در گذرِ پر فراز و نشیبِ تاریخِ ایران، همواره نیروهایی در کمینِ فرصت بودهاند تا با نقابِ دوستی و وطنپرستی، ضرباتِ مهلکِ خود را بر پیکرِ این سرزمین وارد سازند. اما در میانِ تمامِ تهدیدها، پدیدهی «دشمن داخلی» همواره پیچیدهترین و خطرناکترینِ آنها بوده است؛ عناصری که با ظاهری فریبنده و گاه با سوءاستفاده از مقدسات، در بطنِ جامعه رخنه کرده و با خیانتهایِ خود، بنیانهایِ اقتدار و انسجامِ ملی را هدف قرار میدهند. این گزارش، به واکاویِ ابعادِ این پدیدهی شوم و ضرورتِ هوشیاریِ عمومی در برابرِ آن میپردازد.
ماهیتِ فریبندهیِ دشمنِ داخلی
برخلافِ دشمنِ خارجی که چهرهیِ آشکار و خصمانهیِ خود را پنهان نمیکند، «دشمن داخلی» با زیرکی و با استفاده از ابزارهایِ فریبنده، خود را در میانِ مردم جای میدهد. این افراد، گاه با شعارهایِ پرطمطراقِ انقلابی یا دینی، گاه با ادعایِ دلسوزی برایِ مردم و گاه با تکیه بر مناصبِ ظاهری، اعتمادِ عمومی را جلب کرده و سپس در بزنگاههایِ حساس، خنجرِ خیانت را از پشت فرو میکنند. اینان، با ایجادِ شکاف و اختلاف در جامعه، تضعیفِ روحیه ملی، انتشارِ اخبارِ کذب و دامن زدن به شایعات، سعی در برهم زدنِ نظمِ عمومی و تحققِ اهدافِ شومِ خود دارند. ابزارِ کارِ آنها، «نفوذ» است؛ نفوذ در افکارِ عمومی، نفوذ در دستگاههایِ مدیریتی و حتی نفوذ در لایههایِ تصمیمگیری.
ریشهها و انگیزههایِ شوم
انگیزههایِ شکلگیریِ چنین عناصری، میتواند متعدد و غالباً چندوجهی باشد. برخی، از سرِ عقدههایِ شخصی، ناکامیهایِ فردی و حسادت به موفقیتِ دیگران، دست به تخریبِ نظام و هم وطنانِ خود میزنند. عدهای دیگر، در دامِ تبلیغاتِ پرحجمِ دشمنانِ خارجی گرفتار شده و با وعدهیِ پول، قدرت یا جایگاه، حاضر به فروشِ آرمانها و وطنِ خود میشوند. اما شاید خطرناکترینِ این عناصر، کسانی باشند که با «تقدسمآبی» و سوءاستفاده از مفاهیمِ دینی، سعی در فریبِ مردم و انحرافِ مسیرِ انقلاب دارند. اینان، که غالباً خود را «خواص» یا «منتخبینِ الهی» جا میزنند، با ایجادِ شبهه در باورهایِ دینیِ مردم و با وارونه جلوه دادنِ حقایق، ضرباتِ جبرانناپذیری به اعتبارِ دین و انقلاب وارد میکنند. این «دینفروشانِ خودفروخته»، بیش از هر دشمنِ دیگری، اعتبارِ نظامِ اسلامی را در معرضِ خطر قرار میدهند، چرا که با لباسِ دین، اعتمادِ مردم را خدشهدار میکنند و به دشمنانِ خارجی این بهانه را میدهند که دین را عاملِ عقبماندگی و فساد معرفی کنند.
پیامدهایِ فعالیتِ دشمنانِ داخلی، به مراتب ویرانگرتر از اقداماتِ دشمنانِ خارجی است. چرا که اینان، با آگاهی از نقاطِ ضعف و قوتِ داخلی، میتوانند ضرباتِ کاریتری وارد کنند. فسادِ اقتصادیِ گسترده، که غالباً ریشه در اقداماتِ همین عناصرِ نفوذی دارد، سرمایههایِ ملی را به یغما برده و کمرِ تولید و اشتغال را میشکند. ایجادِ تفرقه و دو دستگی میانِ صفوفِ ملت، مانع از انسجامِ ملی و پیشرفتِ همهجانبه میشود. تضعیفِ روحیه و امید در جامعه، ناامیدی را گسترش داده و بستر را برایِ سوءاستفادهیِ بیگانگان فراهم میسازد. در واقع، دشمنِ داخلی، با سست کردنِ پایههایِ نظام از درون، راه را برایِ هجومِ دشمنِ خارجی هموار میکند.
«دشمن داخلی»، چه با انگیزههایِ شخصی و چه با پیروی از مکاتبِ بیگانه، همواره خنجری زهرآگین بر تنِ انقلاب بوده است. اما ملتِ بزرگِ ایران، که بارها امتحانِ خود را در دفاع از آرمانها و وطنش پس داده است، با بصیرت، اتحاد و هوشیاریِ همگانی، قادر خواهد بود تا سایهیِ شومِ این خیانتها را از سرِ خود کم کرده و مسیرِ پیشرفت و سربلندی را با صلابتِ بیشتر ادامه دهد.
فائزه صداقتنژاد فعال رسانه*
انتهای یادداشت/
نظر شما