تهران- ایسکانیوز: دفاتر خدمات نوسازی بافت فرسوده که پیشتر با نام دفاتر تسهیلگری در تهران فعالیت می کردند با هدف جلب مشارکت مردم محلات در فرایندنوسازی شکل گرفتند. بعد از تجربه ناموفق ساخت خیابان نواب که سبب از بین رفتن انسجام محلی و همسایگی شد و به همراه آن آسیب های اجتماعی در این محله به وجود آمد سازمان نوسازی شهر تهران تصمیم گرفت رویکردی دیگر به نوسازی داشته باشد و تلاش کند با رویکردی اجتماعی مشارکت افراد جوامع محلی را جلب کند. بیرون رفتن اهالی یک محله بعد از نوسازی آن آسیب هایی در محله را پدید می آورد که سازمان نوسازی شهر تهران را به سمت استفاده از تسهیلگران اجتماعی برد و متوجه شد نوسازی امری از بالا به پایین نیست و اگر مردم اقدام به نوسازی نمی کنند به این دلیل است که بودجه ای برای این منظور ندارند. بنابراین تلاش کرد بتواند از پتانسیل های محلی برای کارآفرینی و جلب مشارکت ساکنان استفاده کند. به ندرت ديده ميشود كه در جوامع محلي، افراد به صورت خودجوش اقدام به تشكيل گروه نمايند و در جهت افزايش توانمندي گروهي خود اقدام كنند. به همين منظور وجود فرد يا گروه اوليه اي كه بتواند شرايط تشكيل گروههاي توسعه محلي را ايجاد كند، ضروري است (نشاط، 25، 89). از این رو تسهیلگران اجتماعی در کادر دفاتر خدمات نوسازی تعریف شدند.
اعتقاد سازمان در یک برحه زمانی بر این بود که دفاتر خدمات نوسازی می توانند در جایگاه محرک توسعه محله ای ایفای نقش کنند. با اعطای اختیارات به دفاتر نوسازی، این مهم در دستور کار دفاتر قرار گرفته تا به روان سازی امور اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی محله ها کمک کنند. با توجه به این که نوسازی بافت های فرسوده فرآیندی مستمر است به نظر می رسید وجود دفاتر نوسازی محلی اثر بخشی پایداری داشته باشد و با عملکرد مناسب تاثیر حضور و اقدامات آنها در هر محله به صورت دائم و همیشگی قابل مشاهده باشد.
چند سالی این رویکرد افتان و خیزان ادامه داشت اما این امر با همه تلاشی که تسهیلگران اجتماعی برای افزایش سرمایه های اجتماعی و کاهش مشکلات اجتماعی محلات کردند با تغییر مدیرعامل سازمان نوسازی و روی کار آمدن عبادالله فتح اللهی کم رنگتر از سابق شد و در حال حاضر برای پروژه های تجمیع و بهسازی محیطی تنها بالاسری درنظر گرفته می شود. با یکی از تسهیلگران اجتماعی دفاتر خدمات نوسازی بافت فرسوده در مورد وضعیت کنونی دفاتر و اقدامات اجتماعی آنان گفتگویی کوتاه انجام داده ایم.
این تسهیلگر به خبرنگار ایسکانیوز گفت: در حال حاضر تمامی پروژه های اجتماعی ما کنسل شده است. قبلا اقداماتی در جهت افزایش مشارکت اجتماعی مردم، بررسی نیازمندی های زنان محله، ناامنی نقاط مختلف محله، برگزاری کارگاه های خشونت خانگی، مهارت های زندگی در مناطقی که آسیب های اجتماعی در آن زیاد بود، انجام می دادیم یا کارگاه های نقاشی یا مسابقه عکاسی با محوریت بافت فرسوده انجام می دادیم. این مسئله برای اعتماد سازی و فرهنگ سازی در بافت فرسوده انجام می شد. زنان فعال محله شناسایی می شدند و با مهارتی که داشتند تلاش می کردیم تعاونی های زنان را تشکیل دهیم. البته برخی دفاتر موفق بودند برخی ناموفق. دلیل آن متفاوت بود. خیلی وقت ها باکارشکنی های مدیرمحلات و سراهای محله روبرو بودیم، گاهی سنگ اندازی های شهرداری و گاه بدقولی های سازمان برای دادن مغازه و جا به این زنان، از دیگر سو گروه سازی فرایندی زمانبر است و مردم یک محله هم باید به ضرورت آن رسیده باشند در غیر این صورت این گروه های کارآفرینی در صورتی که به زور بخواهد شکل بگیرد از هم می پاشد. اما رویکرد سازمان همین بود عجله در هرچیزی. گاهی اوقات هم مدیران طرح برایشان کارهای اجتماعی حاشیه ای بود آنها به فکر پول درآوردن بیشتر از بافت فرسوده بودند و همین امر باعث شد رویکرد اجتماعی دفاتر زیاد موفق نباشد.
او ادامه داد: اما هم اکنون تمامی کارهای اجتماعی به حالت تعلیق درامده است و بسیاری از کسانی که در این دفاتر کار می کردند به دلیل عدم پرداخت بالاسری و مبلغی که بابت کارهای ماهیانه دفاتر انجام می دهند این حوزه را ترک کرده اند. در حال حاضر دفاتر خدمات نوسازی به بنگاه های معاملات ملکی تبدیل شده اند.
این تسهیلگر بیان کرد: سابقا دفاتری بودند که از سازندگان درصدی برای معرفی پروژه ها می گرفتند و سازمان هم از این مسئله با خبر بود اما کاری نمی کرد. گاهی هم پرسنل دفاتر خدمات نوسازی تخلف های صورت گرفته را توسط مدیران طرح به سازمان اطلاع می دادند در مورد مثلا ساعتی بودن حق الزحمه ای که دریافت می کردند درحالی که برای هر تسهیلگر اجتماعی سازمان مبلغ ثابتی پرداخت می کرد حدود یک میلیون و سی صد هزار تومان یا تجمیع هایی که صوری بود. یعنی واقعا دفاتر کاری برای آن پروژه انجام نداده بودند و مردم خودشان اقدام به نوسازی کرده بودند. اما دفاتر این موارد را به عنوان کار خود جا می زدند وو پرونده سازی می کردند چرا که از شهرداری منطقه آمار پروانه های صادر شده را دریافت می کردند. سازمان هم واکنشی نشان نمی داد و دست انها را برای سواستفاده باز می گذاشت.
به نظرمی رسد ناموفق بودن سازمان در زمانی سبب شده به یکباره این سازمان رویکرد خود را تغییر دهد اما به جای تعطیل کردن رویکرد اجتماعی بهتر بود سازمان نوسازی به آسیب شناسی آن اقدام می کرد تا این که این رویکرد را به کناری بگذارد و دادن بالاسری و حقوق به دفاتر خدمات نوسازی را منوط به پیشبرد نوسازی بافت فرسوده در محلات کند. با این رویکرد جدید اعتماد مردم به سازمان نوسازی شهر تهران هم از بین می رود.
نوري نشاط، سعيد و همكاران، توانمندسازي اجتماع محور، نشر برگ زيتون، چاپ اول، 1389
کد مطلب: 196285