به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از اصفهان، در گفتوگویی با افسانه خسروی، دکتری روابط بینالملل از دانشگاه علوم و تحقیقات تهران، پژوهشگر و استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان، ابعاد مختلف منازعات فرسایشی و پیامدهای تداوم تقابل میان ایران و آمریکا را بررسی شد.
خسروی در بیان ویژگیهای جنگ فرسایشی از منظر حقوق بینالملل و تفاوت آن با سایر منازعات نظامی اظهار کرد: در حقوق بینالملل اصطلاح مستقلی تحت عنوان جنگ فرسایشی وجود ندارد اما این مفهوم در ادبیات علوم سیاسی و روابط بینالملل مورد استفاده قرار میگیرد.
وی افزود: جنگ فرسایشی به شرایطی از منازعه گفته میشود که در آن، توان اقتصادی، انسانی، سیاسی و نظامی طرفین بهتدریج تحلیل میرود و طولانیشدن زمان درگیری، هزینههای آن را افزایش میدهد.
این استاد دانشگاه با اشاره به تفاوت جنگ فرسایشی با جنگهای کوتاهمدت و قاطع بیان کرد: در جنگهای کوتاهمدت معمولاً طرفها تلاش میکنند در مدتزمان مشخصی به اهداف سیاسی و نظامی خود دست پیدا کنند؛ اما در یک منازعه فرسایشی، زمان طولانیتر میشود و معمولاً هیچیک از طرفین به پیروزی مطلق یا تحقق کامل اهداف خود دست پیدا نمیکنند.
خسروی با اشاره به ویژگیهای منازعات فرسایشی گفت: جنگ فرسایشی الزاماً به معنای وجود یک درگیری نظامی تمامعیار و مستمر نیست، بلکه ممکن است اشکال مختلفی از تقابل، از جمله فشارهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و سایر ابزارهای قدرت را دربر بگیرد.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی، هر اقدام متقابل میتواند زمینهساز واکنش طرف دیگر شود و به شکلگیری چرخهای از پاسخ و اقدام متقابل بینجامد؛ چرخهای که ادامه آن، هزینههای سیاسی، اقتصادی و نظامی را برای طرفین افزایش میدهد.
این پژوهشگر حوزه روابط بینالملل افزود: یکی از نشانههای مهم چنین وضعیتی، رسیدن روابط طرفین به نوعی بنبست دیپلماتیک است؛ شرایطی که در آن، نه میتوان بهسادگی از پیروزی قاطع سخن گفت و نه هزینههای ادامه تقابل را نادیده گرفت.
خسروی در پاسخ به این سؤال که طولانیشدن درگیریها چه تأثیری بر امنیت و ثبات منطقه خواهد داشت، اظهار کرد: طولانیشدن یک منازعه میتواند دامنه آثار آن را فراتر از طرفهای اصلی درگیری گسترش دهد. زمانی که منافع بازیگران دیگر تحت تأثیر قرار میگیرد، احتمال ورود مستقیم یا غیرمستقیم آنها به بحران افزایش پیدا میکند.
وی افزود: گسترش دامنه منازعه میتواند زمینه افزایش درگیریهای نیابتی را نیز فراهم کند؛ زیرا با تهدیدشدن منافع بازیگران مختلف، متحدان و سایر طرفهای مرتبط نیز ممکن است درگیر پیامدهای بحران شوند.
خسروی همچنین به احتمال شکلگیری رقابتهای تسلیحاتی اشاره کرد و گفت: زمانی که دولتها احساس کنند با تهدیدهای جدیدی روبهرو هستند، ممکن است به افزایش بودجههای نظامی، خرید تجهیزات و بازنگری در دکترینهای امنیتی خود روی بیاورند؛ مسئلهای که میتواند به پیچیدهترشدن فضای امنیتی منطقه منجر شود.

این استاد دانشگاه در تشریح اثر حقوق بینالملل در مدیریت و کاهش پیامدهای درگیریهای طولانیمدت گفت: حقوق بینالملل بهتنهایی نمیتواند صلح را برقرار یا به طرفهای درگیر تحمیل کند، اما میتواند چارچوبهای قانونی و سازوکارهای لازم برای مدیریت و حلوفصل اختلافات را فراهم کند.
وی با اشاره به منشور سازمان ملل متحد افزود: بر اساس ماده ۳۳ منشور، دولتها باید برای حل اختلافات خود از روشهای مسالمتآمیزی همچون مذاکره، میانجیگری و سایر شیوههای حلوفصل استفاده کنند.
خسروی تصریح کرد: زمانی که قواعد و سازوکارهای پیشبینیشده در حقوق بینالملل مورد بیتوجهی قرار میگیرند، توان این نظام برای جلوگیری از گسترش بحران نیز با چالش مواجه میشود. بنابراین، حقوق بینالملل بیش از هر چیز یک چارچوب قانونی فراهم میکند، اما اجرای مؤثر آن نیازمند اراده و همکاری بازیگران سیاسی است.
خسروی با تأکید بر اهمیت دیپلماسی پیشگیرانه گفت: در چارچوب دیپلماسی پیشگیرانه، تلاش میشود بحران پیش از تبدیلشدن به یک درگیری گسترده مدیریت شود و مسیرهایی همچون آتشبس، مذاکره و در نهایت توافقهای الزامآور میان طرفین شکل بگیرد.
وی ادامه داد: در مقابل، گاهی دولتها از رویکردی استفاده میکنند که در ادبیات روابط بینالملل از آن با عنوان «دیپلماسی قهری» یاد میشود؛ رویکردی که هدف آن تغییر رفتار طرف مقابل از طریق ابزارهایی مانند تهدید، فشارهای سیاسی و اقتصادی و در برخی شرایط، استفاده از قدرت نظامی است.
این پژوهشگر روابط بینالملل با اشاره به دیدگاههای الکساندر جورج درباره دیپلماسی قهری بیان کرد: در این نوع دیپلماسی، تهدید باید از اعتبار کافی برخوردار باشد و طرف مقابل نیز باید بهطور دقیق بداند چه رفتاری از او خواسته میشود تغییر کند.
وی افزود: بااینحال، زمانی که هزینههای اعمال فشار برای هر دو طرف افزایش پیدا کند و اهداف موردنظر نیز محقق نشود، ممکن است شرایط برای بازگشت به مذاکرات فراهم شود. در چنین وضعیتی، باید بررسی کرد که فشارها تا چه اندازه توانستهاند رفتار موردنظر را تغییر دهند و آیا ادامه تقابل همچنان برای طرفین مقرونبهصرفه است یا خیر.
خسروی درباره پیامدهای انسانی، اقتصادی و اجتماعی پیامدهای انسانی، اقتصادی و اجتماعی برای مردم منطقه برای مردم منطقه گفت: آثار جنگ و منازعه تنها به خشونت مستقیم محدود نمیشود؛ بلکه تداوم ناامنی میتواند زمینهساز شکلگیری انواع خشونتهای ساختاری و آسیبهای گسترده اجتماعی و اقتصادی شود.
وی با اشاره به تجربه منازعات طولانیمدت در کشورهای مختلف افزود: نمونههایی مانند عراق، افغانستان، سوریه، یمن و جنگ ایران و عراق نشان میدهد که پیامدهای یک منازعه میتواند سالها پس از پایان درگیریهای مستقیم نیز ادامه پیدا کند.
به گفته وی، گسترش ناامنی و ورود بازیگران جدید به بحران میتواند دستیابی به صلح پایدار را دشوارتر کند و ترتیبات امنیتی منطقه را نیز با تغییرات جدی مواجه سازد.
خسروی با اشاره به ریشههای تاریخی و پیچیده بسیاری از منازعات گفت: درگیریهای طولانیمدت معمولاً حاصل یک عامل واحد نیستند و مجموعهای از مسائل تاریخی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی در شکلگیری آنها نقش دارد.
وی تأکید کرد: توافقهای ناپایدار و نبود سازوکارهای مؤثر برای حل اختلافات، میتواند زمینه بازگشت بحران را فراهم کند و طولانیشدن منازعات نیز کشورها و بازیگران منطقهای را از مسیر دستیابی به صلح پایدار دورتر سازد.
این استاد دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد که درک واقعبینانه از ریشههای منازعه و تلاش برای کاهش هزینههای انسانی و سیاسی آن، از مهمترین پیششرطهای حرکت به سوی یک راهحل پایدار است.
خبرنگار: دنیا مومنی
انتهای خبر./
نظر شما