به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از همدان؛ سرنوشت آموزشی یک کودک نباید به فاصله خانهاش تا نزدیکترین مدرسه استاندارد یا توان مالی خانواده برای جبران کمبود امکانات وابسته باشد؛ با این حال، تفاوت شرایط مدارس شهری و روستایی همچنان یکی از مسائل مهم توسعه انسانی در استان همدان است. در این میان، مشارکت خیرین مدرسهساز به ظرفیتی تبدیل شده که میتواند بخشی از شکاف زیرساختی را کاهش دهد، اما مسئله اساسی فراتر از ساخت کلاسهای جدید است. پرسش تعیینکننده آن است که آیا این سرمایه اجتماعی میتواند به الگویی پایدار برای توزیع عادلانه امکانات آموزشی تبدیل شود یا همچنان موفقیت آن بیشتر با تعداد ساختمانهای ساختهشده سنجیده خواهد شد.
سابقه مشارکت مردم در تأمین امکانات آموزشی ایران به سالها پیش از شکلگیری ساختارهای رسمی خیرین مدرسهساز بازمیگردد. در بسیاری از شهرها و روستاها، زمینهای اهدایی، کمکهای مالی بازاریان و مشارکت خانوادهها در ایجاد کلاسهای درس، بخشی از تاریخ گسترش آموزش عمومی بوده است. با تأسیس مجمع خیرین مدرسهساز کشور در سال ۱۳۷۷، این فعالیتها بهتدریج سازمانیافتهتر شد و امکان ارتباط منظم میان مشارکتکنندگان مردمی و دستگاههای مسئول توسعه فضاهای آموزشی افزایش یافت. با وجود این، نیازهای امروز آموزش و پرورش با گذشته تفاوت دارد و مدرسهسازی دیگر نمیتواند صرفاً به تأمین یک ساختمان محدود بماند.
در استان همدان، این موضوع به دلیل پراکندگی سکونتگاههای روستایی و تفاوت شرایط اقتصادی شهرستانها اهمیت ویژهای دارد. مدرسهای در مرکز شهر ممکن است به خدمات آموزشی مکمل، مراکز فرهنگی و امکانات ورزشی بیشتری دسترسی داشته باشد، درحالیکه یک واحد آموزشی کوچک در روستا با محدودیتهای متفاوتی مواجه شود. این تفاوتها در شهرستانهای نهاوند، ملایر، تویسرکان، کبودراهنگ، اسدآباد، رزن، بهار، فامنین و درگزین یکسان نیست و نمیتوان نیاز تمام مناطق را با الگویی ثابت پاسخ داد. مدرسهسازی زمانی به عدالت نزدیکتر میشود که محل سرمایهگذاری بر اساس شدت محرومیت، جمعیت دانشآموزی و چشمانداز سکونت در هر منطقه تعیین شود.
در برنامه توسعه عدالت آموزشی استان، ۱۱۱ پروژه با ظرفیت مجموع ۶۶۶ کلاس درس تعریف شده است. بهرهبرداری اعلامشده از ۷۳ مدرسه نشان میدهد بخشی از نیازهای زیرساختی پاسخ گرفته، اما پروژههای باقیمانده نیز همچنان نیازمند پیگیری هستند. این ارقام برای بررسی میزان پیشرفت عملیات عمرانی اهمیت دارند، ولی بهتنهایی مشخص نمیکنند چه تعداد دانشآموز از شرایط نامناسب به محیط استاندارد منتقل شدهاند یا کدام شهرستانها بیشترین بهره را بردهاند. انتشار اطلاعات تفکیکی درباره موقعیت مدارس، تعداد دانشآموزان و وضعیت امکانات پیشین میتواند تصویر دقیقتری از اثر اجتماعی سرمایهگذاریها ارائه کند.
یکی از مسائل کمتر دیدهشده در مدرسهسازی، تفاوت میان برابری در توزیع منابع و عدالت در تخصیص آنهاست. توزیع مساوی اعتبار میان شهرستانها الزاماً به نتیجه عادلانه منجر نمیشود؛ زیرا منطقهای با مدارس فرسوده، فاصله طولانی سکونتگاهها و جمعیت دانشآموزی پراکنده ممکن است به منابع بیشتری نیاز داشته باشد. در مقابل، ساخت مدرسه جدید در منطقهای که ظرفیت آموزشی کافی دارد، میتواند منابع محدود را از مناطق ضروریتر دور کند. بنابراین اولویتبندی پروژهها باید بر پایه نیازسنجی مستند انجام شود و مشارکت خیرین نیز در چارچوب همین اولویتها هدایت شود.
نگاهی به روند مشارکتهای مالی نشان میدهد ظرفیت نیکوکاری آموزشی در همدان قابل توجه است. تعهد خیرین مدرسهساز استان در سال ۱۴۰۴ بیش از ۵۴۰ میلیارد تومان اعلام شده است؛ رقمی که باید میان تعهد مالی و اعتبار پرداختشده آن تمایز قائل شد. تحقق کامل تعهدات، زمانبندی پرداخت و سهم مشارکت دولتی، از متغیرهایی هستند که بر سرعت اجرای پروژهها تأثیر میگذارند. در شرایط افزایش هزینه مصالح و تجهیزات، حتی تأخیر در تأمین بخشی از اعتبار میتواند برنامه بهرهبرداری را تغییر دهد و هزینه نهایی پروژه را افزایش دهد.
در این میان، مشارکت مردمی نباید به معنای انتقال مسئولیت اصلی آموزش عمومی از دولت به خیرین تلقی شود. تأمین آموزش عمومی و فراهم کردن شرایط دسترسی همگانی، از تکالیف بنیادین حاکمیت است و کمکهای داوطلبانه میتوانند نقش تکمیلی و تسریعکننده داشته باشند. اگر توسعه زیرساختهای آموزشی مناطق کمبرخوردار صرفاً به توان جذب خیر وابسته شود، احتمال ایجاد شکاف جدید میان مناطق برخوردار از شبکههای حمایتی و مناطق فاقد چنین ارتباطاتی وجود دارد. ازاینرو، نقش دولت در شناسایی محرومیت، تخصیص اعتبارات پایه و تضمین نگهداری مدارس باید مستقل از میزان کمکهای مردمی حفظ شود.
موضوع نگهداری ساختمانهای آموزشی نیز از چالشهایی است که معمولاً کمتر از مرحله ساخت مورد توجه قرار میگیرد. مدرسه پس از افتتاح به هزینههای مستمر تعمیرات، تجهیزات، تأسیسات گرمایشی و سرمایشی و نگهداری محیط نیاز دارد. بیتوجهی به این هزینهها میتواند عمر مفید ساختمان را کاهش دهد و سرمایه اولیه را با خطر فرسودگی زودهنگام مواجه کند. برای همدان که بخشهایی از آن زمستانهای سردی را تجربه میکنند، کیفیت عایقبندی، ایمنی سامانههای گرمایشی و مصرف بهینه انرژی اهمیت مضاعفی دارد. مشارکت خیرین در ایجاد سازوکارهای نگهداری میتواند بخشی از این نیاز را پوشش دهد، اما جایگزین بودجه مسئولانه و منظم دستگاههای اجرایی نیست.
از منظر محیطزیستی نیز شیوه طراحی مدارس جدید اهمیت پیدا کرده است. استفاده از نور طبیعی، تهویه مناسب، مصالح سازگار با اقلیم و تجهیزات کممصرف میتواند هزینه بهرهبرداری را در بلندمدت کاهش دهد. در روستاهایی که تأمین انرژی یا دسترسی به خدمات تعمیراتی دشوارتر است، انتخاب فناوری پیچیده و پرهزینه لزوماً مناسب نخواهد بود. طراحی بومی و متناسب با شرایط اقلیمی استان میتواند هم آسایش دانشآموزان را افزایش دهد و هم هزینه نگهداری را کنترل کند. چنین رویکردی مدرسهسازی را به بخشی از برنامه توسعه پایدار مناطق روستایی تبدیل میکند.
تفاوت مهم دیگری نیز میان ساخت مدرسه و ایجاد محیط یادگیری مطلوب وجود دارد. ساختمان استاندارد پیششرط آموزش مناسب است، اما کیفیت یادگیری به حضور معلم توانمند، محتوای آموزشی، مدیریت مدرسه و حمایت خانوادگی وابسته خواهد بود. در این چارچوب، مشارکت خیرین میتواند به تأمین کتابخانه، آزمایشگاه، امکانات آموزشی دیجیتال، فضاهای ورزشی و خدمات حمایتی نیز گسترش یابد. البته هر نوع کمک باید بر اساس نیاز واقعی مدرسه تعریف شود؛ زیرا تجهیزاتی که بدون آموزش معلمان یا امکان نگهداری تهیه شوند، ممکن است پس از مدتی کارکرد مطلوب خود را از دست بدهند.
برای خانوادههای مناطق کمبرخوردار، دسترسی به مدرسه نزدیک و ایمن میتواند پیامدهایی فراتر از آموزش داشته باشد. کاهش مسیر رفتوآمد، محدود شدن هزینه حملونقل و افزایش اطمینان والدین از محیط تحصیل، عواملی هستند که میتوانند بر استمرار حضور کودکان در مدرسه اثر بگذارند. این موضوع بهویژه برای دانشآموزان دوره ابتدایی و خانوادههایی که امکانات رفتوآمد محدودی دارند، اهمیت پیدا میکند. با این حال، ارزیابی اثر مدرسهسازی بر کاهش بازماندگی از تحصیل نیازمند آمار ثبتنام، حضور مستمر و ترک تحصیل پیش و پس از اجرای پروژههاست.
یکی دیگر از ظرفیتهای قابل توسعه، مشارکت بنگاههای اقتصادی استان در قالب مسئولیت اجتماعی است. واحدهای صنعتی، تولیدی، خدماتی و فعالان اقتصادی میتوانند بخشی از برنامههای حمایتی خود را به توسعه آموزش اختصاص دهند. چنین مشارکتی زمانی اثربخشتر خواهد بود که از اقدامات مقطعی و تبلیغاتی فاصله بگیرد و بر تعهدات مشخص، گزارشدهی مالی و ارزیابی نتیجه استوار شود. برای نمونه، حمایت از تجهیز مدارس فنیوحرفهای یا ایجاد امکانات آموزشی متناسب با نیازهای آینده اشتغال استان میتواند میان توسعه اقتصادی و ارتقای مهارت نسل جوان ارتباط برقرار کند.
در سطح ملی نیز تجربه استانهایی مانند سیستان و بلوچستان، کرمان، خراسان جنوبی و لرستان میتواند برای بررسی مدلهای متفاوت مشارکت مردمی آموزنده باشد. پراکندگی سکونتگاهها، تفاوت شرایط اقلیمی و محدودیت زیرساختها در این استانها، اهمیت طراحی راهکارهای متناسب با نیازهای محلی را نشان میدهد. همدان برای استفاده از این تجربهها باید عواملی مانند هزینه ساخت هر کلاس، جمعیت بهرهمند، دوام پروژه و مشارکت جامعه محلی را بررسی کند. مقایسه صرف تعداد مدارس ساختهشده بدون توجه به این متغیرها ممکن است نتیجهای گمراهکننده ایجاد کند.
از منظر فرهنگی، گسترش نیکوکاری آموزشی میتواند زمینه تقویت احساس تعلق اجتماعی را فراهم کند. هنگامی که اهالی یک محله یا روستا در تأمین امکانات مدرسه مشارکت میکنند، امکان شکلگیری ارتباط نزدیکتر میان خانوادهها و محیط آموزشی افزایش مییابد. البته مشارکت اجتماعی نباید تنها به پرداخت پول محدود باشد؛ همکاری داوطلبانه در برنامههای فرهنگی، انتقال تجربههای حرفهای، حمایت از کتابخوانی و مشارکت در فعالیتهای تربیتی نیز میتواند ارزشمند باشد. گسترش چنین الگویی، مدرسه را از یک ساختمان اداری به نهادی فعال در زندگی اجتماعی محله تبدیل میکند.
با این حال، مدیریت کمکهای مردمی بدون شفافیت میتواند با چالش اعتماد روبهرو شود. اعلام عمومی نیازهای اولویتدار، هزینه برآوردی پروژهها، میزان تعهدات، پرداختهای انجامشده و پیشرفت واقعی طرحها، زمینه نظارت اجتماعی را فراهم میکند. همچنین بهتر است امکان مشارکتهای کوچک و مستمر برای شهروندانی که توان تأمین هزینه ساخت یک مدرسه کامل را ندارند، فراهم شود. چنین سازوکاری میتواند دایره مدرسهیاری را از گروه محدودی از خیرین بزرگ به مشارکتی گستردهتر تبدیل کند، بدون آنکه ارزش کمکهای بزرگ و تخصصی نادیده گرفته شود.
در افق پنج تا ده سال آینده، تغییرات جمعیتی و جابهجایی خانوارها میتواند نقشه نیاز آموزشی استان همدان را دگرگون کند. کاهش جمعیت دانشآموزی در برخی مناطق، رشد سکونتگاههای پیرامون شهرها یا تغییر الگوی مهاجرت ممکن است تقاضا برای فضاهای آموزشی را جابهجا کند. بنابراین مدرسهسازی باید بر پایه پیشبینی جمعیت و امکان استفاده انعطافپذیر از فضاها انجام شود. ساختمانهایی که قابلیت میزبانی از برنامههای آموزشی، فرهنگی و مهارتی را داشته باشند، میتوانند در آینده نیز متناسب با نیاز جامعه کارکرد خود را حفظ کنند.
آینده نیکوکاری آموزشی در همدان به میزان توانایی این حرکت در عبور از الگوی کمکهای پراکنده و حرکت به سمت مشارکت برنامهریزیشده وابسته خواهد بود. اگر خیرین، دولت، مدیران مدارس و خانوادهها بتوانند درباره نیازهای واقعی به توافق برسند، امکان بهرهگیری مؤثرتر از منابع محدود فراهم میشود. در چنین شرایطی، موفقیت یک پروژه تنها با نصب تابلو افتتاح یا تعداد کلاسهای احداثشده سنجیده نخواهد شد، بلکه با کیفیت محیط یادگیری، میزان استفاده دانشآموزان و پایداری خدمات آموزشی ارزیابی میشود.
سرنوشت مدرسهسازی در همدان در نهایت به معنایی بستگی دارد که جامعه برای سرمایهگذاری در آینده کودکان قائل است. ممکن است نام یک نیکوکار سالها بر سردر مدرسهای باقی بماند، اما ارزش ماندگار آن بنا در فرصتهایی شکل میگیرد که برای نسلهای آینده ایجاد میکند؛ فرصت خواندن، آموختن، انتخاب کردن و عبور از محدودیتهایی که محل تولد و شرایط اقتصادی بر زندگی افراد تحمیل میکند. پرسش اساسی این است که آیا مشارکت مردمی میتواند به ساختاری پایدار برای جبران نابرابریهای آموزشی تبدیل شود یا موفقیت آن همچنان در شمار ساختمانهایی خلاصه خواهد شد که افتتاح میشوند، بیآنکه تأثیر واقعی آنها بر آینده کودکان همدان بهدرستی سنجیده شود؟
خبرنگار: نازنین مولائی منظر
انتهای پیام./
نظر شما