باورتان میشود؟ از همان شبی که ایرانِ ما را زخم زدند، یک سال گذشت. از همان شبی که کشور عزیزمان ناخواسته درگیر جنگی شد؛ بیستوسوم خرداد و آغاز جنگ دوازدهروزه را میگویم.
آن اتفاق تلخ، به نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران و حتی جهان تبدیل شد.
جنگها معمولا با تعداد موشکها، حجم خسارتها و شمار قربانیان سنجیده میشوند؛ اما اثر واقعی آنها را باید در تغییراتی جستوجو کرد که پس از پایان درگیریها در جوامع و ملتها پدید میآید. جنگ دوازدهروزه نیز فراتر از یک رویارویی نظامی بود؛ آزمونی برای سنجش ظرفیت ملت ایران، میزان تابآوری جامعه و جایگاه کشور در معادلات منطقهای و جهانی.
تولد دوباره ایرانیان
تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل، با وجود همه سختیها و تلخیهایی که روحمان را فرسود و جانمان را خراشید، پیامدهایی بههمراه داشت که نمیتوان از اهمیت آنها چشم پوشید.
۱ـ واکنش ایرانیان در برابر این تهاجم برای دشمنان بهتآور بود. مردمی آگاه و مسئولیتپذیر پای حفظ تمامیت ارضی کشور ایستادند؛ جان باختند، اما خاک و شرافت خود را هرگز واگذار نکردند.
۲ـ پیشنهاد آتشبس، تصویری متفاوت از ارتش آمریکا به نمایش گذاشت؛ ارتشی دقیق، منظم و پرهزینه، اما فاقد توان و آمادگی لازم برای ورود به جنگهای طولانیمدت و فرسایشی.
۳ـ این جنگ، بیش از پیش به اعتبار ادعاهای انساندوستانه جهان غرب آسیب زد و نشان داد که مدعیان نظم جهانی، خود از پاسداشت صلح و امنیت بینالمللی ناتواناند.
۴ـ هرچند قدرتهای استکباری و استعمارگر طی دهههای گذشته تلاش کردند میان مردم ایران و حاکمیت شکاف ایجاد کنند و متأسفانه برخی خطاها و سوءرفتارهای داخلی نیز به این روند دامن زد، اما جنگ دوازدهروزه تا حد زیادی این بیگانهسازی را شکست. ایرانیان بار دیگر زیر پرچم کشور خود گرد آمدند و بهعنوان ملتی متحد و منسجم، وجهی تازه به هندسه حکمرانی ایران افزودند.
۵ـ این جنگ، پشتوانه داخلی حمایت از سرزمین مادری را تقویت کرد و بار دیگر اهمیت همبستگی ملی را به نمایش گذاشت.
۶ـ مقاومت ایران در جنگ دوازدهروزه، نگاه بخشی از افکار عمومی جهان را به خود جلب کرد و موجب شد تصویر ایران در میان برخی جریانهای اجتماعی و رسانهای غرب با دقت و توجه بیشتری مورد ارزیابی قرار گیرد.
۷ـ ایستادگی ایرانیان در این جنگ، بار دیگر به فعال شدن کنشگران و جریانهای محور مقاومت در منطقه کمک کرد و روح تازهای در این جبهه دمید.
البته هیچ انسان عاقلی جنگ را مطلوب نمیداند و هیچ ملتی از رنج، داغ و خسارت استقبال نمیکند. اما ملتها در دل حوادث بزرگ، خود را باز میشناسند و ظرفیتهای نهفته خود را آشکار میکنند. جنگ دوازدهروزه نیز با همه تلخیهایش، صحنهای بود که در آن بخشی از توان ملی ایران، انسجام اجتماعی ایرانیان و قدرت ایستادگی این ملت بار دیگر نمایان شد.
در نهایت، میخواهم این یادداشت را با یک جمله به پایان برسانم: دو دستاورد ارزشمند این جنگ را باید قدر دانست؛ نخست حضور و همراهی مردم و دوم، پیوستگی دوباره محور مقاومت.
بیژن کیا، کارشناس فرهنگی دانشگاه شیراز*
انتهای یادداشت/
نظر شما