تاریخ زیر آتش؛ تهدید جدی بناهای کهن ایران در سایه تنش‌های نظامی

مهدیه بتویی*

جنگ که می‌آید، فقط خانه‌ها و خیابان‌ها را با خود نمی‌برد؛ ردی از اندوه بر پیشانی تاریخ می‌گذارد. در میان دود و آتش، آنچه بی‌صدا فرو می‌ریزد، خاطره‌ی مشترک انسان‌هاست؛ همان که در دل بناهای کهن ایران نفس می‌کشد، ایران سرزمینی است با هزاران سال روایت ناگفته و تنها یک مرز جغرافیایی نیست روایتی زنده از رنج‌ها، عشق‌ها و زیستن‌های بی‌شمار انسان‌هایی است که پیش از ما آمده‌اند و رفته‌اند. هر آجر از بناهای تاریخی این سرزمین، واژه‌ای از کتاب بزرگ انسانیت است؛ کتابی که با هیچ زبانی دوباره نوشته نمی‌شود.

حملات نظامی و تنش‌های سیاسی، وقتی به این آثار می‌رسند، چیزی فراتر از سنگ و خاک را هدف می‌گیرند. آن‌ها به حافظه‌ای شلیک می‌کنند که متعلق به همه‌ی جهان است. زخمی که بر پیکره‌ی این آثار می‌نشیند، زخمی بر روح تاریخ است؛ زخمی که نه مرهم دارد، نه جبران. در این میان، سکوت جهان، سنگین‌تر از صدای انفجارهاست. گویی تاریخ، بی‌پناه‌تر از همیشه، زیر آوار بی‌تفاوتی‌ها مانده است. شاید وقت آن رسیده که جهان، پیش از آنکه دیر شود، به یاد بیاورد که میراث فرهنگی، فقط متعلق به یک ملت نیست؛ این‌ها روایت‌های مشترک انسان‌اند. اگر این صداها خاموش شوند، بخشی از ما برای همیشه خاموش خواهد شد.

در شرایطی که تنش‌های نظامی و درگیری‌های منطقه‌ای بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته‌اند، موضوع حفاظت از میراث فرهنگی و تاریخی به‌عنوان یکی از ارکان هویت ملی و جهانی، اهمیت دوچندانی یافته است. ایران، به‌عنوان یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان، دارای مجموعه‌ای ارزشمند از آثار تاریخی است که نه‌تنها بیانگر هویت ملی این سرزمین، بلکه نمایانگر بخشی از تاریخ و فرهنگ بشری به‌شمار می‌روند. این آثار، سرمایه‌هایی غیرقابل جایگزین هستند که حفاظت از آن‌ها، وظیفه‌ای فراتر از مرزهای جغرافیایی محسوب می‌شود.

آسیب به این بناها می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به همراه داشته باشد و به تضعیف جایگاه میراث فرهنگی در معادلات جهانی منجر شود.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده برخی از مهم‌ترین بناهای تاریخی کشور از جمله قلعه فلک‌الافلاک، کاخ گلستان و سی‌وسه‌پل و کاخ چهل‌ستون در جریان تنش‌ها و حملات اخیر، با آسیب‌هایی مواجه شده‌اند؛ موضوعی که نگرانی‌ها درباره وضعیت میراث فرهنگی ایران را به‌طور جدی افزایش داده است.

ایران، سرزمینی است که تنها قدمتش چندین برابر پیدایش سرزمین تازه به دوران رسیده‌ی آمریکا بوده و پیشینه معتبرش مانند رژیم غاصب صهیونیست که آوارگی و دربه‌دری کابوس همیشگیشان است و هیچ مشروعیتی ندارند نیست بدیهی است که درکی از تاریخ و بناهای تاریخی نداشته باشند بنابراین نقش نهادهای بین‌المللی است که در صیانت از این آثار بکوشد، همچنین تقویت سازوکارهای نظارتی، اجرای دقیق کنوانسیون‌های بین‌المللی و افزایش همکاری‌های فرهنگی میان کشورها، از جمله اقداماتی است که می‌تواند در کاهش آسیب‌ها مؤثر واقع شود.

توسعه‌ی زیرساخت‌های حفاظتی، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین برای مستندسازی و حفاظت از آثار، و ارتقای سطح آگاهی عمومی، از دیگر راهکارهای مهم در این زمینه به شمار می‌روند.

جامعه جهانی نباید در برابر این تهدیدها سکوت کند؛ حفاظت از میراث فرهنگی در شرایط بحران، نیازمند عزم جدی در سطح ملی و بین‌المللی است؛ چرا که این آثار، نه‌تنها گذشته‌ی ما، بلکه چراغ راه آینده‌ی بشریت هستند. اگر امروز از میراث ایران محافظت نشود، فردا بخشی از تاریخ بشر برای همیشه از حافظه جهان پاک خواهد شد.

فعال رسانه‌ای*

انتهای یادداشت./

کد مطلب: 1300918

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha