به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، هنوز آفتاب کامل طلوع نکرده بود که خیابانهای اطراف میدان آیینی امام حسین (ع) رنگ و بوی دیگری به خود میگیرند. اینجا تهران است، و در این صبح خاص تهران، کربلای دیگری است. اینجا وعدهگاه تمام کسانی است که قلبشان در بینالحرمین جا مانده، اما پایشان در بند دنیا یا تنگنای تقدیر، در این سوی مرزها گرفتار شده است.
وقتی خبر جاماندگی به گوش میرسد، سنگینی عجیبی بر جان جاماندگان مینشیند. حسرت، واژهای است که در این ایام، در عمق نگاه بسیاری از زائران نرسیده به اربابشان موج میزند. هیچکس منکر نیست؛ هیچچیزی نمیتواند جایگزین آن اتمسفر بیبدیل شود. قرار گرفتن در جو عراق، آن لحظه که چشم بر گنبد منور و نورانی سیدالشهدا (ع) میافتد و جان در تلاطم دیدار صیقل میخورد، چیزی نیست که با کلمات توصیف شود. آنجا، خاک مقدس، خود با آدمی سخن میگوید.
اما آیا باید دست روی دست گذاشت؟ همایش جاماندگان اربعین، پاسخی است به همین پرسش جانکاه. این ایده، نه یک جایگزین، که یک تسکین است؛ مرهمی بر زخم دوری. این راهپیمایی، بستری را فراهم میکند تا کسانی که توفیق زیارت حضوری از آنان سلب شده، در فضایی مشابه، ارادت خود را ابراز کنند. اینجا قرار است در مسیری به طول حدوداً ۱۷ کیلومتر، از میدان امام حسین (ع) تا حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) در شهر ری، ذرهذره وجود را با یاد اباعبدالله(ع) پیوند زد و با هر قدم، به یاد قدمهای زائران در مسیر نجف به کربلا، قطرهاشکی تقدیم اهلبیت کرد.
وقتی از میدان امام حسین (ع) پا به مسیر میگذارید، ناخودآگاه گوش جانتان به صدای نوحهها تیز میشود. بلندگوهای مسیر، نغمههای آشنای مداحان عراقی را پخش میکنند؛ همان سبکهای سنتی و سوزناکی که در طول مسیر «مشایه» طنینانداز است. این صداها، گویی کاتالیزوری برای ذهن هستند؛ کافی است چشمانت را ببندی و نوای «یا حسین» را با لهجهی عربی بشنوی تا در آنی، در ذهنت در جادههای عراق باشی.
استقرار موکبها، مهمترین رکن این شبیهسازی است. موکبداران تهرانی، سینیهای پذیرایی را در دست گرفتهاند. تماشای جوانی که در حاشیه مسیر به زانو درآمده و سینی چای داغ یا شربت خنک را به سوی عابران دراز کرده، تصویری است که مستقیماً از صحنههای اربعین عراق کپیبرداری شده است. اینجا همه یکدست، همه خادم و همه زائرند. همین زانو زدن برای خدمت، همان تواضعی است که قلب هر انسانی را نرم میکند و دلی که در حسرت مشایه بود، حالا با دیدن این همدلیها، به پرواز در میآید.
این مسیر، دیگر خیابانهای تهران نیست؛ اینجا مسیر عشق است. از کودکان خردسالی که با پرچمهای کوچک سرخ خونخواهی، گامهای کوچک خود را با صدای مداحیها هماهنگ کردهاند، تا پیرمردان و پیرزنانی که با عصا و پاهای لرزان، گویی در حال ادای نذر نرفته به کربلا هستند؛ همه و همه، قطعات یک پازل بزرگاند. پازلی که تصویرش، حرمی است در دوردست، که دلها را به سوی خود میکشد.
شاید در ظاهر، اینجا حرم شاهعبدالعظیم حسنی (ع) باشد، اما در عالم معنا، زائران در هر ایستگاه صلواتی، به یاد عمودهای مسیر نجف به کربلا میافتند. هر موکبی که با اسپند و گلاب به استقبال میآید، گویی زائر را برای رسیدن به ضریح حضرت عباس (ع) و امام حسین (ع) مشایعت میکند. این راهپیمایی، نمادی از یک حضور غایبانه است.
تفاوت بزرگ پییادهروی امسال در شعارها و نجواها نهفته بود. مداحان در طول مسیر، به جای مرثیههای معمول دوری از کربلا، با صدای بلند از پیوند میان شور و شعور حسینی و داغ رهبر انقلاب میخواندند. مردم نه تنها برای ادای نذری و نیتهای شخصی، که برای تجدید میثاق با آرمانهایی آمده بودند که خون رهبر شهیدشان، آبیاریاش کرده بود و پرچم سرخ خونخواهی در تمامی مسیر برافراشته بود.
در این میان، موکبهای پذیرایی نیز رنگ و بوی متفاوتی داشتند. در بسیاری از ایستگاههای صلواتی، تصاویری از رهبر شهید انقلاب قرار گرفته بود. زائران با دستهایی که پرچمهای خونخواهی را حمل میکرد با چشمانی اشکبار، گویی با رهبر خود تجدید بیعت میکردند. حال و هوای امسال، ترکیبی از حزن و حماسه بود؛ حزنی عمیق برای فقدان پدری معنوی و حماسهای که در چشمهای جمعیت موج میزد.
به میدان شهر ری که نزدیک میشدیم، تراکم جمعیت و شکوه این عزم عمومی بیشتر به چشم میآمد. رسیدن به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) برای تهرانیها همیشه حکم کربلای تهران را داشته، اما امسال این مقصد، بوی حرم سیدالشهدا (ع) را بیش از هر سال دیگری در خود داشت. گویی جاماندگان پیادهروی تهران، امسال نه تنها برای جاماندن از سفر عراق، که برای فریاد بلند حقخواهی بر سر مزار مظهر مقاومت خویش گرد هم آمده بودند.
وقتی راهپیمایان به شهر ری میرسند و در جوار حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) که بنا به روایات، ثواب زیارتش دستکمی از زیارت سیدالشهدا ندارد آرام میگیرند، گویی باری از حسرت را از شانههایشان زمین گذاشتهاند. این راهپیمایی، پایانی دارد که با یک سلام قلبی به دوردستها گره خورده است.
حجت الاسلام احسان عبادی مدرس بنیاد مهدویت و فعال فرهنگی در گفتوگو با خبرنگار ایسکانیوز در خصوص پیادهروی جاماندگان اربعین حسینی در تهران گفت: این حرکت تقریباً از سال ۹۰-۹۱ و به صورت محدود در شهر تهران و شاید مشهد و قم و به صورت خیلی محدود شروع شده بود که گروهی کوچک از بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ نفر از عزیزان بسیجی حرکت به سمت حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) حرکت کردند و سالهای بعد با کمی تبلیغات جمعیت بیشتر شد و کمکم خصوصا بعد از ایام کرونا در شهرهای دیگری نظیر مشهد و قم و در سایر شهرهای مختلف ایران به اجرا درآمد.
وی ادامه داد: اما سوال اینجاست که آیا این پیاده روی اربعین توانسته اربعین کربلا را پوشش بدهد یا نه؟ قطعاً و یقیناً هیچ عملی، هیچ فضایی و هیچ قدمی نمیتواند جایگزین زیارت فیزیکی و نفس کشیدن در آن حریم قدسی در مسیر بهشتی نجف تا کربلا باشد. اما این به معنایی نیست که اگر کسی جا مانده پس از این فیض محروم است.
عبادی با ذکر مثالی خاطرنشان کرد: در بحث دفاع مقدس هم عزیزانی در خط مقدم بودند و شهید شدند و این شهدا انقدر والامقام هستند که نه نیاز به غسل دارند و نه کفن اما به این معنا نیست اگر کسی در پشت جبهه شهید شده یا در پشت جبهه خدمت میکند بی ثواب باشد؛ قطعا آنان هم کار خیر و ثواب میکنند پس نباید نگاه صفر و صدی نداشته باشیم.
وی بیان کرد: حرکت جاماندگان اربعین مصداق بارز تعظیم شعائر الهی است که اصلا جز واجبات دینی ماست. ما در قرآن داریم در سوره توبه داریم، مومنین آنانی هستند که قدمهایشان کفار را به غیظ در میآورد. مگر میشود جمعیت بالای ۱۰ میلیونی در کل کشور در پیادهروی جاماندگان اربعین شرکت کنند و دشمن به غیظ و غضب و عصبانیت نیفتد. پس قطعاً این حرکت یک حرکت الهی و تعظیم شعائر الهی است.
این فعال فرهنگی با بیان اینکه اگر از منظر تمدنی بخواهیم نگاه بکنیم این پیاده روی امتداد همان مانور عظیم ظهور در مقیاس محلی است بیان داشت: این حرکت باعث میشود فضای شهرها در روز اربعین از حالت یک روز تعطیل منفعل به یک روز حماسی،معنوی و پویا تبدیل بشود و شعله محبت اهل بیت در خیابانها زنده بشود.

وی با اشاره به اینکه سوالی مطرح میشود که آیا ایرانیان توانستهاند آن فضایی که بین عراقیهاست را تداعی بکنند؟ گفت: تعارف که نداریم. عراقیها مدل میزبانیشان ریشه در قرنها سنت، فرهنگ عشایری و پیوندهای بومی آنها با زوار امام حسین (ع) دارد. آنها تمام زندگی یک سالشان را برای این چند روز پس انداز میکنند و ما در ایران در حال تمرین و الگوبرداری از آن فضا هستیم و انصافاً هم در چند سال اخیر مانند برپایی موکبهای مردمی، توزیع نذریها، خدمات فرهنگی، واکس زدن کفش زائران و... رشد چشمگیری داشتیم و همه اینها در مسیر جاماندگان اربعین تا حد بسیاری همان حال و هوا و رایحه مسیر مشایه را در خیابان های تهران، مشهد و قم و جاهای دیگر توانسته بازتولید بکند.
عبادی خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم نقش مسئولین را ببینیم ما همیشه در کارهای فرهنگی توصیههای رهبر شهید و بزرگان را داریم که از دولتی کردن بعضی کارها و تصدیگری مستقیم نهادهای دولتی سعی میکردند تا جای ممکن جلوگیری بشود؛ نه اینکه حرام باشد بلکه مردمی بودن یک حال و هوای دیگری خصوصاً در مناسک دینی میدهد.
وی تاکید کرد: نهادها، دولت و سازمانها صرفاً باید تسهیلگر و به اصطلاح پشتیبان خاموش باشند یعنی تامین امنیت بکنند، روانسازی ترافیک بکنند، ارائه خدمات شهری مثل نظافت مسیر، استقرار اورژانس، زیر ساختهای حمل و نقل برای برگشت مردم و رفع موانع اداری برپایی موکب ها را فراهم کنند. اینجا نقش نهادها و دولت را داریم اما در بقیه موارد خود مردم خیلی خوب میتوانند کارها را پیش ببرند.
مدرس بنیاد مهدویت تصریح کرد: اگر این تقسیم کار یعنی دولت به عنوان تسهیلگر و مردم به عنوان میداندار رعایت بشود قطعا این حرکت هرسال با شکوهتر و با نگاه تمدنی بیشتری پیش خواهد رفت.
وی در پایان سخنانش گفت: نکته آخر هم نسبت به شبههای که برخی مطرح میکنند که این یک بدعت در دین و حرام است باید گفت، نخیر. بدعت به معنای وارد کردن یک چیز به عنوان جزئی از دین است یعنی مثلا من یک چیزی به تشهد و سلام نماز اضافه بکنم و بگویم در تشهد نماز باید شهادت به ولایت حضرت علی هم داد که این مثال میشود بدعت، اما پیاده روی جاماندگان اربعین را نگفتیم که حتما دستور دینی است. در واقع میگوییم دستور دینی برای تعظیم شعائر الهی داریم یعنی شعائر الهی و شعارهایی که رنگ و بوی دینی دارد را تعظیم کنیم و آنها را رنگ و لعاب ببخشیم و در جامعه پر رنگ بکنیم که پیادهروی جاماندگان اربعین قطعا رنگ و بوی دینی را در جامعه بیشتر میکند و هر چیزی که رنگ و بوی دینی را در جامعه بیشتر میکند قطعا مورد رضای الهی است.
همایش جاماندگان تلاشی است برای اینکه هیچ قلبی در روز اربعین، تنها و بیتسکین نماند. اگرچه هیچچیز جای گنبد نورانی کربلا را نمیگیرد، اما در این روز، تهران با تمامی وجودش، آیینه تمامنمای کربلا میشود تا جاماندگان، در میان موکبهای برپا شده در خیابانهایش، طعم شیرین زیارت را در جان خود بچشند. در نهایت، این قدمها به نیابت تمام کسانی برداشته میشود که آرزو داشتند آنجا باشند؛ و این، زیباترین معنای جاماندگی است.
گفتنی است پیادهروی جاماندگان برای نخستین بار در اربعین سال ۱۳۹۲ با حضور جمعی از طلاب و دانشجویان به صورت خودجوش از میدان امام حسین (ع) تا حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) برگزار شد و پس از آن هر ساله بر عظمت این حرکت افزوده شد و از سال ۱۳۹۹ با همه گیری ویروس منحوس کرونا در جهان و به تبع آن در ایران بود که سفر و خروج از مرزها چالش برانگیز شد و حضور ایرانیان در پیاده روی اربعین در مسیر نجف به کربلا با ممنوعیت های سفر همراه شد نمود و جلوه بیشتری به خود گرفت و از آن پس هرساله بر شدت این اقدام افزود شده و با ورود دستگاههای اجرایی همچون شهرداری تهران، این حرکت با برنامهریزی و انسجام بهتری برگزار میشود.
انتهای پیام/
نظر شما