به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از اصفهان، سینما در اصفهان خیلی زودتر از آنکه به یک صنعت تثبیتشده تبدیل شود، بخشی از زندگی شهری مردم شد. چهارباغ اصفهان در دورههایی میزبان مجموعهای از سالنهای سینمایی بود و سالن زمستانی سینما مایاک نیز در کنار دیگر سالنهای شهر، بخشی از حافظه سینمایی اصفهان را شکل داد. اهمیت این سابقه البته فقط در تعداد سالنها و فیلمهایی که در آنها نمایش داده میشد خلاصه نمیشود؛ مسئله مهمتر این است که سینما در اصفهان توانست از یک پدیده صرفاً تماشایی عبور کند و در مقطعی به یک دغدغه فرهنگی و اجتماعی تبدیل شود؛ دغدغهای که عدهای را به سمت ساخت فیلم، نقد فیلم، مطالعه سینما و شکل دادن به یک جریان مستقل سوق داد.
نقطه مهم تاریخ سینمای اصفهان را باید در شکلگیری جریان «سینمای آزاد» جستوجو کرد؛ جریانی که در اوایل دهه ۵۰ در اصفهان شکل گرفت و نسلی از علاقهمندان سینما را گرد هم آورد. این جریان نشان داد که برای شکل دادن به یک حرکت سینمایی الزاماً نمیتوان منتظر ساختن یک مجموعه بزرگ فرهنگی، اختصاص بودجههای سنگین یا ایجاد زیرساختهای گسترده ماند. آدمهایی که سینما برایشان مسئله بود، دور هم جمع شدند، فیلم ساختند، درباره سینما حرف زدند و تجربه کردند. زاون قوکاسیان نیز در همین فضا تبدیل به یکی از مهمترین چهرههای سینمای اصفهان شد؛ چهرهای که اهمیتش فقط در فیلمسازی خلاصه نمیشد و نقد، پژوهش، آموزش، نویسندگی و ایجاد ارتباط میان فیلمسازان و جریانهای مختلف سینمایی را نیز دنبال میکرد.
زاون قوکاسیان؛ یک نفر یا یک زیستبوم؟
شاید یکی از مهمترین ویژگیهای زاون قوکاسیان همین چندوجهی بودن او بود. او صرفاً یک فیلمساز نبود؛ بخشی از یک زیستبوم سینمایی بود. فیلم میدید، درباره فیلم مینوشت، کتاب منتشر میکرد، فیلمسازان جوان را میشناخت و میان سینمای اصفهان و جریانهای سینمایی کشور ارتباط ایجاد میکرد. به همین دلیل، خلأ ایجادشده پس از درگذشت او را نیز نمیتوان فقط خلأ یک فیلمساز دانست. آنچه از بین رفت، بخشی از یک شبکه انسانی و فکری بود؛ شبکهای که آدمهای سینما را به یکدیگر متصل میکرد و اجازه میداد تجربههای فردی به یک جریان جمعی تبدیل شود.
با این حال، نباید تمام مشکلات امروز سینمای اصفهان را به نبود قوکاسیان تقلیل داد؛ مسئله بزرگتر این است که بعد از آن نسل، اصفهان هنوز نتوانسته یک شبکه پایدار و چندلایه از فیلمساز، تهیهکننده، منتقد، سرمایهگذار، دانشگاه، نهاد فرهنگی و مخاطب ایجاد کند. اگر امروز از زاون قوکاسیان حرف میزنیم، شاید بیش از آنکه لازم باشد او را صرفاً به عنوان یک چهره تاریخی سینما ستایش کنیم، باید از خودمان بپرسیم چرا نتوانستهایم ساختاری ایجاد کنیم که یک «زاون دیگر» یا حتی دهها حلقه انسانی مشابه، امکان شکلگیری پیدا کنند.
مسئله امروز؛ فیلمساز داریم، اما زیستبوم نداریم
امروز اگر بخواهیم منصفانه درباره سینمای اصفهان صحبت کنیم، نمیتوان گفت این شهر فیلمساز ندارد یا تولید سینمایی در آن متوقف شده است. فیلم کوتاه ساخته میشود، فیلمسازان جوان آموزش میبینند، مستند و آثار تجربی تولید میشود، جشنوارهها برگزار میشوند و هر سال نامهایی از اصفهان در رویدادهای ملی و بینالمللی دیده میشود. مسئله اما جای دیگری است؛ سؤال این است که این فعالیتهای پراکنده در کنار یکدیگر چه چیزی میسازند؟ آیا از دل آنها یک جریان سینمایی مستمر، یک بازار تولید، یک شبکه حرفهای و یک مسیر مشخص برای رشد فیلمساز شکل گرفته است؟ پاسخ به این سؤال چندان امیدوارکننده نیست.
یکی از مشکلات جدی سینمای امروز اصفهان این است که بخش قابل توجهی از ظرفیت آن در مرحله فیلم کوتاه باقی مانده است. فیلم کوتاه به هیچ عنوان نقطه ضعف نیست و اتفاقاً یکی از مهمترین سرمایههای سینمایی اصفهان به شمار میرود، اما زمانی که مسیر یک فیلمساز از آموزش به ساخت فیلم کوتاه و سپس حضور در جشنواره محدود شود و پس از چند تجربه موفق، برای ساخت فیلم بلند، تأمین سرمایه، یافتن تهیهکننده، ورود به شبکه توزیع و ادامه فعالیت حرفهای مجبور شود از اصفهان خارج شود، دیگر با یک زیستبوم کامل سینمایی مواجه نیستیم. در چنین شرایطی اصفهان به جای آنکه مقصد و مرکز فعالیت حرفهای فیلمساز باشد، به محلی برای آغاز فعالیت او تبدیل میشود و ادامه مسیر در جغرافیای دیگری اتفاق میافتد.
اصفهان این همه سوژه دارد؛ چرا مستند جریانساز نداریم؟
این مسئله درباره مستند نیز قابل بررسی است. اصفهان از نظر سوژه یکی از غنیترین شهرهای ایران است؛ شهری که همزمان با تاریخ و میراث فرهنگی، با موضوعاتی مانند آب، زایندهرود، صنعت، کشاورزی، محیط زیست، معماری، مهاجرت، تغییرات اجتماعی، دانشگاه، فناوری و زندگی شهری مواجه است. هرکدام از این موضوعات میتوانند دهها و حتی صدها پروژه مستند جدی ایجاد کنند، اما مستندسازی حرفهای فقط با داشتن سوژه و دوربین شکل نمیگیرد. مستند به پژوهش، سفارش، سرمایه، تهیهکننده، آرشیو، پخش و مخاطب نیاز دارد.
اگر دستگاههای فرهنگی و مدیریت شهری فقط در زمان برگزاری جشنوارهها به سینما توجه کنند، طبیعی است که تولید مستند به یک جریان پایدار تبدیل نشود. اتفاقاً اصفهان میتواند بسیاری از مسائل خودش را به موضوع تولید سینمایی تبدیل کند. آب اصفهان، صنعت اصفهان، میراث تاریخی، محلههای قدیمی، تغییرات اجتماعی نسلهای جدید، محیط زیست، حاشیه شهر و حتی تاریخ خود سینمای اصفهان، همگی ظرفیت تولید آثار مستند و داستانی دارند. مسئله اینجاست که این موضوعات هنوز به اندازه کافی به «پروژه سینمایی» تبدیل نشدهاند و بسیاری از آنها در حد سخنرانی، نشست، همایش و برنامه مناسبتی باقی میمانند. شهری که خودش این همه قصه دارد، نباید صرفاً منتظر باشد تا فیلمسازان سایر شهرها برای پیدا کردن لوکیشن به سراغش بیایند؛ اصفهان باید خودش تولیدکننده روایت درباره خودش باشد.
مشکل فقط بودجه نیست؛ تقسیم کار هم نداریم
یکی از سادهترین پاسخها به وضعیت موجود، کمبود بودجه است؛ پاسخی که بخشی از واقعیت را توضیح میدهد اما همه آن را نه. مشکل سینمای اصفهان فقط پول نیست، بلکه نبود یک تقسیم کار روشن میان نهادهایی است که در حوزه فرهنگ و سینما فعالیت میکنند. امروز اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، انجمن سینمای جوانان، حوزه هنری، شهرداری، دفتر تخصصی سینما، مجموعههای دانشگاهی، بخش خصوصی و گروههای مستقل هرکدام به نوعی در این حوزه حضور دارند، اما هنوز مشخص نیست که هرکدام دقیقاً قرار است کدام بخش از زنجیره سینما را تقویت کنند.
اگر همه نهادها قرار باشد کارگاه برگزار کنند، نشست برگزار کنند و جشنواره برگزار کنند، چه نهادی قرار است پروژه را از ایده و فیلمنامه به تولید برساند؟ چه کسی قرار است فیلمساز را به تهیهکننده و سرمایهگذار وصل کند؟ چه کسی باید مسیر فیلم کوتاه موفق را به فیلم بلند یا تولید حرفهای باز کند و چه نهادی مسئولیت توسعه بازار و نمایش آثار تولیدشده در اصفهان را بر عهده دارد؟ اینها پرسشهایی است که پاسخ روشن به آنها میتواند بخش مهمی از آینده سینمای اصفهان را تعیین کند.
ارشاد؛ از برگزارکننده رویداد به سیاستگذار سینما
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان در این میان میتواند بیش از یک برگزارکننده یا پشتیبان رویداد نقش داشته باشد. اصفهان به یک نقشه راه چندساله سینمایی نیاز دارد؛ نقشهای که در آن اهداف مشخص و قابل اندازهگیری تعریف شود. اینکه در یک سال چند کارگاه برگزار شده یا چند نفر در دورههای آموزشی شرکت کردهاند، بهتنهایی نمیتواند شاخص توسعه سینما باشد.
باید پرسید چند فیلم حرفهای تولید شده، چند فیلمساز توانستهاند مسیر خود را ادامه دهند، چه میزان سرمایه خارج از منابع دولتی جذب شده، چند پروژه از مرحله طرح عبور کرده و به تولید رسیده و چه تعداد اثر توانستهاند وارد بازار ملی و بینالمللی شوند. اگر قرار است مدیریت فرهنگی برای سینمای اصفهان سیاستگذاری کند، باید نتیجه سیاستهایش را در همین خروجیها بسنجد.
انجمن سینمای جوانان؛ از تربیت هنرجو تا ساختن فیلمساز
انجمن سینمای جوانان اصفهان یکی از مهمترین حلقههای این زنجیره است و نمیتوان نقش آن را در تربیت نسلهای مختلف فیلمساز نادیده گرفت. با این حال، شاید زمان آن رسیده باشد که مدل فعالیت از «آموزش و تولید فیلم اول» به سمت «پرورش فیلمساز» حرکت کند. همه کسانی که فیلم کوتاه میسازند قرار نیست تا پایان مسیر فیلم کوتاهساز باقی بمانند.
برای فیلمسازی که استعداد، تجربه و پشتکار خود را نشان داده است، باید مسیر بعدی نیز تعریف شود؛ از توسعه فیلمنامه و تهیهکنندگی تا تولید حرفهای و ورود به فیلم بلند. در غیر این صورت، چرخه آموزش مرتباً افراد جدید تولید میکند اما بخش قابل توجهی از نیروهای مستعد در نقطهای از مسیر از سیستم خارج میشوند. خروجی واقعی یک نهاد آموزشی، فقط تعداد هنرجو نیست؛ تعداد فیلمسازانی است که چند سال بعد هنوز در میدان حرفهای حضور دارند.

شهرداری؛ سینما را از جشنواره بیرون بیاورد
شهرداری اصفهان نیز شاید بیش از هر نهاد دیگری ظرفیت تبدیل «شهر» به «موتور تولید سینما» را داشته باشد. سینمای شهری نباید صرفاً به چند برنامه مناسبتی یا جشنواره محدود شود. شهرداری میتواند سفارشدهنده تولیدات مستند و داستانی درباره مسائل واقعی شهر باشد؛ آثاری درباره آب، معماری، محلهها، سالمندی، کودکان، محیط زیست، حملونقل، مهاجرت، میراث فرهنگی و زندگی روزمره مردم.
دفتر تخصصی سینما نیز میتواند در این مسیر به جای تمرکز صرف بر نمایش و رویداد، به یک مرکز توسعه سینمای شهری تبدیل شود؛ مرکزی که مسئله تعریف میکند، پروژه میسازد، فیلمساز پیدا میکند و تولید را تا مرحله نهایی دنبال میکند. تفاوت مهم این دو نگاه در این است که در مدل اول، سینما یک «برنامه فرهنگی» است، اما در مدل دوم، سینما تبدیل به یکی از ابزارهای روایت و توسعه فرهنگی شهر میشود.
حوزه هنری؛ حلقه مفقوده توسعه پروژه
حوزه هنری نیز میتواند حلقه مهم دیگری در این زنجیره باشد، به شرط آنکه فعالیت خود را صرفاً به برگزاری دوره و نشست محدود نکند. یکی از نیازهای جدی سینمای اصفهان، توسعه پروژه است؛ یعنی اینکه یک فیلمنامه یا ایده خوب در مرحله اولیه باقی نماند و نهادی وجود داشته باشد که آن را از مرحله ایده به پژوهش، نگارش، تولید و در نهایت نمایش برساند. اگر قرار است حوزه هنری یا هر نهاد دیگری موتور تولید باشد، باید خروجی آن با تعداد پروژههای حرفهای و فیلمهای قابل عرضه سنجیده شود، نه صرفاً تعداد برنامههایی که برگزار کرده است. سینمای اصفهان به چند پروژه واقعی نیاز دارد که از همین امروز مسیر تولیدشان آغاز شود.
دانشگاه؛ ظرفیت بزرگی که هنوز وارد سینما نشده است
دانشگاههای اصفهان نیز هنوز میتوانند بسیار بیشتر از وضعیت فعلی در این زیستبوم نقش داشته باشند. دانشگاه صرفاً محل تربیت فیلمساز نیست؛ میتواند محل پیوند سینما با علم، تاریخ، معماری، محیط زیست، جامعهشناسی، صنعت و فناوری باشد. دانشجوی معماری میتواند درباره شهر فیلم بسازد، دانشجوی محیط زیست درباره زایندهرود، دانشجوی تاریخ درباره میراث فرهنگی، دانشجوی جامعهشناسی درباره تغییرات اجتماعی و دانشجویان حوزههای فنی درباره صنعت و فناوری.
اگر این ظرفیت به شکل سازمانیافته وارد سینما شود، اصفهان از یک شهر دارای سوژه به شهری تبدیل خواهد شد که یک جریان تولید محتوای مستند، علمی و اجتماعی درباره خودش دارد. اینجاست که دانشگاه میتواند از مصرفکننده سینما به یکی از تولیدکنندگان دانش و روایت سینمایی تبدیل شود.
بخش خصوصی؛ سینما بدون سرمایهگذار حرفهای رشد نمیکند
در کنار همه اینها، نمیتوان نقش بخش خصوصی را نادیده گرفت. سینمای قدرتمند فقط با بودجه دولتی ساخته نمیشود و اصفهان با توجه به ظرفیت اقتصادی و صنعتی خود، امکان ایجاد یک مدل جدی برای سرمایهگذاری فرهنگی را دارد. شرکتهای بزرگ صنعتی و اقتصادی استان میتوانند بخشی از مسئولیت اجتماعی خود را به تولید آثار سینمایی اختصاص دهند، اما این سرمایهگذاری نباید به تولید فیلمهای تبلیغاتی محدود شود.
سرمایهگذار خصوصی باید بتواند در یک پروژه حرفهای سرمایهگذاری کند و در مقابل، هم بازده اقتصادی و هم اعتبار فرهنگی دریافت کند. اینجا همان نقطهای است که سینما از کمک بلاعوض عبور میکند و به اقتصاد فرهنگ نزدیک میشود. اگر اصفهان بخواهد سینمای حرفهای داشته باشد، باید سرمایهگذاری حرفهای را نیز وارد این عرصه کند.
اصفهان قرار نیست تهران دوم باشد
در نهایت شاید اصفهان بیش از آنکه به یک ساختمان جدید برای سینما نیاز داشته باشد، به یک شبکه واقعی سینمایی نیازمند است؛ شبکهای که فیلمساز، نویسنده، تهیهکننده، منتقد، دانشگاه، سرمایهگذار، مدیر فرهنگی و مخاطب را به یکدیگر متصل کند. جایی که یک فیلمساز جوان بتواند ایده خود را ارائه دهد، مشاوره فیلمنامه بگیرد، تهیهکننده پیدا کند، سرمایه جذب کند، فیلمش را نمایش دهد، نقد دریافت کند و برای پروژه بعدی نیز مسیر داشته باشد.
اصفهان قرار نیست تهران دوم باشد و شاید اساساً نباید چنین هدفی داشته باشد. این شهر باید مزیت سینمایی خودش را پیدا کند؛ سینمایی که میتواند از تاریخ و میراث فرهنگی، معماری و هنر، کودک و نوجوان، مستند شهری و محیط زیست، صنعت و فناوری و البته جریان فیلم کوتاه و سینمای تجربی بهره بگیرد. اگر اصفهان بخواهد به یک قطب سینمایی تبدیل شود، باید از «شهر لوکیشن» بودن عبور کند و به «شهر تولید» تبدیل شود؛ شهری که خودش روایت تولید میکند، برای فیلمساز سرمایه و فرصت ایجاد میکند و آثارش را در سطح ملی و بینالمللی عرضه میکند.
روز ملی سینما؛ فرصتی برای تعارف نکردن
روز ملی سینما شاید بهترین فرصت برای تعارف نکردن باشد. میتوان در این روز از گذشته سینمای اصفهان گفت، از سالنهای قدیمی، از سینمای آزاد، از فیلمسازان نسلهای مختلف و از زاون قوکاسیان یاد کرد، اما ادای احترام واقعی به آن گذشته زمانی اتفاق میافتد که از خودمان بپرسیم چرا با وجود امکاناتی بسیار بیشتر از گذشته، هنوز نتوانستهایم همان روحیه جریانساز را به یک ساختار پایدار تبدیل کنیم.
امروز اصفهان فیلمساز دارد، اما زنجیره کامل سینمایی ندارد؛ فیلم کوتاه دارد، اما مسیر حرفهای مشخصی برای عبور از کوتاه به بلند ندارد؛ جشنواره دارد، اما جریان تولید مستمر ندارد؛ کارگاه دارد، اما لزوماً نظام پرورش فیلمساز ندارد؛ نهاد دارد، اما هنوز تقسیم کار روشنی میان این نهادها شکل نگرفته است.
مسئله سینمای اصفهان در نهایت فقط کمبود امکانات نیست؛ مسئله، نبود یک اراده مشترک برای ساختن یک زیستبوم سینمایی است. اگر قرار باشد هر نهاد پروژه خودش را اجرا کند و هر سال چند رویداد دیگر به تقویم فرهنگی شهر اضافه شود، احتمالاً اتفاق بزرگی رخ نخواهد داد. اصفهان برای تبدیل شدن به یک نبض مهم سینمای ایران، به جشنواره بیشتر از هر چیز به تولید بیشتر، ارتباط بیشتر، سرمایهگذاری هوشمندانهتر، مسیر حرفهای روشنتر و تقسیم کار دقیقتر نیاز دارد.
اصفهان هنوز همان شهری است که از معماری و تاریخ گرفته تا آب و صنعت، از زندگی شهری تا تغییرات اجتماعی، پر از قصه است. مسئله این نیست که اصفهان سوژه ندارد؛ مسئله این است که هنوز نتوانستهایم این حجم از سوژه را به یک جریان مستمر و قدرتمند سینمایی تبدیل کنیم. شاید بهترین پرسش در روز ملی سینما همین باشد آیا اصفهان میخواهد فقط گذشته سینمایی داشته باشد یا قرار است دوباره آینده سینمایی بسازد؟
خبرنگار: رامین ابوئی
انتهای خبر./
نظر شما