به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از اصفهان، برای بسیاری از مردم، بهورز چهرهای آشنا در خانه بهداشت روستا است. کسی که از مراقبت مادر و کودک و آموزشهای بهداشتی گرفته تا پیگیری وضعیت سلامت خانوارها را دنبال میکند. اما پشت این تصویر، سبک کاری قرار دارد که گاهی مرز میان زندگی شخصی و مسئولیت شغلی را از بین میبرد. یکی از بهورزان شاغل در مناطق روستایی شمال اصفهان که ترجیح داد نام و محل دقیق انجام خدمتاش پنهان بماند؛ که در کنار فعالیتهای مرتبط با مراقبت سلامت، تجربه کار به عنوان کمکپرستار را نیز دارد، میگوید: «بهورزی اون چیزی نیست که از بیرون دیده میشه. ما اینجا عملاً آچار فرانسه شدیم.»
او از گستردگی وظایف و افزایش بار اداری گلایه دارد و ادامه میدهد: «از مراقبت مادر و کودک بگیر تا کارهای اداری و سامانه سیب. صبح تا شب همش داریم دیتای تکراری وارد میکنیم و اصلاً وقت نمیکنیم به مریض برسیم.» اما به گفته او، مسئله فقط حجم کار نیست. استقرار محل زندگی برخی بهورزان در کنار خانه بهداشت باعث شده ساعات کاری عملاً پایانی نداشته باشد: «خونهمون هم همونجاست؛ یعنی اصلاً حریم شخصی برامون نمونده. ۲۴ ساعته در دسترسیم. نصفشب، روز تعطیل، مردم میان در خونهمون و توقع دارن کارشون رو راه بندازیم.» این وضعیت در کنار مواجهه روزمره با باورهای سنتی و گاه نادرست درباره سلامت، فشار دیگری را بر بهورزان تحمیل میکند؛ نیرویی که علاوه بر ارائه خدمت، باید نقش آموزشدهنده و اصلاحکننده نگرشهای بهداشتی را نیز ایفا کند.
یکی دیگر از بهورزان در خود شهر اصفهان، مسئله معیشت را یکی از جدیترین چالشهای این حرفه میداند. او با اشاره به فاصله میان مسئولیتهای بهورزان و دریافتی آنان میگوید: «ما رو ستون نظام سلامت میدونن، ولی موقع پول و تقدیر که میشه انگار وجود نداریم.» به گفته او، فشار اقتصادی حتی میتواند نیروهای علاقهمند به این حرفه را از ادامه مسیر منصرف کند. او با اشاره به تجربه همسرش میگوید: «با چه عشقی اومد توی این کار، ولی وقتی دید حقوقش کفاف زندگی رو نمیده و تورم داره کمرش رو میشکنه، ناچار شد استعفا بده و بره دنبال یه شغل دیگه.»
این روایت، تنها یک گلایه معیشتی نیست؛ بلکه مسئلهای درباره حفظ نیروی انسانی در نظام سلامت است. وقتی دستمزد، امنیت شغلی و شرایط کاری با مسئولیتهای حرفهای تناسب نداشته باشد، حتی انگیزه و علاقه نیز ممکن است نتواند مانع خروج نیرو از این چرخه شود. این بهورز تأکید میکند: «به جای این همه شعار، اگه یکم به فکر معیشت ما بودن و اون بار اداری لعنتی رو کم میکردن، میتونستیم با دل خوش کار کنیم.»
در سوی دیگر زنجیره خدمات سلامت، کمکپرستاران و بهیاران در بیمارستانها با مسئلهای مشابه مواجهاند؛ نیروهایی که مستقیماً با بیمار در ارتباط هستند اما به گفته یکی از شاغلان در این حوزه، جایگاه شغلی و مطالباتشان هنوز به اندازه کافی دیده نشده است. یکی از کمکپرستاران و بهیاران شاغل در یک بیمارستان از اصفهان، مهمترین دغدغههای این گروه را امنیت شغلی، نوع قرارداد، حقوق و مزایا، اضافهکاری و حق شیفت، کمبود نیرو و حجم بالای کار عنوان میکند. او میگوید کمبود نیروی انسانی، فشار مضاعفی بر کارکنان موجود وارد میکند و نتیجه آن فقط خستگی جسمی نیست: «وقتی کمبود نیرو وجود داشته باشه، فشار بیشتری روی نیروهای موجود وارد میشه و در کنار خستگی جسمی، فرسودگی روحی هم ایجاد میشه.» از نگاه این نیروی درمانی، یکی از مطالبات مهم، تعیین دقیق و شفاف شرح وظایف است. او هشدار میدهد که کمبود نیرو نباید باعث شود کارکنان ناچار به انجام وظایفی خارج از حدود آموزش و مسئولیت شغلی خود شوند.
یکی دیگر از محورهای مهم این مطالبهگری، وضعیت نیروهایی است که سالها در نظام سلامت فعالیت کردهاند، اما همچنان مسیر روشنی برای امنیت و ارتقای شغلی خود نمیبینند. این نیروی درمانی معتقد است برای کارکنانی که سالها تجربه اندوختهاند، باید مسیر مشخصی برای ارتقای شغلی ایجاد شود و سابقه و تجربه آنان نادیده گرفته نشود. او همچنین بر تناسب میان دریافتی و سختی کار تأکید میکند: «حقوق و مزایا باید با سختی کار، شیفت شب، تعطیلات، فشار کاری و مسئولیتی که در قبال بیمار داریم تناسب بیشتری داشته باشه.»
آنچه در گزارش از این نیروها بیش از همه به چشم میآید، یک مطالبه مشترک است: دیده شدن. از یک سو، بهورز در خانه بهداشت با گستردگی وظایف، پاسخگویی خارج از ساعات معمول و بار فزاینده ثبت اطلاعات مواجه است و از سوی دیگر، کمکپرستار و بهیار در محیط بیمارستان با کمبود نیرو، شیفتهای سنگین، دغدغه قرارداد و ابهام در مسیر شغلی دستوپنجه نرم میکند. در هر دو سوی این زنجیره، یک مسئله مشترک تکرار میشود: فاصله میان اهمیت واقعی کار و میزان حمایت از نیروی انسانی. یکی از این کارکنان میگوید: «مسئولان قبل از تصمیمگیری درباره این قشر، صدای خود کارکنان رو بشنون؛ چون کسی که هر روز در بیمارستان و کنار بیمار کار میکنه، بهتر از هر کسی مشکلات واقعی این شغل رو میشناسه.» او ادامه داد: «ما دنبال امتیاز خاصی نیستیم؛ فقط میخواهیم جایگاه شغلیمان به رسمیت شناخته شود، امنیت شغلی داشته باشیم، حقوق و مزایای عادلانه دریافت کنیم و شرایطی فراهم شود که بتوانیم با آرامش و کیفیت بیشتری به بیمار خدمت کنیم.»
ایام مناسبتی مثل روز بهورز میتواند فرصتی برای قدردانی از نیروهایی باشد که در دورترین نقاط، نخستین حلقه تماس مردم با نظام سلامتاند؛ اما بررسیها نشان میدهد که قدردانی، اگر قرار است از سطح پیامهای مناسبتی فراتر برود، باید به اصلاح شرایط واقعی کار منجر شود. کاهش بار اداری و موازیکاری، تأمین نیروی کافی، تعیین شفاف شرح وظایف، توجه به امنیت شغلی، تناسب حقوق و مزایا با مسئولیت و سختی کار و ایجاد مسیر روشن برای ارتقای شغلی، بخشی از مطالباتی است که در این گفتوگوها تکرار شده است. سلامت یک جامعه فقط به تجهیزات، ساختمانها و سامانهها وابسته نیست؛ بخش مهمی از آن به حالِ نیروهایی بستگی دارد که هر روز در خط مقدم، از خانه بهداشت روستا تا کنار تخت بیمار، مسئولیت مراقبت از مردم را بر عهده دارند.
خبرنگار: روشنک دشتی
انتهای خبر./
نظر شما