به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، در جنگ اخیر ایران با رژیم صهیونیستی و آمریکا نیز همانند جنگ 12 روزه گزارشها و مستنداتی در خصوص استفاده اسرائیل از آسمان باکو برای حمله به ایران وجود دارد. با وجود اینکه ایران بارها در این زمینه به سران جمهوری آذربایجان هشدار داده، اما به نظر میرسد اشتباه محاسباتی رژیم باکو موجب تداوم سیاستهای ضدایرانی آنها بوده است. عبدالرحمن عبدانی –کارشناس مسائل قفقاز- در گفتگو با ایسکانیوز به سوالاتی در خصوص تحرکات جمهوری آذربایجان در جنگ اخیر و استفاده محور شرارت آمریکایی-صهیونیستی از آسمان این کشور پاسخ داد.
بیشتر بخوانید:
ادامه جنگ نفت را به 150 دلار خواهد رساند / پادشاهیهای خلیج فارس بازندگان اصلی وضع موجود
جمهوری آذربایجان پایگاه جاسوسی و حمله به ایران
- تحلیل شما در خصوص فعالیتهای ضد ایرانی رژیم علیاف در جنگ اخیر و ورود جنگندههای متخاصم از این کشور چیست؟
برای پاسخ به این موضوع می توان دلایل بیشماری را ذکر کرد که ما در اینجا به پنج مورد اشاره خواهیم کرد.
نخست، جمهوری آذربایجان به دلیل سرمایه گذاری طولانی مدت در پیوند با غرب و رژیم صهیونیستی، ناگزیر از تبعیت از سیاست های آنها در شئون مختلف است ولو علیه همسایگان باشد. سران این کشور تازه استقلال یافته با سودای بازیگری در سطح منطقه ای و تضمین حاکمیت کشور نوپدید خویش، به دلیل نداشتن سابقه تمدنی و کشورداری دست به اقداماتی می زنند که در میان و بلند مدت علیه منافع و امنیت ملی آنهاست. اتخاذ سیاست غرب گرایی در جمهوری های جدا شده شوروی، با وجود پیوستگی بیش از 90 درصدی به ساختارهای اقتصادی و سیاسی روسیه، باعث بروز جنگ ها و از دست دادن سرزمین های آنها شده است که بارز ترین مثال آن در گرجستان، اوکراین و ارمنستان قابل مشاهده است.
اکنون ج.آذربایجان نیز با این سودای خام که هم سویی با غرب، می تواند ضمانت بخش امنیت و تداوم حکومت جبارانه خاندان علیاف باشد؛ در مواقع مختلف علیه منافع ملی ج.ا.ایران موضع گیری و اقدام کرده است و سال ها هشدارهای دلسوزانه ج.ا.ایران را نادیده گرفته و می گیرد. سران این رژیم با این تصور که ج.ا.ایران نیز ارمنستان سه میلیون نفری است که با حمایت مشتی تروریست داعشی و نئوعثمان گرای ترکیه و غاصبان صهیونیست بتواند آن را زمین گیر و در سطح جهان عرض اندام کرده و حتی مثل رژیم صهیونیستی بر طول و عرض جغرافیایی خود بیفزاید؛ گاه و بیگاه تبدیل به پایگاه جاسوسی و حمله دشمن می شود.
دلیل دیگری که سران باکو همسو با غرب، پایگاه های خود را در اختیار رژیم کودک کش صهیونیستی قرار می دهد این است که صهیونیست ها در جنگ قره باغ و به ویژه از سال 2016 به این سو در مواقع مختلف علیه ارمنستان به آذربایجان کمک کرده اند و سران باکو احساس نوعی دین به این رژیم داشته اند و به طرق مختلف می خواهند دین را ادا نمایند.
چشم طمع باکو به استانهای شمال غرب ایران
دلیل سوم که متفاوت از دو مورد فوق است اینکه تبلیغات سوء دشمنان در خصوص ناتوانی ج.ا.ایران و زوال قریب الوقوع آن در حاکمان این کشور اثرگذار بوده و برخی حاکمان ساده اندیش همسایه از جمله ج.آذربایجان با این تصور خام در پی کمک به فروپاشی ایران و به دست آوردن استان های شمال غرب کشور هستند. نیاز به یادآوری نیست که سران آمریکا و صهیونیست هدف اول و آخر خود از حمله به ایران را فروپاشی و تجزیه آن عنوان کرده اند. جالب است که در دیدار چند سال پیش پهلوی از سرزمین های اشغالی یکی از شروط صهیونیست ها برای حمایت از وی، موافقت با جدایی بخش های آذری و نیز کردستان و خوزستان بوده که البته با موافقت وی مواجه شده است.
دلیل چهارم این است که کشورهای تازه استقلال یافته پیرامون ایران، امنیت و حاکمیت خود را با امنیت و تفوق قدرت رژیم هایی مثل آمریکا و صهیونیست ها پیوند زده اند و هرگونه ضعف و نابودی آنها به منزله زوال و نابودی این ها هم تعبیر می شود؛ لذا خاندان علیاف که در سه دهه اخیر آن قدر به صهیونیست ها خوش خدمتی کرده که از آن به اسرائیل دوم تعبیر می کنند؛ بهتر از همه می داند که با فروپاشی تل آویو، فاتحه دیکتاتوری موروثی وی نیز در منطقه خوانده خواهد شد. لذا همچنان که این جنگ و نتایج آن برای ج.ا.ایران ماهیتی است؛ برای سران ج.آذربایجان نیز ماهیت وجودی دارد.
دلیل پنجم ترس سران باکو است. فارغ از هرگونه رابطه باکو با تل آویو یا اروپا و واشنگتن، سران ج.آذربایجان و البته بسیاری از نخبگان آن به دلیل سه قرن استیلای ترازها و کمونیست ها و فجایعی که بر سر آنها آمده است از هرگونه بازگشت به ذیل یک قدرت دیگر می ترسند و بسیاری از اقد امات آنها در این سه دهه را هم باید ناشی از این ترس تاریخی دانست. هیچ کشوری پس از جنگ دوم جهانی مثل ایران جرأت هم آوردی با ابرقدرت جهان و حتی قوی تر از آن اسرائیل غاصب که علاوه بر آمریکا، تمام اروپا و جهان اول نیز حامی وی هستند؛ را نداشته است و این قدرت فوق العاده، اگر بندهای تحریم خارجی و نفوذ عناصر خودفروخته داخلی را از دست و پای خود بگسلد؛ قطعا سودای احیای دوران طلایی خویش را در سر خواهد داشت و این برای همسایگانی که هزاران سال جزء این آب و خاک بوده اند؛ اصلا خوشایند نیست.
صبر راهبرد فعلی ایران در قبال گستاخیهای باکو
- چقدر لازم میدانید که هشدارهای شدیدالحنی از ایران به باکو ارسال شود؟
قطع به یقین القا حاکمیت واقتدار ج.ا.ایران به دشمنان برای جلوگیری از هرگونه گستاخی واجب است و این به ویژه در خصوص همسایگان شمال غربی نیز واجب تر. اما همچنان که ج.ا.ایران قریب پنج دهه گستاخی شیخ نشین های عربی حوزه خلیج فارس را تحمل کرد و بارها و بارها به آنها هشدار داد و دست دوستی دراز کرد اما آنها به جای تنبه، بیش از پیش خود را به دشمنان ایران واسلام نزدیک کرده و با عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی و پیشگام شدن در طرح ابراهیم و دادن پایگاه به آمریکا و ناتو گوی سبقت از یکدیگر می ربودند و اکنون در چند شبانه روز همه آن سرمایه گذاری ها دود شده و به هوا رفت؛ اکنون نیز جمهوری های قفقاز و حتی آسیای مرکزی در تقرب به امریکا و ناتو رژیم صهیونیستی، رویه مشابه اعراب حاشیه خلیج فارس را در پیش گرفته اند و هم چنان که گفته شد ایران با عقبه تمدن چند هزار ساله، فعلا دندان بر جگر گذاشته و تحمل می کند تا آن زمانی که یک غلط اضافی از یکی از این کشورک ها سر بزند آنگاه با آنها آن خواهد کرد که اکنون با امارات و کویت و قطر و عربستان و عراق و بحرین می کند. قطعا الهام باکونشین قدرتمندتر از شیخ زاید امارت نشین نیست که امریکا و رژیم در آنجا دهها هزار نیروی نظامی داشت. اینکه علیاف نمی خواهد کمی اندیشه کرده و شرایط امروز آنها را ببیند و همچنان درشتی می کند برای ج.ا.ایران فرصتی است تا در آینده حساب ها را یکجا با وی تسویه نماید.
جریان نفوذ خواهان وابستگی ایران به باکو
- فکر می کنید چرا ج.ا.ایران کاری در ارتباط با این پایگاه صهیونیسم در منطقه نمیکند؟
به دلایل متعدد؛ نخست تحریم هر دو کشور ایران و روسیه، که تعمیق پیوند دو کشور جهت خنثی سازی حداکثری این تحریم ها در دستور کار قرار گرفته و یکی از مسیرهای دور زدن تحریم ها ارتباط از طریق ج.آذربایجان است که در حال حاضر بهترین و سریع ترین مسیر است. این البته به دلیل خیانت های پان ترک ها در عدم توسعه مسیرها از سمت ج.ارمنستان ونیز مسیرهای دریایی نیز هست که همیشه ایران را به رژیم علیاف وابسته نگه دارند. به هر صورت ج.ا.یران و روسیه در حال حاضر برای تداوم همکاری ها به مسیر باکو نیاز دارند و رژیم علیاف با علم به این موضوع در پی اخذ بیشترین امتیاز از دو طرف است. یعنی هم در مقابل روسیه خودنمایی کرده و هم در مقابل ایران گردن کشی می کند و حتی از ارمنستان و گرجستان امتیاز می گیرد.
دوم درگیری ایران در جنگ کنونی در جبهه های جنوبی و غربی خود است و عقل سلیم حکم می کند که از هر نوع گسترش دامنه جنگ به ویژه زمینی حذر کنند؛ لذا ناگزیر باید استخوان در گلو و خار در چشم، جسارت ها و توهین های علیاف را تحمل کند وگرنه کار این جاهل دیوانه گستاخ به کمتر از ساعتی و تعداد انگشت شمار موشک تمام است. در عین حال فعلا باید تحمل کرد تا به وقت مقتضی حساب این رژیم و سران قمارباز آن را رسید.
سوم اینکه کشورهای کوچک به دلیل ناتوانی در تأمین امنیت خویش لاجرم تحت الحمایه قدرت های بزرگ قرار می گیرند. ج.آذربایجان که 33 سال از استقلال آن می گذرد نیز از این قائده مستثنا نیست. پس از استقلال با چهار تهدید بزرگ حیاتی مواجه بود؛ لذا به این سمت حرکت کرد. بازگشت دوباره روس ها همانند 1920 و دو سال پس از ایجاد شبه دولت آذربایجان در سال 1918، بازگشت مجدد به دامن ایران که یک مطالبه طبیعی و عمومی بود اما با مشی پان ترکیست ها و ناسیونالیست های بقای مانده از حکومت کمونیست ها هم خوان نبود و تهدید ارمنستان که اگر حمایت های ایران نبود عملا ج.آذربایجانی هم نبود.
پیوند با دشمنان و تقابل با همسایگان راهبرد جمهوری اذربایجان در سالهای اخیر
تهدید چهارم اما نبود سابقه حکومت داری و کشورداری بود که در کنار نبود دولت - ملت و بسترهای لازم برای اداره زندگی جاری و حداقل های زندگی پس از فروپاشی مزید بر علت بود. لذا این کشور ضمن حفظ فاصله سعی کرد روابط خود را با ایران و روسیه حفظ کند تا حداقل از خطرات ارامنه در امان بماند. پس از فروکش کردن جنگ اول قره باغ به سمت توسعه روابط با دیگر قدرت های فرامنطقه ای مثل آمریکا، ترکیه، انگلیس و رژیم صهیونیستی رفت. به مرور و هم زمان با سرازیر شدن دلارهای نفتی و یافتن حداقل اعتماد به نفس های لازم و هم زمان درگیر شدن ایران و روسیه در کشاکش با قدرت ها، این جمهوری رویه جدایی از همسایگان و پیوند عمیق تر با دشمنان را در پیش گرفت.
یکی از مهم ترین سیاست های ایران نسبت به همسایگان شمالی دادن این اطمینان به آنهاست که بر خلاف تبلیغات غرب و شرق، ایران بهترین و مطمئن ترین راه و کشور برای تکیه جهت تأمین امنیت و ثبات و تضمین استقلال است. البته اگر در این بین خشک مغزان پان ترک بگذارند.
دلیل چهارم این است که یکی از عمده دلایل واگرایی همسایگان از یکدیگر تشابه ساختارهای اقتصادی و در مورد ج.آذربایجان رقیب بودن در فروش نفت و گاز است. ایران در پی تعمیق پیوندهای اقتصادی خویش است تا به مرور جلو واگرایی این کشور سرکش از ترتیبات منطقه ای را فراهم آورد.
انتهای پیام/
نظر شما