رد خون دانشگاه

کوشا ساسانیان*

گروه دانشگاه ایسکانیوز- ۹ ماه گذشت. معادل ۲۵۶ روز. از بامداد بیست‌سوم خرداد ۱۴۰۴ صحبت میکنم. یقینا تمام شما که این یادداشت را می‌خوانید؛ آن سپیده‌دم نحس را به‌خاطر دارید. برخی خیلی دقیق‌تر و جزئی‌تر یادشان هست؛ چون اصلا با صدای انفجار از خواب پریدند. واحد چند طبقه بالاترشان، یا ساختمان بغلی‌شان یا چند کوچه و خیابان آن‌ورتر مورد اصابت قرار گرفته بود. صدای گریه‌های مادری که کودک خردسالش در شهرک شهید چمران زیر آوار مانده بود؛ هرگز از ذهنم پاک نمی‌شود.

همه در هول و ولا بودیم. منتظر خبر تا ببینیم چه شده. رژیم غاصب صهیونیستی به خاکمان حمله کرده بود. با اهداف اولیه مشخص و قصد ترور تنی‌چند از برترین دانشمندان و فرماندهان نظامی کشور. و ایجاد رعب و وحشت در دل مردم. کشورمان بعد از ۳۷ سال از پایان جنگ تحمیلی، دوباره وارد جنگ شده بود.

سفاک‌ترین و رذل‌ترین موجودات عالم به خاکمان تجاوز کرده بودند. قصدشان نابود کردن ایران بود؛ چگونه؟ با از میان برداشتن کسانی که تمام زندگیشان را صرف آبادی میهن اسلامی‌مان کرده بودند. فرماندهان نظامی که نام کشورمان به عنوان یک قدرت نظامی طنین‌انداز کرده بودند و اساتید دانشگاه که عمرشان را صرف تعلیم و تربیت دانشجویان و توسعه کشور کرده بودند.

امروز و بعد از فتنه تروریست‌ها در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه؛ مجدد دانشگاه‌ها هدف حمله دشمن قرار گرفته‌اند.

آنها این‌بار به وسیله‌ی عده‌ای دانشجونما به تمام نمادهای ملی و مذهبی ما یورش برده‌اند. به پرچم مقدسمان هتک حرمت می‌کنند؛ هنگام اذان هلهله می‌کنند تا مانع صدای اذان شوند و عکس اساتیدشان، همان‌ها که ۹ ماه پیش به دست صهیونیست‌ها به شهادت رسیدند را پاره می‌کنند.

اگر خط جریان‌آشوب را دنبال کنیم نکته جالبی را متوجه می یابیم. دانشگاه محل تعلیم و تربیت است. محل یادگیری است. نهاد پیشرفت ایران است. دانشجوهای امروز، دانشمندان فردایند که قرار است ایران اسلامی را به قله برسانند.

بدیهی است که دشمنان قسم خورده این خاک هر تلاشی می‌کنند تا این اتفاق میسر نشود. گاه با ترور اساتید و گاه با آشوب درست کردن در دانشگاه‌ها و حتی تبدیل کردن دانشگاه به محل درگیری‌های بسیار شدید؛ تا جایی که کار به استفاده از سلاح سرد می‌رسد. احتمالا شما هم یاد اتفاق دیروز دانشگاه شریف افتادید که یک‌دانشجونما قصد داشت با چاقو به جان بقیه بیفتد. فرض کنید دیروز یک‌نفر با آن‌سلاح‌ به شهادت میرسید. چه میشد؟ همان‌ها که سلاح را دست این دانشجوی ناآگاه دادند؛ خوشحال از خون ریخته شده بساط کاسبی‌شان را به راه می‌کردند.

شغلشان همین‌است؛ کاسب خونند.‌ آن‌وقت کار آنقدر بالا می‌گرفت که احتمالا وزارت علوم برای حفظ امنیت دانشجوها،‌ دانشگاه را مجازی می‌کرد. تمام شد. این دقیقا همان اتفاقی است که دشمنان قسم خورده ایران اسلامی به دنبال آنند. به تعطیلی کشاندن دانشگاه‌ها و مختل کردن آموزش‌. این یکی از مهمترین نقشه‌های آنها برای ایجاد ناکارآمدی در کشور است.

البته که دانشجویان وطن دوست ایرانی در این چند روز جانانه از سنگر دانشگاه دفاع کردند و دشمن را نقره‌داغ کردند. درستش هم همین است. باید تا پای جان از ایران اسلامی دفاع کرد. هزینه‌اش هر چه که میخواهد باشد؛ دفاع از میهن تمام نام و افتخار است.

انتهای پیام/

خبرنگار*

کد مطلب: 1297873

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =