نظام سلامت کشور با نیمی از بودجه واقعی اداره می‌شود/ غیرعملیاتی شدن ۱۰ بیمارستان و آسیب به ۲۰۰ مرکز بهداشتی بعد از حمله به پاستور

یک پزشک و تحلیلگر نظام سلامت، با واکاوی نقطه شکست کادر درمان، فرسودگی فعلی را نه صرفا محصول جنگ، بلکه ناشی از ساختارهای آموزشی، استثمار پرستاران و بروکراسی نامنعطف وزارتخانه‌ای می‌داند که سرمایه‌های انسانی را قربانی امضاهای طلایی کارشناسان ستادی کرده است.

به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، فشار مضاعف بر کادر درمان و گزارش‌هایی از آماده‌باش‌های طولانی‌مدت، موضوع تاب‌آوری نیروهای خط مقدم سلامت را همچنان در کانون توجه عمومی نگه داشته است. در حالی که استانداردهای جهانی برای شیفت‌های پرفشار کاملا تعریف شده است، در ایران به نظر می‌رسد این مرزها تحت تاثیر بحران‌های مداوم جابه‌جا شده‌اند. یک کارشناس حوزه سلامت تاکید دارد فرسودگی فعلی را نباید تنها به وقایع اخیر گره زد. او با نگاهی به تجربه کووید، بحران انتخاب تخصص و مهاجرت توده‌ای اصناف، تصویری صریح از وضعیت بیمارستان‌های آموزشی و ستادهای مدیریتی ارائه می‌دهد.

در ادامه گفتگوی ایسکانیوز با هادی یزدانی، پزشک و تحلیلگر نظام سلامت را بخوانید.


فرسودگی؛ میراث سیستم آموزشی و تروماهای بی‌قاعده

یزدانی در پاسخ به اینکه نقطه شکست کادر درمان در برابر فشار مراجعات تروما کجاست و آیا نگرانی از فروپاشی روانی نیروها جدی است، گفت: موضوع آماده‌باش کنونی را باید تفکیک کرد. آن چیزی که بیشترین فرسودگی شغلی را در ایران ایجاد می‌کند، مربوط به سیستم‌های دولتی و آموزشی و مشخصا در سطوح رزیدنتی و تا حدی اینترنی است. هرچند اینترن مسوولیت خیلی زیادی ندارد، اما حجم کار اصلی در بخش درمان بر دوش رزیدنت‌هاست.

او با طرح اینکه تجربه موفق دوران کووید پشتوانه سیستم سلامت کشور است، اضافه کرد: ما در ماجرای کووید با وجود تمام محدودیت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری، یکی از کشورهای موفق بودیم. شرایط هیچ‌گاه به نقطه‌ای نرسید که سیستم ناچار به انتخاب میان بیماران برای زنده ماندن شود؛ اتفاقی که در بسیاری از کشورهای پیشرفته رخ داد. در ماجرای فعلی نیز سیستم درمانی آمادگی‌های خودش را داشت، اما تفاوت اینجاست که در جنگ، دشمن ثابت کرد هیچ خط قرمزی ندارد.

وی با بیان اینکه حمله به مراکز درمانی تعادل روانی کادر سلامت را بر هم می‌زند، گفت: با هدف قرار دادن مراکزی مانند انستیتو پاستور، عملا بیش از ده بیمارستان غیرعملیاتی شد و دویست مرکز بهداشتی و درمانی آسیب دید. وقتی کادر درمان می‌بیند بیمارستان و مرکز بهداشتی که باید طبق استانداردهای جهانی از اهداف نظامی دور باشد، هدف قرار می‌گیرد، آرامش روانی‌اش به صورت جدی آسیب می‌بیند.

اقتضائات مدیریت در زمان بحران

این تحلیلگر نظام سلامت در واکنش به گزارش‌هایی مبنی بر لغو مرخصی‌ها و شیفت‌های اجباری طولانی، اظهار کرد: این موضوع را باید در مقیاس شرایط عادی و عمومی سنجید. در شرایط عادی هم وقتی وارونگی هوا اتفاق می‌افتد و همه جا تعطیل می‌شود، سیستم درمان و بهداشت باید کارش را انجام دهد. در زمان بحران، جنگ یا درگیری‌های داخلی هم وضعیت به همین صورت است.

او با طرح اینکه مدیریت در شرایط جنگی الزامات خاص خود را دارد، اضافه کرد: لغو مرخصی در چنین شرایطی هرچند برای فرد خوشایند نیست، اما بخشی از فرایند طبیعی مدیریت درمانی و بهداشتی است. طبق آمار سازمان پزشکی قانونی، چهل درصد از شهدا اصلا به بیمارستان نرسیده‌اند؛ یعنی حجم تخریب به قدری بالا بوده که فرد اصلا درمانی دریافت نکرده است.

وی با بیان اینکه فشار کاری در همه مراکز یکسان نیست، گفت: در حالی که بیمارستان‌های دولتی و آموزشی نظیر مجتمع امام خمینی همیشه زیر فشار حداکثری هستند، بخش‌های خصوصی و خیریه گاهی با کاهش مراجعات روتین مواجه بوده‌اند. این چیزی نیست که در سیستم درمان تعریف نشده باشد؛ الزاما نیازی نیست هواپیما در آسمان باشد تا شرایط جنگی حاکم شود، حتی تصادف دو اتوبوس در جاده نیز می‌تواند کل یک استان را به حالت آماده‌باش ببرد.

استثمار پرستاران و جاذبه‌های مهاجرت

یزدانی در پاسخ به اینکه آیا خستگی مفرط ریسک خطای انسانی را بالا نمی‌برد، گفت: سیستم پرستاری ما حتی بدون جنگ هم تحت فشار شیفت‌های اجباری است. دلیل اصلی این است که ما نمی‌توانیم پرستار را در داخل سیستم نگه داریم یا نیروی جدید تزریق کنیم. شرایط مالی و اجتماعی در کشورهای عربی همجوار، اروپا و استرالیا بسیار مساعدتر است و پرستاران ما جذب آنجا می‌شوند.

او با طرح اینکه فشار کاری در حالت عادی هم زیاد است، اضافه کرد: تا همین سال گذشته، نرخ اضافه‌کاری پرستاران بسیار ناچیز و زیر صد هزار تومان در ساعت بود. تصور کنید یک پرستار بیست ساعت اضافه‌کاری اجباری بایستد و در نهایت آورده‌ای کمتر از دو میلیون تومان داشته باشد. جنگ تنها این بحران‌های نهفته در رشته‌هایی مانند جراحی، داخلی، زنان، جراحی اعصاب و ارتوپدی را از عمق به سطح آورده است.

شکاف طبقاتی در پزشکی؛ ظهور رشته‌های لوکس

این تحلیلگر نظام سلامت در واکنش به کمبود پزشک در رشته‌های حیاتی مانند بیهوشی و جراحی عمومی، اظهار کرد: مدتی است که واژه رشته‌های لوکس و غیرلوکس در میان رزیدنت‌ها باب شده است. رشته‌های لوکس مانند پوست، رادیولوژی و پاتولوژی، دوران رزیدنتی راحت‌تری دارند و پس از تخصص، آورده مالی خوب و کار روتین بدون درگیری با اورژانس فراهم می‌کنند.

او با طرح اینکه نقش تخصص‌های حیاتی نادیده گرفته شده، اضافه کرد: متخصص بیهوشی واقعا خدای اتاق عمل است. اوست که جان بیمار را می‌گیرد، تا آستانه دنیای واپسین می‌برد و دوباره برمی‌گرداند. اما متاسفانه در رسانه‌ها همیشه فقط جراحان اعصاب یا جراحان دیگر به عنوان نماد موفقیت نشان داده می‌شوند.

وی در خصوص این نگرانی که شرایط پرفشار کنونی به خروج نخبگان از چرخه درمان و افزایش مهاجرت حرفه‌ای می‌انجامد، گفت: اکنون فشار مضاعف باعث شده رشته‌هایی مثل طب اورژانس، بیهوشی و جراحی عمومی به مشاغل پرخطر و بی‌ارزش تبدیل شوند. این نگرانی جدی وجود دارد که بخشی از این نیروها به دلیل تروماهای روانی و شرایط سخت شغلی، از چرخه درمان خارج شده و به کشورهای همجوار مهاجرت کنند.

سهم ناچیز سلامت و موج مهاجرت اصناف

یزدانی در پاسخ به اینکه چه مشوق‌هایی می‌تواند مانع مهاجرت توده‌ای نیروها شود، گفت: سهم سلامت از جی‌دی‌پی (تولید ناخالص داخلی) باید هفت درصد باشد، اما اکنون در بهترین حالت حدود چهار درصد است. این یعنی سیستم با نیمی از بودجه واقعی اداره می‌شود. اگر مخاطب درمان هنوز متوجه فروپاشی نشده، به این دلیل است که نخبگان سیستم از اندوخته، عقاید و ایثار شخصی خود مایه می‌گذارند.

او با طرح اینکه مهاجرت پزشکان بخشی از موج کلی مهاجرت جامعه است، اضافه کرد: وقتی مهندس، استاد دانشگاه، نجار و تعمیرکار مهاجرت می‌کنند، پزشک هم تحت تاثیر همان شرایط عام است. بسیاری از پزشکان سال‌ها در شهرهای کوچک ماندگار می‌شوند، نه به خاطر مشوق‌های دولتی، بلکه به خاطر علقه‌های انسانی و خدمت به مردم.

وی با بیان اینکه نبود مزیت نسبی باعث عدم ماندگاری نخبگان می‌شود، گفت: هیچ مزیت خاصی برای ماندن در مناطق محروم در نظر گرفته نشده و فرد می‌بیند همکارش در تهران با همان کار، پیشرفت مالی بسیار بیشتری دارد. این موضوع یک پکیج کامل از مشوق‌های مالی، قانونی و رفاهی را می‌طلبد تا فرد در رشته و منطقه خود ماندگار شود.

امضاهای طلایی؛ خدایان صندلی‌های ستادی

این تحلیلگر نظام سلامت درخصوص نقش ساختارهای مدیریتی در نارضایتی نیروها، اظهار کرد: ما در ساختار وزارت بهداشت نقاط کوری را می‌شناسیم که به خود مسوولان هم گفته‌ایم. گاهی یک کارشناس ستادی که ده یا بیست سال بر یک صندلی تکیه زده، خود را خدای آن صندلی می‌داند و با یک امضای طلایی، سرنوشت چندین سال زندگی یک متخصص نخبه را تغییر می‌دهد.

او با طرح اینکه برخورد نامناسب مدیریتی عامل اصلی گریز نیروهاست، اضافه کرد: به مسئولان گفته‌ایم که گاهی لازم نیست کوه بکنید، فقط اگر فلان کارمند را که برخورد بدی با سرمایه‌های انسانی دارد عوض کنید، ماندگاری نیروها ده درصد بالاتر می‌رود. وقتی تمام زندگی یک پزشک گیر امضای فردی است که ارزش کار او را نمی‌داند، مشوق‌های اقتصادی هم دیگر موضوعیتی پیدا نمی‌کند.

وی با بیان اینکه تمام این ابعاد برای سیاست‌گذاران روشن است، گفت: سیاست‌گذار، وزیر و ساختار حاکمیتی از تمام این مسائل، از سهم بودجه تا تعارض منافع، اطلاع دقیق دارند. تکرار این حرف‌ها تنها برای این است که موضوع فراموش نشود، وگرنه تمام این چالش‌ها و راهکارهایشان برای مدیران کلان کاملا مشخص است.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1304809

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha