خوانندگان امروز چنان آزادی دارند که از مجوزهای آنان شوکه می‌شوم/ به خاطر شباهت صدایم به «ابی» یکسال مجوز کارم را ندادند

قاسم افشار گفت: درست است که ما با تلویزیون کار کردیم، با مرکز موسیقی که آن موقع آقای شهبازیان و علی معلم دامغانی با آنها کار را شروع کردیم بودند اما موسیقی شکل دیگری پیدا کرد و شرایط مقداری تغییر کرد به طوری که بعضی از آثاری که بیرون می‌آید و شنیده میشود به بعضی از آنها گارد دارم که چگونه مجوز گرفته است چون اصلا واقعا قابل مجوز گرفتن نیست.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، قاسم افشار از جمله نخستین خوانندگان پاپ پس از انقلاب بود که در دهه ۷۰ با دعوت دفتر موسیقی صداوسیما پا به این عرصه گذاشت که بسیاری از آثار وی برای متولدین دهه ۶۰ و ۷۰ خاطره انگیز است و این خواننده پاپ ایرانی با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز به گفت‌وگو نشست که مشروح آن به شرح ذیل است.

ایسکانیوز: با وجود آثار خاطره انگیزی که مردم از شما دارند چرا از دنیای موسیقی کنار کشیدین؟ یا اینکه شرایط شما را مجبور به کناره گیری کرد؟

افشار: شروع کار ما دهه ۷۰ بود و اصلا بستر موسیقی پاپ در آن زمان فراهم شد. دهه خیلی خوبی بود و موسیقی‌های خوب، با محتوا و زیبایی تولید میشد. بنا بر یک سیاستی ما آمدیم و حمایت شدیم و بنا به یک سیاستی هم یک مقدار عرصه را تنگ می‌کنند که کنارت بگذارند که البته هم موفق شدند و هم موفق نشدند و چند سال بنا به تصمیم خودم از موسیقی فاصله گرفتم بعد به آن نقطه‌ای رسیدم که فاصله گرفتنم اشتباه است و دوباره آمدم ورود پیدا کردم و چندتا کار تولید کردم و بیرون دادم و آخرین کاری هم که تولید کردم کاری بود که با پسرم فرنود خواندیم که بازتاب خیلی خوبی هم داشت.

حالا هم برای من و هم برای پسرم تا پارسال یک سری کار در دست تولید داشتیم که متاسفانه اتفاقات دی ماه و سپس جنگ همراه شد و کار فعلا مانده تا ببینیم چه می‌شود.

ایسکانیوز: در صحبت‌ها اشاره کردید که برخی اوقات عرصه را تنگ می‌کردند. شماکه به دعوت مرکز موسیقی صدا و سیما شروع به کار کردید و آثار شما از تلویزیون پخش شد و همه مجوزهای لازم را داشتید. چرا باید با شما این کار را می‌کردند؟

افشار: سوال شما را با سوال جواب می‌دهم. برنامه ۹۰ عادل فردوسی خوب و پر بیننده بود اما به زعم من در عرض یکی دو روز کنار گذاشته شد. عادل بچه‌ تلویزیون بود، اینکه چه اتفاقاتی برایش افتاد را من خبر ندارم اما کسی که بالای ۲۰ سال خودش را بچه تلویزیون میدانست و با این رسانه کار میکرد، کمتر از ۴۸ ساعت کنار گذاشته شد.

تیتراژهای مختلفی در تلویزیون خوانده می‌شد که اون تیتراژ میتوانست نه تنها سهم من بلکه سهم خیلی از دوستان دیگر میتوانست بشود که نمیشد. برنامه‌های خاص ویژه‌ای که تا چندسال پیش خیلی پر بیننده بود می‌توانستند از چهره‌هایی نظیر ما استفاده بکنند که نمی‌کردند و کسانی را می‌آوردند که کارهایشان هیچ مجوزی نداشت. گاهی از مهمانی که می‌آورند شوکه می‌شوم که چطور این فرد را به تلویزیون آوردند.

درست است که ما با تلویزیون کار کردیم، با مرکز موسیقی که آن موقع آقای شهبازیان و علی معلم دامغانی با آنها کار را شروع کردیم بودند اما موسیقی شکل دیگری پیدا کرد و شرایط مقداری تغییر کرد به طوری که بعضی از آثاری که بیرون می‌آید و شنیده میشود به بعضی از آنها گارد دارم که چگونه مجوز گرفته است چون اصلا واقعا قابل مجوز گرفتن نیست اما اگر ما کاری را بخواهیم تولید بکنیم شاید از هزار جای شعر اشکال بگیرند و من چند سالی است این کار را نکردم.

ایسکانیوز: یعنی دنبال گرفتن مجوز نرفتین؟

افشار: بله. ما ۳۰ سال است موسیقی پاپ را شروع کردیم و سکاندار این موسیقی بودیم و اگر قرار است کار من ارزیابی بشود کار بقیه همکاران هم باید ارزیابی بشود ولی خوب نمیشود، وقتی نمیشود من خودم ارزیاب خودم میشوم.

ایسکانیوز: با گوش دادن به آهنگ‌های شما اولین چیزی که به ذهن می‌آید این است که صدای شما خیلی شبیه صدای ابراهیم حامدی (ابی) است. آیا این شباهت برای شما دردسرساز بوده است؟

افشار: در زمان شروع کارم بله. در آن زمان گفتند که صدای تو شباهت زیادی دارد و یک سالی سر این مساله اذیت شدم و مجوزم را نمی‌دادند تا اینکه بستر فراهم شد و من شروع به کار کردم اما الان این مساله برایم نخ نما شده و هرازگاهی میگویند که صدای فلانی شباهت به صدای ابراهیم حامدی دارد اما برای من اهمیتی ندارد به دلیل اینکه سالیان سال این را گفتند و بعد برای بسیاری ثابت شد که این صدای واحد خود من است.

ایسکانیوز: شباهت در صدا الزاما چیز بدی نیست.

افشار: نه بد نیست. من به نظر همه احترام می‌گذارم. به هر صورت من نسلی هستم که با موسیقی قبل انقلاب خوانندگی را یاد گرفتم و هنوز هم موسیقی دهه ۵۰ را دوست دارم و از آنها خوانندگی را یاد گرفتم، یعنی آثار خیلی خوبی می‌شنیدیم که خیلی زیبا بود و موسیقی را شروع کردم.

ایسکانیوز: آیا آثاری داشتید که به ممیزی سفت و سخت بخورد؟

افشار: چون من بیشتر کارهایم را با شرکت ها انجام میدادم، ما درگیر مجوز نمی‌شدیم ولی به آن دوستان خیلی سخت میگرفتند. به یادم دارم حدود ۲۳ یا ۲۴ سال پیش من یک کاری به نام خلیج فارس خواندم. خلیج فارس را آقای ابی خوانده بود و قبل از آن هم آقای سیامک علیقلی در فیلم خانم رخشان بنی اعتماد خوانده بود. من این کاررا دوست داشتم و اجازه‌اش را از ترانه سرا و آهنگسازش گرفتم و این کار را خواستم ضبط کنم؛ من این شعر را به شورا بردم، شورا به دلیل اینکه شعرش نصر است و وزن ندارد اشکال گرفت. آن دوستان نمی‌دانستند که این پاپ نیست، این ترانه نیست که وزن داشته باشد. خیلی اذیت کردند. به هرحال ما کار را ضبط و تولید کردیم و کار بیرون آمد و بازتاب های مختلفی هم داشت.

خوانندگان امروز چنان آزادی دارند که از مجوزهای آنان شوکه می‌شوم/ به خاطر شبهات صدایم به «ابی» یکسال مجوز کارم را ندادند

ایسکانیوز: در شکل گیری خوانندگی حرفه‌ای شما که بعد از انقلاب صورت گرفت، خوانندگی را با مرکز موسیقی صداوسیماشروع کردید. به هر حال در صحبت‌هایتان هم بود که یک سری جاها عرصه را بهتان تنگ کردند. آیا از کسی دلخوری دارید؟

افشار: من آدم کینه‌ای نیستم. اگر با کسی جر و بحث کنم چه مقصر باشم چه نباشم دوست دارم که از دلش دربیاورم اما یک چیزی را نمیفهمم؛ با وجود همان سیستم و همان وزارت ارشاد چه چیزی متفاوت شد که آن قانون‌هایی که آن موقع برای ما میگذاشتند اما الان فرم استایل‌ها، فرم اجراها، فرم استیج و فرم پوشش تغییر کرد؟ نظام همان نظام است، چه اتفاقی افتاد که قوانین برای ما آنقدر سخت بود اما الان انقدر آسان است؟ چرا زمانی که میرفتم روی استیج باید دکمه بالای پیراهنم را می‌بستم؟ چرا باید حتما کت می پوشیدم؟ الان مگر شما می‌بینید همچین چیزی را؟ واقعا چه اجباری بود که من حتما باید آستین بلند بپوشم؟ چه چیزی تغییر کرد؟ فقط سیاست عوض شده است.

من یک گروهی داشتم به نام گروه «یاران» و نوازنده‌ای داشتم به نام نیما نواپور که موهایش در آن زمان بلند بود. ما در اجرای جشنواره موسیقی پاپ سال ۷۶ در فرهنگسرای بهمن اجرا داشتیم و چون یک سری از مسئولین در ردیف جلو نشسته بودند، نوازنده من میترسید با این مو به روی استیج بیاید و ما موهایش را داخل پیراهنش کردیم که این مو بیرون نزند.

من با آزادی موافقم و مخالف نیستم اما ای کاش این آزادی آن موقع هم بود. من میگویم چرا زمان ما نبود؟ که اگر بود شاید الان شرایط خیلی فرق می‌کرد. ما زمانی که اجرای کنسرت در تهران داشتیم تنها تبلیغات ما کادر صفحه آخر روزنامه همشهری بود.

سال۷۶ دوشب در ساری کنسرت بی نظیری در سالن کشتی شهید رسول حسینی داشتم. فکر میکنید آن ۶یا۷هزار نفری چطور پر شد؟ وانت های بین شهرهای قائم شهر-بابل راه میفتادند و با بلندگو اعلام می‌کردند که قاسم افشار در فلان تاریخ کنسرت دارد و در شهرهای مختلف به این طریق اعلام می‌کردند.

به یاد دارم شب دوم در همان سالن یک سری حدودا ۳۰۰ یا ۴۰۰ نفر در انتهای سالن کفن‌پوش و با چوب منتظر بودند تا بریزند داخل سالن. در حالی ما کار خلافی نمیکردیم و اداره بهزیستی آن موقع مجوز گرفته بودند تا اجرای کنسرت داشته باشیم. نوازنده من شب از ترس خوابش نمی‌برد. ما این اتفاقات را پشت سر گذاشتیم. امروز هم حاکمیت همان حاکمیت است اما فضا فضای دیگری است ولی فضای امروزی برای ما نبود.

ایسکانیوز: آیا خواننده ها پول دارند؟

افشار: عدد و ارقام آن موقع با الان خیلی فرق میکرد. کنسرت ما ۳ هزار تومان بود اما الان بالای ۳ میلیون تومان است. الان هزینه‌ها زیادتر است، سالن‌ها گران‌تر است اما تفاوت مثلاً ۲۰ سال ۳هزار تومان با ۳ میلیون خیلی زیاد است. یعنی اگر یک شب یک سالن ۲هزار نفری در دو سانس که می‌شود ۴هزار نفر، و این عدد را ضربدر بلیت حداقل یک ونیم میلیونی کنید مبلغی حدود ۶ میلیارد برای یک شب به دست می‌آید که خب طبیعتا پولدار می‌شوی.

اما من همیشه میگویم سلامتی بالاترین نعمت و ثروت است. من با افتخار مستاجر هستم شاید دستمزدهایی که ما آن موقع میگرفتیم در حد خودش خوب بود اما در مجموع همه چیز متحول شده و دستمزدها هم چندین برابر شده است.

ایسکانیوز: برخی خواننده‌ها نامشان ماندگار است و مردم با آهنگ‌های آنها خاطراتشان زنده میشود و بعضی خواننده‌های نسل جدید رشد آسانسوری دارند، یکی دو سال ترند هستند اما از پند سال املا فراموش میشوند. آیا دست مافیای موسیقی در کار است؟

افشار: در عرصه سینما شما حساب کنید یک فیلمی به طور مثال فیلمی فیلم ضعیفی است و با فیلم ضعیف بعدی فراموش میشود. جامعه ما یک پتانسیلی دارد، فرض کنید من یک تهیه کننده هستم و کار با چند خواننده را شروع میکنم، امکان داره از این چندنفر دو سه نفرشان پنج، هفت یا حتی ده سال بمانند و امکان دارد دو سال بعد نمانند. الان در خواننده‌هایی که در این ۱۰ تا ۱۵ ساله آمدند یکسری فراموش شدند و یکسری پابرجا ماندند. من از خواننده‌های مختلفی گوش می‌کنم، رپ گوش میکنم، پاپ گوش میکنم، سنتی گوش میکنم، یکسری دوستان آمدند که کارشان خوب بود، صدایشان خوب بود، توانایی داشتند و ماندند و تا الان هم هستند و مردم هم همچنان از آنان استقبال میکنند.

گاهی ممکن است مدیریت اشتباه باشد یعنی من مدیر نوعی اشتباه کنم و خواننده‌ام را بسوزانم. گاهی هم ممکن است جامعه آن فرد را پس بزند، حالا هر خواننده‌ای میتواند باشد. اما الان جامعه به سمتی می‌رود که اگر شش ماه کاری را بیرون ندهی امکان دارد که فراموش بشوی.

به اعتقاد من گاهی هم زیاد بودن آسیب است. اگر یک خواننده در یک سال یکهو ۲۰۰ اجرا داشته باشد از چشم خواهد افتاد. باید کم باشی و به جا باشی.

ایسکانیوز: سه تا کار از کارهای شما یعنی «حضرت مهتاب»، «تعزیه» و «متبرک» کارهای دلی است و شعرهای آن داستان دارد. درباره این قطعات توضیح دهید.

افشار: در بین این کارها قدیمی‌ترینش «متبرک» است، این قطعه کاری بود که سال ۷۶ خواندم و خودم خیلی آن را دوست داشتم که یکی از قطعات آلبوم بود. آهنگساز و ترانه‌سرا آقای اکبر آزاد بود و تنظیم آن را مرحوم آندره آرزومانیان بر عهده داشت. قطعه «تعزیه» کاری بود که خودم دوست داشتم؛ شعر آن از آقای عبدالجبار کاکایی بود و آقای امیرهوشنگ شاهرخی آهنگ تنظیم کار بر عهده داشت.

جالب است بدانید برای تولید قطعه «تعزیه» که برای ماه محرم می‌خواستیم تولید کنیم، شورای موسیقی این کار را رد کرد. تعزیه را هم ما خودجوش داشتیم تولید میکردیم نه اینکه پولی بگیریم بلکه می‌خواستیم یک کار دلی انجام بدهیم و برای محرم بیرون بدهیم.

ایسکانیوز: به عنوان سوال آخر. استقبال مردم از این قطعات نسبت به سایر آثار شما چطور بود؟

افشار: «متبرک» را هنوز که هنوز است مردم دوست دارند و در ذهنشان هست. با اینکه تنظیم کار حدودا ۲۸ سال ۳۰ سال پیش انجام شده اما برایشان جذاب است. کار دلی بگیر نگیر دارد. گاهی ممکن است بگیرد و گاهی ممکن است نگیرد. و امان از روزی که نگیرد.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1308685

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha