به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، برای پدیدار اربعین حسینی و گردآمدن انبوه مشتاقان نمیتوان قائل به وجهی از بی همانندی و یگانگی نشد. چرا که این راهپیمایی به خلاف بسیاری دیگر از مناسبات جامعه بشری، خود در حکم امکانی است تا مقاومتی در برابر برابر انحلال در فرهنگ جهانی غرب را سامان دهد. آن هم در زمانهای که مصرف زدگی و سودای سرمایهپروری تا عمق ذهنیت بشر معاصر ریشه دوانده و افقهای اندیشهاش را در محاق لذتجویی فرو برده است.
با چنین احوالی و در هنگامهی برپایی آیین اربعین که خود در حکم جنبشی است برای بزرگداشت روح انسانی و ایستادن در برابر امواج مسموم پوچ گرایی و الحاد پرسش ناگزیر میتواند این باشد: آیا میتوان از دل یک سنت تاریخی، روایتی نوین از انسانیت و همبستگی ساخت که برای انسان مدرن، خواه در شرق و خواه در غرب، پذیرفتنی و معنادار باشد؟ نویسنده کتاب « پرسش از امکان امر دینی در جهان معاصر» نقش و مسئولیت اصحاب حوزه و دانشگاه و حاملان اندیشه و سنت را در تبدیل پدیده فرهنگی اربعین به یک الگوی اخلاقی جمعی و رهایی از بند غربزدگی برجسته میبیند:
در ادامه گفتوگوی ایسکانیوز با بیژن عبدالکریمی فیلسوف و استاد دانشگاه را بخوانید:
بیژن عبدالکریمی در پاسخ به اینکه آیا راهپیمایی اربعین در برابر اندیشههای الحادی و تقلیلگرایانه ایستاده است، ابتدا به تبیین مفهوم مرگ خدا از دیدگاه نیچه پرداخت و گفت: آنچه فردریش نیچه درباب مرگ خدا گفته لزوماً الحادی نیست و به درستی فهمیده نشده است؛ مرگ خدا به معنای انکار وجود خداوند نیست، بلکه به این معناست که خدا در قلب و احساس آدمیان مرده و دیگر خداوند بهعنوان امر مطلق و متعالی در اندیشه، احساس، زبان و کنش انسانها حضور و تجلی ندارد.
او با طرح این نکته اضافه کرد: نیچه نمیخواهد بگوید انسانها به خدا اعتقاد ندارند، زیرا اگر امروز از جمعیت هشت میلیارد نفری زمین بپرسیم جهان چگونه به وجود آمده است، بیتردید بیش از هفت میلیارد و نیم از آنها پاسخ خواهند داد که جهان را خدا خلق کرده است؛ اما این پاسخ، تنها پاسخ به یک پرسش علمی است.
این استاد دانشگاه در واکنش به این دیدگاه اظهار کرد: آنچه نیچه در این باب گفته را باید به عنوان یک امر اگزیستانسیل و وجودی فهمید؛ یعنی خدا در اعماق جانها حضور ندارد و تنها لقلقه زبان شده است. درحالی که میلیونها نفر به کلیسا، کنیسه، مسجد یا حج میروند، اما بنا به اعتقاد او این امر لزوماً به معنای آن نیست که خدا در زندگی واقعی بخش اعظمی از افراد جوامع زنده است.
وی با بیان اینکه بحث بر سر نقش شعائر در جهان کنونی است، گفت: شعائر دینی در عالَم مدرن نمیتوانند همان نقشی را ایفا کنند که در دوران پیش از مدرنیته داشتند. در بسیاری از جوامع، شعائر به منبعی برای تفریح و لذت تبدیل شدهاند و به نوعی فستیوال برای سرگرمی بدل گشتهاند که دیگر خودآگاهی دینی ایجاد نمیکنند؛ برای نمونه، جشن میلاد مسیح در کشورهای اروپایی دیگر هیچ نسبتی با مسیح و مسیحیت ندارد.
عبدالکریمی در پاسخ به اینکه آیا راهپیمایی اربعین حسینی نیز یک فستیوال و منبعی برای سرگرمی و لذت است یا نشاندهنده زندهبودن خدا در برابر نیهیلیسم، گفت: بیتردید مراسم اربعین در عالم اسلام و تشیع منبعی برای لذت و تفریح نیست. اما پاسخ آری یا نه مطلق به این پرسش عوامانه است، و باید هر دو وجه مسأله را به نحو توأمان در آن دید.
اربعین؛ فرصتی برای رهایی از بند نیهیلیسم
او با طرح این نکته اضافه کرد: این وضعیت به این دلیل است که هنوز عالم اسلام، بهخصوص تشیع و بهویژه ایران، در درون نیهیلیسم جهانی مضمحل یا مستحیل نشده و این امکان در این عالَم وجود دارد که بتواند به امکانی غیر از اندیشهی غربی بیندیشد تا خود را از نظام نیهیلیسم جهانی برهاند.
این استاد دانشگاه در ادامه اظهار کرد: در شرایط کنونی این امکان بهصورت بالقوه در عالم اسلام و تشیع وجود دارد، اما با قطعیت نمیتوان گفت، بهخصوص با توجه به دوقطبیبودن بسیاری از این جوامع، که امروزه جوامع مسلمان کاملاً از عالم تنکنیک و نیهیلیسم جهان کنونی خارج شدهاند. به نظر من هنوز تا اینکه افقی غیر از افق غرب در جامعه ایران، تمدن اسلامی و برای بشریت ایجاد شود، فاصله داریم.
وی با بیان اینکه جامعه ایران در وضعیت تنش قرار دارد، گفت: ما میان دو قطب درگیر هستیم؛ قطبی که خواهان مضمحل شدن در دل فرهنگ جهانی غرب است و میخواهد خود را به عنوان یک سوبژه جهانی غربی شده ببیند و قطب دیگری که میخواهد مقاومت کند. ما در حال یک چالش بنیادین هستیم و نمیتوان با یقین از نتیجه این چالش صحبت کرد.
عبدالکریمی در پاسخ به اینکه آیا اربعین میتواند در برابر روایتهای لیبرال و مدرن بایستد و الگویی از همبستگی ملی یا اخلاق جمعی را سامان دهد، گفت: مقاومت مسلمانان و شیعیان در برابر فردگرایی افراطی (اندیویدوآلیسم)، نیهیلیسم و بحران معنا همان نشانههایی است که بسیاری از روشنفکران و دانشگاهیان غربزده آنها را نمیبینند و درنمییابند، اما من به این مقاومت امید دارم.
او با اشاره به اینکه اربعین پدیدهای فرهنگی و متعلق به شیعیان است، افزود: ما نیاز به متفکرانی داریم که بتوانند این پدیده را به زبانی مقولهبندی کنند که با سوبژهی مدرن در سراسر جهان ارتباط برقرار کند؛ در این صورت است که میتوان در برابر لیبرالیسم جهانی شده، روایتی دیگر ارائه داد.
عبدالکریمی با طرح این نکته اضافه کرد: در حال حاضر زبان لیبرالیسم و غرب، زبان جهانی است اما زبان ارزشهای شیعی و اسلامی جهانی نشدهاند، زیرا هنوز متفکرانی ندارند که این سنت را به معاصرت درآورند و بتوانند برای سوبژهی مدرن مقولهبندی کنند.
اربعین حسینی؛ راهی برای پیوند با جوانان غربگرا
این استاد دانشگاه با طرح اینکه چگونه میتوان اربعین را برای سوبژۀ مدرن و مخاطب غربی تبیین کرد، گفت: برای اینکه فرهنگ و ارزشهای اربعین را بتوانیم برای سوبژۀ مدرن و مخاطب غربی فرضاً برای یک دختر فرانسوی یا پسر آمریکایی یا بسیاری از جوانان غربگرا در خود عالم اسلام و ایران مقولهبندی کنیم، نیازمند فیلسوفان و متفکرانی هستیم که بتوانند ارزشهای غیرلیبرالی و غیرفردگرایانه را برایشان تبیین کنند.
وی ادامه داد: این کاری است که روشنفکران و دانشگاهیان باید انجام دهند اما متأسفانه هنوز یک چنین فیلسوفان و متفکران بزرگی در میان دانشگاهیان و روشنفکران و حوزویون ما ظهور نکردهاند.
نویسندۀ کتاب «ما و جهان نیچهای» با بیان اینکه غربیها در این مراسم تنها لایههای ظاهری را میبینند، گفت: وقتی غربیها به این مراسم میآیند، بیشتر شاهد سخاوتها، سفرههای پهنشده و شیوه زیستی متفاوت از شیوۀ زیست خودشان هستند که برایشان جالب است، اما تا بتوانند از عمق این معانی درکی داشته باشند یا تجربهای زیسته پیدا کنند، به نظر من هنوز فاصله زیادی داریم.
عبدالکریمی در پاسخ به این پرسش که «آیا حضور طیفهای متنوعی از جمله دانشگاهیان و حتی نسل زد (Z)، در کنار اقشار سنتی در رویداد اربعین به تلفیق دینداری سنتی و دینداری نوگرا و دگرگونی این آیین از مناسک مذهبی صرف به امری اجتماعی انجامیده است؟»، گفت: تمام آنچه شما میگویید در مقام امکانات است، اما من از فعلیت یافتن این امکانات صحبت میکنم. اگر بخواهیم این امکانات را بهمنزله امور بالفعل در نظر بگیریم—به این معنا که سوبژه ایرانی کاملاً از غربزدگی جهانی جدا شده است— من چنین باوری ندارم.
وی در ادامه اضافه کرد: اما این باور را دارم که این امکان برای سوبژۀ مسلمان ایرانی وجود دارد که بتواند به امکانانی غیر از آنچه عالَم، متافیزیک و تمدن غرب در برابر وی مینهد، بیندیشد و به امکان دیگری روی آورد، اما این امکان تا نیل به فعلیت و تحقق تام هنوز بسیار فاصله دارد.
مؤلف کتاب «پایان تئولوژی» در تبیین این نکته اضافه کرد: برای اینکه به پرسش شما دقیقتر پاسخ دهم، باید میان دو مقولۀ «تفکر» (در معنای فاصلهگرفتن از زندگی روزمره و طرح و مواجهه با پرسشهای بنیادین) و «فرهنگ» (در معنای مجموعهای از عادات و رسوم پذیرفتهشده و موروثی) تمایز قائل شوم. آنچه ما برای احیای سنت و رجعت به عالَمی دینی نیازمندیم تفکر است، در حالی که مقولاتی مانند راهپیمایی اربعین، یک مقوله فرهنگی است. ابتدا باید یک رنسانس در تفکر صورت گیرد و ما هنوز با این رنسانس فاصله داریم، هر چند زمینههای ظهور آن در میان ما ایرانیان پیدا شده است.
عبدالکریمی در پاسخ به این نکته که آیا خود اربعین کنشی در جهت نوزایی تمدنی نیست، گفت: اربعین برای ما یک نمونه و الگو است و امکانی برای تفکری فراهم میکند که دیگر لیبرال یا غربی نباشد، اما ما باید به این امکان بیندیشیم، آن را مقولهسازی کنیم و به زبان معاصرت درآوریم. تا شکل گرفتن و تحقق این امر فاصله زیادی داریم.
نویسندۀ کتاب «پرسش از امکان امر دینی در جهان معاصر» در واکنش به امکانپذیری تبدیل اربعین به سرمایه اجتماعی پایدار، اظهار کرد: ما عمدتاً درحال استفاده از سفرۀ میراث گذشتگانمان هستیم. اما ما برای آینده نیازمند معاصرتبخشی به ارزشها و مقولات میراث عظیم دینی و معنویمان هستیم. اربعین یک سنت تاریخی با ریشه در تمدن اسلامی و شیعی است و ما امروز بر سر سفره این میراث تاریخی نشستهایم.
عبدالکریمی در ادامه یادآوری کرد: میراث همچون سرمایه و ارثی پدری است. ما نمیتوانیم پیوسته بر سفرۀ ارث پدری بنشینیم و بخوریم، بلکه باید این سرمایه را به کار بیندازیم تا به جریان بیفتد و ارزشافزوده ایجاد کند تا به انتها و پایان نرسد.
وی با بیان اینکه نوزایی تمدنی باید قائم به تفکر باشد، گفت: من شخصاً چشمانتظار ظهور چنین تفکری هستم و به نظرم زمینههای ظهور آن در جامعۀ ایران و در جهان اسلام وجود دارد؛ زمینههایی که نظام سلطۀ جهانی به کمک نمایندگانشان در جوامع مسلمان، یعنی نوگرایان، روشنفکران، دانشگاهیان و سیاستمداران غربزده، به شدت در برابر آن مقاومت میکنند.
عبدالکریمی در پایان اظهار کرد: خود انقلاب ایران امکان طرح پرسش در برابر غرب بود، اما اگر تصور کنیم که ما متافیزیکی جدید و جایگزین آماده و پرداختشدهای را برای مدرنیته و عالَم غرب ایجاد کردهایم، این ادعا مبتنی بر خودآگاهی تاریخی نیست؛ چرا که ما بار متافیزیکی سنگینی را بر پیکر نحیف انقلاب حمل کردیم که تحمل چنین باری را ندارد. نهال انقلاب تا تنومند شدن و به بار نشستن بسیار فاصله دارد و با موانع بسیار سترگی روبروست. بر همۀ ماست که بر امکاناتی که انقلاب ایران برای ما ایجاد کرده است به نحو بسیار جدیتری بیندیشیم.
انتهای پیام/
نظر شما