وقتی خاندان پهلوی بر سر عشایر کهگیلویه و بویراحمد بمب افکندن

در تاریخ مبارزات مردمی ایران، سال ۱۳۴۲ نه فقط فصل آغازین خیزش عمومی بود، بلکه در دل کوهستان‌های جنوب، داستانی از مقاومت خونین عشایر کهگیلویه و بویراحمد علیه زور دولتی روایت شد. وقتی که نجوا های آزادی‌خواهی به شعار تبدیل شد، پاسخ رژیم پهلوی نه مذاکره، بلکه صدای مهیب بمب‌ افکن‌ ها بود؛ داستانی که دهه‌ ها است زیر غبار زمان پنهان مانده است.

به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کهگیلویه و بویراحمد، برای درک عمق مقاومت یک ملت، باید به سراغ زخم‌ های تاریخ رفت؛ زخم‌ هایی که با خاطرات سینه به سینه حفظ شده‌اند و اغلب در سکوت رسمی حکومت‌ها دفن می‌شوند.

یکی از سیاه‌ترین این صفحات در تاریخ معاصر ایران، به سال‌های اوایل دهه چهل شمسی و قلب سرسبز اما ستم‌ دیده‌ی کهگیلویه و بویراحمد بازمی‌گردد.در آن ایام که زمزمه‌ های بیداری اسلامی به رهبری مرجعیت دینی در سراسر کشور پیچیده بود، غیرت عشایر منطقه هرگز اجازه‌ی انزوا نداد. طوایف منطقه، تحت هدایت روحانیون مبارز و بزرگان محلی، از جمله آیت‌الله سید کرامت‌الله ملک‌حسینی، حمایت قاطع خود را از موج تغییر اعلام کردند. این اعلام حمایت، تبدیل به رویارویی مستقیم شد؛ رویارویی‌ای که در نبرد تاریخی گجستان به اوج خود رسید.

گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد که عشایر منطقه، در اقدامی شجاعانه در ۳۱ فروردین ۱۳۴۲، راه را بر قشون دولتی بستند. این رویارویی صرفاً یک درگیری محلی نبود؛ بلکه تلاشی بود برای حفظ کرامت و ایستادگی در برابر دولتی که تمام تلاش خود را برای یکسان‌سازی و سرکوب هویت‌های محلی به کار می‌بست. پیروزی عشایر در این نبرد، ضربه‌ای سنگین بر پیکره اقتدار منطقه‌ای رژیم وارد آورد.

اما تاریخ به ما آموخته است که عقب‌نشینی رژیم پهلوی اغلب با خشونت مضاعف همراه بود. در پی شکست نیروهای دولتی، دستگاه حاکم تصمیم گرفت پاسخی بگیرد که برای دهه‌ها در اذهان بماند. از اردیبهشت تا خرداد همان سال، آسمان مناطق وسیعی از قلمرو عشایر، از جمله گجستان، جلیل، بهره‌ عنا و لوداب، شاهد کابوسی بی‌سابقه شد؛ حملات هوایی روزانه.

این عملیات‌ها، که هدف از آن‌ها ایجاد رعب و وحشت و در هم شکستن ساختار ایلی بود، جز کشتار بی‌رحمانه غیرنظامیان ثمری نداشت. زنان، کودکان و مردان بی‌ سلاح، قربانی بمب‌هایی شدند که از آسمان پرتاب می‌شد. روایت شاهدان عینی از پرتاب شش بمب بر یک منطقه، که تنها معجزه عدم انفجار دو تای آن‌ها از مرگ و میر گسترده جلوگیری کرد، نشان از عمق بی‌رحمی داشت؛ بمب‌هایی که اکنون بقایا یشان سندی زنده از آن ظلم در آستان امامزاده‌ای نگهداری می‌شود.


آنچه در آن ماه‌ها رخ داد، تنها سرکوب یک قیام نبود؛ بلکه تلاشی برای محو کردن هویت منطقه‌ای بود که همواره در برابر مرکزیت‌ گرایی‌ ایستاده بود. رژیم عمداً این مناطق را در محرومیت نگاه داشت تا روحیه مقاومت در آن‌ها کمرنگ شود. اما نتیجه معکوس بود.

این حملات، به جای شکستن اراده، ریشه‌ های تعهد به آرمان‌های بزرگتر را عمیق‌تر کرد و به عنوان یک فصل پر افتخار در مبارزات قوم لر در تاریخ انقلاب اسلامی ثبت شد. فشار ناشی از اتحاد عشایر در دفاع از رهبرانشان، در نهایت رژیم را وادار به عقب‌نشینی و آزادی روحانیون تحت تعقیب نمود.

این وقایع، شاهدی است بر این که مبارزه برای آزادی، حتی اگر با بمب و گلوله پاسخ داده شود، همواره با حافظه یک ملت پیوند خورده و هرگز فراموش نخواهد شد.

خبرنگار: سعیده صداقت نژاد

انتهای خبر/

کد مطلب: 1293101

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =