روستایی که جزء آمار جمعیتی ایران به شمار نمی‌رود/ در  ایستا زمان متوقف است

در روستای ایستا تکنولوژی معنایی ندارد، اهالی روستا به گونه ای زندگی می کنند که گویی با ماشین زمان به گذشته سفر کرده اید. البته بهتر است بدانید که این روستا مختص مردان است و زنان اجازه ورود به آنجا را ندارند.

ناهید ـ سمیعی: تاریخ طالقان به ۴۵۰۰ سال قبل باز می‌گردد و آثاری از سلسله‌های مختلف پادشاهی را در این منطقه می‌توان یافت. در سفر به طالقان می توانید وجب به وجب روستاهایش را ببینید و از طبیعت بکر و زیبایش لذت ببرید. اما روستای «ایستا» در طالقان داستان دیگری دارد.
شاید به جای این‌که بگوییم برای «روستاگردی کجا برویم» باید برای این نمونه‌ی خاص بگوئیم که روستاگردی کجا نرویم چرا که وارد شدن به این روستا دشوار و شاید غیرممکن باشد.

در ایستا خبرى از تلفن و اینترنت و پرداختِ قبوض به شکلِ الکترونیک نیست، از تیرِ چراغ برق و لوله کشى گاز هم همینطور.

مردم اینجا با دوچرخه و موتور و ماشین این ور و آن ور نمی روند، از خانه های سیمانى و تیرآهن دار نیز اثری نمی بینی. به طور کلی زمان در اینجا متوقف است...

این روستاییان همچون سال هاى دور زندگی می کنند و علت این سبک زندگیشان را در زمانِ مشروطه و مجتهدى به نام میرزا صادق مجتهد تبریزى می توانیم جست وجو کنیم.

ارتباط میرزا صادق مجتهد تبریزی با ساکنین ایستا

سال 1274 ه.ق میرزا صادق مجتهد تبریزی در شهر تبریز دیده به جهان گشود او از فقیهان مشهور دوره مشروطیت و دارای آرای عجیب تجدد ستیزانه‌ای بود. از دیدگاه میرزا صادق، قانونگذار و مجری حکومت خداوند و پس از آن رسول و دروازده امام بعد از او هستند.

از سوی دیگر او نظام قانونگذاری جدید و عرفی را در قالب نظام مشروطیت غیرممکن می‌دانست و بر همین خاطر میرزا صادق از مخالفان سر سخت مشروطیت بود به صورتی که در سال 1292 شمسی با ارسال تلگراف به همراه برخی از علماء به محمد علی شاه خواستار لغو مشروطیت شد. و برخلاف علمای همچون شیخ فضل‌الله مشروطه مشروعه را نیز قبول نداشت.

اهالی روستای ایستا که همان فرقه اصل توقف یا انتظاریون و یا آخر الزمانی‌ها هستند در اراضی منطقه شرق طالقان در اطراف شهرستان ساوجبلاغ زندگی می‌کنند. این روستا که در کنار رودخانه شاهرود شکل گرفته است در بین اهالی طالقان به «ترک آباد»، «فانوس آباد»، «کوی منتظران» و «روستای ایستا» مشهور است.

سکنی در طالقان

از دلایلی که اهالی ایستا برای انتخاب روستای ایستا داشتند حدیث هایی است که از ظهور و یا حضور امام زمان در این خطه ، گرایش های مذهبی اهالی، آرامش و محیط زیست سالم و طبیعی و همین طور عدم انجام اصلاحات ارضی در آبادی‌های طالقان است.

حسین قلی‌ضیایی (پیر فعلی «اهل توقف»)در سال‌های جوانی بیش از انقلاب به منطقه طالقان رفت و آمد داشته و به قول خودش در جست‌جوی مردان طالقان مورد نظر روایات و احادیث اسلامی بود که از یاران نامدار حضرت مهدی (عج) به شمار می‌روند.

نامبرده وقتی نتوانست کسی را بیابد خودش زمین‌هایی را خرید و از سال 1369 هجری شمسی زندگی موعود گرایانه‌ای را در منطقه طالقان پی‌ریزی کرد و در همان سال پیروان این فرقه از تنکابن به طالقان مهاجرت کردند.

اعتقادات اهالی ایستا

اهالی روستای ایستا تأکید می‌کنند که سبب اصلی پرهیزشان از زندگی امروزی به جهت تشابه آن به زندگی کفار و بدعت بودن آنها است. برخی از عقاید آن ها شامل:

وسایل تقلیه امروزی جایز نیست

به زیارت امامان شیعه نمی‌روند زیرا استفاده از وسایل تقلیه امروزی را جایز نمی‌دانند. آنها خود را مستطیع نمی‌دانند و به حج نمی‌روند زیرا عزیمت به حج به آن شکلی که می‌خواهند برایشان موانعی همانند گذر از مرز را در پی دارد.

اوقات شرعی را خودشان تعیین می کنند!

اوقات شرعی نماز را با شاخصه‌های خود استخراج کرده و آغاز و پایان ماه مبارک رمضان را نیز با رؤیت خویش تعیین می‌کنند. به رؤیای صادقه معتقدند و در تأیید روش زندگی خود به خواب‌های معنوی استناد می‌کنند اهل توقف به شدت منتظر واقعه ظهور مهدی (عج) هستند و بر این نظر هستند که اکنون آخرالزمان است و آخرالزمان از دوره مشروطیت آغاز شده است ایمان در نگاه آنان از جنس تعهد است از همین منظر عقل را وظیفه‌ساز نمی‌دانند و وجود آن را فقط برای وظیفه شناسی ضروری می‌پندارند.

هیچ کس تاکنون زنان و دختران آنان را ندیده است

در اعیاد و سوگواریی‌ها نیز مراسم خاصی برگزار نمی‌کنند. هیچ کس تاکنون زنان و دختران آنان را ندیده است فرزندانشان پس از رسیدن به سن تکلیف متضاد هستند که با آنان زندگی کنند یا به شهر تبریز بازگردند.

اهل توقف در هیچ فعالیت سیاسی و اجتماعی شرکت نمی‌کنند و باورهای خود درا نیز تبلیغ نمی‌کنند. کم عیب‌ترین حکومت دوران غیبت کبری قاجاریه می‌پندارند بنابراین برخی از آنها تلاش می‌کنند نسب خود را به قاجاریه برسانند.

تزریق خون را به کسی که برای ادامه زندگی به آن نیازمند است به سبب بدعت روا نمی‌دانند و دلیل خود را بر این امر بی‌برکت بودن زندگی با این شیوه را عنوان می‌کنند.

یکی دیگر از معتقدات آنها در خصوص نقطه عطف رواج بی‌دینی می‌باشد. این فرقه،سقیفه بنی‌ساعده، جنبش مشروطه خواهی ایرانیان، انقلاب کبیر فرانسه را نقطه عطف رواج بی‌دینی و انحراف عقیدتی می‌پندارند.

برای خرید مایحتاج خود همانند، پارچه، میخ و مقدار بسیار کمی آهن و شیشه و مانند اینها به شهر طالقان می‌روند و خودشان آهنگری و نجاری دارند.

اگر کسی دارایی آنها تصرف کند با او درگیر نمی‌شوند

چندان مالکیتی برای اموالشان در میان خود نمی‌بینند و بر سر اموال با کسی نزاع نمی‌کنند و اگر کسی در دارایی آنها تصرف کند با او درگیر نمی‌شوند و از مال خود چشم‌پوشی می‌کنند.

در دهکده آنها کسانی را می‌توان سراغ گرفت که تنها 2 یا 3 بار به بیرون از محل سکونتشان رفته‌اند امرار معاش آنها از فروش املاک موروثی در شهر تبریز و فروش گاو و گوسفند صورت می‌گیرد.

اهل توقف افراد غیر از خود را «اهل بیرون» می‌نامند. در بخشی از اراضی آن روستا کشاورزی و دامپروری کاملاً سنتی انجام می‌پذیرد. پرورش گاو، گوسفند، طیور (مرغ و خروس) اسب و قاطر از دیگر فعالیت‌های آنان به شمار می‌رود.

برای تردد از اسب و قاطر استفاده می‌کنند دیده شده که چندین بار در تردد و انجام امور کشاورزی از اتومیل با بولدوزر، لودر و تراکتور استفاده کرده‌اند. در توجیه این رفتار می‌گویند که به ناچار و به جبر از صنعت و ابزار جدید استفاده می‌کنند.

فراوان از لبنیات استفاده می کنند

غذایشان محلی و طبیعی بوده و خوراکی که خاستگاه و چگونگی تولیدش معلوم نباشد مصرف نمی‌کنند و از تناول گندم و میوه‌هایی که با کود شیمیایی و سموم دفاع آفات نباتی به عمل آمده باشد به شدت پرهیز می‌کنند.

گوشت کم می‌خورند فراوان از لبنیات تولیدی خود استفاده می‌کنند از میهمانان خود با چای پذیرایی می‌کنند اما خود نمی‌نوشند.

پوشاک دستبافت خود را به تن می کنند

مردان در آنجا علاوه بر شلوار نخی یا پشمی دستباف پیراهن بلندی به تن می‌کنند که تا زانو را می‌پوشاند و اغلب کلاهی پشمینه به سر دارند.

جزء آمار جمعیتی ایران به شمار نمی‌روند

اهالی روستای ایستا شناسنامه ندارند و جزء آمار جمعیتی ایران به شمار نمی‌روند و از امکانات رفاهی جدید مانند آب لوله‌کشی، گاز، برق، تلفن، مطبوعات، رادیو و تلویزیون، بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و رایانه استفاده نمی‌کنند.

کودکان روستا برای علم آموزی به مدارس طالقان نمی‌روند بلکه به سبک سنتی و مکتب خانه‌ای با فراگیری دروس همانند و اجبات و محرمات فقهی، خوشنویسی و اصول عقاید با سواد می‌شوند.

ساعت ندارند

ساعت به هیچ شکل در محل زندگی اهل توقف وجود ندارد در معماری خانه‌های آنها سیمان و آهن به کار نرفته و درها همه چوبی هستند و دو زبان ترکی و فارسی سخن می‌گویند به مرزهای جغرافیایی بین کشورها و شهرها اعتقادی ندارند و جهان در ذهن آنها بدون مرز است. هیچ زنی را به محدوده روستای خود راه نمی‌دهند و از گفت‌وگو با زن‌ها غریبه به شدت پرهیز می‌کنند.

بیماران خود را به روش سنتی درمان می‌کنند و به پزشک مراجعه نمی‌کنند مگر اینکه مجبور شوند. هیچ گونه نزاع و جرمی از آنان تاکنون گزارش نشده است.

در مجموع 18 تا 20 جلد کتاب در روستای ایستا موجود است که رساله علمیه میرزاصادق مجتهد تبریزی و کتاب خطی سید حسین نجفی طباطبایی از آن جمله است.

دو نفر از کاربران اینستاگرام در سفر به روستای ایستا این روستا را اینگونه توصیف می کنند:

یکی از این افراد با نام جمشید از این روستا بازدید کرده و درباره مردم آن می گوید: به گفته بعضی ها اهالی ایستا مردمانی متول هستند که ثروتشان را از راه گنج یابی به دست آورده اند،اسب های میلیاردی دارند و با دولت دستشان در یک کاسه است . اما من قضاوتی نمی کنم زیرا با آنها کار می کنم، برایشان مصالح می برم یا محصولاتشان را در شهر می فروشم، در برخورد با اهالی این روستا آنها را مردمانی بی آزار دیدم که از کنجکاوی دیگران در زندگیشان بدشان می آیند.

امیر هم صحبت های جمشید را تایید می کند و می گوید: علت اینکه در روستای ایستا مردم چه کاری انجام می دهند و یا اینکه چرا تا به حال هیچکس زنان این روستا را ندیده است و یا چرا دور خودشان یک لایه حصار و یک لایه درخت و یک لایه دیوار کشیده اند مشخص نیست، حرف ها و شایعه های زیادی در مورد این روستا و مردمانش وجود دارد، عده ای می گویند در کار پرورش اسب های میلیاردی هستند و اسب ها را به کشور های عربی می فروشند بعضی از افراد نیز بر این باور هستند که مردم این روستا شب ها از دل زمین گنج پیدا می کنند و یا کار سیاسی انجام می دهند جالب اینجاست که این سناریو ها به گونه ای با جزئیات گفته می شود که تقریبا باور پذیر است!
اما من و عده ای از دوستانم به ایستا رفتیم و مردمانی ساده و بی آلایش را دیدیم که در یک لحظه تمام آن حرف ها فراموشمان شد، مردمانی چشم پاک که حتی یک لحظه هم به خانم هایی که همراه ما بودند نگاه نکردند. از نگاه شخص من علت آن همه مخفی کاری و انزوا تنها غیرت و تعصب قبیله ای کوچ کرده از مردمان ترک زبان کشورمان است که از شهر و تکنولوژی دور افتاده اند.

20103

کد مطلب: 661713

وب گردی

وب گردی