد اهمیت ویژهای پیدا میکند. توسعه گلخانههای بزرگ ممکن است از نظر مدیریت تجهیزات، تأمین نهاده و تجمیع تولید مزیتهایی داشته باشد، اما این مزایا نباید به حذف فرصت مشارکت بهرهبرداران کوچک منجر شود. تشکیل تعاونیهای تخصصی، استفاده مشترک از تجهیزات، خرید گروهی نهادهها و راهاندازی مراکز بستهبندی میتواند هزینه ورود به بازار را کاهش دهد. البته تعاونی زمانی مؤثر خواهد بود که مدیریت حرفهای، شفافیت مالی و سازوکار مشخص تقسیم منافع داشته باشد. تجربه بسیاری از فعالیتهای اقتصادی نشان داده است که تجمیع منابع بدون نظام پاسخگویی، بهخودیخود تضمینکننده سودآوری نیست. در فامنین نیز لازم است پیش از گسترش طرح، سهم احتمالی کشاورزان محلی، شرایط عضویت در ساختارهای مشارکتی و شیوه حمایت از سرمایهگذاران کوچک بهروشنی تعریف شود.
چالش انرژی نیز نباید زیر سایه مسئله آب پنهان بماند. تولید گلخانهای در اقلیم دارای زمستانهای سرد به سامانههای گرمایشی قابلاعتماد وابسته است و در دورههای گرم سال نیز تهویه و کنترل دما اهمیت پیدا میکند. اختلال در تأمین برق یا سوخت میتواند به محصول آسیب برساند و هزینه تولید را افزایش دهد. بنابراین، پیشبینی دسترسی پایدار به شبکه انرژی، انتخاب سازه متناسب با اقلیم و استفاده از تجهیزات کممصرف باید پیش از سرمایهگذاری انجام شود. توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در صورت امکانسنجی فنی و اقتصادی میتواند بخشی از نیازهای انرژی را پوشش دهد، اما نباید بدون بررسی الگوی مصرف و هزینه تجهیزات، جایگزینی کامل برای زیرساختهای متعارف فرض شود. در چنین طرحهایی، هزینه انرژی باید از ابتدا در محاسبات سودآوری وارد شود تا سرمایهگذار با تصویری واقعی از مخارج سالانه تصمیم بگیرد.
انتخاب محصول مناسب نیز به اندازه احداث گلخانه اهمیت دارد. تولید محصولی که از نظر فنی امکان کشت دارد، لزوما از نظر اقتصادی سودآور نیست. نوع محصول باید متناسب با شرایط اقلیمی، هزینه انرژی، کیفیت آب، ظرفیت بازار و مهارت تولیدکنندگان تعیین شود. در همین زمینه، توسعه زعفران و دیگر محصولات دارای ارزش اقتصادی بالا نیز در مباحث اصلاح الگوی کشت منطقه مطرح شده است، اما باید میان زراعت کمآببر فضای باز و کشت گلخانهای تفکیک روشنی وجود داشته باشد. هر محصول نیازمند الگوی فنی، سرمایهگذاری و بازاریابی مخصوص خود است. تصمیمگیری صرفا بر اساس قیمت بالای یک محصول در مقطعی محدود، میتواند به افزایش تولید بدون بازار پایدار منجر شود. مطالعات اقتصادی باید سناریوهای مختلف قیمت فروش، کاهش عملکرد، افزایش هزینه نهادهها و افت تقاضا را پیش از صدور مجوزهای گسترده بررسی کنند.
بازار فروش، حلقهای است که میتواند موفقترین تولید فنی را به فعالیتی کمبازده تبدیل کند. محصولات گلخانهای در بسیاری از موارد به حملونقل سریع، درجهبندی، بستهبندی استاندارد و حفظ کیفیت پس از برداشت نیاز دارند. اگر تولیدکنندگان فامنین بدون شبکه فروش سازمانیافته وارد بازار شوند، احتمال وابستگی شدید آنان به واسطههای عمدهفروش افزایش خواهد یافت. چنین وابستگیای میتواند قدرت چانهزنی کشاورز را کاهش دهد و بخشی از ارزش افزوده تولید را از منطقه خارج کند. ایجاد مراکز تجمیع محصول، توسعه قراردادهای فروش با خریداران معتبر و فراهمکردن اطلاعات شفاف از قیمت بازار میتواند این آسیبپذیری را محدود سازد. در این میان، ظرفیت لجستیکی و صنایع تبدیلی استان همدان نیز باید بهعنوان بخشی از زنجیره اقتصادی طرح بررسی شود، نه موضوعی مستقل که پس از احداث گلخانهها مورد توجه قرار گیرد.
اشتغالزایی از دیگر اهداف مورد انتظار توسعه گلخانهای است، اما این شاخص نیز به تعریف دقیق نیاز دارد. تعداد فرصتهای شغلی اعلامی پیش از اجرای طرح با اشتغال واقعی و بیمهشده پس از بهرهبرداری یکسان نیست. گلخانهها بسته به نوع محصول و سطح مکانیزاسیون، به ترکیب متفاوتی از نیروی انسانی نیاز دارند و ممکن است بخشی از فرصتهای شغلی آنها فصلی باشد. ازاینرو، سیاست توسعه اشتغال باید بر کیفیت مشاغل، سطح دستمزد، آموزش مهارتی و استمرار فعالیت واحدها متمرکز شود. مشارکت زنان و جوانان روستایی در امور تخصصی تولید، بستهبندی، کنترل کیفیت و فروش نیز میتواند ظرفیت اقتصادی طرح را افزایش دهد، مشروط بر اینکه آموزش و شرایط استخدام با نیازهای واقعی بنگاهها هماهنگ باشد. شمار کارکنان تنها یکی از معیارهاست؛ میزان درآمد پایدار ایجادشده برای خانوارهای منطقه اهمیت بیشتری دارد.
نقش دستگاههای اجرایی در این فرآیند فراتر از تسهیل صدور مجوز است. جهاد کشاورزی باید بر تناسب فنی الگوی تولید، آموزش و ارزیابی اقتصادی طرحها تمرکز کند و دستگاه متولی منابع آب نیز درباره امکان تأمین پایدار آب و محدودیتهای برداشت تصمیم کارشناسی ارائه دهد. تأمین زیرساختهای برق، گاز و راه دسترسی به هماهنگی نهادهای مسئول نیاز دارد و بانکها نیز باید ارزیابی اعتباری را بر مبنای توان بازپرداخت واقعی انجام دهند. نظارت مؤثر مستلزم آن است که وضعیت زمین، مجوز، منابع مالی، پیشرفت ساخت و بهرهبرداری هر پروژه بهصورت جداگانه ثبت شود. صرف تخصیص زمین یا تصویب تسهیلات، به معنای ایجاد ظرفیت تولیدی نیست. انتشار گزارشهای دورهای از پیشرفت طرحها میتواند هم اعتماد سرمایهگذاران را افزایش دهد و هم امکان مطالبهگری کارشناسی را فراهم سازد.
توسعه ۲۵۰ هکتاری گلخانه در فامنین و مناطق پیرامونی، در صورت تحقق، فرصتی برای بازتعریف رابطه کشاورزی با منابع طبیعی و اقتصاد محلی خواهد بود. بااینحال، ارزش آن را نمیتوان تنها با تعداد هکتارهای زیر پوشش سازه سنجید. باید روشن شود چه میزان آب مصرف میشود، چه مقدار محصول به فروش میرسد، چه تعداد شغل پایدار شکل میگیرد و چه سهمی از سود تولید نصیب کشاورزان و خانوارهای بومی خواهد شد. این شاخصها میتوانند مرز میان توسعه واقعی و گسترش ظاهری ظرفیت را مشخص کنند. فامنین برای تبدیلشدن به قطب تولید گلخانهای بیش از آنکه به عنوانی تازه نیاز داشته باشد، به الگویی اقتصادی احتیاج دارد که در آن سرمایهگذاری، بهرهوری منابع، عدالت مشارکت و قدرت فروش به یکدیگر پیوند بخورند. آینده کشاورزی این منطقه زمانی تغییر خواهد کرد که وعده توسعه در صورتحساب آب، تراز مالی واحدهای تولیدی و درآمد خانوارهای روستایی قابل مشاهده باشد.
انتهای پیام./
نظر شما