گروه سیاسی ایسکانیوز، در روزهایی که سکوت خبری جبههها، آبستن حوادث بزرگ است، بازخوانی استراتژیهای کلان نظام از زبان چهرههای نزدیک به اتاق جنگ و تصمیمگیری، اهمیت مضاعفی مییابد. امیرابراهیم رسولی در این گفتوگوی تفصیلی، با عبور از کلیشههای رایج، به کالبدشکافی ۷۰ روز نبرد تنبهتن با دشمن و جریانات تخریبگر داخلی میپردازد. از ماجرای تعطیلی هوشمندانه صحن علنی مجلس برای خنثیسازی نقشه ترور دستهجمعی نمایندگان، تا تبیین مدل جدید انتخابات تناسبی و مأموریت ویژه در جاده ابریشم؛ این گفتگو روایتی است از ایرانی که نه در برابر تهدیدات ترامپ دست بسته است و نه اجازه میدهد تنگه هرمز قربانی معاملات پنهانی شود. رسولی در این مصاحبه، چهره واقعی وحدت سران قوا در سختترین روزهای تاریخ معاصر را ترسیم میکند.
با توجه به شرایط فعلی و تداوم وضعیت جنگی، از جبهههای نبرد چه خبر؟ سکوت خبری این روزها کمی پرسروصدا به نظر میرسد.
اکنون بیش از ۷۰ روز است که درگیر تجاوزات دشمن هستیم و مسیر پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشتهایم؛ از ترورهای بزدلانه و به شهادت رساندن رهبر بزرگوارمان تا هدف قرار دادن جمعی از سربازان و خدمتگزاران کشور. امروز که به این بازه زمانی نگاه میکنیم، با صحنهای مواجهیم که شامل جنگ در زمین، هوا، نبرد در تنگه هرمز و تقابل در حوزه بینالملل (از مذاکره تا آتشبس) است.
آنچه امروز همه بر آن اذعان دارند، اقتدار و عزت جمهوری اسلامی است. نگاه کشورهای اروپایی و منطقه به ایران تغییر کرده است. رهبر شهید ما پیشبینی کرده بودند که اگر وارد این نبرد شوند، جنگ منطقهای خواهد شد و دیدیم که چنین شد. در این میان، کسانی آسیب دیدند که خاک خود را فروختند و علیرغم ادعای مسلمانی، سرزمینشان را در اختیار دشمن قرار دادند؛ اما ما هرگز نپذیرفتیم که وجبی از خاکمان در اختیار دشمن باشد.
امروز با پدیدهای مواجهیم که من آن را سه ضلعی عزت مینامم. پیش از این، دو ضلع «میدان» و «دیپلماسی» را داشتیم، اما در این ۷۰ روز، ضلع «خیابان» (حضور و حمایت مردم) نیز اضافه شده است. همگرایی این سه ضلع، مسیر آینده ما را روشن میکند. علیرغم تمام حواشی، واقعیت صحنه این است که ایران مقاومت کرده و کوتاه نیامده است. ما کاملاً آمادهایم. فرصت آتشبس برای نیروهای ما زمان تجدید قوا بود. ما جنگطلب نیستیم و از جنگ استقبال نمیکنیم، اما با تجربهای بیش از گذشته، در آمادگی کامل دفاعی به سر میبریم.
تغییر موازنه سیاسی در منطقه و میراث رهبر شهید
شما معتقدید پازل جنگی ایران تغییر کرده و چهره متفاوتی از خود نشان داده است؛ این تغییر چهره چه تاثیری بر روند جنگ و مذاکرات داشته است؟
این تغییر رویه، عزتی مضاعف برای جمهوری اسلامی به همراه داشت؛ تا جایی که رفتار همپیمانان و حتی دولتهایی که در ظاهر متخاصم نبودند اما در دل دشمنی داشتند، تغییر کرد. برخی کشورهای اروپایی مواضع رسمی در عدم همراهی با آمریکا گرفتند و برخی کشورهای عربی نیز از ابتدا با آنها همراه نشدند. حتی برخی کشورهای منطقه که پیش از این در نقش نیابتی ظاهر شده بودند، اکنون پیام میدهند که حاضرند خسارت بپردازند تا از حملات ما در امان باشند.
این عزت، ثمره ۳۷ سال مدیریت مدبرانه و ایستادگی رهبر شهید ما در مقابل معارضان خارجی و طعنهزنان داخلی است. ما باید واقعیتهای صحنه را ببینیم؛ ایران امروز با تکیه بر تجربه این ۷۰ روز، مسیری را دنبال میکند که منافع ملی و امنیت مردم را به بهترین شکل حفظ کند.
کالبدلبدشکافی مذاکرات اسلامآباد و نقد سمپاشیهای سیاسی
ما در روند این نبرد، مراحل مختلفی از مذاکره را پشت سر گذاشتیم که آخرین آن در پاکستان بود؛ با حضور مهرههای نزدیک به رئیسجمهور آمریکا. آیا این حضور، نشانهای از یک سازش تحت فشار برای ایران نیست؟
واقعیت ماجرا بسیار فراتر از این تحلیلهای سطحی است. دشمنان ما با این ادعا آمدند که کار جمهوری اسلامی را سه روزه تمام کنند، اما امروز میبینیم که بیش از ۸۰ روز گذشته و آنها هنوز در گل ماندهاند. ابتدا شرط گذاشتند که تنگه هرمز را باز کنید تا مذاکره کنیم؛ ما نپذیرفتیم. بعد با ۱۵ شرط دیگر آمدند؛ باز هم نپذیرفتیم. در نهایت کار به جایی رسید که گفتند: بسیار خوب، بر اساس همان ۱۰ موردی که شما (ایران) میگویید، بنشینیم و گفتگو کنیم. این یعنی عقبنشینی از شروط اولیه و پذیرش چارچوب ایران که منجر به مذاکرات اسلامآباد شد.
ما باید بدانیم تکلیفمان چیست. جنگ فقط در آسمان یا در تنگه هرمز نیست؛ مذاکره هم بخشی از این نبرد است، همانطور که خیابان (حضور مردم) بخشی از این پازل است. کسانی که با برداشتهای شخصی و سیاسی خود به دنبال تشویش اذهان عمومی هستند، نمیخواهند بپذیرند که هر حرکت ما در این مسیر، یک استراتژی حسابشده است. مگر نیروی نظامی ما نیاز به تنفس و تجدید قوا ندارد؟ ما از فرصت آتشبس برای آمادهسازی کامل نیروهایمان استفاده کردیم. ما نه باید دشمن را دستکم بگیریم و نه در برابرش دستها را به نشانه تسلیم بالا ببریم؛ ما باید بر اساس واقعیت میدان عمل کنیم.
اما قبل از مذاکرات اسلامآباد، فضای رسانهای بسیار سنگین و منفی بود. چرا اینقدر تردید نسبت به تیم مذاکرهکننده وجود داشت؟
متأسفانه برخی جریانات، با نیتهای سیاسی یا غیرسیاسی، فضای بسیار مسمومی ایجاد کردند. آنها اذهان مردم را مشوش کردند، اما در عمل چه اتفاقی افتاد؟ تیم مذاکرهکننده به محض اینکه دید منافع ملی و خطوط قرمز ما در خطر است، با دستور رئیس تیم، از همان اسلامآباد هواپیما را برگرداند و مذاکرات را متوقف کرد.
ببینید، چقدر در فضای مجازی علیه شخصیتهای بزرگی مثل شهید لاریجانی یا شهید شمخانی حرف زدند؟ امروز که این عزیزان شهید شدهاند، آیا آن تحلیلگران حاضرند به خطای خود اعتراف کنند؟ مذاکرهای که به نتیجه نرسید و تیم به کشور بازگشت، یعنی ایران زیر بار حرف زور نرفت. علت شکست مذاکرات هم دقیقاً زیادهخواهی آمریکاییها بود. ما موارد مشخصی برای بحث داشتیم، اما آنها میخواستند قواعد خودشان را تحمیل کنند که با اصول ما سازگار نبود.
یکی از انتقادات اصلی این بود که تیم مذاکرهکننده وارد بحث هستهای شده، در حالی که مجوزی برای آن نداشت. این موضوع حقیقت داشت؟
پاسخ: من از کسانی که عقل و وجدان دارند میپرسم؛ رئیس تیم مذاکرهکننده ۷۰ نفر را با خود برده بود؛ از وزیر خارجه و مقامات امنیتی تا چهرههای رسانهای و نظامی. اگر بنا بود راجع به مسائل هستهای مذاکرهای صورت بگیرد، آیا عقلانی نبود که رئیس سازمان انرژی اتمی یا حداقل چند کارشناس ارشد هستهای را با خود ببرد؟ او حتی یک کارشناس هستهای هم همراه نداشت!
تمام آن فضاسازیها، تحریک افکار عمومی و گزارشهای خلافی که اینسو و آنسو منتشر شد، کذب محض بود. جالب اینجاست که برخی از همین افراد به خاطر قضاوتهای اشتباهشان تذکر هم گرفتند. امروز که میبینید نظام مسئولیت پرونده مهم دیگری (مثل پرونده چین) را به رئیس همان تیم مذاکرهکننده میسپارد، یعنی کارنامه او مورد تأیید است و تمام آن تحلیلها و اخبارِ تخریبی، غلط بوده است. امروز هر کسی که به جای منافع ملی، به دنبال منافع جناحی و گروهی باشد، آگاهانه یا ناآگاهانه در زمین دشمن بازی کرده است.
نقد استراتژی تخریب سنگر به سنگر و معادله امنیت در منطقه هر کسی که امروز به جای منافع ملی و مردم، به دنبال منافع جناحی باشد، مسیر غلطی را طی میکند. متأسفانه شاهد جریانی هستیم که آگاهانه استراتژی تخریب سنگر به سنگر را دنبال میکند. زمانی این بحث مطرح بود، اما امروز عدهای با نیات سیاسی به دنبال تخریب نهادها و افراد خدوم کشورند. چرا باید در میادین و تریبونها علیه شورای عالی امنیت ملی کشور صحبت شود؟ تضعیف ساختارهای کلانی که فرماندهان سپاه، ارتش و سران سه قوه در آن حضور دارند، چه آوردهای برای کشور دارد جز مشوش کردن ذهن مردم؟
من این فضا را مسموم میدانم. دیدیم که قبل و بعد از مذاکرات چه فضای سنگینی علیه رئیس تیم مذاکرهکننده ایجاد کردند، اما در نهایت توصیه نظام بر حمایت از تیم و عدم تخریب دولت بود. امروز که میبینید همان فرد (دکتر قالیباف) مسئولیت مهم دیگری را بر عهده میگیرد، یعنی کارنامهاش مورد اعتماد نظام است؛ به قول معروف «روسیاهی به زغال ماند». این سیاسیکاریها جز القای یأس و زیر سوال بردن ساختار جمهوری اسلامی، هیچ فایدهای ندارد
برخی تحلیلگران معتقدند در چرخش مذاکرات از عمان به پاکستان، در واقع اسلامآباد دارد زمین بازی جدیدی را برای ایالات متحده فراهم میکند تا علیه ایران زمان بخرد. نظر شما چیست؟
جالب است که این تحلیل دقیقاً برعکس ادعای آمریکاییهاست! خودِ ترامپ صراحتاً میگوید این ایران است که با مذاکره به دنبال خریدن زمان است. اما واقعیت این است که برای ما مسقط، اسلامآباد یا استانبول فرقی ندارد؛ هدف ما در این مذاکرات، کسب منافع ملی و پاسداری از خون شهداست.
ما به مذاکره به عنوان ابزاری در پازل جنگ نگاه میکنیم. اگر منافع ما تأمین نشود، توافقی در کار نخواهد بود. پاکستانیها حتماً به دنبال منافع خودشان هستند و هنوز هم تلاش میکنند در این صحنه نقش ایفا کنند، اما نکته کلیدی برای ما این است: جمهوری اسلامی از فرصت آتشبس و مذاکرات، برای بازیابی توان و تدارک مقاومت استفاده کرد. ما امروز با توان بیشتری آماده جنگ هستیم.
استراتژی ما روشن است؛ امنیت منطقه باید توسط کشورهای منطقه تأمین شود و آمریکاییها باید از اینجا بروند. هر کشوری که بخواهد در پازل آمریکا علیه ما بازی کند، امنیت خودش را به خطر انداخته است. به همین دلیل است که اگر تهدیدی باشد، دوحه و دبی و ابوظبی آسیب میبینند، اما مسقط نه؛ چون عمان در زمین دشمنِ ما بازی نمیکند. هر کس خاکش را در اختیار دشمن ما قرار دهد، باید تبعاتش را بپذیرد. برخلاف حرفهای مسمومی که در جامعه پخش میکنند، ما هم از فرصت مذاکره و هم از آتشبس، به عنوان بخشی از طراحی نظامی و دفاعی خود استفاده کردهایم.
این شائبه مطرح شده که ممکن است مؤلفه بازدارندگی میدان قربانی توافقات موقت شود. با توجه به حضور رئیس مجلس در رأس تیم مذاکرهکننده، آیا مجلس اجازه چنین معاملهای را میدهد؟ اصلاً وضعیت فعلی مذاکرات را چطور میبینید؛ آیا شکست خورده است؟
وقتی هنوز هیچ توافقی صورت نگرفته، اصلاً بحث پذیرفتن یا نپذیرفتن آن توسط مجلس یا دولت موضوعیت ندارد. جمهوری اسلامی دارای ساختار است؛ دولت، مجلس و شورای عالی امنیت ملی هر کدام وظایف قانونی خود را دارند و باید توجه داشت که مسئولیتهای شورای عالی امنیت ملی (شعام) در قانون اساسی کاملاً تعریف شده است. هر تصمیمی که به توافق، آتشبس یا صلح پایدار منجر شود، باید از فیلتر ساختارهای رسمی عبور کند. کسانی که شعام را زیر سوال میبرند، گویا فراموش کردهاند که هیچ مصوبهای در این شورا ابلاغ و اجرایی نمیشود، مگر اینکه به تأیید نهایی مقام معظم رهبری برسد. این یک روال قانونی واضح است؛ بنابراین تصمیمات شعام، تصمیم کل نظام است و مجلس و دولت نیز تابع این تصمیمات بالادستی هستند.
پاسخ به حواشی «تعطیلی مجلس» و ریلگذاری قانونی برای تنگه هرمز
اما در فضای سیاسی مدام گفته میشود که «مجلس تعطیل است». این نقد را چطور پاسخ میدهید؟
من باز هم از کسانی که عقل و وجدان دارند میپرسم؛ چطور با یک دروغ سیاسی به دنبال اهداف خود هستید؟ مجلس به هیچوجه تعطیل نبوده و نیست. اضلاع مجلس شامل کمیسیونهای تخصصی، جلسات نظارتی و رایزنیهای مستمر با وزرا و دستگاههای اجرایی است که تمام اینها در حال انجام است. همین حالا اگر از وزرا بپرسید، به شما خواهند گفت که نمایندگان چقدر مکرر در وزارتخانهها جلسه میگذارند و نظارت میکنند.
بله، صحن علنی برگزار نمیشود، اما این یک تصمیم عقلانی و ناشی از تدبیر مراجع ذیصلاح امنیتی بود. وقتی با دشمنی طرف هستیم که ابایی از ترور شخصیتهای طراز اول ما ندارد، آیا عاقلانه است که ۳۰۰ نماینده ملت را در یک زمان و زیر یک سقف جمع کنیم؟ اگر خدایناکرده اتفاقی میافتاد، همین منتقدان نمیگفتند شما تدبیر و عقل نداشتید؟ مدیریت مجلس هیچ مقاومتی برای برگزاری صحن ندارد و به محض اینکه مراجع امنیتی اجازه دهند، جلسات علنی برگزار خواهد شد. پس عبارت «مجلس تعطیل است» یک دروغ سیاسی برای تخریب سنگر به سنگر نهادهای نظام است.
درباره تنگه هرمز چطور؟ برخی نمایندگان از طرحی برای قانونمند کردن عبور و مرور و حتی دریافت عوارض صحبت کردهاند. آیا در غیاب صحن علنی، این ریلگذاری قانونی در حال پیگیری است؟
دقیقاً به همین دلیل میگویم مجلس تعطیل نیست. علاوه بر جلسات حضوری کمیسیونها، جلسات وبیناری نمایندگان نیز فعال شده و نواب رئیس مجلس این جلسات را اداره میکنند تا روال قانونگذاری متوقف نشود. تصویب قانون، پروتکل مشخصی دارد؛ طرح باید در سامانه بارگذاری شود، امضا جمع شود، در کمیسیون چکشکاری شده و نظر دولت و دستگاههای مربوطه اخذ شود. ما تمام این مراحل کارشناسی را انجام دادهایم تا به محض تشکیل صحن، رایگیری نهایی انجام شود. جنگ باعث نشده که ما ساختار قانونگذاری و نظارت را فراموش کنیم. متأسفانه برخی از شرایط جنگی سوءاستفاده میکنند تا با ارائه اطلاعات غرضورزانه، ذهن مردم را علیه ساختارهای کشور مشوش کنند. باید پرسید وقتی کسی به مردم اطلاعات غلط میدهد، چه آوردهای برای کشور دارد و واقعاً دنبال چیست؟
ابطال عملیات روانی ترامپ و وحدت استراتژیک سران قوا
ببینید، وقتی با وجود برگزاری جلسات وبیناری با حضور بیش از ۲۶۰ نماینده، باز هم عدهای فریاد میزنند مجلس تعطیل است، این دیگر نقد نیست، بلکه یک دروغ شاخدار برای آشفتگی ذهنی مردم است. نمایندگان در حوزههای انتخابیه، کمیسیونها و در مقام نظارت بر دستگاههای اجرایی، فعالتر از همیشه هستند.
درباره طرح تنگه هرمز هم باید بگویم که این موضوع هنوز در مرحله ایدهپردازی و بررسیهای اولیه است. هنوز طرحی که به امضای نمایندگان برسد و در کمیسیون چکشکاری شود، نهایی نشده است. بنابراین، هرگونه قضاوت یا پیشداوری درباره اینکه این طرح دست وزارت خارجه را در مذاکرات میبندد، اشتباه است. در نظام ما، چه طرح باشد و چه لایحه، همه ارکان از جمله دولت و کارشناسان متخصص وزارتخانهها در جلسات شرکت میکنند و نظر میدهند. اگر موضوعی به قانون تبدیل شود، یعنی از فیلتر کارشناسی و تأیید شورای نگهبان عبور کرده و دولت موظف به اجرای بیچون و چرای آن است.
در گفتگوهای میان پکن و واشنگتن، بحث تنگه هرمز بسیار پررنگ بوده است؛ گویا قرار است رئیس دستگاه دیپلماسی هم سفری در این رابطه داشته باشند. آیا این رایزنیها بر موضع ایران تأثیر میگذارد؟
من بر اساس مستندات صحبت میکنم، نه شنیدهها و تحلیلهای شخصی. واقعیتِ مستند این است: جمهوری اسلامی از حقوق خود در تنگه هرمز کوتاه نخواهد آمد. مگر میشود در قبال محاصرهای که علیه ما اعمال شده، سکوت کنیم؟
رئیس تیم مذاکرهکننده ما در مذاکرات اسلامآباد چنان محکم در برابر زیادهخواهی آمریکاییها ایستاد که مذاکرات به بنبست رسید و او به کشور بازگشت. لذا هیچکدام از این برچسبهای «پنهانکاری» یا «سازش» به این تیم نمیچسبد. یادتان هست بعد از اسلامآباد، ترامپ مدام عملیات روانی راه میانداخت که «دوشنبه مذاکره میکنیم»؟ چندین دوشنبه گذشت و هیچ مذاکرهای نشد. آنها میخواستند در خفا محاصره را ادامه دهند اما در ظاهر ادای مذاکره را در بیاورند؛ اما تیم ما هوشمندانه ایستاد و گفت: نمیشود محاصره را اعمال کنید اما اعلام نکنید؛ ما چیزی را از مردم پنهان نمیکنیم. ترامپ با ابزار رسانه بازی کرد و عدهای هم در داخل گول خوردند، اما ارکان نظام هوشیار بودند.
سوال: برخی معتقدند طرح احتمالی مجلس برای تنگه هرمز، محدودیتهایی مشابه زمان تصویب برجام ایجاد میکند. آیا بین مجلس و دولت در این زمینه تعارضی وجود دارد؟
مقایسه این شرایط با زمان برجام کاملاً غلط است؛ چون هنوز ابعاد این طرح مبهم است. اما نکته مهمتر اینجاست: تیم مذاکرهکننده ما امروز ترکیبی از دولت، مجلس و نهادهای نظامی-امنیتی است. من قاطعانه میگویم در هیچکدام از ادوار گذشته مجلس (از دوره هفتم تا امروز)، چنین وحدت و وفاق استراتژیکی میان سران قوا و ارکان نظام وجود نداشته است.
امروز دیگر شاهد نیستیم که مسئولان در رسانهها به هم تیکه بیندازند یا جواب دعواهایشان را در مطبوعات بدهند. این وفاقی که از آن دم میزنیم، یک بازی سیاسی نیست؛ بلکه یک ضرورت ملی برای عبور از بحران است. اگر تصمیمی گرفته شود، با هماهنگی کامل تمام قوا خواهد بود و تعارضی در کار نیست. این همدلی، پشتوانه اصلی ما در برابر فشارهای خارجی است.
ببینید، تکلیف من روشن است؛ من کسی نیستم که به آقای پزشکیان رای داده باشم یا منافعی در این دولت داشته باشم، اما وقتی رهبر انقلاب بارها بر وحدت و همدلی تأکید میکنند، وظیفه شرعی و ملی ما مشخص است. در شرایط جنگی، هرگونه القای اختلاف بین سران قوا، آسیب مستقیم به کشور است. اگر تصمیمی گرفته میشود، حاصل هماهنگی کامل دولت، مجلس و سایر ارکان است و این بزرگترین نقطه قوت ماست.
تنگه هرمز؛ خط قرمز ملی و رمزگشایی از مأموریت ویژه قالیباف در چین
امروز تمام کشورهای منطقه به این باور رسیدهاند که هیچ تصمیمی درباره تنگه هرمز بدون حضور ایران ممکن نیست. این جایگاه ایران چه تأثیری بر سرنوشت نهایی این نبرد خواهد داشت؟
مسئله تنگه هرمز برای ما یک موضوع فرااستراتژیک و حیاتی است؛ به عبارتی، تنگه هرمز برای ما حیاتی است. اینکه ما میگوییم از حق خود کوتاه نمیآییم، یک شعار نیست؛ عمل ما این را ثابت کرده است. چرا دشمن ما را محاصره کرد؟ چون در قبال تنگه کوتاه نیامدیم. چرا محاصره را ادامه دادند؟ چون باز هم ایستادگی کردیم. اما درباره اینکه شیوه مدیریت ما در تنگه چگونه خواهد بود و چه استراتژی جدیدی اتخاذ خواهیم کرد، اجازه بدهید زمان قضاوت کند. در اصل اهمیت و موجودیت آن برای ایران، هیچ شک و شبههای وجود ندارد.
سوال: دکتر قالیباف اخیراً به عنوان نماینده ویژه ایران در امور چین (جایگزین شهید لاریجانی) منصوب شدند. با توجه به مشغلههای ایشان در ریاست مجلس و تیم مذاکرهکننده، مؤلفه اصلی این انتخاب چه بود؟
من نه به عنوان مشاور ایشان، بلکه به عنوان کسی که سوابق مدیریتی وی را از دوران فرماندهی در سپاه تا تحولات بیبدیل در نیروی انتظامی و شهرداری تهران رصد کردهام، صحبت میکنم. مدیریت ایشان در پایتخت جمهوری اسلامی، دورانی طلایی و بینظیر بود.
انتصاب ایشان در این قامت، یک پیام بسیار بزرگ برای کسانی دارد که «تخریب سنگر به سنگر» را دنبال میکردند: این انتصاب نشاندهنده اعتماد کامل نظام به تخصص، عقلانیت و روحیه عملگرایانه دکتر قالیباف است. نگاهی به ترکیب تیم مذاکرهکننده اسلامآباد بیندازید؛ ایشان تیمی متنوع از تخصصها و حتی دیدگاههای سیاسی مختلف را گرد هم آورد تا به یک عقلانیت جمعی برسد. این نشان میدهد که او به دنبال کار فردی نیست. سپردن پرونده حساس چین به ایشان، مهر تأیید دیگری بر کارنامه موفق وی و اعتماد نظام به توان مدیریتی او در شرایط سخت جنگی است.
برخی میگویند سپردن این مأموریت به رئیس مجلس، به معنای شکست دولت در اجرای سند ۲۵ ساله با چین است. آیا این یک موازیکاری یا نشاندهنده ضعف دستگاه دیپلماسی نیست؟
اصلاً اینطور نیست. انتصاب آقای قالیباف به معنی نفیِ تلاشهای دولت یا وزارت خارجه نیست. در یک پروژه ملی و بزرگ، همه ارکان باید همافزایی کنند. پتانسیل اجرایی و جایگاه حاکمیتی ایشان به عنوان رئیس یکی از قوا، شتاب بیشتری به اجرای توافقات میدهد. پیش از این هم پروژه در سطح کلان مدیریت میشد و اکنون با توجه به شرایط جنگی و ضرورت مدیریت متمرکز، این مسئولیت به ایشان واگذار شده تا از تمام ظرفیتهای کشور برای پیشبرد منافع ملی استفاده شود. این یک تقسیم کار استراتژیک است، نه شکست یک نهاد و پیروزی نهاد دیگر...بخش ششم: تحول در نظام انتخاباتی و لزوم تمکین به ساختارهای حاکمیتی
به عنوان کسی که فعالیت حزبی دارید، بفرمایید که «تناسبی شدن انتخابات» چه وضعیتی دارد؟ منتقدان میگویند این طرح دست و پای احزاب را میبندد؛ اما موافقان آن را به نفع توسعه سیاسی میدانند. نظر شما چیست؟
مشکل بزرگ ما در کشور، اظهارنظر بدون اطلاعات کافی و تبیین درست موضوعات است. کسانی که میگویند انتخابات تناسبی باعث تضعیف احزاب میشود، اصلاً نمیدانند این سیستم چیست! اتفاقاً انتخابات تناسبی دقیقاً برای تقویت احزاب طراحی شده است. در این سیستم، احزاب بازیگر اصلی میدان میشوند.
در گذشته، اگر لیست «الف» پیروز میشد، تمام کرسیها را میگرفت و طرفداران لیست «ب» که شاید درصد قابل توجهی هم بودند، کاملاً بازنده میشدند و احساس سرخوردگی میکردند. اما در نظام تناسبی، هر لیست به نسبتِ آرایی که در کل انتخابات کسب کرده، سهم میبرد. یعنی اگر یک لیست ۳۰ درصد آراء را بیاورد، ۳۰ درصد کرسیها را هم به دست میآورد. این یعنی حتی گروههای اقلیت هم در پارلمان یا شورا نماینده خواهند داشت.
در حال حاضر مقرر شده این طرح فعلاً در تهران و سپس در شهرهای بالای ۵۰۰ هزار نفر اجرا شود تا ایرادات احتمالی آن در مرحله عمل برطرف گردد. این یک گام بزرگ برای مشارکتجو کردن نظام سیاسی است.
درباره تعویق انتخابات شوراها و تصمیمات اخیر «شعام» (شورای عالی امنیت ملی) هم شائبههایی مطرح است. این فرآیند چطور طی شد؟
تمام تصمیمات کلان کشور، از جمله بیانیه آتشبس یا تعویق انتخابات شوراها، یک مسیر قانونی مشخص را طی کرده است. در مورد انتخابات، ابتدا در مجلس کار کارشناسی شد، کمیسیون شوراها مسیر را پیش برد، سپس در شورای عالی امنیت ملی بحث شد و در نهایت به تأیید رهبر معظم انقلاب رسید.
حرف من با کسانی است که رفتار متناقض دارند. نمیشود هر جا تصمیمات شورای عالی امنیت ملی با سلیقه و منافع سیاسی ما جور بود، به آن تمکین کنیم و هر جا باب میلمان نبود، کل ساختار را زیر سوال ببریم. برای مثال، همین شورا در سال ۸۸ درباره سران فتنه تصمیماتی گرفت؛ آن زمان خیلیها میگفتند باید به تصمیم شورا احترام گذاشت و تمکین کرد. خب، این همان شوراست! ساختار جمهوری اسلامی را باید در همه مقاطع به رسمیت شناخت، نه فقط آنجایی که به نفع ماست.
و در نهایت، مدیریت «تنگه هرمز» در این شرایط جنگی به چه سمتی میرود؟
تنگه هرمز برای ما یک نعمت و یک اهرم استراتژیک در برابر متجاوزان است. جمهوری اسلامی در مقاطع مختلف میتواند تصمیمات متفاوتی برای مدیریت این آبراه کلیدی بگیرد. نوع مدیریت ما در گذشته با امروز متفاوت است و بر اساس شرایط جنگی و نیاز به مقابله با محاصره، ابزارهای مدیریتی خود را به روز میکنیم. ما از این موضع که تنگه ابزاری برای تأمین منافع ملی و پاسخ به تجاوزگری است، هرگز عقبنشینی نخواهیم کرد...
مأموریت چین؛ فراتر از سیاست و اقتصاد
برخی معتقدند سپردن پرونده چین به آقای قالیباف، به معنای شکست رویکرد شهید لاریجانی در قبال سند ۲۵ ساله است. آیا این موضوع صحت دارد؟
پاسخ: اصلاً اینطور نیست. من با اطمینان میگویم که پروژه قرارداد ۲۵ ساله با چین به هیچعنوان شکست نخورده بود. روی این پروژه کارهای کارشناسی بسیار دقیق و جلسات متنوعی انجام شده بود. لازم است با ذکر خیری از شهید لاریجانی بگویم که ایشان با وجود اینکه در بدنه دولت نبودند، به عنوان نماینده ویژه با همراهی وزارت خارجه و کارشناسان حوزه شرق آسیا، مسیر را به خوبی پیش بردند و سفرهای موثری داشتند. تنها دلیل تغییر متولی این پرونده، شهادت ایشان بود.
اکنون این مأموریت به آقای دکتر قالیباف محول شده تا همان مسیر را با همکاری مجربترین کارشناسان دولت و وزارت خارجه ادامه دهند. امیدواریم این ریلگذاری در دوران پس از جنگ، منجر به پیروزی و عزت هرچه بیشتر جمهوری اسلامی شود.
آیا انتصاب رئیس مجلس به این سمت، نوعی موازیکاری با وزارت خارجه نیست؟ و آیا به دلیل روحیه اجرایی آقای قالیباف، چینیها استقبال بیشتری از ایشان خواهند کرد؟
اینها صرفاً شیطنتهای رسانهای است. اگر این کار موازیکاری است، پس در زمان شهید لاریجانی هم باید همین حرف را میزدند. این یک پروتکل عادی در ریلگذاری کلان کشور است که نظام تصمیم میگیرد متولی یک پرونده خاص چه کسی باشد. چینیها هم قطعاً از اینکه این پرونده دوباره متولی پیدا کرده، استقبال میکنند.
درباره تفاوت شخصیتها هم باید بگویم هرچند شهید لاریجانی یک فیلسوف و تئوریسین بزرگ بودند و آقای قالیباف یک چهره عملیاتی و اجرایی، اما پالسهایی که ما دریافت کردهایم نشاندهنده استقبال گرم چینیهاست. این به معنای تغییر تراز قدرت از پاستور (دولت) به بهارستان (مجلس) نیست. برخلاف تلاش برخی برای القای اختلاف، سران سه قوه (آقایان پزشکیان، قالیباف و اژهای) نشان دادهاند که در عالیترین سطح هماهنگی با هم کار میکنند و هیچ دوگانگی در اداره کشور وجود ندارد.
مأموریت جدید آقای قالیباف در چین بیشتر جنبه اقتصادی دارد یا سیاسی-امنیتی؟
نگاه تکبعدی به چین کاملاً اشتباه است. من بر اساس تجربه دو سفری که به چین داشتم و شناختی که از ساختار حزبمحور این کشور دارم، عرض میکنم که ارتباط ما با چین ابعاد مختلف نظامی، اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی دارد.
شاید جالب باشد بدانید اشتراکات فرهنگی ما، از آموزش زبان فارسی در چین گرفته تا مراکز چینشناسی در ایران، چنان ریشهدار است که این رابطه را از یک پیوند صرفاً سیاسی، به یک ارتباط فراسیاسی و راهبردی تبدیل کرده است. وقتی رابطه با یک کشور چنین اضلاع متعددی پیدا میکند، دیگر نمیتوان آن را در سطح یک وزارتخانه خلاصه کرد؛ بلکه باید پروژه را در سطحی کلانتر و با حضور روسای قوا مدیریت کرد. این مأموریت ویژه نیز دقیقاً با همین هدف انجام شده است تا تمام ظرفیتهای نظام برای پیشبرد این رابطه همهجانبه بسیج شود.
فرجام نبرد؛ عبور از توهم سیاسی به واقعگرایی عزتمندانه
با توجه به تغییرات مدیریتی در سطوح کلان و تغییر فرمولهای بازدارندگی در تنگه هرمز، آینده این نبرد را چطور پیشبینی میکنید؟
درباره تنگه هرمز باید صراحتاً بگویم که ما دیگر به سبک گذشته آن را مدیریت نخواهیم کرد. امروز با قاعدههای جدید و فرمولهای جدید پیش میرویم. مدیریت ما متغیر است و کاملاً بر اساس پازل جنگ و منافع ملی تعریف میشود. حتی اگر روزی به صلح پایدار برسیم، مدیریت تنگه هرمز بخشی از شروط و توافقات ما خواهد بود. هر جا منافع مردم اقتضا کند، مجلس در کنار دولت قانون لازم را تصویب میکند و شورای نگهبان نیز آن را تایید خواهد کرد. این وحدتِ نظر میان قوا، کلید رسیدن به عزتی است که امروز جمهوری اسلامی در جهان پیدا کرده است.
اما درباره آینده جنگ؛ ایران به هیچ عنوان کوتاه نخواهد آمد. کوتاه آمدن در قاموس ما به معنای از دست دادن عزت است. هر تصمیمی که بگیریم، چه آتشبس، چه ادامه نبرد و چه رسیدن به صلح پایدار، همه باید در سایه عزت باشد. ملاک ما این است: آیا این انتخاب به عزت ملت ایران خدشه میزند یا خیر؟
ما با همین نگاه در برابر تهدیدات توخالی ترامپ ایستادهایم؛ او یک روز میگوید حمله میکنم و روز دیگر حرفش را تغییر میدهد. ما در آمادگی کامل هستیم. اگر جنگ بخواهد، میجنگیم؛ همانطور که ۸ سال جنگیدیم، همانطور که نبرد ۱۲ روزه و ۸۰ روزه اخیر را پشت سر گذاشتیم. ما نگران آینده نیستیم، اما باید واقعیات را بپذیریم.
منظورتان از پذیرش واقعیات چیست؟ برخی معتقدند ما در این جنگ آسیبهای جدی دیدهایم.
دقیقاً نکته همینجاست. ما نباید دچار توهم سیاسی شویم. کسی که میگوید ما در این مدت آسیب ندیدهایم، دچار توهم است. ما رهبر عزیزمان را از دست دادیم، بزرگانی از این کشور شهید شدند و در محاصره و فشار اقتصادی سختی قرار گرفتیم؛ اینها واقعیت است و انکار آن یعنی توهم. اما در مقابل، پیروزیهای بزرگی هم به دست آوردیم.
من با دو گروه مشکل دارم: یکی آنها که دچار خودباختگی هستند و مثل کاراکتر کارتون گالیور مدام میگویند من میدانم ما میبازیم!؛ اینها پیروزی و آتشبس را هم شکست میبینند. گروه دوم کسانی هستند که دچار اعتماد به نفس کاذب شدهاند و واقعیت سختیها را نمیبینند.
ما باید با تکیه بر توان بومی خود، قدرت مان را ببینیم، آسیبها را بشناسیم، توانمان را بازیابی کنیم و با مقاومت، مسیر را ادامه دهیم. آینده از آن کسانی است که نه خودباختهاند و نه متوهم؛ بلکه با واقعبینی و حفظ عزت ملی، قله را هدف گرفتهاند. ما ۸۰ روز با تمام توان جنگیدیم و امروز میدانیم کجای میدان ایستادهایم. انشاءالله پیروزی نهایی نصیب این ملت صبور و عزتمند خواهد شد.
انتهای پیام/
نظر شما