به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از همدان؛ وقتی صحنه نمایش از چهارچوب سالن خارج میشود و به خیابان، روستا، کارگاه سفالگری یا فضای عمومی شهر میرسد، مخاطب دیگر تنها تماشاگر نیست؛ بخشی از روایت میشود. جشنواره تئاتر محیطی همدان از همین نقطه آغاز شده است؛ تلاشی برای تغییر جایگاه هنر در جامعه و تبدیل فضاهای عادی زندگی مردم به بستری برای تجربه فرهنگی.
این رویداد را نمیتوان صرفاً یک جشنواره هنری چندروزه دانست. مسئله بزرگتر، نحوه توزیع فرصتهای فرهنگی در استانی مانند همدان است؛ استانی که اگرچه مرکز آن سابقه طولانی در فعالیتهای فرهنگی دارد، اما بسیاری از شهرستانها و مناطق روستایی همچنان با فاصله دسترسی به برنامههای هنری حرفهای مواجه هستند.
برگزاری اجرا در همدان، نهاوند، لالجین و درگزین، یک تغییر رویکرد نسبت به مدل سنتی برگزاری رویدادهای فرهنگی محسوب میشود. در مدلهای متمرکز، معمولاً بخش اصلی فعالیتهای هنری در مرکز استان باقی میماند و مخاطبان شهرستانی برای دسترسی به آن باید هزینه زمانی و مالی بیشتری پرداخت کنند. اما تئاتر محیطی تلاش میکند مسیر حرکت را تغییر دهد؛ به جای اینکه مردم به دنبال هنر بروند، هنر به میان مردم میآید.
همدان ظرفیت ویژهای برای چنین رویکردی دارد. این استان تنها یک مرکز اداری نیست؛ مجموعهای از زیستبومهای فرهنگی متفاوت است. لالجین با هویت سفالگری، نهاوند با پیشینه تاریخی و فرهنگی، درگزین با ظرفیتهای روستایی و همدان با بافت شهری و تاریخی، هر کدام میتوانند بخشی از روایت فرهنگی استان باشند. استفاده از همین تفاوتها میتواند به جای تولید برنامههای مشابه در نقاط مختلف، تجربههای متنوع فرهنگی ایجاد کند.
اجرای نمایش در کارگاه سفال لالجین نمونهای از پیوند میان هنر و هویت محلی است. در چنین مدلی، مکان فقط محل اجرای نمایش نیست، بلکه بخشی از داستان و تجربه مخاطب محسوب میشود. این نگاه میتواند به توسعه گردشگری تجربهمحور کمک کند؛ نوعی از گردشگری که در آن بازدیدکننده تنها یک اثر را نمیبیند، بلکه با فرهنگ، مهارت، هنر و سبک زندگی یک منطقه ارتباط برقرار میکند.
در بسیاری از شهرهای موفق گردشگری فرهنگی جهان، رویدادهای هنری در فضاهای عمومی به عنوان ابزار فعالسازی شهر استفاده میشوند. خیابانها، میدانها و بناهای تاریخی تنها مسیر عبور نیستند، بلکه به مکان تعامل اجتماعی تبدیل میشوند. همدان با داشتن آثار تاریخی، بازارهای قدیمی، روستاهای دارای هویت فرهنگی و صنایعدستی شناختهشده، ظرفیت استفاده از این الگو را دارد.
اما توسعه تئاتر محیطی تنها به برگزاری جشنواره محدود نمیشود. استمرار چنین برنامههایی نیازمند شبکهای از هنرمندان، حمایت بخش خصوصی، ارتباط با مراکز گردشگری، آموزش نیروهای بومی و ایجاد مسیرهای درآمدی برای فعالان فرهنگی است. در غیر این صورت، رویدادها ممکن است پس از پایان جشنواره دوباره به فضای محدود فعالیتهای مناسبتی بازگردند.
اقتصاد فرهنگ در همدان هنوز فاصله زیادی با ظرفیتهای موجود دارد. صنایعدستی، گردشگری، میراث فرهنگی و هنرهای نمایشی میتوانند به یک زنجیره اقتصادی تبدیل شوند، اما این اتفاق زمانی رخ میدهد که نگاه به فرهنگ از هزینه جاری به عنوان سرمایه توسعه تغییر کند. یک اجرای هنری در یک روستای تاریخی میتواند علاوه بر جذب مخاطب، به رونق کسبوکارهای محلی، فروش محصولات بومی و افزایش ماندگاری گردشگر کمک کند.
از سوی دیگر، حضور هنر در فضاهای عمومی میتواند آثار اجتماعی نیز داشته باشد. بسیاری از برنامههای فرهنگی در شهرهای بزرگ معمولاً مخاطبان خاص خود را دارند، اما اجرای محیطی امکان برخورد تصادفی مردم با هنر را افزایش میدهد؛ کودکی که شاید هیچگاه به سالن تئاتر نرفته، خانوادهای که برنامه فرهنگی را در محله خود تجربه میکند و ساکن روستایی که برای نخستینبار با یک اجرای حرفهای روبهرو میشود.
با این حال، عدالت فرهنگی تنها با جابهجایی محل اجرا محقق نمیشود. تداوم فعالیتهای فرهنگی در شهرستانها نیازمند تقویت زیرساختها، حمایت از گروههای هنری محلی و ایجاد فرصت برابر برای تولیدکنندگان فرهنگی است. اگر قرار باشد فرهنگ فقط در زمان جشنوارهها به مناطق مختلف سفر کند، اثر آن محدود خواهد ماند.
همدان در سالهای آینده میتواند از ظرفیت هنر محیطی برای ساختن یک برند فرهنگی متفاوت استفاده کند. پیوند میان تئاتر، میراث تاریخی، روستاهای هدف گردشگری، صنایعدستی و فضاهای شهری میتواند الگویی ایجاد کند که همزمان به هویت اجتماعی و اقتصاد محلی کمک کند.
پنج تا ۱۰ سال آینده مشخص خواهد کرد که رویدادهایی مانند تئاتر محیطی تنها خاطرهای از یک جشنواره خواهند بود یا به بخشی از برنامه توسعه فرهنگی استان تبدیل میشوند. آینده این مسیر به تصمیمهایی وابسته است که امروز گرفته میشود؛ اینکه آیا هنر در همدان همچنان یک برنامه محدود و مناسبتی باقی میماند یا به عنوان نیرویی برای ارتباط اجتماعی، گردشگری و توسعه منطقهای مورد استفاده قرار میگیرد.
خیابان و روستا زمانی واقعاً به صحنه نمایش تبدیل میشوند که مردم فقط تماشاگر یک اجرا نباشند، بلکه احساس کنند فرهنگ بخشی از زندگی روزمره و هویت خود آنهاست؛ همان نقطهای که هنر از یک رویداد عبور میکند و به سرمایه اجتماعی تبدیل میشود.
خبرنگار: نازنین مولائیمنظر
انتهای پیام./
نظر شما