به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از اصفهان؛ تحلیل این پدیده (تاب آوری) نیازمند درک مؤلفههایی است که از ساختارهای خرد فردی فراتر رفته و به سطح کلان جامعهشناختی و روانشناختی تعمیم مییابد.
۱ـ انسجام اجتماعی و اعتماد متقابل: ستون فقرات مقاومت جمعی
یکی از کلیدیترین عوامل در تبیین واکنش آرامتر شهرها در بحران، سطح بالای «انسجام اجتماعی» (Social Cohesion) و «اعتماد متقابل» (Mutual Trust) است. پژوهشهای متعددی، از جمله مطالعاتی که در حوزه جامعهشناسی شهری و بلایای طبیعی انجام شده، نشاندهندهٔ رابطهٔ قوی بین این مؤلفهها و رفتار جمعی است (Paton & Johnston, 2006). در جوامعی که پیوندهای اجتماعی قویتر بوده و شهروندان به یکدیگر و نهادهای محلی اعتماد دارند، احتمال بروز رفتارهای همکاریجویانه، همدلانه و سازگارانه در زمان بحران افزایش مییابد. این اعتماد، پایهای برای تشکیل «سرمایه اجتماعی» (Social Capital) است که خود، به عنوان یک بافر مهم در برابر فشارهای بحران عمل میکند (Putnam, 2000). در مقابل، شهرهایی که دچار گسست اجتماعی، بیاعتمادی و شکافهای عمیق هستند، احتمال بروز واکنشهای هیجانی، فردگرایانه و حتی خصمانه در زمان بحران را افزایش میدهند.
۲ـ «حافظه بحران» و یادگیری جمعی
تجربهٔ زیستهٔ بحرانها، یک «حافظه بحران» (Crisis Memory) در سطح جمعی ایجاد میکند. شهرهایی که پیشینهای از مواجهه با بلایای مشابه دارند، اغلب سازوکارهای واکنشی و سازگاری مؤثرتری را آموختهاند. این یادگیری جمعی میتواند به صورت پروتکلهای رسمی (مانند برنامههای اضطراری شهری) یا الگوهای رفتاری غیررسمی (مانند شبکههای حمایتی همسایگی) تجلی یابد. «نظریه تابآوری جامعه» (Community Resilience Theory) بر این نکته تأکید دارد که توانایی یک جامعه برای سازگاری با بحران، نه تنها به منابع مادی، بلکه به دانش، مهارتها و تجربیات جمعی انباشته شده نیز بستگی دارد (Norris et al., 2005). شهرهایی که این «درسهای آموختهشده» را به کار میگیرند، میتوانند با اضطراب و عدم قطعیت کمتری مواجه شوند، زیرا چارچوبی برای درک و مدیریت وضعیت در اختیار دارند.
۳ـ رهبری مؤثر و کارآمدی نهادهای مدنی
نقش رهبران جامعه، چه در سطوح رسمی (مسئولین شهری) و چه غیررسمی (رهبران محلی، فعالان اجتماعی)، در مدیریت روانشناسی جمعی در بحران غیرقابل انکار است. «مدل تابآوری مبتنی بر جامعه» (Community-Based Resilience Model) بر اهمیت رهبری مثبت و کارآمدی نهادهای مدنی (مانند سازمانهای مردمنهاد، گروههای داوطلب) تأکید میکند (Cutter et al., 2003). این نهادها میتوانند با:
ـ اطلاعرسانی دقیق و کاهش شایعات: جلوگیری از انتشار اطلاعات نادرست که اضطراب جمعی را تشدید میکند.
ـ سازماندهی منابع و کمکها: ایجاد حس امید و نظم از طریق اقدامات عملی.
ـ تسهیل ارتباطات و حمایت اجتماعی: تقویت حس تعلق و همبستگی.
ـ نقش حیاتی ایفا کنند. شهرهایی که از این ظرفیتها به خوبی بهره میبرند، معمولاً توانایی بیشتری در حفظ آرامش و مدیریت مؤثر بحران از خود نشان میدهند.
۴ـ زیرساختهای روانی ـ اجتماعی و فرهنگ سازگاری
زیرساختهای روانی ـ اجتماعی، شامل شبکههای حمایتی، فضاهای عمومی تعاملی و دسترسی به خدمات سلامت روان، پایههای تابآوری فردی و جمعی را تشکیل میدهند. پژوهشگران در حوزه «روانشناسی محیط» (Environmental Psychology) و «جامعهشناسی شهری» (Urban Sociology) نشان دادهاند که فضاهای عمومی فعال و شبکههای اجتماعی قوی، به شهروندان کمک میکنند تا در زمان بحران، احساس انزوا کمتری داشته باشند و حمایت عاطفی و اطلاعاتی لازم را دریافت کنند (Gehl, 2011). علاوه بر این، «فرهنگ سازگاری» (Culture of Adaptation) که در آن ارزشهایی چون همکاری، مسئولیتپذیری اجتماعی و همدلی نهادینه شده است، نقش مهمی در کاهش واکنشهای فردگرایانه و پرخاشگرانه در شرایط دشوار ایفا میکند.
آرامش نسبی برخی شهرها در دل بحران، پدیدهای تصادفی نیست، بلکه نتیجهٔ انباشت سرمایههای اجتماعی، نهادی و روانی ـ اجتماعی است. شهرهایی که از انسجام اجتماعی بالا، حافظه بحران فعال، رهبری کارآمد، نهادهای مدنی پویا، زیرساختهای روانی ـ اجتماعی قوی و فرهنگ سازگاری برخوردارند، توانایی بیشتری در مدیریت واکنشهای جمعی، کاهش اضطراب و حفظ نظم در شرایط پرتنش از خود نشان میدهند. این مؤلفهها، در کنار هم، «تابآوری جمعی» را شکل داده و به جامعه شهری امکان میدهند تا در مواجهه با طوفانها، نه تنها پایداری کند، بلکه مسیر سازگاری و حتی رشد را نیز بیابد.
خبرنگار: امیرحسین امیرخانی
انتهای پیام/
نظر شما