به گزارش خبرنگار ورزشی ایسکانیوز، جام جهانی برای سالها قالبی آشنا داشت. از ۱۹۹۸ تا ۲۰۲۲، سیودو تیم در هشت گروه رقابت میکردند و قهرمان پس از انجام هفت مسابقه مشخص میشد. این نظم در تابستان ۲۰۲۶ کنار رفت. تعداد تیمها از ۳۲ به ۴۸ رسید، مرحله یکشانزدهم نهایی به مسابقات اضافه شد و تیمهای راهیافته به فینال برای رسیدن به جام باید هشت بار به میدان میرفتند. مسابقات در مجموع ۳۹ روز ادامه داشت و ۱۰۴ بازی برگزار شد؛ ۴۰ مسابقه بیشتر از دوره قطر.
همین عدد بهتنهایی ابعاد تغییر را نشان میدهد. تعداد تیمها ۵۰ درصد افزایش یافت، اما تعداد مسابقات ۶۲٫۵ درصد بیشتر شد. جام جهانی دیگر فقط یک ماه فشرده فوتبال نبود؛ به رویدادی پنجونیمهفتهای تبدیل شد که از چهار منطقه زمانی عبور میکرد. خبرنگاران، تیمها و تماشاگران برای دنبالکردن آن باید میان سه کشور و شهرهایی با فاصلههای طولانی جابهجا میشدند. خبرگزاری رویترز این دوره را بزرگترین جام جهانی تاریخ توصیف کرد؛ تورنمنتی که پوشش کامل آن حتی برای رسانههای باتجربه نیز دشوار بود.
اگر معیار موفقیت را تعداد تماشاگر بدانیم، فیفا برنده اصلی این گسترش بود. در مجموع ۶ میلیون و ۸۱۰ هزار و ۹۶۶ نفر مسابقات را از نزدیک دیدند؛ رکوردی که تقریباً دو برابر آمار ۳.۴ میلیون نفری جام جهانی قطر است. البته مقایسه مجموع تماشاگران بدون توجه به تعداد بازیها میتواند گمراهکننده باشد. قطر ۶۴ مسابقه داشت و جام ۲۰۲۶، ۱۰۴ مسابقه. با این حال، میانگین تماشاگر هر بازی نیز از حدود ۵۳ هزار نفر در قطر به بیش از ۶۵ هزار نفر رسید. ضریب اشغال ورزشگاهها ۹۹٫۷ درصد اعلام شد؛ عددی که نشان میدهد افزایش مسابقات دستکم در فروش صندلیها به تورم بیمشتری منجر نشد.
گلها هم بیشتر شدند؛ نه فقط به دلیل افزایش تعداد بازیها. در ۱۰۴ مسابقه، ۳۰۸ گل به ثمر رسید؛ میانگین ۲.۹۶ گل در هر بازی. جام جهانی قطر با ۱۷۲ گل در ۶۴ مسابقه، میانگین ۲.۶۹ گل داشت. بنابراین تعداد کل گلها حدود ۷۹ درصد افزایش یافت، در حالی که تعداد مسابقات ۶۲٫۵ درصد بیشتر شده بود. میانگین گل نیز حدود ۱۰ درصد بالا رفت. از این نظر، پیشبینی بدبینانه کسانی که تصور میکردند حضور تیمهای بیشتر به بازیهای بسته و کمکیفیت منجر میشود، دستکم در جدول گلها تأیید نشد.
اما گل بیشتر همیشه به معنای رقابت نزدیکتر نیست. یکی از نگرانیهای اصلی پیش از مسابقات، افزایش فاصله کیفی میان تیمها بود. منتقدان میگفتند اضافهشدن ۱۶ تیم، پای تیمهایی را به جام جهانی باز میکند که توان رقابت با قدرتهای بزرگ را ندارند. این نگرانی در برخی مسابقات و اختلافهای پرگل دیده شد، هرچند جام به مجموعهای از نتایج ازپیشمعلوم تبدیل نشد. تحلیلهای پس از مسابقات نیز به همین دوگانگی اشاره کردند: قالب جدید فرصت بیشتری به کشورهای کوچک داد، اما در بخشی از مرحله گروهی شکاف فنی میان حریفان آشکار بود.
در سوی دیگر این شکاف، داستانهایی شکل گرفت که در جام ۳۲ تیمی شاید هرگز مجال روایت پیدا نمیکردند. کیپورد در نخستین حضورش از مرحله گروهی بالا رفت و یکی از جذابترین قصههای مسابقات را ساخت. این کشور با جمعیتی اندک، بدون شکست مرحله گروهی را پشت سر گذاشت. کانادا و مصر نیز نخستین پیروزی خود در مرحله حذفی جام جهانی را جشن گرفتند. بازیکنان کیپورد، جمهوری دموکراتیک کنگو، کوراسائو، اردن و ازبکستان نخستین گلهای تاریخ کشورهایشان در جام جهانی را به ثمر رساندند. گسترش جام برای این تیمها فقط اضافهشدن چند نام به جدول نبود؛ ورود به حافظه فوتبال جهان بود.
بحثبرانگیزترین بخش قالب جدید، صعود هشت تیم سوم از میان ۱۲ گروه بود. در ظاهر، این قانون احتمال حذف زودهنگام تیمهای پرطرفدار را کاهش میداد و تیمها را تا روز آخر امیدوار نگه میداشت. در عمل اما محاسبات صعود را پیچیده کرد. سرنوشت تیم سوم یک گروه، گاهی به نتیجه مسابقهای در گروه دیگر وابسته بود و مسیر مرحله حذفی تا پایان آخرین بازیها شکل روشنی نداشت. پژوهشگران نیز پیش از جام درباره نابرابری میان تیمهای سوم، پیچیدگی چینش مرحله حذفی و احتمال شکلگیری مسابقات کماهمیت هشدار داده بودند.
بخش دیگری از هزینه بزرگشدن جام در جغرافیای آن پنهان بود. مسابقات در کانادا، آمریکا و مکزیک برگزار شد؛ سه کشوری که فاصله شهرهای میزبانشان گاهی از فاصله میان چند کشور اروپایی بیشتر است. تیمها میان آبوهوای متفاوت، ارتفاع مکزیک، گرمای بعضی شهرهای آمریکا و مناطق خنکتر کانادا جابهجا شدند. پیش از آغاز جام، یک بررسی علمی هشدار داده بود که شرایط حدود یکچهارم مسابقات ممکن است از محدوده توصیهشده اتحادیه بازیکنان برای گرما عبور کند. وقفههای نوشیدن آب بخشی از پاسخ برگزارکنندگان بود، اما گرما و سفر همچنان از حاشیههای مهم مسابقات باقی ماند.
برای فیفا اما حساب اقتصادی روشن بود. ورزشگاههای پر، مخاطبان بیشتر و پوشش گستردهتر تلویزیونی، قالب ۴۸ تیمی را به موفقیتی تجاری تبدیل کرد. بیش از ۱۰۰ شبکه مسابقات را در ۲۲۳ قلمرو پخش کردند و فیفا از میلیاردها تعامل رسانهای و دیجیتال سخن گفت. گزارشها درآمد این دوره را در سطحی بیسابقه برآورد کردهاند. وقتی ۴۰ مسابقه تازه میتواند بلیت، تبلیغات و حق پخش بیشتری تولید کند، دشوار است تصور کنیم مدیران فوتبال به قالب کوچکتر بازگردند.
نخستین جام جهانی ۴۸ تیمی نه شکست خورد و نه همه تردیدها را از میان برد. اعداد میگویند مردم به ورزشگاه آمدند، گلهای بیشتری دیدند و کشورهای بیشتری فرصت حضور پیدا کردند. در مقابل، مسابقات طولانیتر شد، محاسبات صعود پیچیدهتر شد و فشار سفر و بازی افزایش یافت. جام جهانی از نظر اندازه حتماً بزرگتر شد؛ از نظر درآمد و تماشاگر نیز رکورد شکست. پرسش اصلی اما همچنان باقی است: بزرگترین جام جهانی تاریخ، بهترین جام جهانی تاریخ هم بود؟ عددها برای پاسخ به این پرسش کافی نیستند؛ اما نشان میدهند فوتبال از این پس باید میان جهانیترشدن و حفظ کیفیت، تعادلی پیدا کند که هر دوره دشوارتر میشود.
انتهای پیام/
نظر شما