به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، دونالد ترامپ که تا کنون هیچ یک از اهداش در جنگ با ایران محقق نشده، در آخرین اقدام جنجالی، روز گذشته با طرح ضربالاجلی ۴۸ ساعته، ایران را تهدید کرده که در صورت باز نکردن تنگه هرمز «بدون هیچ شرطی»، زیرساختهای حیاتی بهویژه شبکه برق این کشور را هدف قرار خواهد داد. این تهدید در حالی مطرح شده که مقامات و فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی ایران بارها تاکید کردهاند هرگونه اقدام علیه زیرساختهای کشور با پاسخی «متناسب، همسطح و قاطع» مواجه خواهد شد.
بیشتر بخوانید:
حملات ایران نباید حتی در صورت عقبنشینی یکطرفه آمریکا قطع شود
تغییر لحن و عقبنشینی آشکار ترامپ از حمله زمینی به ایران
در همین چارچوب، اظهارات پیشین دبیر فقید شورای عالی امنیت ملی -شهید دکتر علی لاریجانی- بار دیگر مورد توجه قرار گرفت. وی هشدار داده بود ایران در صورت لزوم میتواند در مدت زمانی کوتاه، زیرساختهای انرژی در منطقه را هدف قرار دهد. با این حال، آنچه در پس تهدید اخیر ترامپ بیش از همه جلب توجه میکند، تغییر لحن و عقبنشینی او از سناریوهای پیشین است.
رئیسجمهور آمریکا پیشتر از اعزام نیرو برای اشغال برخی جزایر راهبردی ایران از جمله خارک سخن گفته بود، اما اکنون به تهدیدات دورایستا و غیرمستقیم روی آورده است. تحلیلگران معتقدند این تغییر رویکرد بیارتباط با واقعیتهای میدانی نیست. زیرا ایران طی هفتههای اخیر نشان داده تهدیدات خود را عملی میکند و در برابر افزایش سطح تنش نیز عقبنشینی نخواهد کرد.
به چالش کشیدن روایتگری ترامپ در جنگ با ایران
همچنین هشدارهای صریح تهران مبنی بر تبدیل هرگونه اقدام زمینی به «گورستان نیروهای متجاوز» به نظر میرسد در محاسبات تصمیمگیران آمریکایی تأثیرگذار بوده و مشاوران ترامپ را از ورود به چنین سناریوهای پرهزینهای بازداشته است. از سوی دیگر، عملکرد ایران در هفتههای اخیر که حتی برخی منابع غربی نیز از آن بهعنوان مقاومت «فراتر از انتظار» یاد کردهاند، موجب شده روایت «برتری قاطع» آمریکا با تردیدهای جدی مواجه شود.
در چنین فضایی، تهدید به هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بهعنوان تلاشی برای اعمال فشار روانی و جبران ناکامیهای میدانی تفسیر میشود. این در حالی است که مقامات ایرانی بارها تأکید کردهاند هرگونه حمله به زیرساختهای حیاتی، با پاسخی متقابل در همان سطح مواجه خواهد شد؛ موضوعی که میتواند دامنه بحران را بهسرعت گسترش دهد.
نمونه تاریخی عقب نشینی ترامپ در برابر مقاومت یمنیها
نکته قابل توجه دیگر، سابقه رفتار مشابه واشنگتن در قبال سایر بازیگران منطقهای است. در جریان تحولات دریای سرخ، زمانی که انصارالله یمن مسیر کشتیهای مرتبط با اسرائیل را ناامن کرده بود، ترامپ نیز اولتیماتومهایی مشابه صادر کرد و تهدید به اقدام نظامی گسترده نمود که نمونه آشکار آن حمله ائتلاف غربی به رهبری و با مشارکت انگلیس و رژیم صهیونیستی به برخی زیرساختهای یمن در سال 2025 بود. با این حال، ادامه حملات انصارالله و بیاعتنایی این گروه به تهدیدات آمریکا، در نهایت واشنگتن را به سمت کاهش تنش و نوعی عقبنشینی عملی سوق داد.
ترامپ در تاریخ 5 ماه می 2025 و مشاهده بیتاثیر بودن حملاتش بر اقدامات انصارالله، در واکنشی عجیب از توقف حملات علیه یمن صحبت کرد که موجی از انتقاد را در غربی به همراه داشت. رئیس جمهور آمریکا مدعی شده بود: «ما ضربات سختی به آنها وارد کردیم و آنها توانایی زیادی برای تحمل مجازات داشتند. میتوان گفت که شجاعت زیادی در آنجا وجود داشت. آنها به ما قول دادند که دیگر به کشتیها شلیک نخواهند کرد و ما به آن احترام میگذاریم».
تهدیدات حداکثری آمریکا لزوما به اقدام نظامی منجر نمیشود
این تجربه نشان میدهد که در برخی موارد، تهدیدات حداکثری آمریکا لزوما به اقدام نظامی منجر نشده و حتی میتواند در برابر مقاومت میدانی، به تغییر رویکرد منتهی شود. در مجموع، تهدید اخیر ترامپ علیه ایران را میتوان در چارچوبی گستردهتر از جنگ روانی، فشار سیاسی و تلاش برای مدیریت افکار عمومی داخلی و بینالمللی تحلیل کرد.
در مقابل، مواضع رسمی تهران حاکی از آن است که جمهوری اسلامی نهتنها در برابر چنین تهدیداتی عقبنشینی نخواهد کرد، بلکه آمادگی کامل برای پاسخگویی در سطوح مختلف را دارد؛ مسئلهای که میتواند آینده این تقابل را بیش از پیش پیچیده و غیرقابل پیشبینی کند.
انتهای پیام/
نظر شما