گروه دانشگاه ایسکانیوز- در فضای خفقانآور ژئوپلیتیک امروز، جایی که مرز بین دیپلماسی و درگیری نظامی هر روز باریکتر میشود، نگاه نخبگان آمریکایی به آیندهای که پیش رو دارند، رنگی از یأس و هشدار دارد. گزارشهای منتشر شده توسط ۱۲ اندیشکده برجسته آمریکا، نه تنها تصویری روشن از یک «پیروزی سریع» ارائه نمیدهند، بلکه پرده از سناریویی تلخ برمیدارند که در آن ایالات متحده، همچون سایهای سنگین، در باتلاقی فرسایشی گرفتار خواهد شد. اما داستان فقط محدود به محاسبات داخلی واشنگتن نیست؛ دیوارهای متحدان سنتی آمریکا نیز در حال فرو ریختن است.
آمارِ ترسناک؛ ۷۵ درصد بدبینی
نتایج حاصل از فراتحلیل این مراکز، عددی شوکهکننده را نمایان میکند: ۷۵ درصد از نخبگان راهبردی آمریکا، آینده درگیری احتمالی علیه ایران را نه یک عملیات دقیق و کوتاه، بلکه یک کابوس طولانی، پرهزینه و فاقد استراتژی خروج موفق پیشبینی کردهاند. این بدبینی، یک پدیده جزئی نیست؛ بلکه جریان اصلی فکری در واشنگتن است. پیامدهای چنین جنگی، فراتر از تلفات انسانی، شامل بیثباتی مزمن در تنگه هرمز و شوکهای اقتصادی ویرانگر برای بازارهای جهانی خواهد بود.
شکاف در اردوگاه قدرت؛ حتی حامیان سختگیری هم تردید دارند
جالبتر از همه، پراکندگی این بدبینی در طیفهای مختلف سیاسی است. اگرچه انتظار میرفت در اردوگاههای همسو با ترامپ و سیاستهای فشار حداکثری، امید به یک «ضربه نهایی» بیشتر باشد، اما حقیقت متفاوت است:
در طیف راستگرا: حتی در میان نهادهایی مانند بنیاد هریتیج، نیمی از صداها نیز نسبت به موفقیت قطعی جنگ تردید دارند.
در طیف چپگرا و سنتی: تصاویر تیرهتر است. موسساتی نظیر CSIS، CFR، بروکینگز و کاتو، هیچگونه سناریوی خوشبینانهای را برای آمریکا تصور نمیکنند. سهم «امید» در محاسبات این گروه، عملاً صفر است.
این یافته نشان میدهد که وقتی از هیاهوی تبلیغاتی فاصله گرفته و به محاسبات سرد و استراتژیک میرسیم، توهم «پیروزی قاطع» فرو میریزد.
فاجعه دیپلماتیک؛ ناتوانی ترامپ در بسیج متحدان
اما شاید دردناکترین بخش این تحلیل، واکنش واقعی رهبران جهان به سیگنالهای جنگی واشنگتن باشد. عصبانیت و استیصال دونالد ترامپ از دست شرکای اروپایی، به ویژه فرانسه و لهستان، پرده از یک حقیقت تلخ برمیدارد: ایالات متحده در آستانه جنگ، تنها مانده است.
شکاف با فرانسه: رئیسجمهور آمریکا پس از انتشار انتقادی تند علیه انگلیس، بلافاصله علیه فرانسه موضع گرفت. او نوشت که فرانسه اجازه عبور هواپیماهای حامل تجهیزات نظامی به سمت اسرائیل را از حریم هوایی خود نداده و در مورد رهبر ایران (که ادعا میشود با موفقیت از بین رفته) همکاری نکرده است. این رفتار، نشانهای از انزوای کامل آمریکا در ائتلاف غربی است.
نه گفتن لهستان: حتی لهستان، که معمولاً صدای بلندترِ امنیتی در ناتو است، درخواست واشنگتن برای ارسال سامانههای موشکی پاتریوت به خاورمیانه را رد کرد. وزیر دفاع لهستان با صراحت اعلام کرد: «سامانههای ما برای حفاظت از آسمان لهستان و جناح شرقی ناتو هستند و هیچ برنامهای برای انتقال آنها نداریم.» این یعنی اولویتبندی کشورهای اروپایی، امنیت منطقهای خودشان بر منافع نظامی آمریکا در خاورمیانه است.
صدای مخالف اروپا؛ هشدار به واشنگتن
در مقابل این تنشها، آنتونیو کاستا، رئیس شورای اروپا، با تماس مستقیم با دکتر پزشکیان، رئیسجمهور ایران، خط قرمز دیپلماسی را ترسیم کرد. کاستا ضمن ابراز تاسف عمیق از جانباختن غیرنظامیان (از جمله حادثه مدرسه میناب)، تأکید کرد که وضعیت فعلی بسیار خطرناک است و خواستار کاهش تنش، خویشتنداری و احترام به قوانین بینالمللی شد.
پیام کاستا واضح بود: «برای کاهش تنش، فضایی برای دیپلماسی وجود داشته باشد.» اتحادیه اروپا آماده مشارکت در تلاشهای دیپلماتیک برای یافتن راهحلی پایدار است، اما همزمان به نگرانیهای امنیتی نیز اشاره کرد. این مواضع نشان میدهد که اروپا، برخلاف برخی جناحهای تندرو در واشنگتن، تمایلی به گسترش جنگ ندارد و خواهان مدیریت بحران از طریق کانالهای سازمان ملل و دیپلماسی فعال است.
چالش اصلی: شکاف میان «تصمیم» و «مدیریت»
مسئله کلیدی برای کاخ سفید، کمبود اراده برای شروع جنگ نیست؛ مسئله اصلی، فقدان اطمینان به توانایی پایان دادن به آن است. نخبگان آمریکایی به وضوح میگویند: مشکل ما «نکردن» نیست، مشکل ما «ندانستنِ چگونگی تمام کردن» است. این شکاف عمیق میان «اراده سیاسی» و «امکان عملیاتی»، موتور محرک سناریوی فرسایشی است. آمریکا میترسد که پس از آغاز، در دامی شبیه عراق و افغانستان گیر افتد که حتی متحدانش نیز حاضر به همراهی در آن نیستند.
بازی بزرگ در سازمان ملل: محدودیت حق وتو
همزمان با این تحلیلهای داخلی در آمریکا و شکافهای اروپایی، جنبشی دیپلماتیک در سطح جهانی شکل گرفته است. نامه ۱۴ کشور به رهبری اسپانیا و مکزیک با هدف «محدودیت حق وتو» در شورای امنیت، زنگ خطری برای قدرتهای بزرگ است. این ابتکار تلاش میکند تا از سوءاستفاده قدرتهایی که خود درگیر بحران هستند (مانند آمریکا در قبال ایران) جلوگیری کند. این حرکت میتواند معادلات مدیریت بحرانهای جهانی را دگرگون کرده و مسئولیتپذیری بیشتری را از قدرتهای بزرگ طلب کند.
تصویر کلی که از دل این تحلیلها برمیخیزد، پیچیده و هشداردهنده است. آینده جنگ برای آمریکا، نه در پیروزیهای درخشان، بلکه در غرق شدن در هزینههای سرسامآور و بیثباتی پایدار رقم میخورد. همزمان، جامعه بینالملل در حال بازتعریف قواعد بازی است تا از تکرار اشتباهات گذشته جلوگیری کند.
این دو روند، آیندهای را ترسیم میکنند که در آن، قدرت نظامی بدون پشتوانه استراتژیک شفاف و بدون رضایت متحدان، بیش از آنکه ابزاری برای حل بحران باشد، خود به منبع بحران تبدیل میشود. آمریکا اکنون نه تنها با تردید نخبگان خود، بلکه با سکوت یا مخالفت متحدان سنتیاش روبروست؛ وضعیتی که احتمال وقوع یک جنگ فرسایشی را به بالاترین حد ممکن نزدیک میکند.
*مشاور عالی دبیرکل مجمع بین المللی اساتید مسلمان دانشگاهها
نظر شما