فوتبال ایران، محبوبترین ورزش سرزمینمان، این روزها بیش از هر زمان دیگری در آینه مدیریتی ناکارآمد و سیاستهای اشتباه، تصویری نگران کننده از خود به نمایش میگذارد.
آنچه امروز به عنوان سیر نزولی سطح کیفی فوتبال، ضعف در زیرساختها و ناکامی در استعدادیابی شاهد آن هستیم، ریشه در سالها مدیریت غیر اصولی، هزینههای سرسامآور و بدون بازده و عدم وجود یک چشمانداز روشن دارد.
یکی از کلیدی ترین معضلات فوتبال ایران، فقدان نگاه حرفهای و اصولی در رأس هرم مدیریتی است. تصمیم گیریها اغلب نه بر اساس شایستگی و تخصص، بلکه تحت تأثیر روابط و فشارهای غیرکارشناسی صورت میگیرد.
این رویکرد در انتصابات بیجا و غیر اصولی در سطوح مختلف مدیریتی باشگاهها و فدراسیون، خود را نشان میدهد؛ انتصاباتی که به جای پیشبرد اهداف کلان، صرفاً به تداوم بحران دامن میزنند. فقدان برنامهریزی بلندمدت و تغییرات مکرر در ساختارهای تصمیمگیری، اجازه نداده است تا هیچ سیاستی به پختگی برسد و نتایج ملموس خود را نشان دهد.
در کنار این مدیریت ناکارآمد، هزینههای هنگفتی در فوتبال ایران صورت میگیرد که بخش عمدهای از آن به شکلی مدیریت نشده، هدر میرود.
این اتلاف منابع، چرخه معیوب مالی را تقویت میکند که در آن، عدم شفافیت مالی، فساد را تسهیل کرده و از بازگشت سرمایه جلوگیری مینماید. ثبات نداشتن در سیاستگذاریهای کلان و نبود شفافیت، بازاری آشفته را در حوزه نقل و انتقالات بازیکنان رقم زده است.
عدم وجود یک سیستم مدون و منطقی برای شناسایی، جذب و پرورش استعدادها، فضا را برای فعالیت دلالها و ایجنتها باز گذاشته است. این چرخه معیوب، نه تنها باعث خروج سرمایههای واقعی فوتبال از مسیر درست میشود، بلکه کیفیت رقابت در لیگ را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
این امر نشان میدهد که مدیریت منابع، برنامه توسعه فردی و ثبات فنی، تأثیر به مراتب بیشتری از صرف هزینههای هنگفت و مقطعی دارد و ضعف ساختاری، حتی تیمهای پرهزینه را نیز از کسب برتری پایدار بازداشته است.
شاید بزرگترین فقدان در فوتبال ایران، در سلسله تأمین و پرورش استعدادها باشد. روزگاری، فوتبال ایران پرورش دهنده بازیکنانی بود که در معتبرترین لیگهای دنیا می درخشیدند؛ از بازیکنانی چون علی دایی، وحید هاشمیان، جواد نکونام، مسعود شجائی، آندرانیک تیموریان گرفته تا چند سال اخیر نامهایی چون سردار آزمون و مهدی طارمی و...
اما امروز، به دلیل ناکافی بودن زیرساختها و سیستمهای حمایتی، این اطمینان وجود ندارد که نسلهای آینده نیز بتوانند با همان توانمندی از مسیر استعدادیابی به قلههای بینالمللی برسند، گویی چرخه طلایی تولید بازیکنان سطح اول دچار اختلال جدی شده است.
تمام این عوامل دست به دست هم دادهاند تا فوتبال ایران امروز در مواجهه با استعدادهای جدید، با چالشهای جدی روبرو باشد. زیرساختهای ناکافی، از زمینهای تمرین و امکانات آموزشی گرفته تا سیستمهای حمایتی و مشاورهای برای بازیکنان جوان، باعث میشود که بسیاری از استعدادهای بالقوه، فرصت شکوفایی نیابند یا در همان مراحل اولیه از مسیر حرفهای دور شوند.
فوتبال ایران نیازمند یک بازنگری اساسی و عمیق در رویکردهای مدیریتی، اقتصادی و برنامهریزی خود است تا بتواند از این سراشیبی خارج شده و جایگاه شایسته خود را در سطح آسیا و جهان بازیابد. در غیر این صورت، نسلهای آینده فوتبال ما نیز، قربانیان همین ناکارآمدیها خواهند بود.
فعال ورزشی و رسانهای*
انتهای پیام/
نظر شما