به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، در روزگاری که محاسبات مادی و سود و زیان شخصی، خطکش اصلی تحلیلهای اجتماعی در جهان غرب محسوب میشود، فهم رفتارهای ایثارگرانه در جامعه ایران همواره برای تحلیلگران کلاسیک با دشواری همراه بوده است. وقایع پرالتهاب ماههای اخیر و از دست دادن ناگهانی رهبر انقلاب اسلامی در اوج تهاجم نظامی دشمن، آزمونی بزرگ برای تابآوری اجتماعی ایران بود. در حالی که اتاقهای فکر دشمن بر روی ایجاد خلأ قدرت و فروپاشی شیرازه جامعه حساب باز کرده بودند، حضور مقتدرانه مردم در میدان، تمامی محاسبات آنها را بر هم زد. یک جامعهشناس سیاسی به تشریح این مطلب میپردازد که چگونه عقلانیت سرخ، تعریفی نو از «انسان فاعل» ارائه داده است که در آن، رنجهای ناشی از جنگ به مقاومتی مقدس و معنادار تبدیل میشود. او با تبیین تفاوتهای بنیادین میان «وفاداری سیاسی» در غرب و مفهوم «بیعت» در ایران، حضور مردم در روزهای پس از شهادت رهبر انقلاب را یک نمایش اجتماعی عظیم علیه پروژه فروپاشی توصیف کرد که ریشه در اندوختههای تاریخی و الهیات انتظار دارد.
در ادامه مشروح گفتگوی ایسکانیوز با علی کاکادزفولی جامعهشناس و استاد دانشگاه را بخوانید.
بنبست جامعهشناسی مادی در فهم حقیقت انسان
کاکادزفولی در پاسخ به اینکه جامعه ایرانی در جنگ اخیر چگونه با اتکا به الگوهای ایثارگری ناشی از «عقلانیت سرخ» یا الهیات مقاومت، توانسته بر محاسبات عقلانیت ابزاری غلبه کند، گفت: ما در غرب با یک جامعهشناسی معمول روبرو هستیم که رویکردی کاملاً مادیگرا دارد. این دانش تعریفی از انسان ارائه میدهد که او را یک موجود مادی محض میبیند؛ موجودی که در این دنیا دیده به جهان باز میکند و با مرگ نیز همه چیز برای او به پایان میرسد.
وی با بیان اینکه تمامی محاسبات جامعهشناسی غربی بر پایه مادیگرایی استوار است، اظهار کرد: در این نگاه، انسان موجودی مصرفی است که تنها در قالب حیات حیوانی معنا پیدا میکند. طبیعی است که وقتی انسان چنین تعریفی داشته باشد، تمام دردها و لذتهای او نیز در ابعاد مادی خلاصه میشود و مفاهیمی مانند حقیقت یا عرصههای الهی در آنجا جایگاهی ندارند.
تقابل انسان مصرفگرا با انسان معناگرا
او با طرح اینکه تفاوت اصلی در دو گونه معنا برای زندگی نهفته است، اضافه کرد: انسانی که با عقلانیت ابزاری به مسائل مینگرد، تنها به دنبال این است که چه چیزی درد دنیای او را کمتر یا لذت زندگیاش را بیشتر میکند. اما در مقابل، انسانی که با دستگاه فکری عقلانیت سرخ یا عقلانیت ارزشی حرکت میکند، پیش از هر چیز به دنبال معنای زندگی است.
این جامعهشناس در واکنش به اینکه چه محرکی باعث حرکت تودهها در جامعه میشود، اظهار کرد: پرسش بنیادین انسان مصرفی این است که چه چیزی ارزانتر تمام میشود و منفعت مادی بیشتری دارد، اما انسان معناگرا از خود میپرسد چه چیزی به زندگی او ارزش و اعتبار میدهد. همین تفاوت در پرسش است که باعث میشود مفاهیمی نظیر هزینه، رنج و مقاومت در این دو دستگاه عقلانی، تعاریف کاملاً متمایزی پیدا کنند.
تمایز ماهوی بیعت انسانی و وفاداریهای دموکراتیک
کاکادزفولی در پاسخ به اینکه نوع کنش جامعه ایرانی در جریان شهادت رهبر فقید انقلاب و «بیعت در میدان» با رهبر جدید و ایجاد آرامش و ثبات اجتماعی در اوج بحران، چه تمایزی با وفاداریهای سیاسی مرسوم در دنیا ایجاد کرده، گفت: ما باید میان دو مفهوم «وفاداری» در سنت غربی و «بیعت» در فرهنگ اسلامی تفاوت قائل شویم. در جوامع غربی، مبنای توافق میان مردم و حاکمیت بر «قرارداد اجتماعی» استوار است، اما در ایران ما با مردمی روبرو هستیم که کنشگری آنها بر پایه «سیاست وجودی» شکل میگیرد.
وی با بیان اینکه وفاداری در غرب عمدتاً در خلال فرآیندهای دموکراتیک و از طریق صندوقهای رأی معنا پیدا میکند، اضافه کرد: در آنجا هویت فردی پشت برگه رأی پنهان است؛ اما در سیاست اسلامی، بحث بیعت و ولی فقیه کاملاً موضوعیتی انسانی و وجودی دارد و مردم با تمام وجود، عاطفه و احساس خود با او همراه میشوند.
شکست پروژه فروپاشی ذهنی در اوج جنگ
او با طرح اینکه دشمن با حذف نمادین رهبری به دنبال ایجاد خلأ قدرت و فروپاشی ذهنی جامعه بود، اضافه کرد: تصور آنها این بود که با نبود رهبر، معنا در جامعه از بین میرود و فضا برای شایعه و تردید باز میشود. اما بیعت مردم در ایام انتخاب رهبری جدید، در حقیقت یک نمایش اجتماعی بزرگ ضد فروپاشی بود.
این جامعهشناس با اشاره به پایداری جامعه در برابر تهاجم هوایی دشمن اظهار کرد: کسانی که مدعی بودند جامعه ایران در معرض فروپاشی است، شاهد بودند که این جامعه نه تنها منحل نشد، بلکه از فروپاشی سیاسی احتمالی نیز جلوگیری کرد.
وی با بیان اینکه این همبستگی نشاندهنده استحکام درونی ساختار معنایی در ایران است، گفت: مردم در اوج تجاوز دشمن، نه تنها میدان را ترک نکردند، بلکه با حضور خود ثابت کردند که پیوند امت و امام، فراتر از نیازهای مادی و معیشتی است.
اندوخته تاریخی معنا؛ ضامن تداوم سیاست
وی با بیان اینکه پیوند میان مردم و نظام بر مبنای یک اندوخته تاریخی عظیم شکل گرفته است، گفت: این معنا چیزی نیست که یکشبه به وجود آمده باشد؛ ما با ترکیبی از تاریخ چند هزار ساله ایران و تاریخ اسلام روبرو هستیم که در هم ممزوج شدهاند. به همین دلیل، این وفاداری چیزی نیست که با یک حادثه از بین برود.
کاکادزفولی درباره چرایی ناتوانی دشمن در ایجاد تقابل معنایی، گفت: نقطه ضعف اصلی دشمنان این است که خودشان هیچ اندوخته معنایی با این قدرت ندارند و نمیتوانند با سرمایه معنایی جمهوری اسلامی مقابله کنند.
او با طرح اینکه این پیوند عاطفی ضامن تداوم امر سیاسی در کشور است، اضافه کرد: تا وقتی این معنا وجود دارد، وفاداری نیز تداوم خواهد یافت.
رنج مقدس و عقلانیت در الهیات انتظار
این جامعهشناس درخصوص نقش الهیات شیعی در سروشکل دادن به رویکردی آرمانی در تحمل سختیهای تحریم و جنگ اظهار کرد: باید میان رنجهای معیشتی و فشارهای مادی با معنایی که مردم به این سختیها میدهند، تمایز قائل شد. ما نباید خودِ این فشارها را لزوماً مقدس بدانیم، بلکه تحمل این رنجها به خاطر آن هدف والا و آرمانهای متعالی است که به آنها قداست میبخشد.
وی با بیان اینکه مقاومت طبقات محروم در این مقطع تاریخی بسیار معنادار است، گفت: مردم این رنج را پذیرا میشوند چون آن را در مسیر یک هدف بزرگتر و در چارچوب الهیات انتظار میبینند. همین نگاه آرمانی است که باعث میشود تحمل سختیها نه از روی استیصال، بلکه به عنوان یک کنشگری فعالانه و مؤمنانه بروز پیدا کند.
بقای ملی و یگانگی هویت ایرانی و اسلامی
کاکادزفولی درباره جایگاه منازعات فرعی در شرایط بحرانی، گفت: مسئله اصلی ما اکنون این است که آیا ایران باقی میماند یا خیر. تنها حکومتی که توان نگه داشتن ایران را دارد جمهوری اسلامی است، ایرانیت و اسلامیت به یک یگانگی تاریخی رسیدهاند و این دو مفهوم از هم جدا نیستند.
وی با بیان اینکه نزاعهای سیاسی مانند اصلاحطلب و اصولگرا در برابر مسئله بقا در اولویتهای بعدی قرار گرفتهاند، اظهار کرد: جنگ اخیر میزان اصالت تضادها را مشخص کرد. ما باید برای نود میلیون ایرانی با هر گرایشی منطق گفتگو تولید کنیم؛ چه کسی که دین را قبول دارد و چه کسی که تنها به منافع ملی و امنیت خانوادهاش میاندیشد.
ضرورت بهرهگیری از منطق اقناع برای تثبیت انسجام
او با طرح اینکه نباید تنها به بخشی از جامعه که پای کار هستند اکتفا کرد، اضافه کرد: اکنون یک فرصت بینظیر برای نظام فراهم شده است تا با استفاده از منطق اقناع، این انسجام به دست آمده را مستحکمتر کند. نباید این ظرفیت ارزشمند را به حال خود رها کرد، تحلیلهایی که میگویند این پیوندها به سادگی از بین میروند، ناشی از عدم مطالعه دقیق تجربه جوامع است.
کاکادزفولی با بیان اینکه انسجام اجتماعی در بزنگاههای بعدی خود را نشان خواهد داد، گفت: حیف است که از این ظرفیت عظیم برای تثبیت ثبات اجتماعی استفاده نشود.
او با اذعان به اهمیت آیندهنگری در گفتگو با مردم تأکید کرد: اگر از این فرصت برای گفتگوی عمیق استفاده کنیم، سرمایه اجتماعی حاصل از این بحران، به تکیهگاهی مستحکم برای آینده تبدیل خواهد شد.
انتهای پیام/
نظر شما