رستم‌پور: مدیران جمهوری اسلامی، رسانه را موی دماغ می‌بینند/ مسئولین ما، رسانه‌های خودی را عددی حساب نمی‌کنند

کارشناس رسانه گفت: مسئولین ما برای رسانه‌های ایرانی وزن و اعتبار قائل نیستند یعنی رسانه را به شکل مزاحم می‌بینند، رسانه را به معنای واقعی کلمه موی دماغ می‌بینند چون رسانه مطالبه‌گری می‌کند و سوال می‌پرسد.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، محمد رستم‌پور کارشناس رسانه و مدرس صحیفه سجادیه با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز به گفت‌وگو نشست که مشروح آن به شرح ذیل می‌باشد.

ایسکانیوز: کشور ما همیشه با وجود همه اقداماتی که در همه حوزه ها داشته اما در بحث رسانه ضعیف ظاهر شده اما از جنگ ۱۲ روزه به بعد خصوصا در جنگ سوم تحمیلی ایران توانست در حوزه رسانه نیز بدرخشد. چطور شد توانستیم نقاظ ضعف رسانه ای خود را رفع کنیم؟

رستم پور: من فکر می‌کنم که عمده مشکلات و اشکالاتی که در حوزه رسانه وجود دارد بخاطر این است که رسانه را پیوست می‌بینند و این نوع نگاه به رسانه باعث شده که هیچ وقت رسانه جدی گرفته نشود در حالی که در غرب و مخصوصاً در دانشگاه‌ها، مراکز فکری و بنیادهایی که در مورد اینگونه مسائل فکر می‌کنند به هم پیوستگی رسانه، سیاست، اقتصاد کاملا مشهود است. یعنی اینگونه نیست که تقسیم کار به این شکل باشد که رسانه یک کاری را انجام بدهد، سیاست یک کاری را انجام بدهد سپس رسانه آن را پوشش بدهد.

اصلا پوشش رسانه‌ای یک موضوع یا یک گذاره غلط است. کارکرد همه آن چیزی که شما میبینید مدیریت افکار عمومی است، هم در اقتصاد، هم در سیاست و هم در امنیت. مخصوصاً در دوره‌های اخیر که به یک معنا نبردهای کلاسیک تمام شده و نبردهای شناختی و نبردهای مدرن به وجود آمده است. در نبردهای کلاسیک یک گزارش، راوی یا یک فعال رسانه‌ای همراه با لشکر یا سپاه می‌بود و جریانات و رویدادها را پوشش میداد اما الان اینگونه نیست. الان یک کارکردهایی در داخل جنگ هم به خود رسانه واگذار میشود که این را در غرب خیلی جدی می‌بینیم.

یک سیاستی وجود دارد به نام درهای چرخان که این سیاست به طور مشخص در حوزه فناوری خیلی دیده میشود. یعنی مدیران نهادهای امنیتی غرب در شرکت‌های فناورانه حضور پیدا می‌کنند سپس در شرکت‌های اقتصادی، مدیریت کسب می‌کنند، بعد در شرکت‌های رسانه‌ای بزرگ صندلی و جایگاه می‌گیرند و اصلاً کسی نمیگوید که مثلاً اریکشمیت که یک افسر عالی رتبه سیا است چرا معاون اجرایی گوگل شده است. این به معنای این نیست که شایسته سالاری و تخصص افراد و چهره‌ها مهم نیست؛ مساله اساسی این است که این حوزه‌ها آنقدر به هم پیوستگی دارند و آنقدر از حیث کارکردی که تدر جامعه و در مدیریت افکار عمومی بازی می‌کنند به هم نزدیکند که همه آن چیزی که شما داری در جهان می‌بینید رسانه است. اولا رسانه پیوست نیست و دوم اینکه رسانه فقط رسانه نیست؛ سیاست هم رسانه است، اقتصاد هم رسانه است، اجتماع هم رسانه است.

یک سیاست گذاری، یک مصوبه مجلس به خیلی از فرآیندهای رسانه‌ای ترجیح دارد و در مدیریت افکار عمومی غلبه میکند. یک تصمیم اقتصادی اشتباه میتواند کاری کند که شما با بهترین تیم‌ها و مهارت‌های رسانه‌ای هم نتوانید آن را توجیه، تبیین و تئوریزه کنید. اینکه تصور بشود که رسانه همیشه پیوسته است و تصمیم گیری در تالارهای عالی حکمرانی اتفاق بیفتد و رسانه آن را توجیه کند و برای مخاطب جا بیندازد. این تصور و تلقی خیلی وقت است که به موزه سپرده شده و شما باید رسانه را کنار سیاست، کنار امنیت و در تالارهای عالی حکمرانی راه بدهید و برای اون نقش تعریف کنید.

این تلقی و تصور یعنی تلقی و تصور کلاسیک از رسانه بر ذهن مدیران جمهوری اسلامی ایران سایه افکنده است یعنی شما نگاه می‌کنید و می‌بینید که مدیران دست چندمی وارد رسانه می‌شوند و مدیریت می‌گیرند. به همین خاطر هیچ وقت رسانه جدی گرفته نمیشود.

ایسکانیوز: آیا جدی گرفته نشدن رسانه فقط از طرف مدیران و فعالای رسانه است؟ برای مثال شاهد هستیم در همین جنگ اخیر، الجزیره برای ما منبع خبری بود و خبرهای خودش را در گفتگو با یک مسئول نظامی ایرانی و... منتشر میکرد. چرا آن مسئولین با رسانه‌های داخلی خودمان صحبت نمی‌کردند؟

رستم پور: مسئولین ما رسانه‌های خودمان را جدی نمی‌گیرند و عددی حساب نمی‌کنند. من اطلاع دارم که اصلا برای رسانه‌های ایرانی وزن و اعتبار قائل نیستند یعنی رسانه را به شکل مزاحم می‌بینند، رسانه را به معنای واقعی کلمه موی دماغ می‌بینند چون رسانه مطالبه‌گری می‌کند، سوال می‌پرسد. آن قابی که آقای آخوندی در زمان وزارت راه آفرید که آن لوگو میکروفون خبرنگار را پرتاب کرد، این واقعیت تمامی مدیران جمهوری اسلامی ایران به رسانه است. همه مدیران اینگونه هستند فقط نشان نمیدهند. شاید شما بگویید برای سه چهار نفرشان استثنایی قائل بشوم اما نه، من میگویم همه مدیران اینگونه هستند.

ایسکانیوز: اما برخی مدیران به آقای دوربینی معروف هستند و تعامل خوبی با رسانه ها دارند.

رستم پور: آنها نیز رسانه را در این حد میبینند که آنان را معروف کند. می‌گویند رسانه من را مشهور کند و در خدمت من باشد. تعبیری در سیاست است که به کیف‌کشی مصطلح شده است و مدیران، مدیران رسانه را کیف خودشان می‌دانند. رسانه باید در خدمت آنان باشد، نباید سوالی پرسیده شود، نباید چالش ایجاد کند و این نگاه باعث میشود که هیچ کارکردی در رسانه تعریف نشود.

ایسکانیوز: خب چه شد که در جنگ سوم تحمیلی شرایط تغییر کرد؟

رستم پور: به صورت جدی ما عملکرد درخشانی داشتیم در جنگ اخیر داشتیم و من تصور میکنم که یک چیزی در ذهن مدیران تغییر کرد یعنی جنگ ۱۲ روزه یک آزمون خوبی بود برای اینکه مدیران متوجه بشوند همه آن دستاوردها و پیروزی های نظامی اما چرا ادراک پیروزی در ذهن و کام مخاطبین داخلی کشانده نمی‌شود. یک نکته دیگر هم این است که مدیران و تصمیم گیران دیدند که با دنیایی از مخاطره بیرونی روبرو هستند که این مخاطبان بیرونی اتفاقاً در تصمیم گیری نظامیان و سیاستمدارانی که در میدان با آن‌ها چشم در چشم هستند تاثیرگذارند.

یکی از عوامل بسیار مهم برای تاثیرگذاری روی محاسبه مسئولین، مدیران و تصمیم گیران افکار عمومی هستند و شما نمی‌توانید بگویید که افکار عمومی اصلاً مهم نیست. افکار اهمیت دارد ولی مسئله اینجاست که این افکار عمومی میتواند مضاعف در محاسبه مسئولین، مدیران و تصمیم گیران نقش ایفا کند.

من اعتقاد دارم که چهار پنج رسانه اساسی و مهم در جنگ تحمیلی سوم فوق العاده عمل کردند اما از طرفی هم نگاه می‌کنم به درام اتفاقات و رویدادها می‌بینم که این پتانسیل و استعداد فوق العاده بیشتری داشت. ما امروز به صورت جدی روبرو هستیم با این مساله که مثلاً ظرفیت توییتر مسئولین جمهوری اسلامی ایران چقدر میتواند اثرگذار باشد. شما با هر دیدگاه، منطق و جناحی که دارید نمیتوانید از اثرگذاری توییت های آقای قالیباف در جنگ تحمیلی سوم صرف نظر کنید مخصوصاً توییت هایی که به زبان انگلیسی زده میشد و البته طبیعی است که ساخته و پرداخته یک تیم جدی در پشت سر ایشان است.

یا اینکه نمی‌توان از اثرگذاری حساب‌های کاربری سفارتخانه‌های ایران در کشورهای خارجی صرف نظر کرد؛ البته این هم حاصل یک تیم جدی است و یا نمی‌توانید صرف نظر کنید از حماسه ها و رجزهای فوق العاده‌ای که سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا آقای ذوالفقاری داشت، یا نمیتوانید از ویدیوهای هوش مصنوعی فوق العاده که برخی از آنان محتواهای عجیبی داشتند و از درون جامعه آمریکایی، از درون لابی های نفوذ کاخ سفید چشم پوشی کنید.

ایسکانیوز: این کارهای رسانه‌ای و فعالیت‌های رسانه‌ای چرا یهو دیده شد؟

رستم پور: به خاطر اینکه یک چیزی تغییر کرد و یک عده‌ای اجازه بروز و ظهور پیدا کردند. البته من اعتقاد دارم این تغییر کاملاً اختیاری بود یعنی برخی‌ها بدبینانه میگویند که جنگ یک فشاری را روی مدیران مسئولان و تصمیم گیران ایجاد کرد. بنابراین احساس می‌کنم در جنگ ۱۲ روزه یک تلقی در ایران و تصمیم گیران ایرانی تغییر کرد آنهم این بود که رسانه را پیوستی ندیدند. رسانه را تبدیل کردند به یک رکن جدی و اثرگذار و تعیین کننده در نتیجه.

ایسکانیوز: آیا رسانه در حضور مردم در میادین و خیابان‌ها تاثیر داشته است؟

رستم پور: حضور مردم در میدان را سیاستریالاقتصاد و رسانه ساخته است. عملکرد فرهنگی جمهوری اسلامی ایران که همه جا از آن ایراد گرفته می‌شود آیا این مقاومت مردم ناشی از عملکرد فرهنگی جمهوری اسلامی ایران نیست؟ این وطن پرستی که مردم دارندف این ایران دوستی که دارند و این نوع نگاهی که نسبت به جمهوری اسلامی و تعلقی که به وطن دارند حاصل چیست؟ قطعا حاصل فعالیت رسانه‌ای جمهوری اسلامی است.

یک فعالیت رسانه‌ای ۴۰ ساله از همه ابعاد مانند کتاب، سینما، سخنرانی، هیئت و... . کسی نباید این حضور مردم را به نام خودش فاکتور کبکند. یکی از فاکتورهای حضور مردم عملکرد فرهنگی و رسانه‌ای است. وطن پرستی از نسل زد نیز گذشته و وارد نسل بعدی شده است.

ایسکانیوز: به نظر شما این مسیر و این عملکرد درخشان ایران در حوزه رسانه ادامه خواهد داشت؟

رستم پور: اینکه چرا ادراک و احساس پیروزی بعد از تفاهم هنوز در مردم ایران اتفاق نیفتاده است با وجود اینکه در غرب تماماً در مورد این صحبت میشود که ایران پیروز این جنگ است.یک بخش از آن برمیگردد به اینکه خود مساله از جنس فقط جنگ نظامی نیست، مساله از جنس جنگ هیبریدی است. جنگ اینگونه است که هم به تعبیری نبرد درش هست، هم زد و خورد نظامی درش هست هم قیمت کالاها در بازار درش هست و مساله به این سادگی نیست. ما جنگ هیبری را اینگونه معنا میکنیم که مرز جنگ و صلح آشکار نیست و از طرف دیگر جنگ در همه حوزه هاست.

بخشی از مخاطب ایرانی و فعالین میادین و خیابان‌ها این ادراک به احساس پیروزی رو ندارند چون همان مخاطب کف جامعه وقتی میرود یک مرغ بخرد یا نیم کیلو گوشت بخرد یا نیم کیلو میوه بخرد، آن اتفاقی که در میدان اقتصاد می‌افتد، شیرینی پیروزی را تحت تاثیر قرار می‌دهد و شما نمی‌توانید با فعالیت رسانه‌ای این موضوع را ترمیم کنید. ما معتقدیم که رسانه همه چیز است اما این به معنای آن نیست که من کار اقتصاد را هم انجام میدهم. یک کار اقتصادی و یک تصمیم اقتصادی اثر رسانه‌ای دارد. ما یک پیروزی داریم و ی احساس پیروزی. این احساس پیروزی را کاملاً رسانه نمی‌سازد بلکه واقعاه هم می‌سازد.

از سوی دیگر جنگ سخنگو داشت و راوی داشت اما تفاهم سخنگو و راوی ندارد. منظورم از سخنگو فقط آقای ذوالفقاری نیست، یعنی جنگ رسانه داشت. چرا جنگ رسانه داشت؟ بخاطر اینکه یک مسئولیت پذیری در مورد اینکه بیایند جنگ را روایت کنند وجود داشت. خیلی از گروه‌هایی که آمدند وارد کار رسانه‌ای شدند مانند بچه‌های هلال احمر کهدر بمباران‌ها مشارکت می‌کردند و در کنار کار امدادی فوق العاده‌ای که داشتند گوشی را هم بیرون می‌آوردند و فیلم می‌گرفتند، اینها که مسئولیتی نداشتند فقط یک تعلق وطنی داشتند. اما تفاهم رسانه ندارد. تفاهم چرا رسانه ندارد و جنگ رسانه دارد؟ دشمن در جنگ معلوم است اما در تفاهم معلوم نیست و دست دشمن را در تفاهم نمیتوان دید ولی دست دشمن را در جنگ میتوانیم ببینیم.

در جنگ مرزهای دشمن و دوست آشکارتر است اما در تفاهم آشکار نیست. بین مسئولین نیز و یک ترس و یک ملاحظه‌ و یک مراقبه‌ای وجود دارد که وارد گفتگو با افکار عمومی نشوید. موضوع موضوع سختی است و موضوع آسانی نیست اما من تصور می‌کنم نجابت مردم و فهم مردم آنقدر زیاد است که شما اگر وارد گفتگو و تعامل با مردم بشوید نتیجه بخش خواهد بود. بعضی از مسئولین ما میگویند که خب مردم که می‌دانند ترامپ و ونس و... دروغ میگویند پس نیازی به توضیح دادن نیست. خیر، شما باید بیایید.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1310617

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha