الموت را باید نه صرفاً یک منطقه جغرافیایی، که یک «چشمانداز تمدنی» دانست؛ جایی که طبیعت و تاریخ در هم تنیدهاند و هر پیچ جاده، پردهای تازه از کوه، صخره، رود و روایت را کنار میزند. اینجا سرزمین قلعهها و درههای عمیق است؛ سرزمین مهی که صبحگاهان بر شانه کوه مینشیند و عصرگاهان آرام آرام در سکوت درهها حل میشود. با این همه، الموت با وجود ظرفیتهای کمنظیر طبیعی و تاریخی، همچنان از ضعف زیرساختهای گردشگری رنج میبرد؛ ضعفی که میان «زیبایی بالقوه» و «تجربه بالفعل» فاصلهای معنادار ایجاد کرده است.
در ارتفاعات این منطقه، قلعه الموت بر فراز صخرهای سترگ ایستاده؛ بنایی که در قرنهای میانه، مرکز قدرت اسماعیلیان بود و نامش در تاریخ سیاسی ایران و جهان اسلام ثبت شده است. این قلعه، بهتنهایی میتواند یکی از برندهای اصلی گردشگری تاریخی ایران باشد. اما مسیر دسترسی دشوار، کمبود امکانات رفاهی در اطراف سایت، نبود مرکز تفسیر تاریخی و روایتگری حرفهای، تجربه بازدید را محدود و گاه فرساینده میکند.
در کنار این میراث تاریخی، طبیعت الموت با دریاچهها، باغها و رودخانههایش چشماندازی کمنظیر ساخته است. دریاچه اوان همچون آینهای در میان کوهها، یکی از زیباترین جلوههای طبیعی استان است؛ مقصدی که میتواند قطب اکوتوریسم در شمالغرب کشور باشد. با این حال، توسعه نامتوازن، نبود اقامتگاههای استاندارد، ضعف در مدیریت پسماند و کمبود خدمات گردشگری حرفهای، ظرفیت این دریاچه را به تجربهای کوتاه و گذرا تقلیل داده است.
الموت در اصل یک «زیستبوم گردشگری» است، نه یک جاذبه منفرد. ترکیب کوهنوردی، طبیعتگردی، گردشگری تاریخی، بومگردی روستایی و حتی گردشگری کشاورزیبا محوریت باغهای گیلاس و فندقمیتواند زنجیرهای کامل از تجربه گردشگری بسازد. اما در نبود یک طرح جامع توسعه، هر بخش بهصورت پراکنده و گاه بدون هماهنگی رشد کرده است. نتیجه آنکه منطقه، بهجای آنکه مقصدی چندروزه باشد، اغلب به سفر یکروزه تبدیل میشود؛ سفری که سهم اقتصادی محدودی برای جامعه محلی ایجاد میکند.
از منظر زیرساخت، چالشها روشناند: جادههای پرپیچ و بعضاً ناایمن، کمبود اقامتگاههای استاندارد، ضعف پوشش مخابراتی در برخی نقاط و نبود مراکز اطلاعرسانی گردشگری. این کاستیها نهتنها بر رضایت گردشگر اثر میگذارد، بلکه سرمایهگذاران خصوصی را نیز محتاط میکند. توسعه گردشگری بدون زیرساخت پایدار، همچون ساختن بنایی بر زمین سست است.
در تجربههای جهانی، مناطق کوهستانی موفق از آلپ اروپا تا نواحی کوهستانی ترکیه با ترکیب سرمایهگذاری زیرساختی، حفاظت محیطزیست و مشارکت جامعه محلی توانستهاند تعادل میان جذب گردشگر و حفظ طبیعت را برقرار کنند. در این مدلها، مسیرهای پیادهروی استاندارد، اقامتگاههای سازگار با محیط، آموزش راهنمایان محلی و مدیریت هوشمند پسماند، بخش جداییناپذیر توسعهاند. الموت نیز میتواند با الگوبرداری هوشمندانه، از یک مقصد فصلی به یک مقصد پایدار و چهارفصل تبدیل شود.
نکته کلیدی، نگاه به گردشگری بهعنوان «صنعت تجربه» است. گردشگر امروز، تنها به دیدن طبیعت بسنده نمیکند؛ او بهدنبال روایت، تعامل و معناست. در الموت، میتوان تورهای روایتمحور درباره تاریخ اسماعیلیان، کارگاههای آموزش کشاورزی سنتی، جشنوارههای محلی و برنامههای طبیعتدرمانی طراحی کرد. چنین رویکردی، مدت اقامت را افزایش میدهد و ارزش افزوده بیشتری ایجاد میکند.
با این حال، توسعه شتابزده و بدون برنامه نیز میتواند تهدیدی جدی باشد. ظرفیت اکولوژیک منطقه محدود است و هرگونه ساختوساز بیضابطه، تعادل زیستمحیطی را بر هم میزند. بنابراین، راهحل در «توسعه پایدار» نهفته است؛ توسعهای که میان حفاظت از طبیعت و بهرهبرداری اقتصادی توازن برقرار کند.
الموت امروز در نقطهای حساس ایستاده است. از یک سو، افزایش توجه گردشگران داخلی و شبکههای اجتماعی، نام آن را بیش از گذشته مطرح کرده؛ از سوی دیگر، نبود برنامهریزی جامع، خطر فرسایش طبیعی و از دست رفتن فرصت اقتصادی را در پی دارد. اگر زیرساختهای حملونقل، اقامت، خدمات و مدیریت محیطزیست بهصورت هماهنگ ارتقا یابد، الموت میتواند به یکی از برندهای اصلی گردشگری طبیعی ایران تبدیل شود.
بهشت بودن، برای یک سرزمین کافی نیست؛ باید راه رسیدن به آن هموار، اقامت در آن دلپذیر و روایت آن شنیدنی باشد. الموت همه عناصر یک مقصد ممتاز را دارد، اما هنوز در انتظار زیرساختی است که زیباییاش را به تجربهای ماندگار بدل کند. آینده این منطقه، نه در مه صبحگاهی کوهها، که در کیفیت تصمیمهای امروز رقم خواهد خورد.
انتهای یادداشت./
نظر شما