از ۶۰ کیلو پسته تا ۲۰ هزار شغل؛ محسن جلال‌پور چگونه اقتصاد و حافظه تاریخی کرمان را به هم پیوند زد؟

سال ۱۳۶۴ برای محسن جلال‌پور با یک مغازه کوچک و تنها ۶۰ کیلوگرم پسته آغاز شد؛ نقطه‌ای که شاید در آن زمان کسی تصور نمی‌کرد چهار دهه بعد به یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های بخش خصوصی ایران، رئیس پیشین اتاق بازرگانی کشور، صادرکننده، سرمایه‌گذار و در عین حال حامی پروژه‌های فرهنگی کرمان تبدیل شود.

به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ قصه محسن جلال‌پور فقط قصه تاجری نیست که فعالیتش را با ۶۰ کیلو پسته آغاز کرد و چهار دهه بعد از ایجاد یا مشارکت در ایجاد بیش از ۲۰ هزار شغل سخن می‌گوید؛ بخش کمتر دیده‌شده زندگی او جایی شکل گرفته که تجارت به تاریخ، سرمایه به فرهنگ و تجربه اقتصادی به دغدغه حفظ حافظه کرمان می‌رسد.

سال ۱۳۶۴ برای محسن جلال‌پور با یک مغازه کوچک و تنها ۶۰ کیلوگرم پسته آغاز شد؛ نقطه‌ای که شاید در آن زمان کسی تصور نمی‌کرد چهار دهه بعد به یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های بخش خصوصی ایران، رئیس پیشین اتاق بازرگانی کشور، صادرکننده، سرمایه‌گذار و در عین حال حامی پروژه‌های فرهنگی کرمان تبدیل شود. فاصله میان آن ۶۰ کیلو پسته و کارنامه‌ای که امروز از معدن و صنعت تا کشاورزی، استارتاپ، خیریه، تاریخ شفاهی و نشر امتداد یافته، فقط مسیر رشد یک بنگاه اقتصادی نیست؛ بازتابی از تحولات چهار دهه اقتصاد بخش خصوصی ایران و کرمان نیز هست.

جلال‌پور طی این سال‌ها تقریباً تمام فراز و فرودهایی را که یک فعال بخش خصوصی در ایران می‌تواند تجربه کند پشت سر گذاشته است؛ از دوران جنگ و محدودیت‌های اقتصادی دهه ۶۰ تا دوران توسعه صادرات در دهه‌های بعد، تغییرات مداوم مقررات، تحریم، محدودیت‌های بانکی، تعهدات ارزی، مشکلات بیمه و مالیات و بی‌ثباتی‌های پی‌درپی بازار. با وجود این، روایت فعالیت او نشان می‌دهد که برخلاف بسیاری از سرمایه‌گذاران که در یک حوزه متمرکز باقی می‌مانند، سرمایه‌گذاری‌هایش از پسته عبور کرده و به معدن، صنعت و کسب‌وکارهای نوپا رسیده است.

بخش مهمی از شهرت ملی جلال‌پور به دوره حضور او در اتاق‌های بازرگانی بازمی‌گردد. حدود ۱۵ سال حضور مدیریتی در اتاق بازرگانی کرمان و پنج سال فعالیت در سطح مدیریتی اتاق ایران، او را از یک فعال اقتصادی استانی به یکی از صداهای شناخته‌شده بخش خصوصی کشور تبدیل کرد. در دوره‌ای که اختلاف نظر درباره نقش دولت و بخش خصوصی یکی از موضوعات اصلی اقتصاد ایران بود، جلال‌پور از چهره‌هایی بود که بر کاهش تصدی‌گری دولت، میدان دادن به بخش خصوصی و ایجاد محیط باثبات برای سرمایه‌گذاری تأکید داشت.

اما شاید عدد مهم‌تر در زندگی اقتصادی او همان رقمی باشد که خودش درباره اثر فعالیت‌هایش بر اشتغال مطرح می‌کند؛ بیش از ۲۰ هزار شغل که به گفته او در طول دوران فعالیت اقتصادی، مستقیماً ایجاد کرده یا در شکل‌گیری آنها نقش داشته است. اکنون نیز حدود ۶۰۰ نفر از مجموعه‌های تحت مدیریت یا سرمایه‌گذاری او حقوق دریافت می‌کنند. در اقتصادی که ایجاد یک فرصت شغلی پایدار به یکی از دشوارترین مسائل توسعه‌ای تبدیل شده، همین دو عدد بخش مهمی از ابعاد اقتصادی کارنامه او را نشان می‌دهد.

با این حال، آنچه جلال‌پور را از بسیاری از فعالان اقتصادی هم‌نسل خود متمایز می‌کند، حرکت به حوزه‌ای است که معمولاً بازدهی مالی سریع ندارد؛ فرهنگ. نقطه آغاز این مسیر به سال ۱۳۹۴ بازمی‌گردد؛ زمانی که کتابی حدود یک‌هزار و ۵۰۰ صفحه‌ای درباره تاریخ تجارت کرمان رونمایی شد و یک نکته در آن مراسم مسیر ذهنی او را تغییر داد. پژوهش درباره تاریخ کرمان نشان داده بود که برای دوره‌های بسیار دور اسناد و شواهد وجود دارد، اما درباره حدود ۱۰۰ سال اخیر بخش قابل توجهی از اطلاعات، به جای اسناد مکتوب، در حافظه افراد باقی مانده است.

همین خلأ، پروژه‌ای را به وجود آورد که اکنون حدود یک دهه از عمر آن می‌گذرد. پس از کناره‌گیری جلال‌پور از مدیریت اتاق بازرگانی در مرداد ۱۳۹۵، فعالیت سازمان‌یافته او در حوزه تاریخ شفاهی کرمان از مهر همان سال آغاز شد. حاصل این مسیر تا امروز بیش از ۲۶۰ گفت‌وگو و حدود یک‌هزار و ۲۰۰ ساعت فایل صوتی و تصویری درباره تاریخ معاصر کرمان است؛ مجموعه‌ای که اگر به درستی آرشیو، طبقه‌بندی و منتشر شود، می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین بانک‌های تاریخ شفاهی معاصر استان باشد.

۲۶۰ مصاحبه در یک دوره ۱۰ ساله، به طور متوسط بیش از دو مصاحبه در هر ماه است. وقتی برخی از این گفت‌وگوها تا هشت ساعت ادامه داشته، مشخص می‌شود با یک فعالیت نمادین یا تفننی مواجه نیستیم. موضوع مصاحبه‌ها نیز محدود به اقتصاد نبوده و از روحانیون و بازاریان تا استادان دانشگاه، هنرمندان و فعالان اجتماعی و اقتصادی را در بر گرفته است؛ یعنی تلاش برای بازسازی تصویری چندلایه از کرمان معاصر، نه ثبت خاطرات یک گروه خاص.

ارزش چنین پروژه‌ای زمانی روشن‌تر می‌شود که سرعت از دست رفتن منابع تاریخ شفاهی مورد توجه قرار گیرد. هر سال که می‌گذرد بخشی از نسلی که وقایع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی چند دهه گذشته را به چشم دیده‌اند، از دسترس پژوهشگران خارج می‌شود. حافظه شفاهی اگر ثبت نشود، برخلاف سند کاغذی قابل بازیابی نیست. از این منظر، یک‌هزار و ۲۰۰ ساعت گفت‌وگو تنها مجموعه‌ای از فایل‌ها نیست؛ بخشی از حافظه انسانی کرمان است که از خطر فراموشی نجات یافته است.

این پروژه به انتشار مجموعه رواق زبرجد و فعالیت‌های دیگری در حوزه تاریخ و فرهنگ کرمان پیوند خورده است. کتاب کرمان در نگارخانه تاریخ نیز با تمرکز بر تصاویر یک قرن گذشته، تلاش دیگری برای ثبت تحولات اجتماعی و شهری بوده است. حمایت از تولید مستندهایی مانند جاده ادویه نیز همین مسیر را دنبال می‌کند؛ بازخوانی جایگاه تاریخی کرمان در تجارت و ارتباطات منطقه‌ای و نشان دادن اینکه اقتصاد این سرزمین از گذشته با فرهنگ و جغرافیا درهم‌تنیده بوده است.

پیوند تجارت و فرهنگ در مورد جلال‌پور اتفاقی نیست. فعالیت اقتصادی او از محصولی آغاز شد که خود یکی از نمادهای تاریخی کرمان است. پسته برای دهه‌ها فقط یک محصول کشاورزی نبوده، بلکه بخشی از هویت اقتصادی شهرستان‌هایی مانند رفسنجان و زرند و بخش‌هایی از استان محسوب شده است. تاجری که چهار دهه در چنین بستری فعالیت کرده، عملاً بخشی از تحولات اجتماعی، اقلیمی، تجاری و سیاسی استان را نیز تجربه کرده و همین تجربه، نگاه او به ضرورت ثبت تاریخ را قابل فهم‌تر می‌کند.

از سوی دیگر، کرمان یکی از استان‌هایی است که تاریخ اقتصادی آن به شدت با تحولات اجتماعی گره خورده است. توسعه معادن، گسترش صنایع بزرگ، تغییر الگوی کشاورزی، بحران آب، مهاجرت، رشد شهرنشینی و ظهور نسل جدید کارآفرینان، چهره این استان را در نیم‌قرن گذشته دگرگون کرده است. ثبت خاطرات افرادی که این تحولات را زندگی کرده‌اند، می‌تواند در آینده برای اقتصاددانان، جامعه‌شناسان، مورخان و حتی مدیران توسعه‌ای ارزش بیشتری از بسیاری از گزارش‌های اداری امروز داشته باشد.

تفاوت تاریخ شفاهی با گزارش رسمی دقیقاً در همین نقطه است. اسناد دولتی معمولاً می‌گویند چه تصمیمی گرفته شد، چه بودجه‌ای اختصاص یافت و چه پروژه‌ای اجرا شد؛ اما تاریخ شفاهی توضیح می‌دهد آن تصمیم چگونه بر زندگی مردم اثر گذاشت، فعالان اقتصادی چه موانعی دیدند، شهر چگونه تغییر کرد و روابط اجتماعی چه مسیری را طی کرد. بنابراین ۲۶۰ مصاحبه انجام‌شده را می‌توان نوعی سرمایه نامشهود برای استان دانست؛ سرمایه‌ای که برخلاف کارخانه یا معدن، در ترازنامه شرکت‌ها ثبت نمی‌شود اما ارزش آن با گذشت زمان افزایش پیدا می‌کند.

وجه دیگری از شخصیت جلال‌پور در فعالیت‌های خیریه دیده می‌شود. حمایت از فعالیت‌های درمانی، آموزشی و ورزشی و حضور در بنیاد پیوند عضو نفیس کرمانی نشان می‌دهد که نگاه او به مسئولیت اجتماعی تنها به حوزه فرهنگ محدود نشده است. مسئولیت اجتماعی در ادبیات جدید کسب‌وکار دقیقاً همین معنا را دارد؛ شرکتی که فقط سود تولید نمی‌کند و بخشی از منابع خود را برای حل مسائل جامعه‌ای که در آن فعالیت می‌کند به کار می‌گیرد.

در ایران هنوز بخش قابل توجهی از فعالیت‌های خیرخواهانه فعالان اقتصادی به شکل سنتی انجام می‌شود، اما ورود سرمایه بخش خصوصی به حوزه‌هایی مانند حفظ تاریخ، تولید مستند و آرشیو فرهنگی یک گام متفاوت است. ساخت مدرسه یا بیمارستان نتیجه‌ای فوری و قابل مشاهده دارد، اما سرمایه‌گذاری روی تاریخ شفاهی ممکن است سال‌ها بعد اهمیت واقعی خود را نشان دهد. همین ویژگی باعث می‌شود چنین فعالیتی بیش از آنکه به تبلیغات کوتاه‌مدت شباهت داشته باشد، به سرمایه‌گذاری برای حافظه جمعی نزدیک شود.

در سوی دیگر این تصویر، یک تناقض قابل تأمل وجود دارد. فردی که خود دهه‌ها از رسانه برای بیان دیدگاه‌های اقتصادی استفاده کرده، امروز نسبت به بخشی از تحولات رسانه‌ای و گسترش استفاده سطحی از هوش مصنوعی هشدار می‌دهد. نگرانی او بیشتر متوجه جایی است که فناوری به جای ابزار افزایش توانایی خبرنگار، جایگزین اندیشیدن و نوشتن می‌شود. او حتی گفته است که اعتراض به گسترش مطالب تولیدشده بدون هویت نویسنده، یکی از دلایلی بوده که مدتی انتشار نوشته‌های شخصی خود را کاهش داده است.

این موضع در عصر گسترش هوش مصنوعی اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا رسانه‌ها در نقطه‌ای قرار گرفته‌اند که فناوری می‌تواند همزمان فرصت و تهدید باشد. ابزارهای هوشمند امکان جست‌وجو، تحلیل داده، ترجمه و پردازش حجم عظیمی از اطلاعات را فراهم کرده‌اند، اما اگر خبرنگار به جای تحقیق، مشاهده و پرسشگری صرفاً به تولید خودکار متن متکی شود، نتیجه ممکن است ظاهری حرفه‌ای و محتوایی کم‌عمق داشته باشد. هشدار جلال‌پور از همین منظر، نقد فناوری نیست؛ نقد جایگزین شدن ابزار با انسان است.

جالب آنکه همین نگرانی با پروژه تاریخ شفاهی او پیوند پیدا می‌کند. تاریخ شفاهی بر حضور انسان، خاطره، تجربه، لحن و جزئیاتی بنا شده که هیچ بانک داده‌ای به تنهایی قادر به بازسازی کامل آن نیست. یک مصاحبه هشت ساعته با فردی که تحولات نیم‌قرن گذشته کرمان را دیده است، چیزی فراتر از مجموعه‌ای از اطلاعات تولید می‌کند؛ روایت، احساس، تناقض و تجربه زیسته‌ای را ثبت می‌کند که در گزارش‌های رسمی پیدا نمی‌شود.

جلال‌پور در عین علاقه به رسانه، از ورود مستقیم به کسب‌وکار رسانه‌ای پرهیز کرده است. استدلال او این است که فعالیت اقتصادی بخش خصوصی در ایران گاهی با الزامات رسانه مستقل در تعارض قرار می‌گیرد؛ زیرا رسانه ناچار به نقد تصمیم‌هایی است که ممکن است همان فعال اقتصادی برای ادامه کار خود به تعامل با تصمیم‌گیران آنها نیاز داشته باشد. این تضاد منافع یکی از مسائل جدی رابطه سرمایه و رسانه است و محدود به کرمان یا ایران هم نیست.

او میان دو نقش دست به انتخاب زده است؛ حفظ مجموعه اقتصادی و اشتغال موجود یا تبدیل شدن به یک فعال تمام‌وقت رسانه‌ای. وقتی یک بنگاه حدود ۶۰۰ حقوق‌بگیر مستقیم دارد، هر تصمیم مدیریتی صرفاً مسئله شخصی مالک نیست و به معیشت صدها خانواده مرتبط می‌شود. از این زاویه، ادامه فعالیت اقتصادی برای کسی که چهار دهه در بازار حضور داشته، خود نوعی مسئولیت اجتماعی محسوب می‌شود؛ به‌خصوص در اقتصادی که بنگاه‌های خصوصی با فشارهای متعدد مواجه‌اند.

بخش مهمی از تحلیل‌های اقتصادی جلال‌پور نیز به همین فضای کسب‌وکار مربوط می‌شود. او بارها از افزایش مداخله دولت در اقتصاد، بی‌ثباتی مقررات و دشواری فعالیت بخش خصوصی انتقاد کرده و محیط اقتصادی را فضایی توصیف کرده که حتی بنگاه سالم نیز برای ادامه فعالیت در آن دائماً با ریسک‌های بیرونی روبه‌روست. این نگاه نتیجه تجربه مدیریتی او در سطح بنگاه و نهادهای اقتصادی است؛ تجربه‌ای که از مغازه کوچک پسته آغاز شده و تا بالاترین سطح تشکل بخش خصوصی کشور ادامه یافته است.

برای کرمان، اهمیت چنین تجربه‌ای تنها در موفقیت یک فرد نیست. استان با وجود برخورداری از معادن بزرگ، صنایع، کشاورزی صادراتی و منابع طبیعی فراوان، همچنان با چالش‌هایی مانند بیکاری، کمبود سرمایه‌گذاری، بحران آب و عدم توازن منطقه‌ای مواجه است. تجربه فعالانی که توانسته‌اند کسب‌وکار را طی چند دهه حفظ کنند، بخشی از سرمایه دانشی استان است و اگر این تجربه مستند نشود، با خروج هر نسل از فعالان اقتصادی، بخشی از دانش غیررسمی توسعه نیز از بین می‌رود.

از همین منظر، شاید مهم‌ترین بخش کارنامه فرهنگی جلال‌پور نه تعداد کتاب‌ها و مستندها، بلکه همان ۱۲۰۰ ساعت روایت ثبت‌شده باشد. ممکن است امروز بسیاری از این فایل‌ها مخاطب عمومی نداشته باشند، اما چند دهه بعد می‌توانند پاسخ پرسش‌هایی را بدهند که اسناد رسمی پاسخی برای آنها ندارند؛ اینکه بازار کرمان چگونه تغییر کرد، بحران آب چه زمانی در زندگی کشاورزان محسوس شد، بخش خصوصی چگونه با تحریم‌ها سازگار شد و تغییرات اجتماعی چه اثری بر تجارت و فرهنگ گذاشت.

در زندگی جلال‌پور، عدد ۶۰ کیلو پسته در ابتدای راه و عدد ۱۲۰۰ ساعت تاریخ شفاهی در دهه ششم زندگی، دو سر یک مسیر متفاوت‌اند. اولی نماد ورود به اقتصاد است و دومی نشانه بازگشت سرمایه و تجربه به حافظه فرهنگی شهر. در فاصله میان این دو عدد، ۴۰ سال فعالیت اقتصادی، ۱۵ سال مدیریت استانی، پنج سال حضور در مدیریت ملی بخش خصوصی، بیش از ۲۰ هزار فرصت شغلی ایجادشده یا حمایت‌شده، حدود ۶۰۰ حقوق‌بگیر فعلی و بیش از ۲۶۰ مصاحبه تاریخی قرار دارد.

این اعداد البته به تنهایی شخصیت یک فعال اقتصادی را توضیح نمی‌دهند. آنچه تصویر را کامل‌تر می‌کند، انتخابی است که پس از چهار دهه تجارت صورت گرفته است؛ اینکه بخشی از منابع و زمان به جای تبدیل شدن به سرمایه اقتصادی جدید، صرف ثبت چیزی شود که سود فوری ندارد. چنین انتخابی شاید یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های میان ثروت و سرمایه اجتماعی باشد؛ ثروت در حساب باقی می‌ماند اما سرمایه اجتماعی زمانی ساخته می‌شود که بخشی از آن به جامعه بازگردد.

کرمان برای توسعه آینده خود تنها به معدن، کارخانه، کشاورزی و سرمایه‌گذار نیاز ندارد؛ حافظه توسعه نیز لازم است. استانی که تجربه شکست‌ها و موفقیت‌های اقتصادی خود را ثبت نکند، ناچار است بخشی از مسیر را دوباره طی کند. تاریخ شفاهی تجار، صنعتگران، دانشگاهیان، هنرمندان و مدیران می‌تواند همان حلقه‌ای باشد که تجربه یک نسل را به نسل بعد منتقل می‌کند.

پرتره محسن جلال‌پور در نهایت تصویر مردی است که از بازار آمده اما در بازار متوقف نمانده است. اقتصادی که با ۶۰ کیلو پسته شروع شد، طی ۴۰ سال به اشتغال، صنعت و سرمایه‌گذاری رسید و در کنار آن، مسیر دیگری به سمت کتاب، مستند، تاریخ شفاهی و دغدغه رسانه باز کرد. شاید ماندگارترین بخش این کارنامه نه در حجم صادرات و نه در تعداد سمت‌های مدیریتی، بلکه در این واقعیت باشد که ۱۲۰۰ ساعت از حافظه کرمان ثبت شده است؛ حافظه‌ای که اگر حفظ و در دسترس نسل‌های آینده قرار گیرد، می‌تواند بسیار بیشتر از عمر یک بنگاه اقتصادی دوام بیاورد.

برای شهری که بخشی از تاریخ معاصر خود را به دلیل ثبت نشدن روایت‌ها از دست داده، هر مصاحبه نجات یک قطعه از حافظه است. همان‌طور که ایجاد شغل آینده اقتصادی یک خانواده را تغییر می‌دهد، ثبت یک روایت نیز می‌تواند آینده فهم یک جامعه از گذشته خود را تغییر دهد. جلال‌پور طی چهار دهه اول مسیرش بیشتر درگیر ساختن اقتصاد بوده و یک دهه اخیر بخشی از توان خود را صرف ثبت گذشته کرده است؛ ترکیبی که نشان می‌دهد توسعه فقط ساخت کارخانه و افزایش تولید نیست، بلکه حفظ حافظه، فرهنگ و تجربه مردمی است که آن توسعه را ساخته‌اند.

خبرنگار: زهرا اسکندری

انتهای خبر./

کد مطلب: 1317811

برچسب‌ها

وب گردی

وب گردی

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha