نه فقط کانون تپنده نخستین تمدن های بشری نه فقط گهواره امن اسطوره های ایران زمین همدان مفهومی فراتر از یک نقطه بر روی نقشه های کاغذی است. این سرزمین کهن با ریشه هایی در دل خاک مادها امروز در میانه یک پرسش بزرگ ایستاده است. آیا فردا برای این پایتخت تاریخی روشن خواهد بود یا غباری از سو مدیریت بر چهره اش می نشیند.
توسعه پایدار در این جغرافیا معنایی متفاوت از دیگر نقاط جهان دارد. در اینجا هر کلنگ که بر زمین می خورد ممکن است بر قلب یک تاریخ سه هزار ساله فرود آید. ما در همدان با تناقضی دشوار روبرو هستیم. چگونه می توان رفاه مدرن را بدون تخریب اصالت دیرین به خانه های مردم آورد. این پرسشی است که در تالارهای تصمیم گیری همواره بی پاسخ مانده است.
همدان امروز شبیه به پیرمردی است که لباسی تنگ و امروزی بر تن کرده است. این لباس که همان بافت شهری جدید است بر قامت میراث باستانی سنگینی میکند. خیابان های عریض و برج های مرتفع بدون توجه به لایه های باستان شناسی در حال رشد هستند. این رشد سرطانی نه تنها هویت بصری شهر را نابود میکند بلکه تاب آوری محیطی آن را نیز کاهش میدهد.
در ابعاد اقتصادی ما شاهد یک اقتصاد وابسته به گردشگری سنتی هستیم. اقتصادی که تنها بر فروش بلیط غار علیصدر و آرامگاه بوعلی تکیه کرده است. این نگاه تک بعدی در دنیای امروز که گردشگری تجربه محور حرف اول را میزند یک شکست محسوب میشود. ما نتوانسته ایم از نام هگمتانه یک برند جهانی برای جذب سرمایه گذاری های پایدار بسازیم.
مقایسه همدان با شهرهایی مثل رم یا آتن نشان میدهد که ما در مدیریت میراث خود چقدر عقب هستیم. در آن شهرها تاریخ بخشی از زندگی روزمره و موتور محرک اقتصاد مدرن است. اما در همدان میراث باستانی بیشتر به عنوان یک مانع برای توسعه شهری دیده میشود. این نگاه منفی باعث شده است که سرمایه گذاران از ورود به بافت های تاریخی هراس داشته باشند.
بحران محیط زیست در همدان لایه دیگری از این درام تلخ است. دشت های حاصلخیز کبودراهنگ و بهار که زمانی انبار غله ایران بودند اکنون با فروچاله های عمیق دست و پنجه نرم میکنند. برداشت بی رویه از آب های زیرزمینی برای کشاورزی سنتی و صنایع آب بر پایداری زیستی استان را به خطر انداخته است. ما در حال پیش فروش کردن سهم آیندگان برای سودهای کوتاه مدت هستیم.
کوهستان الوند که نماد استواری این دیار است اکنون زیر بار سنگین ویلاسازی های غیرمجاز کمر خم کرده است. تخریب منابع طبیعی در دامنه های این کوه نه تنها اکوسیستم منطقه را نابود میکند بلکه حق همگانی مردم برای بهره مندی از طبیعت را سلب کرده است. این عدالت فضایی است که در میانه رقابت های اقتصادی نادیده گرفته میشود.
در لایه های اجتماعی شاهد یک گسست میان نسل جدید و هویت تاریخی شهر هستیم. وقتی جوان همدانی هویت خود را در پاساژهای مدرن جستجو میکند یعنی ما در انتقال میراث معنوی شکست خورده ایم. توسعه پایدار تنها ساخت و ساز نیست بلکه پرورش نسلی است که به تاریخ خود افتخار کند و برای حفظ آن دغدغه داشته باشد.
آیا می توانیم امیدوار باشیم که در سال های پیش رو این روند اصلاح شود. پاسخ در گرو تغییر نگاه مدیران ارشد استان به مفهوم توسعه است. توسعه نباید به معنای آسفالت کردن کوچه های مادی یا تخریب خانه های واجد ارزش باشد. توسعه باید در خدمت پایداری منابع و حفظ اصالت های فرهنگی تعریف شود تا معنای واقعی خود را پیدا کند.
مشکلات اقتصادی استان پیوندی ناگسستنی با مدیریت منابع آبی دارد. صنایع دستی لالجین و مبل ملایر اگر بخواهند در مسیر توسعه پایدار حرکت کنند باید به سمت تکنولوژی های سبز بروند. اما فقدان زیرساخت های علمی و حمایتی باعث شده است که این صنایع همچنان با روش های قدیمی و آسیب رسان به فعالیت خود ادامه دهند.
ما نیازمند یک بازآفرینی شهری هستیم که در آن انسان و تاریخ اولویت اول باشند نه خودرو و آهن. بازگشت به الگوهای شهرسازی سنتی که با اقلیم سرد همدان سازگاری داشت می تواند بسیاری از هزینه های انرژی را کاهش دهد. این همان حکمتی است که در معماری هگمتانه وجود داشت و ما در دوران مدرن آن را به فراموشی سپردیم.
سیاست های توسعه ای در همدان باید از حالت شعار خارج شده و به برنامه های عملیاتی تبدیل شوند. ثبت جهانی هگمتانه نباید تنها یک عنوان در رزومه مدیران باشد بلکه باید آغازی برای تغییر ساختار گردشگری استان باشد. جلب مشارکت بخش خصوصی برای احیای خانه های تاریخی می تواند هم اشتغال ایجاد کند و هم هویت شهر را نجات دهد.
فروردین هزار و چهارصد و پنج می تواند نقطه عطفی برای بیداری مدیران باشد. زمانی که مسافران نوروزی از آشفتگی ترافیکی و کمبود امکانات در قطب های گردشگری گلایه میکنند. این گلایه ها صدای هشدار پایداری است که نادیده گرفتن آن عواقب جبران ناپذیری برای آینده سیاسی و اجتماعی استان خواهد داشت.
شکوه گذشته نباید مایه سستی امروز ما باشد بلکه باید به عنوان یک استاندارد برای کیفیت زندگی آیندگان قرار گیرد. ما امانتدار خاکی هستیم که خون های بسیاری برای حفظ آن ریخته شده است. بی تفاوتی نسبت به نابودی قنات ها و بافت های تاریخی نوعی خیانت به میراث پدرانمان محسوب میشود که هرگز از یاد تاریخ نخواهد رفت.
در پایان باید گفت که آینده روشن همدان نه در گرو استخراج بیشتر از معادن و نه در گرو ساخت برج های بلندتر است. آینده در دستان کسانی است که یاد میگیرند چگونه با زمین و تاریخ خود آشتی کنند. اگر امروز چراغ آگاهی را در دل توسعه روشن نکنیم فردا در تاریکی پشیمانی غرق خواهیم شد.
توسعه پایدار در پایتخت تاریخ نه یک انتخاب که تنها راه بقا در دنیای متغیر امروز است. ما باید بین درخشش دوباره بر تارک تمدن یا دفن شدن زیر تلی از خاکستر بی تدبیری یکی را برگزینیم. این انتخاب امروز ماست که سرنوشت نسل های فردا را در کوچه های بن بست تاریخ رقم خواهد زد.
امیدوارم روزی برسد که هگمتانه نه به عنوان یک موزه سنگی بلکه به عنوان الگوی زندگی پایدار در جهان شناخته شود. این هدف دور از دسترس نیست اگر اراده ملی و محلی بر مدار خرد و دانش بچرخد. همدان شایسته آن است که دوباره به عنوان قلب تپنده خاورمیانه در حوزه فرهنگ و هنر و پایداری بدرخشد.
پایتخت تاریخ نباید در حسرت آینده بماند وقتی تمام ابزارهای ساختن را در سینه خود پنهان کرده است. ما باید این گنجینه ها را از زیر آوار بی توجهی بیرون بکشیم و به نور دانش صیقل دهیم. تنها در این صورت است که می توانیم ادعا کنیم وارثان شایسته ای برای بزرگانی چون بوعلی و باباطاهر بوده ایم.
هر قدمی که امروز برای نجات یک درخت یا مرمت یک آجر برداشته می شود خشتی برای بنای تمدن نوین ایرانی است. این مسئولیت سنگین بر دوش تک تک ماست تا همدان را از منجلاب روزمرگی نجات دهیم. بیایید اجازه ندهیم که صدای تیشه فرهادها در هیاهوی ماشین ها و منافع شخصی گم شود.
همدان می تواند شهر اولین ها باقی بماند اگر در توسعه پایدار پیش قدم شود. این شهر با پتانسیل های عظیم انسانی و طبیعی خود می تواند به قطب اقتصاد سبز در غرب کشور تبدیل شود. اما این امر مستلزم شجاعت در تصمیم گیری و عبور از سنت های غلط مدیریتی است که سال ها بر این استان سایه انداخته است.
فردا از آن کسانی است که امروز برای پایداری می جنگند و از سختی های مسیر هراسی ندارند. ما به همدانی نیاز داریم که در آن آب روان باشد و سنگ ها سخن بگویند و انسان ها در آرامش زندگی کنند. این رویای دور نیست بلکه واقعیتی است که با دستان خودمان ساخته خواهد شد.
تاریخ به ما می آموزد که هیچ تمدنی با بی توجهی به ریشه هایش پایدار نمانده است. پس بیایید ریشه های همدان را در اب زلال تدبیر آبیاری کنیم تا شاخسارهای توسعه اش به اوج آسمان برسد. این آخرین فرصت ما برای بازگرداندن شکوه به پایتخت تاریخ و تمدن است.
آینده روشن تنها یک واژه نیست بلکه ثمره پیوند مقدس میان دانش امروز و تجربه دیروز است. همدان باید پیش قراول این پیوند در جغرافیای ایران باشد تا الگویی برای دیگر شهرهای تاریخی شود. ما ایستاده ایم تا شاهد طلوع خورشید پایداری بر فراز قله های الوند باشیم.
چشم های نگران تاریخ به دستان ما دوخته شده است تا ببینند چگونه این امانت بزرگ را به مقصد میرسانیم. ما نباید شرمنده آیندگان باشیم وقتی از ما درباره سرنوشت هگمتانه و علیصدر می پرسند. پاسخ ما باید در عمل ما متجلی شود نه در گزارش های رسمی و بی روح اداری.
پایتخت تاریخ در انتظار معجزه نیست بلکه در انتظار بیداری فرزندان خویش است. بیداری که منجر به حرکتی عظیم برای نجات اصالت ها و ساختن زیرساخت های مدرن و پایدار شود. این حرکت آغاز شده است و هیچ نیرویی نمی تواند مانع از رسیدن همدان به جایگاه واقعی اش در جهان شود.
توسعه ای که بوی خاک و اصالت ندهد تنها نقشی بر آب است که با اولین باد فراموش می شود. ما به دنبال توسعه ای هستیم که ریشه در اعماق تاریخ داشته باشد و میوه هایش برای همه مردم شیرین باشد. این است معنای واقعی عدالت و پایداری در سرزمین مادها.
فراموش نکنیم که زمین تنها برای ما نیست و ما تنها مسافران کوتاهی در این مسیر طولانی هستیم. پس باید چنان عمل کنیم که ناممان به نیکی در کنار نام بزرگان این دیار ثبت شود. همدان زنده است و تا زمانی که عشق به هویت در رگ های ما جاری است زنده خواهد ماند.
بیایید با هم عهد ببندیم که نگهبان صادق زیبایی ها و ارزش های این کهن دیار باشیم. همدان شایسته بهترین هاست و ما موظفیم این بهترین ها را برایش رقم بزنیم. این راهی است که آغاز کرده ایم و تا رسیدن به قله های افتخار از پای نخواهیم نشست. آینده روشن در گرو بیداری امروز ماست و ما بیداریم تا پایتخت تاریخ هرگز در خواب فراموشی فرو نرود.
فعال رسانهای*
انتهای یادداشت./
نظر شما