سردخانه خزل و معمای اقتصاد کشاورزی نهاوند؛ وقتی نگهداری محصول به اندازه تولید آن مهم می‌شود

بهره‌برداری از قطعه نخست سردخانه چهار هزار تنی خزل در نهاوند، فقط افتتاح یک سازه جدید کشاورزی نیست، بلکه نشانه‌ای از ورود شهرستان به مرحله‌ای مهم در مدیریت پس از برداشت، کاهش فشار فروش فوری و نزدیک شدن به الگویی پایدارتر برای امنیت غذایی و اقتصاد روستایی است.

به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از همدان؛ در بسیاری از مناطق کشاورزی ایران، مسئله اصلی تنها تولید بیشتر نیست، بلکه حفظ محصول، زمان‌بندی فروش و جلوگیری از هدررفت آن است؛ همان نقطه‌ای که فاصله میان زحمت یک‌ساله کشاورز و سود واقعی بازار آشکار می‌شود. در شهرستان نهاوند که از قطب‌های مهم کشاورزی و باغداری استان همدان به شمار می‌رود، افتتاح قطعه نخست یک سردخانه چهار هزار تنی در بخش خزل، در ظاهر یک رویداد عمرانی و اقتصادی است، اما در لایه‌های عمیق‌تر، به یکی از مسائل مهم توسعه روستایی یعنی مدیریت زنجیره پس از برداشت، امنیت غذایی و ثبات درآمد تولیدکنندگان گره می‌خورد.

کشاورزی نهاوند سال‌هاست که بخشی از هویت اقتصادی و معیشتی این شهرستان را شکل داده است. محصولاتی مانند سیب، سیب‌زمینی، صیفی‌جات و دیگر تولیدات زراعی و باغی، نه‌تنها در بازار محلی که در سطح استان و حتی فراتر از آن نقش دارند. با این حال، در اقتصاد کشاورزی، فصل برداشت همیشه به معنای فصل رونق نیست. در بسیاری از مواقع، افزایش یکباره عرضه، نبود ظرفیت نگهداری و فشار نیاز مالی خانوارها باعث می‌شود محصول در زمانی کوتاه و با قیمت‌هایی کمتر از ارزش واقعی روانه بازار شود. این همان حلقه مفقوده‌ای است که نبود زیرساخت مناسب نگهداری، آن را به یکی از پرهزینه‌ترین ضعف‌های بخش کشاورزی تبدیل کرده است.

اهمیت سردخانه دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود. سردخانه فقط محلی برای انبار کردن میوه و محصول نیست؛ بلکه ابزاری برای مدیریت زمان در اقتصاد کشاورزی است. تولیدکننده‌ای که مجبور نباشد محصول خود را بلافاصله پس از برداشت و در اوج عرضه بفروشد، قدرت چانه‌زنی بیشتری پیدا می‌کند و فرصت دارد محصول را در مقطعی مناسب‌تر به بازار عرضه کند. در چنین وضعیتی، سود حاصل از کشاورزی می‌تواند از دست واسطه‌های متعدد خارج شده و سهم بیشتری از آن به تولیدکننده اصلی برسد. برای نهاوند، این موضوع فقط یک مزیت اقتصادی نیست، بلکه مسئله‌ای اجتماعی و معیشتی نیز به شمار می‌رود.

سردخانه جدید خزل در زمینی به مساحت ۱۰ هزار متر مربع و با سرمایه‌گذاری یک هزار و ۱۰۰ میلیارد ریالی بخش خصوصی احداث شده و ۵۵ میلیارد ریال از این رقم نیز از محل تسهیلات صندوق کارآفرینی امید تأمین شده است. قطعه نخست آن اکنون با ظرفیت ۲ هزار تن به بهره‌برداری رسیده و تکمیل قطعه دوم، به هزار میلیارد ریال اعتبار دیگر نیاز دارد. همین ارقام نشان می‌دهد که توسعه زیرساخت‌های کشاورزی امروز دیگر با سرمایه‌های خرد و محدود پیش نمی‌رود و ورود بخش خصوصی، همراه با حمایت‌های هدفمند، به یکی از پیش‌شرط‌های اساسی ارتقای این بخش تبدیل شده است.

نهاوند پیش از این نیز چهار سردخانه با ظرفیت مجموع ۱۵ هزار تن در اختیار داشت و اکنون با بهره‌برداری از این طرح، ظرفیت نگهداری محصولات شهرستان به ۱۷ هزار تن رسیده است. این افزایش، اگرچه در ظاهر تنها دو هزار تن به ظرفیت موجود افزوده، اما از منظر برنامه‌ریزی کشاورزی می‌تواند اثری فراتر از عدد اسمی خود داشته باشد. زیرا هر واحد ظرفیت جدید در سردخانه، به معنای چند روز یا چند هفته زمان بیشتر برای تصمیم‌گیری، حمل، بسته‌بندی و عرضه مناسب‌تر محصول است. در اقتصادی که قیمت‌ها به شدت تحت تأثیر زمان برداشت قرار می‌گیرند، همین زمان اضافی می‌تواند ارزش زیادی خلق کند.

باید توجه داشت که امنیت غذایی فقط به معنای تولید انبوه مواد غذایی نیست. امنیت غذایی زمانی معنا پیدا می‌کند که محصول تولیدشده به‌موقع، سالم، با کمترین ضایعات و با امکان دسترسی مناسب به دست بازار و مصرف‌کننده برسد. بخشی از تهدیدهای امنیت غذایی نه در مزرعه، بلکه پس از برداشت رخ می‌دهد؛ جایی که ضعف در حمل‌ونقل، بسته‌بندی، نگهداری و توزیع می‌تواند بخشی از حاصل کار کشاورزان را از بین ببرد. از این منظر، افتتاح سردخانه در نهاوند را باید بخشی از تقویت زیرساخت امنیت غذایی دانست، نه فقط توسعه یک واحد خدماتی یا انباری.

در همین حال، اثر سردخانه بر بازار نیز قابل توجه است. در شرایطی که سیب و سیب‌زمینی متعلق به باغداران و کشاورزان نهاوند اکنون در این سردخانه ذخیره‌سازی می‌شود، امکان تنظیم عرضه در مقاطع مختلف بیشتر می‌شود. چنین ظرفیتی می‌تواند از نوسانات شدید ناشی از ورود ناگهانی حجم بالای محصول به بازار جلوگیری کند. البته این به معنای حذف کامل بی‌ثباتی قیمت نیست، زیرا قیمت به عوامل متعدد دیگری از جمله هزینه حمل‌ونقل، بازار مصرف، صادرات، نهاده‌ها و سیاست‌های کلان وابسته است، اما بدون تردید وجود سردخانه می‌تواند بخشی از آشفتگی بازار را کنترل‌پذیرتر کند.

موضوع مهم دیگر، ارتباط این زیرساخت با کاهش ضایعات کشاورزی است. در بسیاری از مناطق تولیدکننده، بخشی از محصول به دلیل نبود نگهداری مناسب، افت کیفیت، فساد یا ضربه در فرآیند جابه‌جایی و عرضه از چرخه مصرف خارج می‌شود. این ضایعات، تنها اتلاف مواد غذایی نیست؛ بلکه اتلاف آب، خاک، انرژی، نیروی انسانی و سرمایه‌ای است که برای تولید آن محصول صرف شده است. در استانی مانند همدان که کشاورزی یکی از پایه‌های اقتصاد محلی آن است، هر گامی که بتواند هدررفت پس از برداشت را کاهش دهد، در واقع به بهره‌وری کل اقتصاد منطقه کمک کرده است.

با این حال، بهره‌برداری از یک سردخانه به خودی خود تضمین‌کننده تحول در کشاورزی نیست. پرسش اصلی آن است که چه کسانی و با چه شرایطی می‌توانند از این ظرفیت استفاده کنند. اگر هزینه نگهداری برای تولیدکنندگان خرد بالا باشد یا سازوکار توزیع ظرفیت به نفع بازیگران بزرگ بازار تنظیم شود، ممکن است بخش مهمی از کشاورزان کوچک و متوسط همچنان ناچار به فروش فوری بمانند. به همین دلیل، موفقیت واقعی این پروژه زمانی مشخص می‌شود که دسترسی عادلانه و عملی باغداران و کشاورزان محلی به آن فراهم باشد و این زیرساخت تنها در خدمت چند بازیگر محدود قرار نگیرد.

از منظر توسعه محلی نیز چنین پروژه‌ای می‌تواند پیامدهای چندلایه داشته باشد. سردخانه فقط برای نگهداری محصول ساخته نمی‌شود؛ پیرامون آن، مجموعه‌ای از فعالیت‌های وابسته شکل می‌گیرد؛ از حمل‌ونقل و بارگیری گرفته تا بسته‌بندی، درجه‌بندی، سورتینگ، فروش، بازاریابی و حتی توسعه زنجیره‌های فرآوری. اگر این حلقه‌ها در کنار سردخانه فعال شوند، شهرستان نهاوند می‌تواند از تولیدکننده صرف به بازیگری مؤثرتر در زنجیره ارزش کشاورزی تبدیل شود. تفاوت مهم همین‌جاست؛ فروش محصول خام با نگهداری و عرضه هدفمند آن، دو جایگاه متفاوت در اقتصاد کشاورزی ایجاد می‌کند.

در سطح استان همدان نیز این طرح معنایی فراتر از مرزهای شهرستان نهاوند دارد. وقتی امکان ذخیره محصولات، میوه‌جات و صیفی‌جات سایر شهرستان‌ها نیز در این مجموعه فراهم باشد، نقش نهاوند در شبکه سردخانه‌ای استان تقویت می‌شود. این موضوع می‌تواند به توزیع متوازن‌تر زیرساخت‌ها در استان کمک کند، هرچند در بلندمدت هر شهرستان باید بر اساس مزیت‌ها و حجم تولید خود از ظرفیت کافی برخوردار باشد. توسعه چنین شبکه‌ای می‌تواند به شکل‌گیری اقتصاد منطقه‌ای منسجم‌تری در حوزه کشاورزی منجر شود؛ اقتصادی که در آن مزرعه، سردخانه، بازار و صنایع تبدیلی در امتداد یکدیگر عمل کنند، نه جدا از هم.

نهاوند امروز در برابر یک فرصت مهم قرار گرفته است؛ فرصتی برای عبور از کشاورزی مبتنی بر تولید صرف به کشاورزی مبتنی بر مدیریت، زمان‌بندی و ارزش افزوده. سردخانه چهار هزار تنی خزل می‌تواند نماد این تغییر باشد، به شرط آنکه نگاه به آن تنها عمرانی نباشد. آینده این پروژه در تعداد تن‌های ذخیره‌شده خلاصه نمی‌شود، بلکه در این پرسش مهم نهفته است که آیا این زیرساخت خواهد توانست سود بیشتری به دست کشاورز برساند، ضایعات را کاهش دهد، بازار را متعادل‌تر کند و نهاوند را یک گام به کشاورزی پایدارتر و امن‌تر نزدیک سازد یا نه.

خبرنگار: نازنین مولائی منظر

انتهای پیام./

کد مطلب: 1320944

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha