سال ۴۰۴، با کولهباری از خاطرات تلخ و اتفاقات ناگوار، به آخرین نفسهای خود نزدیک میشود.
رگبار حوادث، چنان بیرحمانه بر پیکرِ میهنمان بارید که قلبها را به درد آورد و اشکها را بر گونهها جاری کرد.
شاهد تلخی جنگ بودیم و خبر پرپر شدن کودکان و جوانان وطن، زخم عمیقی است که تا ابد روی دل ما سنگینی میکند.
گویی سایهی سنگین نحسی، بر تمام روزهایمان کشیده شده است. اما، انسان، موجود شگفتانگیزی است که حتی در دل تاریکترین شبها، جستوجوگرِ نور است.
و ما با تمام خستگی و اندوه، نگاه به افقِ فردایی داریم که نویدبخش آغاز است. پایان این سال سخت، فرصتی است تا نفس عمیقی بکشیم و قلبهایمان را برای سال پیش رو آماده کنیم.
سال آینده، برای ما معنایی فراتر از یک چرخهی زمانی دارد؛ این سال، با خود امید ظهور دارد؛ امید عدالت، امید روشنایی و امید پایان تمام سختیها.
با تکیه بر این امید مقدس، جام تلخ گذشته را سر میکشیم و به استقبال طلوعی میرویم که نویدبخش ظهور منجی است.
انشاءالله سال آینده، سال پیروزی حق بر باطل، سال آرامش و عدالت برای همهی ما باشد.
کیمیا سکوت*
انتهای یادداشت/
نظر شما