همدان و باغ‌هایی که زیر پوست خشکسالی نفس می‌کشند

نازنین مولائی منظر*

در همدان، خشکسالی همیشه با صدای ترک خوردن زمین آغاز نمی‌شود؛ گاهی از یک تغییر کوچک در نگاه باغدار شروع می‌شود. از مکثی طولانی کنار درختی که دیرتر شکوفه داده، از دستی که خاک پای ریشه را کنار می‌زند و دنبال نشانی از رطوبت می‌گردد، از جوی باریکی که روزگاری صدای آب در آن می‌دوید و حالا بیشتر شبیه خاطره‌ای خشک‌شده است. باغ، در این استان فقط واحد تولید نیست؛ بخشی از شخصیت زمین است. وقتی باغ کم‌جان می‌شود، انگار بخشی از حافظه همدان آرام‌آرام رنگ می‌بازد.

همدان استانی است که با کوه، دشت، باغ، روستا و فصل معنا پیدا می‌کند. اینجا طبیعت فقط پس‌زمینه زندگی نیست؛ در متن معیشت مردم نشسته است. باغ‌های تویسرکان، ملایر، نهاوند، بهار و بسیاری از روستاهای استان، سال‌ها نه فقط محصول، که هویت ساخته‌اند. گردو، انگور، سیب، گیاهان زراعی، زمین‌های کشاورزی و باغ‌های خانوادگی، برای بسیاری از مردم همدان تنها منبع درآمد نیستند؛ رشته‌ای هستند که نسل‌ها را به خاک وصل کرده‌اند. اما این رشته، امروز زیر فشار کم‌آبی، تغییر اقلیم، هزینه‌های تولید و بی‌ثباتی بازار، نازک‌تر از گذشته شده است.

بحران آب در همدان را نباید فقط در آمار بارش یا حجم ذخایر دید. آب، وقتی کم می‌شود، اول در چهره روستا خود را نشان می‌دهد. درختی که هرس شده اما امیدش کمتر است، کشاورزی که میان حفظ باغ پدری و تغییر مسیر زندگی مانده، چاهی که باید عمیق‌تر شود، قناتی که دیگر توان گذشته را ندارد، و جوانی که می‌بیند آینده زمین خانوادگی‌اش به اندازه گذشته مطمئن نیست. خشکسالی، پیش از آنکه یک بحران طبیعی باشد، به بحرانی اجتماعی تبدیل می‌شود؛ زیرا از دل خاک وارد تصمیم‌های خانوادگی، مهاجرت، اشتغال و حتی احساس تعلق می‌شود.

در همدان، مسئله آب پیچیده‌تر از آن است که بتوان آن را فقط به کمبود باران نسبت داد. کاهش بارندگی مهم است، اما همه داستان نیست. الگوی کشت، شیوه آبیاری، برداشت از منابع زیرزمینی، توسعه بی‌تناسب برخی فعالیت‌ها، مصرف شهری، هدررفت شبکه‌ها و ضعف حکمرانی محلی آب، همگی در شکل‌گیری این وضعیت نقش دارند. زمین، صبور است اما بی‌انتها نیست. سال‌ها می‌تواند فشار را تحمل کند، اما روزی نشانه‌های خستگی خود را در افت منابع، کاهش کیفیت خاک، پایین رفتن بهره‌وری و اضطراب کشاورز نشان می‌دهد.

باغداری در همدان، با همه زیبایی و ریشه‌داری‌اش، اگر با دانش و فناوری همراه نشود، زیر فشار اقلیم جدید آسیب‌پذیرتر می‌شود. دیگر نمی‌توان فقط با تکیه بر تجربه‌های نسل‌های گذشته، باغ را در برابر واقعیت‌های تازه حفظ کرد. تجربه گذشتگان ارزشمند است، اما اقلیم امروز همان اقلیم دیروز نیست. بارش‌ها نامنظم‌تر شده‌اند، هزینه نهاده‌ها افزایش یافته، بازارها پیچیده‌تر شده‌اند و رقابت سخت‌تر است. در چنین شرایطی، باغدار به تنهایی نمی‌تواند بار تمام تغییرات را به دوش بکشد.

اصلاح الگوی کشت و مدیریت مصرف آب، اگر به زبان بخشنامه نوشته شود، در زمین ریشه نمی‌گیرد. کشاورز و باغدار باید بداند تغییر برای او چه معنای اقتصادی دارد. اگر قرار است نوع محصول، شیوه آبیاری، فاصله کاشت یا روش نگهداری تغییر کند، باید آموزش، تسهیلات، بیمه، بازار تضمینی، مشاوره تخصصی و اعتماد همراه آن باشد. هیچ باغداری با توصیه‌های کلی، سرمایه و خاطره خانوادگی خود را به خطر نمی‌اندازد. تغییر وقتی پذیرفته می‌شود که از دل گفت‌وگو بیرون بیاید، نه از بالای میز اداری.

همدان در این میان به سیاستی نیاز دارد که آب را فقط منبع مصرف نبیند، بلکه آن را محور آینده استان بداند. اگر آب درست مدیریت نشود، روستاها ضعیف می‌شوند، تولید کاهش می‌یابد، مهاجرت افزایش پیدا می‌کند، شهرها سنگین‌تر می‌شوند و فشار اجتماعی بیشتر می‌شود. آب از باغ شروع می‌شود، اما در شهر ادامه پیدا می‌کند. خانواده‌ای که زمینش دیگر پاسخ نمی‌دهد، به جست‌وجوی کار راهی شهر می‌شود. شهری که مهاجرت بیشتری می‌پذیرد، با نیاز بیشتر به مسکن، خدمات، مدرسه، درمان و اشتغال روبه‌رو می‌شود. بنابراین خشکسالی فقط مسئله کشاورز نیست؛ مسئله آینده شهر هم هست.

یکی از زخم‌های پنهان بحران آب، فرسایش امید در روستاهاست. روستا زمانی زنده می‌ماند که آینده داشته باشد. اگر جوان روستایی احساس کند زمین دیگر توان زندگی‌سازی ندارد، اگر ببیند پدرش با زحمت زیاد درآمدی نامطمئن به دست می‌آورد، اگر خدمات و زیرساخت‌ها کافی نباشد، ماندن برایش به معنای عقب ماندن تعبیر می‌شود. اینجاست که روستا آرام‌آرام نه با حادثه، بلکه با تردید خالی می‌شود. خانه‌ها می‌مانند، درخت‌ها می‌مانند، خاطره‌ها می‌مانند، اما نیروی جوانی که باید ادامه دهد، کمتر می‌شود.

در برابر این وضعیت، راه نجات فقط در محدودیت نیست؛ در هوشمندی است. باید به سمت آبیاری نوین، بازچرخانی آب، کاهش هدررفت، مدیریت دقیق منابع زیرزمینی، انتخاب محصولات سازگار با اقلیم، توسعه صنایع تبدیلی کم‌آب‌بر، آموزش مستمر کشاورزان و پیوند دانشگاه با مزرعه حرکت کرد. همدان دانشگاه و نیروی انسانی دارد؛ اما دانش وقتی ارزش پیدا می‌کند که از کلاس و مقاله به زمین و باغ برسد. اگر پژوهش‌های کشاورزی و منابع آب به مسئله‌های واقعی روستا وصل نشود، میان علم و زندگی شکافی باقی می‌ماند که توسعه را کند می‌کند.

همچنین شهرهای استان نیز باید سهم خود را بپذیرند. نمی‌توان از کشاورز خواست مصرف خود را اصلاح کند اما در شهر، آب همچنان بی‌محابا مصرف شود یا شبکه‌ها دچار هدررفت باشند. عدالت آبی یعنی همه بخش‌ها مسئولیت خود را ببینند. شهر، صنعت، کشاورزی و خدمات باید در یک نقشه واحد قرار گیرند. تصمیم‌های جداگانه، بحران مشترک را حل نمی‌کند. آب، مرز اداری نمی‌شناسد؛ از دشت به شهر، از روستا به بازار و از امروز به فردا حرکت می‌کند.

همدان اگر بخواهد باغ‌هایش را حفظ کند، باید پیش از خشک شدن ریشه‌ها تصمیم بگیرد. درخت وقتی از پا افتاد، با چند باران پراکنده دوباره به گذشته برنمی‌گردد. روستا وقتی جوانانش را از دست داد، با چند طرح کوتاه‌مدت جان نمی‌گیرد. اعتماد کشاورز وقتی فرسوده شد، با وعده‌های تکراری ترمیم نمی‌شود. بحران آب، صبر زیادی نمی‌کند؛ فقط مدتی بی‌صدا پیش می‌رود و بعد ناگهان خود را در چهره اقتصاد، مهاجرت و زندگی نشان می‌دهد.

باغ‌های همدان هنوز می‌توانند نفس بکشند، اگر ریشه‌هایشان تنها گذاشته نشود. این استان هنوز فرصت دارد از دل خشکسالی، به الگوی تازه‌ای از سازگاری برسد؛ الگویی که در آن سنت و دانش، تجربه و فناوری، کشاورز و دانشگاه، روستا و مدیریت شهری در کنار هم قرار گیرند. آینده همدان، فقط در خیابان‌ها و ساختمان‌هایش نوشته نمی‌شود؛ در خاکی هم نوشته می‌شود که اگر زنده بماند، مردم را به ماندن دعوت می‌کند.

آب در همدان، مسئله امروز و فردا نیست؛ مسئله پیوستگی نسل‌هاست. اگر این پیوستگی گسسته شود، باغ فقط محصول خود را از دست نمی‌دهد، روستا فقط جمعیت خود را از دست نمی‌دهد، استان فقط بخشی از اقتصاد خود را از دست نمی‌دهد؛ همدان بخشی از روح خود را از دست خواهد داد. و سرزمینی که روح باغ‌هایش خاموش شود، حتی اگر شهرهایش روشن بمانند، چیزی از طراوت آینده را کم خواهد داشت.

فعال رسانه‌ای
انتهای یادداشت/

کد مطلب: 1309430

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha