امید، خودِ مبارزه است / گفت‌وگوی تفصیلی با نیکو روستایی، کارگردان فیلم کوتاه «نُواصل»

فیلم کوتاه «نُواصل» به تهیه‌کنندگی متین عمیدی، کارگردانی نیکو روستایی و تولید باشگاه فیلم مهر، روایتی است از انتخاب آگاهانه «ادامه دادن» در دل بحرانی فراگیر. این فیلم در بستر رخدادهای موسوم به «طوفان الاقصی» شکل گرفته، اما به‌جای تمرکز بر تصاویر کلان جنگ، به زیست روزمره یک خانواده شهید خبرنگار می‌پردازد.

به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از اصفهان، روستایی در این گفت‌وگوی تفصیلی با خبرنگار ایسکانیوز از تعریف خود از امید، از چرایی تبدیل شدن غزه به دغدغه شخصی‌اش، از چالش‌های پیوند دادن مقاومت ایدئولوژیک با زندگی خانوادگی و از فرم و لحن بصری اثر سخن می‌گوید.

امید در «نُواصل»؛ انتخابی آگاهانه و کنشی فعال

نیکو روستایی در پاسخ به پرسش درباره تعریف «امید» در فیلم «نُواصل» تأکید می‌کند که این امید نه یک حالت روانی منفعل، بلکه یک کنش فعالانه و حتی سخت‌ترین شکل مبارزه است.

او توضیح می‌دهد که پیش از ورود به مرحله نگارش فیلمنامه، مدت‌ها اخبار غزه، مستندها و تصاویر منتشرشده از آن منطقه را دنبال می‌کرده است: «همیشه سعی می‌کنم درباره موضوعاتی که برایم مهم هستند، شخصاً تحقیق کنم. نمی‌خواهم صرفاً بر اساس احساس یا روایت‌های سطحی تصمیم بگیرم. درباره غزه هم همین کار را کردم؛ اخبار، فیلم‌ها و مستندهایی که از آنجا بیرون می‌آمد را دنبال می‌کردم.»

به گفته او، در میان حجم عظیم تصاویر و اخبار تلخ، آنچه بیش از همه توجهش را جلب کرده، «توان مقاومت» مردم بوده است: «در تمام آن سختی‌ها، در روزهای طاقت‌فرسا، در میان جنایت‌هایی که از چشم هیچ انسان حقیقت‌بینی دور نمی‌ماند، چیزی که عمیقاً من را تکان داد، این بود که مردم چطور وسط این جهنم، راهی برای زندگی کردن پیدا می‌کنند و با ساده‌ترین داشته‌ها می‌خواهند زندگی‌شان را ادامه بدهند.»

روستایی تأکید می‌کند که همین استمرار، معنای امید را می‌سازد: «امید در این فیلم یک انتظار منفعلانه برای بهتر شدن شرایط نیست. امید، ابزار مبارزه است. خودِ ادامه دادن، خودِ ایستادن، خودش یک کنش است. شاید حتی سخت‌ترین مبارزه ممکن همین باشد؛ اینکه زیر فشار حداکثری، از پا نیفتی.»

او به گفت‌وگویی اشاره می‌کند که برایش تعیین‌کننده بوده است: «با فردی صحبت می‌کردم که اتفاقاً خودش را طرفدار مردم غزه می‌دانست، اما خیلی راحت گفت مردم غزه هیچ کاری نمی‌کنند و منفعل‌اند. این حرف برایم سنگین بود. برایش توضیح دادم این مردم در سخت‌ترین شرایط، حتی بدون آب و غذا، زیر موشک و پهپاد ادامه می‌دهند. ما چقدر می‌توانیم در چنین وضعیتی دوام بیاوریم؟ حتی اگر یک روز روزه بگیریم، با اینکه می‌دانیم افطاری هست، ممکن است مستأصل شویم. اما آن‌ها بدون هیچ تضمینی برای فردا، ادامه می‌دهند.»

از نگاه او، این استمرار نه‌تنها انفعال نیست، بلکه قهرمانانه‌ترین شکل کنش است: «ابزار مبارزه‌شان همین استقامت است. این‌ها کاملاً قهرمان فعال‌اند. قهرمانی که اسلحه‌اش امید است.»

او نمونه‌هایی از زیست روزمره در دل بحران را یادآور می‌شود؛ برگزاری ماه رمضان با کمترین امکانات، جشن گرفتن با داشته‌های اندک، بیرون کشیدن وسایل از خانه‌های ویران‌شده برای بازگشت دوباره به همان خانه‌ها و حتی خواندن قرآن بر ویرانه‌ها: «دشمن با تمام توان سعی دارد آن‌ها را از پا دربیاورد، اما آن‌ها برای رمضان جشن می‌گیرند. از زیر آوار، وسایل‌شان را بیرون می‌آورند تا دوباره در همان خانه زندگی کنند. این سطح از مقاومت، نشان‌دهنده ایمان و اراده‌ای است که واقعاً بزرگ است. لازم نیست کسی حتماً مسلمان باشد تا عظمت این رفتار را درک کند.»

غزه؛ از یک دغدغه شخصی تا تولد یک روایت

روستایی تأکید می‌کند که مهم‌ترین معیارش برای ساخت فیلم، دغدغه شخصی است: «سال‌هاست در فضای فیلم‌سازی هستم، اما همیشه برایم مهم بوده که سوژه، دغدغه خودم باشد. اگر مسئله‌ای درونی‌ام نباشد، نمی‌توانم درباره‌اش فیلم بسازم.»

او می‌گوید غزه به‌تدریج برایش به یک دغدغه جدی تبدیل شده است: «فارغ از درد و رنجی که آنجا هست، یک چیز فراتر می‌دیدم؛ یک شور عجیب. همیشه با خودم فکر می‌کردم اگر من وسط چنین شرایطی باشم، چقدر می‌توانم پای اعتقاداتم بمانم؟»

تصاویر خاصی در ذهن او حک شده‌اند؛ از جمله کودکی که هنگام پانسمان دست زخمی‌اش، با وجود درد، قرآن می‌خواند: «این صحنه‌ها برایم عجیب بودند. درد می‌کشد، اما در همان حال، قرآن می‌خواند. این ترکیبِ رنج و ایمان، برایم سؤال‌برانگیز و تکان‌دهنده بود.»

او می‌گوید هر فیلمنامه‌ای که می‌خواسته بنویسد، ناخودآگاه به غزه می‌رسیده است: «حتی تصویر زنی که جلوی آینه ایستاده، مدت‌ها در ذهنم بود. انگار این فضا مدام در ذهنم تکرار می‌شد. بالاخره نشستم و نوشتمش و شد “نُواصل”.»

روایت خانواده شهید خبرنگار؛ مقاومت در مقیاس خانه

فیلم «نُواصل» بر خانواده یک شهید خبرنگار تمرکز دارد؛ خبرنگاری که در جریان جنگ به شهادت رسیده است. روستایی با اشاره به هدف قرار گرفتن خبرنگاران در غزه می‌گوید: «برای اینکه خبر جنایت‌ها به بیرون درز نکند، خبرنگاران ترور می‌شدند. ما در خبرها می‌شنویم یک خبرنگار شهید شد، اما کمتر کسی سراغ بازمانده‌هایش می‌رود؛ اینکه آن‌ها چگونه ادامه می‌دهند.»

وی هدف خود را تصویر کردن همین بخش نادیده می‌داند: «می‌خواستم آن قسمت مغفول را نشان بدهم؛ زندگی‌ای که بعد از شهادت ادامه پیدا می‌کند.»

چالش اصلی برای او، پیوند دادن مقاومت ایدئولوژیک با تنش‌های واقعی و روزمره یک خانواده بوده است: «این خانواده هم خانه‌شان را از دست داده‌اند و هم یکی از اعضای اصلی‌شان را. مادر خانواده با تمام غمش باید بایستد. باید هم با سوگش کنار بیاید و هم راه همسرش را ادامه بدهد. اینجا مقاومت دیگر یک شعار نیست؛ یک انتخاب روزمره است.»

در روایت فیلم، مخاطب با جنگ بیرونی و جنگ درونی هم‌زمان روبه‌روست. داستان از طریق صداهای ذهنی زن پیش می‌رود؛ زنی که درگیر کشمکش درونی است: «او شاید پیش‌تر خیلی همراه همسر خبرنگارش نبوده، چون می‌دانسته خبرنگاران را هدف قرار می‌دهند و نگران بوده. اما بعد از شهادت همسرش، به نقطه‌ای از آگاهی می‌رسد که تصمیم می‌گیرد خودش راه او را ادامه بدهد.»

از نگاه روستایی، این لحظه تصمیم، نقطه اوج معنایی فیلم است: «انگار زن به این آگاهی می‌رسد که مقاومت در همین ادامه دادن معنا می‌شود. اینکه راه متوقف نشود.»

Negar_۲۰۲۵۰۵۳۱_۱۳۴۷۱۰-1-.png

لحن بصری؛ فاصله، سکون و تماشای زندگی

روستایی درباره شکل‌گیری لحن بصری فیلم توضیح می‌دهد که آگاهانه از اغراق و نزدیک شدن بیش از حد به کاراکترها پرهیز کرده است: «نمی‌خواستم خیلی به این خانواده نزدیک شوم. در دکوپاژ هم در بیشتر پلان‌ها فاصله‌ام را با کاراکترها حفظ کردم. این فاصله کمک می‌کرد مخاطب شاهد باشد، نه اینکه احساس کند دوربین در حال تحمیل احساس است.»

او می‌گوید هدفش تمرکز بر روزمرگی بوده، نه تصویر کلان جنگ: «معمولاً غزه را در یک بیگ‌پیکچر می‌بینیم؛ ساختمان‌هایی که بمب می‌خورند، آمار شهدا و تخریب‌ها. اما کمتر کسی سراغ زندگی روزمره رفته است. من می‌خواستم مخاطب یک قصه ساده روزمره را ببیند؛ بازگشت به خانه، کنار آمدن با ویرانی، تلاش برای ساختن دوباره.»

در عین سادگی، فیلم حامل تعلیق و بحران است؛ بحرانی که نه در انفجارها، بلکه در سکوت خانه و ذهن زن جریان دارد. روستایی در پایان تأکید می‌کند که قهرمان فیلمش در دل همان ویرانی، حیات را کشف می‌کند: «در دل تمام آن سختی‌ها، یک حیات دیده می‌شود. زن می‌فهمد راز ادامه دادن‌شان همان حیات است. الحیات هذه قضیتنا… انگار زندگی خودش تبدیل به مسئله و آرمان می‌شود.»

به گزارش ایسکانیوز، فیلم کوتاه «نُواصل» تلاشی است برای بازتعریف مقاومت؛ مقاومتی که نه در شعار، بلکه در ادامه دادن روزمره معنا پیدا می‌کند. در جهان روستایی، امید نه یک احساس رمانتیک، بلکه تصمیمی آگاهانه برای زیستن است؛ حتی در میانه ویرانی.

خبرنگار: رامین ابویی

انتهای پیام/

کد مطلب: 1297268

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =