به گزارش خبرنگار ورزشی ایسکانیوز، حذف همیشه از مسیر شکست نمیآید. گاهی تیمی زمین را ترک میکند بیآنکه حتی یک بار مغلوب شده باشد؛ بیآنکه تصویر فروپاشی، تسلیم یا شکست سنگین از خود به جا گذاشته باشد. گاهی همهچیز آرامتر، پیچیدهتر و شاید تلختر اتفاق میافتد: تیمی میجنگد، نمیبازد، امتیاز میگیرد، امیدش را تا آخرین لحظه زنده نگه میدارد، اما در پایان جایی در جدول برای ماندنش پیدا نمیشود. حذف ایران از جام جهانی از همین جنس بود؛ حذف بدون شکست.
تیم ملی در گروهی که بلژیک، مصر و نیوزیلند را در خود داشت، سه بار به میدان رفت و هر سه بار با نتیجه مساوی از زمین بیرون آمد. سه بازی، سه امتیاز، سه بار مقاومت. نه شکست، نه فروپاشی، نه آن تصویر تلخی که گاهی از یک حذف در ذهن میماند. اما فوتبال، مخصوصاً در قالب تازه جام جهانی، همیشه با روایت احساسی ما کنار نمیآید. اینجا جدول است که حکم میدهد؛ جدولی که گاهی از خود بازی سختگیرتر است.
ایران کارش را در زمین تمام کرده بود، اما سرنوشتش هنوز تمام نشده بود. تیم ملی بعد از آخرین بازی، باید منتظر میماند؛ منتظر مسابقهای که خودش در آن حضور نداشت اما هر دقیقهاش به آینده ایران گره خورده بود. اتریش و الجزایر در زمینی دیگر بازی میکردند و ایران، بیرون از زمین، هنوز درگیر جام جهانی بود. این شاید تلخترین شکل انتظار در فوتبال باشد: وقتی دیگر نمیتوانی پاس بدهی، شوت بزنی، حمله کنی یا دفاع کنی، اما هنوز حذف یا صعودت به حرکت توپ بستگی دارد.
برای دقایقی، امید زنده شد. گل دیرهنگام الجزایر برابر اتریش، مسیر جدول تیمهای سوم را به سود ایران تغییر میداد. در آن لحظه، انگار پنجرهای دوباره باز شده بود؛ پنجرهای باریک اما واقعی. ایران که در زمین خودش شکست نخورده بود، میتوانست از دل محاسبات پیچیده و بیرحم جدول، راهی به دور بعد پیدا کند. اما فوتبال، همانقدر که امید را ناگهانی میآورد، میتواند آن را ناگهانی پس بگیرد.
گل مساوی اتریش در وقتهای تلفشده، همهچیز را عوض کرد. بازی اتریش و الجزایر ۳ بر ۳ شد و همین نتیجه، هر دو تیم را جلوتر برد. ایران بیرون ماند؛ نه بهخاطر یک شکست در زمین، بلکه بهخاطر یک جابهجایی کوچک در جدول. حذف ایران با سوت پایان بازی خودش رقم نخورد؛ با آخرین لحظات مسابقهای دیگر قطعی شد.
این حذف را نمیشود فقط با کلمه ناکامی توضیح داد. در آن، چیزی از حسرت هست، چیزی از بیرحمی فرمت تازه، چیزی از سرنوشت معلق تیمی که تا پایان شکست نخورد. جام جهانی ۴۸ تیمی فرصتهای بیشتری برای صعود ساخته، اما همزمان شکل تازهای از اضطراب را هم وارد مسابقات کرده است. دیگر فقط جایگاه اول و دوم گروه مهم نیست؛ تیمهای سوم هم در جدولی جداگانه با یکدیگر رقابت میکنند. در چنین ساختاری، یک گل در گروهی دیگر، یک تساوی در شهری دیگر، یا حتی تفاضل گلی که در روزی دیگر ساخته شده، میتواند آینده یک تیم را تغییر دهد.
ایران در این میان، قربانی همان فاصلههای کوچک شد. فاصله میان صعود و حذف، گاهی یک امتیاز نیست؛ گاهی یک گل است، گاهی چند دقیقه است، گاهی آخرین ضربه یک بازی دیگر. تیم ملی از جام کنار رفت، اما نه با نشانههای معمول یک حذف تلخ. این بار خبری از شکست نبود؛ مسئله، جا نشدن بود. ایران در زمین نباخت، اما در جدول جایی برایش باقی نماند.
در چنین لحظهای، شاید مهمترین تصویر از تیم ملی همین باشد: تیمی که ایستاد، امتیاز گرفت، شکست نخورد و تا آخرین لحظه درگیر صعود ماند. این حذف، بیش از آنکه روایت یک پایان ناگهانی باشد، روایت انتظاری فرساینده است؛ انتظاری که از زمین خودمان شروع شد و در زمین دیگری به پایان رسید. فوتبال گاهی همین است؛ بازی تمام میشود، اما سرنوشت نه.
برای بازیکنان ایران، کنار رفتن از جام جهانی با سه تساوی میتواند تلختر از خیلی شکستها باشد. چون وقتی میبازی، معمولاً علت حذف را روبهروی خودت میبینی. اما وقتی نمیبازی و حذف میشوی، حسرت شکل دیگری پیدا میکند. حسرت به لحظههایی برمیگردد که میتوانستند کمی متفاوت باشند؛ به توپی که میتوانست وارد دروازه شود، به نتیجهای که در بازی دیگر میتوانست چند دقیقه بیشتر دوام بیاورد، به جدولی که فقط کمی مهربانتر میبود.
اما جام جهانی با مهربانی پیش نمیرود. این تورنمنت، مخصوصاً در قالب تازهاش، به همان اندازه که گستردهتر شده، پیچیدهتر و سختگیرتر هم شده است. تیمی که میخواهد بماند، فقط باید در زمین خودش نتیجه بگیرد؛ چون وقتی سرنوشت به دست بازیهای دیگر سپرده شود، دیگر فوتبال از اختیار تیم خارج میشود و به قلمرو احتمالات میرود.
ایران از جام جهانی حذف شد، اما تصویری که از این حذف باقی میماند، تصویر شکست نیست. تصویر تیمی است که نباخت و با این حال نماند. تیمی که تا آخرین لحظه امیدوار بود، اما در پایان، قربانی همان فاصلههای باریکی شد که فوتبال را هم زیبا میکنند و هم بیرحم.
شاید سالها بعد، وقتی از این جام حرف زده شود، حذف ایران نه با یک شکست مشخص، بلکه با همین جمله به یاد آورده شود: ایران نباخت، اما نماند.
انتهای پیام/
نظر شما