به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از همدان؛ سالهاست که جادهها فقط محل عبور خودروها نیستند، بلکه آینهای از رفتارهای اجتماعی، تصمیمهای خانوادگی و میزان پایبندی جامعه به مسئولیت جمعی به شمار میروند. در میان عوامل متعدد شکلگیری حوادث رانندگی، پدیدهای که شاید در نگاه نخست یک تخلف فردی به نظر برسد، امروز به مسئلهای اجتماعی تبدیل شده است؛ کودکانی که پیش از رسیدن به سن قانونی، پشت فرمان خودروهای سبک و سنگین مینشینند و خانوادههایی که گاهی از روی اعتماد، گاهی برای خوشحال کردن فرزند و گاهی با تصور «کنترل شرایط»، این امکان خطرناک را فراهم میکنند.
رانندگی برای کودکان و نوجوانان در بسیاری از موارد نه از مسیر آموزش اصولی و قانونی، بلکه از یک تجربه خانوادگی آغاز میشود. صندلی راننده، برای برخی کودکان نماد بزرگ شدن و استقلال است و سوئیچ خودرو به نشانهای از اعتماد والدین تبدیل میشود؛ اما همین لحظه به ظاهر ساده میتواند مرز میان تفریح و فاجعه باشد. مسئله اصلی فقط توانایی فیزیکی برای گرفتن فرمان نیست، بلکه مجموعهای از مهارتهای شناختی، تجربه تصمیمگیری در شرایط بحرانی، شناخت قوانین و توانایی کنترل هیجانات است که یک راننده را شکل میدهد.
استان همدان با برخورداری از محورهای ارتباطی پرتردد، مسیرهای کوهستانی، جادههای بینشهری و روستاهای پراکنده، شرایطی دارد که کوچکترین خطای انسانی میتواند پیامدهای سنگینی ایجاد کند. جادههایی که در برخی نقاط به دلیل شرایط اقلیمی، پیچهای متعدد یا حجم تردد، نیازمند تمرکز و تجربه بالا هستند، نمیتوانند محل تمرین رانندگی برای افرادی باشند که هنوز شرایط قانونی و مهارتی لازم را ندارند.
نگاهی به روند حوادث سالهای اخیر نشان میدهد که مسئله کودکرانندگی تنها به یک استان یا منطقه محدود نیست، اما در مناطقی که ارتباطات خانوادگی نزدیکتر است و استفاده از خودرو یا موتورسیکلت در زندگی روزمره نقش پررنگتری دارد، احتمال بروز این رفتار افزایش پیدا میکند. تجربه برخی استانهای کشور نیز نشان داده است که بسیاری از حوادث مربوط به رانندگان کمسنوسال نه در خیابانهای اصلی شهر، بلکه در مسیرهای روستایی، جادههای فرعی و مناطقی رخ میدهد که خانوادهها تصور میکنند «خطر کمتری» وجود دارد.
این تصور، یکی از مهمترین ریشههای شکلگیری چنین حوادثی است. بسیاری از والدین خطر را فقط در حضور پلیس، شلوغی خیابان یا سرعت بالا تعریف میکنند، در حالی که بخش مهمی از ایمنی رانندگی به توانایی پیشبینی موقعیتهای غیرمنتظره مربوط است. کودکی که هنوز تجربه مواجهه با شرایط اضطراری، ترمز ناگهانی، انحراف خودرو یا رفتار سایر رانندگان را ندارد، حتی در یک مسیر کوتاه نیز ممکن است با موقعیتی روبهرو شود که توان مدیریت آن را نداشته باشد.
از سوی دیگر، این مسئله را نمیتوان صرفاً با برخورد انتظامی حل کرد. پلیس میتواند خودرو را متوقف کند، جریمه اعمال کند یا از ادامه یک رفتار پرخطر جلوگیری کند، اما ریشه اصلی بسیاری از این موارد در فرهنگ خانوادگی و اجتماعی قرار دارد. زمانی که یک خانواده قانون را مانعی در برابر خواسته فرزند بداند، نه یک ابزار محافظتی، حتی سختگیرانهترین قوانین نیز با دشواری اجرا خواهند شد.
بر اساس اعلام پلیس راه استان همدان، در نیمه نخست سال جاری صدها خودرو به دلیل رانندگی افراد فاقد گواهینامه متوقف شدهاند که بخشی از این موارد مربوط به رانندگان کودک و نوجوان بوده است. این آمار تنها یک عدد انتظامی نیست؛ پشت هر عدد، یک خانواده، یک تصمیم اشتباه و احتمالا یک حادثهای قرار دارد که میتوانست رخ ندهد. اهمیت این اعداد در آن است که نشان میدهد پیشگیری، پیش از وقوع حادثه امکانپذیر است.
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، آموزش رانندگی به عنوان یک فرآیند مرحلهای دیده میشود. نوجوانان پیش از دریافت مجوزهای کامل، در چارچوبهای مشخص، با نظارت و آموزش رسمی با مهارتهای رانندگی آشنا میشوند. تفاوت اصلی در این کشورها، فقط وجود قوانین سختگیرانه نیست؛ بلکه پذیرش اجتماعی این موضوع است که رانندگی یک حق بدون محدودیت نیست، بلکه مسئولیتی است که نیازمند آمادگی و صلاحیت است.
در ایران نیز کاهش تلفات جادهای نیازمند ترکیبی از قانونگذاری، آموزش عمومی، اصلاح رفتارهای اجتماعی و افزایش مسئولیتپذیری خانوادههاست. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که برخورد صرف با راننده خاطی نمیتواند مشکل را حل کند، زیرا بسیاری از رفتارهای پرخطر پیش از رسیدن به جاده، در محیط خانواده شکل میگیرد.
از منظر اجتماعی، کودکرانندگی یک نشانه از مسئلهای بزرگتر است؛ چگونگی تعریف محبت والدین. گاهی والدین تصور میکنند پاسخ مثبت به خواسته فرزند نشانه توجه و علاقه است، اما در واقع برخی مخالفتها، بخشی از مسئولیت والدگری محسوب میشود. همانطور که خانواده اجازه رفتارهایی که سلامت کودک را تهدید میکند نمیدهد، سپردن فرمان خودرو نیز باید در همین چارچوب دیده شود.
پیامدهای این رفتار تنها به لحظه حادثه محدود نمیشود. از دست رفتن جان نوجوانان، آسیبهای جسمی دائمی، هزینههای اقتصادی ناشی از درمان، فشار روانی خانوادهها و آثار اجتماعی ناشی از یک تصادف، زنجیرهای از خسارتها ایجاد میکند که هیچ لذتی از یک رانندگی کوتاهمدت نمیتواند آن را جبران کند.
آینده این مسئله در همدان و دیگر استانهای کشور به میزان تغییر نگاه جامعه وابسته است. اگر رانندگی کودک همچنان به عنوان یک بازی یا تجربه زودهنگام بزرگسالی دیده شود، جادهها همچنان هزینه این نگاه را خواهند پرداخت. اما اگر خانوادهها، مدارس، رسانهها و نهادهای مسئول بتوانند مفهوم مسئولیت در رانندگی را از سنین پایین آموزش دهند، میتوان امیدوار بود که فرمان خودرو دیگر به نماد یک خطر پنهان تبدیل نشود.
در نهایت، پرسش اصلی فقط این نیست که چه کسی پشت فرمان نشسته است؛ بلکه این است که چه کسی مسئول سپردن آن فرمان بوده است. زیرا در بسیاری از این حوادث، اولین اشتباه نه در جاده، بلکه همان لحظهای رخ داده که یک سوئیچ در دستانی قرار گرفته که هنوز برای نگه داشتن آن آماده نبوده است.
خبرنگار: نازنین مولائی منظر
انتهای پیام./
نظر شما