به گزارش ایسکانیوز،با رفتن پپ گوردیولا از نیوکمپ بسیاری براین باور بودند دیگر بارسا تیم سابق نخواهد شد. این تصور با بازی بارسلونا در دوران تیتوی فقید و انریکه بیشتر تقویت شد اما به ناگاه ورود والورده به رغم ترک نیوکمپ توسط نیمار همه این معادله را برهم ریخت. اکنون بارسای والورده از نظر نتیجه گیری نه تنها کم از آن بارسای گوردیولا ندارد بلکه عالیتر نیز عمل میکند و به بارساییها این امید را بخشیده است که یک بار دیگر 6گانه 2009 را تکرار سازند.
شاید بتوان گفت تابستان سال 2007 یکی از مهمترین رخدادهای جهان فوتبال باشد. در این تابستان گرم، پپ گواردیولا سرمربی تیم بارسلونا ب شد، تیمی که تیتو ویلانوای فقید نیز در کسوت دستیار پپ در آن حضور داشت. پس از گذشت چند ماه و نتایج خیره کننده پپ، او سرمربیگری تیم اصلی کاتالانها را برعهده گرفت، اگرچه نباید نقش نتایج ضعیف سال آخر فرانک ریکارد را نیز در این ارتقای فوری فراموش کرد؛ نتایجی که حتی باعث شد دکو، ستاره پرتغالی آن دوران بارسا به چلسی نقل مکان کند. اگرچه ورود گواردیولا روند ترک بازیکنان ستاره این تیم را متوقف نکرد و با دست رد به سینه رونالدینیو، این ستاره برزیلی نیز تیم گواردیولا را ترک کرد و به میلان ایتالیا پیوست. اما با ورود این مربی خاص همه قواعد رایج بازی فوتبال و تیم بارسلونا تغییر یافت و خروج چند بازیکن این تیم نیز نتوانست خللی در این روند روبه رشد و تاریخیاش ایجاد کند.
بارسای گواردیولا چه طور آن بارسا شد و چه ویژگیهایی داشت؟
تفکرات گواردیولا نه تنها در بارسلونا، بلکه در کل جهان فوتبال انقلابی ایجاد کرد. پپ کاتالان ها را کاملا متحول کرد و میتوان گفت به نوعی اصول و تفکرات یوهان کرایوف را دوباره به بارسا بازگرداند. او یک سیستم را بر پایه پاسکاری و پرسینگ در زمین حریف طرحریزی کرد و این کار باعث میشد تیم پپ با وجود هافبکهای نابغهای همچون ژاوی، بازی و کنترل آن را به طور کامل در اختیار بگیرد. با کنترل ژاوی بر تیم، همه چیز در اختیار بارسلونا قرار میگرفت و حریف تنها به نظارهگر پاسکاری کاتلانها میشد.دیگر ستاره تیم پپ، لئو بود که آن زمان جوانی جویای نام به شمار میرفت و هنوز به فوق ستاره تبدیل نشده بود، مسی با پا به توپ فوق العاده و سرک کشیدن به تمام نقاط زمین، کابوسی برای تمام حریفان بود. از دیگر نقشآفرینان این تیم دوست داشتنی میتوان به دنی آلوز برزیلی اشاره کرد که همان سال و با آمدن گواردیولا به تیم اضافه شد. او با رفت و برگشتهای مداوم سانترهای بینقص و کاتبکهای عالی در آن زمان به بازیکنی غیرقابل مهار تبدیل شده بود. بارسای پپ در آن فصل هم در لیگ، هم در جام حذفی و هم در لیگ قهرمانان اروپا توانست افتخاراتی را کسب کند.
بارسای پپ در سالهای بعدی نیز موفقیتهای چشمگیری به دست آورد و قهرمانیهای زیادی را کسب کرد. این تیم حتی به متخصص شکست سنگین تیمهای قدر و مربیان تراز اول جهان نیز تبدیل شد پنج تایی کردن رئال مادرید در دوران مورینیو نیز یکی از این نمونههاست.
معمای رفتن گوردیولا، خلأ در بارسلونا
اما ماه عسل بارسلونا و گواردیولا به ناگاه و یکباره به پایان غمانگیزی رسید. گواردیولا بعد از شکست مقابل چلسی در لیگ قهرمانان و عدم صعود به فینال این رقابتها در کنفرانسی مطبوعاتی اعلام کرد دیگر در بارسا نمیماند. کسی دلیلش را دقیق نفهمید. شاید یکی از دلایلش این بود دیگر گوردیولا چیزی برای ارائه کردن به بارسا نداشت و بارسا هم کمکم داشت رو به افول سیر میکرد. البته گواردیولا در کتاب خاطراتش از مدیریت بارسا گلهمند بوده و از آنان انتقاد میکند. اگرچه نباید پایان دوران مدیریت خوان لاپورتا و آمدن سندرو راسل را نیز دستکم گرفت. در این میان جرارد پیکه هم در اظهاراتی گفته بود اگر ما در آن شب چلسی را شکست داده بودیم، گواردیولا آن تصمیم تلخ را نمیگرفت. تلخ یا شیرین، گورادیولا دیگر از بارسا رفته بود و پس از گواردیولا هم دیگر بارسا آن بارسا نشد. البته در دوران تیتوی فقید و انریکه این تیم نتایج خوبی به دست آورد ولی بارسای پپ کجا و دیگر بارساها کجا! دیگر بسیاری از بازگشت بارسای به دوران اوج گذشته قطع امید کرده بودند اما بارسا یک بار دیگر نشان داد همچنان شگفتی ساز خواهد بود اما چگونه؟
چرخش در کاتالانیا، دمیدن امید تازه
تابستان امسال رفتن نیمار شوک بزرگی دیگری بر پیکره بارسای پساگواردیولا وارد کرد، اما با آمدن والورده همه چیز یک باره تغییر کرد کسی فکر نمیکرد این بارسا چنین نتایج درخشانی بگیرد، حتی درخشانتر از دوران پپ گواردیولا. والورده اولین تجربه مربیگریاش را با دستیاری از اتلتیکو بیلبائو شروع کرده و سال 2003 رسماً سرمربی باسکیها شده بود. او در دوران مربیگری حرفهای خود هدایت تیمهای المپیاکوس یونان، اسپانیول، والنسیا و چند تیم دیگر را برعهده داشته است. با المپیاکوس قهرمان یونان و با اسپانیول هم نایب قهرمان جام یوفای سابق شد. اگرچه افتخارات متعدد دیگری با تیمهای کوچکتر در گوشه کارنامه حرفهای این سرمربی خودنمایی میکنند. با این وجود ورود والورده خیلیها را خوشحال نکرد و وی را در درقامت بارسا تلقی نمیکردند اما خانه تکانی والورده اکنون همه را خیره کرده است. اگر تیم بارسلوانی والورده را بخواهیم معرفی کنیم، باید این واقعیت را بگوییم که مسی خودش به تنهایی یک تیم است، آلبا در کنارهها فوق العاده است و هیچ گاه بارسا در آن پست دچار مشکل نشده است. پائولینیو بازیکن دیگری است که با آمدنش به بارسا انتقاد های زیادی به مدیران این تیم وارد شد، بازیکنی که در ۲۴ ساعت اول حضورش در بارسا فقط یک پیراهنش در فروشگاها به فروش رسید، ولی با عملکرد عالی ثابت کرد بازیکن کمی نیست ومدیران بارساهم تصمیم درستی گرفتهاند. سوارز بازیکنی که غیر قابل پیشبینی است در اوایل فصل بسیار نامید کننده بود ولی به یک باره به همان ستاره سابق تبدیل شد اما بالاتر از همه این ها بارسا، والورده را دارد که با متانت خاصی تیم را هدایت میکند و هیچ گاه از کوره در نمیرود.
والورده با سسیتم 2-4-4 بازی میکند؛ سیستمی که باعث شده ساختار دفاعی بارسا به طور عالی شکل بگیرد و آز آن بارسای سال گذشته که نقطه ضعفش، خط دفاع بود فاصله بگیرد. مقابله با تاکتیک های متنوع و حساب شده در حمله که با نبوغ مسی، اینیستا، سوارز و...همراه میشود، کار هر دفاعی نیست. به این مجوعه باید تراشتگن آماده را نیز اضافه کنیم که با سیوهایش به مرد محبوب سکوها مبدل شده است. شاید بارسای گواردیولا چشمنوازتر بازی میکرد ولی بارسای والورده هم از نظر نتیجهگیری نه تنها کم از آن بارسا نداشته بلکه عالیتر نیز عمل کرده است و به بارسایی ها این امید را داده است بار دیگر6گانه 2009 را تکرار کنند.
602