ابوالحسن نجفی؛ از «غلط ننویسیم» تا «شازده کوچولو»/همه آنچه در خاطر ادبیات ماندگار می شود

ابوالحسن نجفی مترجم و محقق و زبانشناس برجسته کشورمان روز گذشته از دنیا رفت اما آثاری که برای ادبیات ما به جا گذاشت تا ابد نام او را جاودانه خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار ایسکانیوز ابوالحسن نجفی نامی است که همۀ اهل فرهنگ و ادب با آن آشنا هستند، استاد برجسته ای که دیروز پس از تحمل دوره ای بیماری دار فانی را وداع گفت. نجفی چهرۀ پیشکسوت زبان و ادبیات فارسی و ترجمه بود و این اواخر از بیماری رنج می‌برد.

او در دانشگاه تهران در دانشکده ادبیات در رشتهٔ زبان فرانسه تحصیل کرده بود. در دوران دانشگاه، از استادانی مثل پرویز ناتل خانلری، فاطمه سیاح و موسی بروخیم تأثیر استفاده کرده بود. نجفی پس از فارغ‌التحصیلی، به عنوان دبیر دبیرستان‌های اصفهان مشغول به کار شد. در همان سال‌ها همراه با عبدالحسین آل‌رسول و احمد عظیمی، انتشارات نیل را در تهران پایه‌گذاری کرد. کار این انتشارات با انتشار کتاب ساده‌دل از ولتر با ترجمهٔ محمد قاضی آغاز شد.

نجفی بعدها با دعوت بهرام صادقی و محمد حقوقی و ابراز تمایل آنان به حلقهٔ ادبی جنگ اصفهان پیوست و از شماره سوم مجلهٔ جُنگ اصفهان، همکاری نجفی با این جمع آغاز شد؛ و این سرآغاز ارتباط پیوسته و نزدیک ابوالحسن نجفی با هوشنگ گلشیری و جمع جُنگ اصفهان و تأثیرگذاری نجفی بر این جمع، خاصه بر داستان‌نویسی بهرام صادقی و حتی هوشنگ گلشیری و دیگران شد.

نجفی همچنین تا سال ۱۳۴۹ در گروه ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان به تدریس مشغول بود. در مهرماه سال ۱۳۴۹ به تهران آمد و کار در مؤسسهٔ فرانکلین را آغاز کرد. در همین حال، به عنوان استاد مدعو در گروه زبان‌شناسی دانشگاه تهران تدریس می‌کرد. از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷، در کار سرپرستی، تنظیم و ویرایش متون برای دانشگاه آزاد ایران شرکت داشت و در همین زمان کتاب مبانی زبان‌شناسی و کاربرد آن در زبان فارسی را تألیف کرد.

ابوالحسن نجفی در سال ۱۳۶۹ به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسی درآمد و در سال ۱۳۸۳ مدیر گروه ادبیات تطبیقی شد. او تا همین اواخر عمر خود دست از تحقیق و پژوهش برنداشت.

اسدالله امرایی از مترجمان پیشکسوت کشورمان درباره ابوالحسن نجفی می گوید: امروز ابوالحسن نجفی یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های ادبیات معاصر ایران و مترجمان نامدار کشورمان که درهای ادبیات جهان را به روی ما گشوده بود درگذشت. ادبیات ایران امروز سوگوار مردی بزرگ است که دوست و دشمن بر عظمتش گواهی می‌دهند. مانده ام به چه کسی تسلیت بگویم. تا زمانی که غلط ننویسیم ابوالحسن نجفی زنده است، تا وقتی سارتر و روژه مارتن دوگار بخوانیم، بکت بخوانیم ابوالحسن نجفی زنده است.

همچنین بهمن فرمان‌آرا ‏دربارۀ او در جشن نامه ابوالحسن نجفی که به همت امید طبیب زاده تهیه شد می گوید: ‏

‏«وقتی که قرار شد پروفسور رحمان‌زاده، جراح معروف ایرانی، دست آقای ‏نجفی را عمل کند، آقای نجفی دو هفته فرصت خواست؛ به‌دلیل آنکه چاپ ‏چهارم 'گوشه‌نشینان آلتونا' قرار بود دربیاید و او می‌خواست بار دیگر ترجمه ‏را بررسی کند.»‏

همچنین احمد میرعلایی که از بهترین مترجمان ما بود، در خاطرات خود ‏می‌نویسد:‏

‏«وقتی به سی سال گذشته می‌نگرم، می‌بینم آقای نجفی یکی از معدود ‏کسانی بوده که بیشترین تأثیر را بر من و نگاه من به جهان گذاشته است. ‏شنیده‌ام بهرام صادقی گفته بود: 'من هیچ داستانی ننوشته‌ام که آقای نجفی ‏به‌نحوی در آن دخیل نباشد. وقتی اولین مجموعه داستان‌های بورخس را ‏چاپ می‌کردم، آقای نجفی تا آنجا پیش رفت که غلط‌گیری مطبعی را ‏به‌عهده گرفت تا کتاب، پرداخته و بی‌غلط چاپ شود.'»‏

همچنین ضیاء موحد شعر و نویسنده در باره ایشان می گوید: نشسته بودم و خاطرملول. آقای نجفی گفت: «فکر می‌کردم چه چیزی سرحالتان می‌آورد». پرسیدم: «خوب، نتیجه؟» گفت: «یک آدم تازه. ناگهان از خودتان بیرون می‌آیید، سر تا پا مشاهده و چشم و گوش» مثل همیشه درست می‌گفت. می‌خواهم بگویم از کودکی برای من مردم از همه‌چیز جالب‌تر بوده‌اند. حالا می‌خواهم بگویم پس از سال‌ها دقت در احوال افراد، ایرانی و فرنگی، انسان فرهنگی اصیل تمام‌عیاری چون آقای ابوالحسن نجفی ندیده‌ام. روشنفکرانی دیگر با برخی خصوصیات آقای نجفی دیده‌ام اما نه به این تمامیّت.

نیز اهمیّت و مقام انسان فرهنگی را باید در سهمی دانست که در پیشرفت فرهنگ مملکت خود داشته است، از خلاقیّت گرفته تا تعلیم و تبادل‌های فرهنگی و تشویق جوانان و راهنمایی‌های سازنده و میراثی که از خود به جا نهاده است. در مورد آقای نجفی به پاره‌ای از آنها اشاره می‌کنم، کوتاه:

١. «فرهنگ فارسی عامیانه» آقای نجفی که طی بالغ بر بیست سال کار مداوم فراهم آورده‌اند، با اسلوب‌ترین و روشمندترین فرهنگی است که تاکنون در زبان فارسی در این موضوع داشته‌ایم؛

٢. ترجمه‌هایی که به‌قول زنده‌یاد محمد قاضی ‌گل سرسبد ترجمه‌ها از فرانسه به فارسی است؛

٣. اولین پایه‌گذار ویرایش علمی و فنی در ایران. ویرایشگری در انتشارات فرانکلین، ادامه کار آقای نجفی در انتشارات نیل بود نه پایه‌گذاری آن؛

٤. پرورش‌دهنده نویسندگان فراوانی که بهرام صادقی و تقی مدرسی و هوشنگ گلشیری تنها مشهورترین آنها هستند؛

٥. معرف صادق و امین بسیاری از بهترین چهره‌های داستان‌نویسی فرانسه در ایران؛

٦. تألیف کتاب «مبانی زبان‌شناسی و کاربرد آن» که تاکنون بیش از ده چاپ از آن منتشر شده است؛

٧. تألیف کتاب «غلط ننویسیم» که حساب چاپ‌های آن از دست من در رفته، اما می‌دانم آقای نجفی برای ویرایش دوم آن مطالب فراوانی فراهم آورده‌اند که حجم کتاب را سه برابر می‌کند و به گفته ایشان کتابی می‌شود کاملا متفاوت؛ با تغییرهایی در مواضع قبلی آقای نجفی؛

٨. و از همه مهم‌تر کشف‌ها و ابداع‌های اوست در عروض فارسی. آقای نجفی عروض فارسی را بر پایه علمی تازه‌ای بنیاد نهاد و انقلابی در عروض فارسی پدید آورد که موضوع پژوهش‌های بدیع فراوان شد. متن این پژوهش‌ها را می‌توانید در مجموعه‌مقاله‌های آخرین سمینار عروض پیدا کنید.

بد نیست در این مورد خاطره‌ای نقل کنم. یکی از فضلای معاصر می‌گفت فاضل معاصر دیگری در زمان حیات پرویز ناتل‌خانلری، از او خواسته با هم نزد خانلری بروند تا او گواهی بدهد که پژوهش‌های عروضی [آقای] نجفی ارزشی ندارد! اما به شهادت شاهد، خانلری خاموشی را به جواب ترجیح داده بود.

طبقه‌بندی تازه آقای نجفی از اوزان عروضی، کشف‌های بدیع در وزن‌های دوری و حل مشکل اوزان ذوبحرین و دایره‌ای که اکنون به نام «دایرۀ نجفی» در تاریخ عروض ثبت شده دیگر بی‌نیاز از شاهدتراشی علیه آن است. این پژوهش‌ها ذهنی منسجم و منطقی می‌خواهد. فاضل شاهدتراش تا آنجا که آثارش نشان می‌دهد فاقد چنین ذهنی است وگرنه نیازی به شاهدتراشی نداشت.اما از اینها که بگذریم به اخلاق علمی، ادب فرهنگی، تواضع ذاتی، عشق به زبان و ادب فارسی و سلامت نفس استاد می‌رسیم. در اینجا به جبران سکوت و ادب و نجابت استاد، مواردی را می‌آورم که نشان دهم اغلب روشنفکران ما تا چه اندازه از این سجایا به‌دورند. اگر لحن من کمی تند می‌شود بر من ببخشید. خطاها را باید بازگفت.

ابوالحسن نجفی آثار بسیاری را از ادبیات معاصر جهان به جامعۀ فارسی زبان معرفی و برای آنان ترجمه کرده بود؛ از جمله: شازده کوچولو (آنتوان دو سنت اگزوپری)، «شیطان و خدا» (ژان پل سارتر)، گوشه‌نشینان آلتونا (ژان پل سارتر)، ضدخاطرات (آندره مالرو)، خانواده تیبو (روژه مارتن دوگار)، بیست و یک داستان از نویسندگان معاصر فرانسه، بچه‌های کوچک قرن (کریستیان روشفور)، شنبه و یکشنبه در کنار دریا (روبر مرل)، کالیگولا (آلبر کامو)، ادبیات چیست؟ (ژان پل سارتر)، استادکاران (آرتور آدامُف)، همان طور که بوده‌ایم (آرتور آدامُف)، پرندگان می‌روند در پرو می‌میرند (رومن گاری)، ژان پل سارتر (هِنری پیر)، درباره نمایش (ژان پل سارتر)، نژاد و تاریخ (کلود لوی استروس)، نویسندگان معاصر فرانسه (برگزیده داستان‌های کوتاه)، وعده‌گاه شیر بلفور (ژیل پرو)، عیش و نیستی (تیری مونیه) و گم‌گشته (ژیل پرو).

502502

کد مطلب: 574526

وب گردی

وب گردی