به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ حرکت قطار پنجستاره کرمان - مشهد را نمیتوان تنها اضافه شدن چند واگن لوکس به جدول حرکت قطارها دانست؛ پشت این اتفاق، استانی قرار دارد که روزانه تا ۲۵۰۰ مسافر ریلی دارد، در رشد تناژ حمل بار میان ۲۱ منطقه راهآهن کشور رتبه نخست را ثبت کرده و اکنون میخواهد کیفیت سفر مسافری را نیز به جایگاهی نزدیکتر به وزن اقتصادی خود برساند.
قطار جدید کرمان - مشهد از هفت سالن پنجستاره با ظرفیت ۴۰ مسافر در هر سالن تشکیل شده است؛ یعنی فقط در بخش پنجستاره امکان جابهجایی ۲۸۰ مسافر در هر سفر وجود دارد. دو سالن چهار تخته ۴۰ نفره نیز در ترکیب این رام قرار گرفته که ظرفیت مسافری آن را به حدود ۳۶۰ نفر میرساند و یک سالن رستوران نیز در کنار آنها پیشبینی شده است. سرو شام با منوی انتخابی، میوه و بسته پذیرایی از جمله خدمات این قطار است و نخستین سفر آن برای ۲۰ شهریور برنامهریزی شده بود. مجموعه این اعداد نشان میدهد با یک ارتقای صرفاً اسمی مواجه نیستیم، هرچند ۳۶۰ صندلی در برابر جریان روزانه ۲۳۰۰ تا ۲۵۰۰ مسافر راهآهن کرمان هنوز سهم محدودی از کل تقاضا را پوشش میدهد.
اهمیت ماجرا دقیقاً در همین مقایسه نهفته است. اگر سقف اعلامشده ۲۵۰۰ مسافر ورودی و خروجی روزانه را مبنا قرار دهیم، ظرفیت یک رام کامل این قطار حدود ۱۴ درصد حجم یک روز جابهجایی مسافری منطقه است. بنابراین راهاندازی قطار پنجستاره بیش از آنکه به تنهایی مسئله ظرفیت را حل کند، یک تغییر در سطح خدمات محسوب میشود؛ تغییری که میتواند بخشی از مسافرانی را که به دلیل کیفیت پایینتر، زمان سفر یا نبود خدمات مناسب میان خودرو شخصی، اتوبوس، هواپیما و قطار مردد هستند به شبکه ریلی بازگرداند. این همان نقطهای است که کیفیت خدمات از یک موضوع رفاهی به یک ابزار رقابت میان شیوههای حملونقل تبدیل میشود.
مسیر کرمان - مشهد نیز یک مسیر عادی در نقشه حملونقل کشور نیست. بخش بزرگی از تقاضای آن ماهیت زیارتی و خانوادگی دارد و همین ویژگی سبب میشود ثبات برنامه حرکت، کیفیت خواب، پذیرایی، بهداشت واگنها و امنیت سفر برای خانوادهها اهمیت ویژهای داشته باشد. فاصله زیاد کرمان تا مشهد باعث میشود مسافر ساعتهای طولانی در قطار حضور داشته باشد و تفاوت میان یک واگن معمولی و قطاری با خدمات استانداردتر، در چنین مسیری بسیار بیشتر از سفرهای کوتاه احساس شود. قطار پنجستاره از این منظر میتواند بخشی از خلأ خدماتی یک مسیر پرتقاضا را پر کند، اما اثر واقعی آن زمانی مشخص خواهد شد که استمرار حرکت، قیمت بلیت و میزان دسترسی خانوادهها به این خدمت روشن شود.
برای استانی مانند کرمان، توسعه سفر ریلی فقط به رفتن مسافر از کرمان به مشهد محدود نیست. حملونقل مسیر دوطرفه دارد و همان ریلی که زائر کرمانی را به خراسان میرساند، میتواند مسافر و گردشگر را نیز به کرمان بیاورد. این استان مجموعهای از ظرفیتهای گردشگری از ارگ بم و باغ شاهزاده ماهان تا کویر لوت، بازار تاریخی کرمان، روستاهای هدف گردشگری و میراث صنعتی و معدنی در اختیار دارد، اما یکی از موانع همیشگی توسعه گردشگری، دسترسی آسان و متنوع بوده است. کیفیت قطار وقتی اهمیت پیدا میکند که به افزایش اقامت، سفر خانوادگی و ورود گردشگران از دیگر استانها منجر شود.
تجربه حملونقل گردشگری نشان میدهد مقصدی که دسترسی مناسب ندارد، حتی با داشتن جاذبههای جهانی بخشی از بازار خود را از دست میدهد. گردشگر داخلی معمولاً علاوه بر جذابیت مقصد، هزینه، زمان، امنیت و راحتی مسیر را نیز محاسبه میکند. استان پهناوری مانند کرمان که فاصله شهرهای آن از تهران، مشهد و بسیاری از مراکز جمعیتی کشور زیاد است، بیش از استانهای مرکزی به شبکه ریلی باکیفیت نیاز دارد. بنابراین امید مطرحشده برای راهاندازی قطار پنجستاره کرمان - تهران را باید ادامه منطقی همین مسیر دانست؛ تهران بزرگترین بازار سفر داخلی کشور است و افزایش کیفیت ارتباط ریلی با پایتخت میتواند اثری چند برابر یک ارتقای خدماتی محدود داشته باشد.
کرمان البته از نظر ریلی تنها یک استان مسافری نیست و شاید حتی اهمیت اصلی شبکه آن را باید در جابهجایی بار جستوجو کرد. مدیران راهآهن استان اعلام کردهاند منطقه کرمان در سال گذشته میان ۲۱ منطقه راهآهن کشور از نظر افزایش تناژ حمل بار رتبه نخست را به دست آورده است. این جایگاه در استانی با معادن بزرگ مس، سنگآهن، زغالسنگ و مجموعههای صنعتی متعدد اتفاقی نیست. اقتصاد کرمان حجم بالایی از کالاهای سنگین و معدنی تولید میکند و ریل برای چنین محمولاتی از نظر ظرفیت، ایمنی و کاهش فشار بر جادهها یک مزیت راهبردی محسوب میشود.
همین موفقیت اما یک تضاد مهم را آشکار میکند. راهآهن کرمان در بخش بار توانسته خود را در صدر رشد مناطق کشور قرار دهد، ولی در بخش مسافر هنوز مطالبه ارتقای کیفیت و افزایش قطارها به تهران، مشهد و سایر مقاصد مطرح است. این شکاف نشان میدهد توسعه ریلی استان باید دو مسیر را همزمان دنبال کند؛ نخست حفظ و تقویت نقش اقتصادی شبکه در جابهجایی مواد معدنی و کالا و دوم تبدیل همین زیرساخت به شبکهای قابل اتکا برای سفر مردم. توسعه یکسویه حمل بار، هرچند برای اقتصاد صنعتی حیاتی است، نمیتواند به تنهایی رضایت عمومی از راهآهن را افزایش دهد.
سابقه عملکرد مسافری منطقه نیز نشان میدهد ظرفیت رشد وجود دارد. در سال ۱۴۰۱ شمار مسافران جابهجاشده راهآهن کرمان از یک میلیون نفر عبور کرد و به حدود یک میلیون و ۱۷ هزار نفر رسید، در حالی که این رقم در سال قبل از آن حدود ۷۳۸ هزار نفر بود؛ رشدی نزدیک به ۳۸ درصد که آن زمان رکورد جابهجایی مسافر در تاریخ راهآهن منطقه اعلام شد. حتی اگر ساختار تقاضا در سالهای بعد تغییر کرده باشد، این تجربه یک پیام روشن دارد: وقتی ظرفیت و خدمت فراهم شود، بازار سفر ریلی کرمان توان جذب مسافر بیشتر را دارد.
در نوروز یکی از سالهای اخیر نیز تعداد مسافران ریلی منطقه از حدود ۳۵ هزار نفر به بیش از ۶۳ هزار نفر افزایش یافت و رشد حدود ۸۱ درصدی ثبت شد. افزایش نزدیک به ۲۸ هزار نفری در یک بازه محدود تعطیلات نشان میدهد تقاضای سفر در کرمان تا چه اندازه به عرضه صندلی و برنامه حرکت حساس است. اگر افزایش قطار و بهبود کیفیت خدمات بتواند چنین تقاضایی را در طول سال فعال کند، راهآهن از یک گزینه محدود در مناسبتها به بخشی جدیتر از الگوی سفر خانوارهای استان تبدیل خواهد شد.
زیرساخت اما نقطهای است که نمیتوان آن را پشت ظاهر واگنهای جدید پنهان کرد. بخشی از محور کرمان - بافق حدود نیم قرن قدمت دارد و عملیات بازسازی گسترده آن طی سالهای اخیر دنبال شده است. در یکی از مراحل این پروژه حدود ۴۵ کیلومتر خط با هزینه تقریبی یک هزار میلیارد تومان بازسازی شد و در مجموع نیز دهها کیلومتر از مسیر قدیمی مورد نوسازی قرار گرفت. این ارقام نشان میدهد حتی حفظ کیفیت شبکه موجود نیز به سرمایهگذاری سنگین نیاز دارد و افزایش سرعت، ایمنی و تعداد قطارها بدون بازسازی خط عملاً امکانپذیر نیست.
همین نکته تفاوت میان افتتاح یک قطار و توسعه واقعی حملونقل ریلی را مشخص میکند. قطار پنجستاره بخش قابل مشاهده ماجراست، اما زیر آن کیلومترها ریل، سامانه علائم، ایستگاه، لکوموتیو، تعمیرگاه و نیروی انسانی قرار دارد. مسافر کیفیت را در کوپه و رستوران میبیند، اما استمرار همان کیفیت وابسته به زیرساختی است که کمتر در تصاویر افتتاحیه دیده میشود. اگر مسیر فرسوده باشد، سرعت کاهش مییابد؛ اگر لکوموتیو کافی نباشد، تأخیر افزایش پیدا میکند و اگر ناوگان محدود باشد، یک قطار جدید ممکن است تنها جایگزین قطار دیگری شود و ظرفیت خالص شبکه چندان افزایش پیدا نکند.
از همین رو مطالبه بعدی باید از تعداد ستارهها عبور کند و به تعداد صندلی، تعداد سیر، زمان سفر و سهم ریل از جابهجایی مردم برسد. پنجستاره بودن هنگامی به شاخص توسعه تبدیل میشود که مسافر بتواند در زمان مورد نیاز خود بلیت تهیه کند، حرکت قطار منظم باشد و قیمت آن با قدرت خرید خانوار تناسب داشته باشد. در غیر این صورت، خدمت جدید ممکن است بیشتر به انتخاب گروه محدودتری از مسافران تبدیل شود و اثر آن بر ساختار کلی حملونقل استان کم باقی بماند.
کرمان از نظر جغرافیایی نیز استانی نیست که بتوان آینده حملونقل آن را فقط بر جاده بنا کرد. پهناوری استان، فاصله طولانی شهرستانها، تمرکز صنایع معدنی و حجم بالای تردد کامیونها، هزینه نگهداری شبکه جادهای را بالا میبرد. هر تن بار سنگینی که از جاده به ریل منتقل شود، بخشی از فشار بر محورهای مواصلاتی را کاهش میدهد و هر سفر بینشهری که با قطار انجام شود، یک گزینه ایمنتر به سبد حملونقل مردم اضافه میکند. بنابراین سرمایهگذاری روی راهآهن همزمان سیاست اقتصادی، اجتماعی و ایمنی است.
بحث ایجاد مسیرهای جدید نیز از همین نیاز ناشی شده است. در سالهای اخیر پیشنهادهایی درباره تقویت اتصال ریلی یزد به جنوب کشور مطرح شده و برای برخی طرحهای جدید ارقامی در حد ۲۰ هزار میلیارد تومان به عنوان نیاز سرمایهگذاری اولیه مطرح شده است. دلیل این مطالبه نیز روشن است؛ محورهای موجود هم باید بار معدنی و صنعتی را تحمل کنند و هم قطار مسافری را. افزایش تولید معادن و صنایع جنوب و جنوبشرق بدون توسعه ظرفیت خطوط میتواند در سالهای آینده شبکه را با گلوگاههای جدیتر مواجه کند.
در سطح ملی نیز جهتگیری صنعت ریلی به سمت افزایش سرمایهگذاری است. تفاهمهایی با ارزش حدود ۶۴ هزار میلیارد تومان برای تولید یا تأمین بیش از دو هزار دستگاه انواع ناوگان مسافری و باری مطرح شده که بخشی از آن شامل ۳۰۰ واگن مسافری خودکشش، ۵۰۰ لکوموتیو باری و صدها واگن حمل بار است. اگر سهم مناسبی از نوسازی ناوگان و افزایش لکوموتیو به شبکههایی مانند کرمان برسد، توسعه خدمات پنجستاره میتواند از یک پروژه منفرد به بخشی از تغییر بزرگتر شبکه تبدیل شود.
کرمان در حوزه گردشگری ریلی نیز ظرفیت استفادهنشده دارد. برنامههایی برای توسعه قطارهای گردشگری به مقصد استانهایی از جمله کرمان مطرح شده و تجربه قطارهای گردشگری در دیگر نقاط کشور نشان میدهد خود مسیر ریلی میتواند بخشی از محصول گردشگری باشد. اتصال تهران به کرمان با یک قطار گردشگری یا پنجستاره منظم، در کنار بستههای سفر به ماهان، شهداد، بم و شهر تاریخی کرمان، میتواند مدل متفاوتی از گردشگری ایجاد کند؛ مدلی که گردشگر بدون نیاز به خودرو شخصی وارد استان شود و ادامه سفر او نیز با خدمات سازمانیافته انجام گیرد.
این موضوع برای اقتصادی که به دنبال متنوع شدن است اهمیت ویژه دارد. کرمان سالها با معدن و کشاورزی شناخته شده، اما گردشگری هنوز سهمی متناسب با حجم آثار تاریخی و طبیعی استان پیدا نکرده است. ریل میتواند یکی از ابزارهای تغییر این وضعیت باشد. یک قطار باکیفیت اگر صرفاً مسافر کرمانی را خارج کند، اثر توسعهای آن محدود است؛ اما اگر همزمان گردشگر، سرمایهگذار، دانشجو و مسافر تجاری را به استان وارد کند، به زیرساختی مولد تبدیل میشود.
از منظر اجتماعی نیز مسیر کرمان - مشهد جایگاه متفاوتی دارد. بخش قابل توجهی از خانوارها برای سفر زیارتی به مشهد ترجیح میدهند دستهجمعی سفر کنند و قطار برای سالمندان، کودکان و خانوادههای پرجمعیت نسبت به سفر طولانی جادهای مزیتهایی دارد. ارائه خدمات بهتر در چنین مسیری مستقیماً با کیفیت تجربه سفر هزاران خانواده مرتبط است. اگر قطار جدید بتواند استمرار داشته باشد و تقاضای آن بالا بماند، افزایش تعداد سیرها میتواند گام بعدی باشد و همان ۳۶۰ صندلی نخست به نقطه شروع توسعه ظرفیت تبدیل شود.
در مقابل، موفقیت این طرح را نباید صرفاً با پر بودن قطار در هفتههای نخست سنجید. مسیرهای زیارتی معمولاً در مناسبتها و تعطیلات تقاضای بالایی دارند و آزمون واقعی زمانی است که سرویس در ماههای عادی نیز ضریب اشغال اقتصادی داشته باشد. سیاست قیمتگذاری، کیفیت خدمات، ساعت حرکت و امکان خرید آسان بلیت، چهار متغیری هستند که میتوانند یک قطار لوکس را به سرویس پایدار یا تجربهای محدود تبدیل کنند.
آنچه امروز روی ریل قرار گرفته در مقیاس شبکه راهآهن کرمان هنوز کوچک است؛ ۳۶۰ صندلی در برابر هزاران جابهجایی روزانه و اقتصادی که میلیونها تن بار را به شبکه تحمیل میکند. اما ارزش این اتفاق در جهت حرکت آن است. استانی که در حمل بار رتبه نخست رشد میان ۲۱ منطقه کشور را گرفته، اگر بتواند همان نگاه توسعهای را وارد حمل مسافر کند، میتواند جایگاه متفاوتی در شبکه شرق و جنوبشرق ایران پیدا کند.
هدف بعدی نیز از هماکنون مشخص شده است؛ قطار پنجستاره کرمان - تهران. تحقق این مسیر میتواند اثر اقتصادی بزرگتری داشته باشد، زیرا پایتخت علاوه بر مقصد سفر خانوادگی، مرکز بخش مهمی از فعالیتهای اداری، تجاری، دانشگاهی و درمانی کشور است. اتصال باکیفیتتر کرمان به تهران یعنی رقابت جدیتر ریل با سفر جادهای و هوایی و در صورت تنظیم مناسب زمان حرکت، میتواند بخشی از تقاضای سفر شبانه را به شبکه ریلی منتقل کند.
اما آنچه در نهایت توسعه ریلی کرمان را تعریف خواهد کرد تعداد مراسمهای افتتاح نیست؛ تداوم سرویسها، افزایش سهم ریل، کاهش زمان سفر، نوسازی خطوط و رشد تعداد قطارهاست. اگر قطار پنجستاره مشهد به یک خدمت پایدار تبدیل شود، مسیر تهران نیز اضافه شود، خطوط قدیمی بازسازی شوند و رتبه نخست رشد حمل بار ادامه پیدا کند، آن زمان میتوان از شکلگیری یک جهش ریلی سخن گفت.
امروز کرمان در نقطهای ایستاده که دو تصویر متفاوت از راهآهن آن دیده میشود؛ در یک سو قطارهای باری که مواد معدنی و محصولات صنعتی را جابهجا میکنند و منطقه را به رتبه نخست رشد تناژ رساندهاند و در سوی دیگر مسافری که برای یک سفر طولانی خواهان صندلی بیشتر، واگن بهتر و برنامه منظمتر است. قطار پنجستاره کرمان - مشهد نخستین پاسخ به بخش دوم این تصویر است، اما برای استانی با این وسعت و وزن اقتصادی، هنوز آغاز راه محسوب میشود.
اگر توسعه ریلی کرمان از سطح یک قطار فراتر رود، نتیجه فقط سفر راحتتر نخواهد بود. فشار کمتر بر جادهها، تقویت گردشگری، دسترسی آسانتر خانوارها، افزایش امکان سفرهای تجاری و استفاده بهتر از ظرفیت اقتصادی استان میتواند در کنار هم شکل بگیرد. پنج ستارهای که امروز بر واگنهای مسیر مشهد نشستهاند، تنها زمانی معنا پیدا میکنند که در سالهای آینده به ستارههای بیشتری در نقشه اتصال کرمان به کشور تبدیل شوند؛ زیرا مسئله اصلی این استان دیگر داشتن یک قطار لوکس نیست، بلکه ساختن شبکهای است که اقتصاد و مردم کرمان را با سرعت، ایمنی و کیفیت بیشتری به مقصد برساند.
خبرنگار: زهرا اسکندری
انتهای خبر./
نظر شما