قدرت نرم دانشگاه‌ها در بازار جهان/ اینجا علوم‌ انسانی خرج خودش را در می‌آورد

استاد علوم انسانی دربسیاری از دانشگاه‌های جهان، فقط پشت میز کلاس نمی‌نشیند؛ او هم‌زمان مشاور دولت، تحلیلگر بازار، همکار بانک‌های جهانی و طراح سیاست عمومی است. بررسی سه دانشگاه در اروپا نشان می‌دهد درآمد استادان علوم انسانی سال‌هاست از قالب حقوق ثابت دانشگاهی خارج شده است.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، امروزه استاد علوم انسانی در دانشگاه‌های جهان فقط فردی نیست که در کلاس درس نظریه توضیح دهد یا مقاله منتشر کند. گاهی چند خیابان آن‌طرف‌تر از همان کلاس درس، تصمیمی در یک وزارتخانه گرفته می‌شود که طراح مدل اقتصادی‌اش یکی از همان استادان دانشگاه است. گاهی گزارش محرمانه یک نهاد مالی بین‌المللی روی میز دولت‌ها قرار می‌گیرد و نویسنده‌اش عضوی از هیئت علمی دانشگاه است. گاهی هم یک پروژه درباره سلامت روان، مهاجرت یا امنیت سایبری، نه در ساختمان دولت، بلکه در دفتر یک استاد علوم اجتماعی طراحی می‌شود.

در بخش بزرگی از جهان، علوم انسانی دیگر فقط «دانش نظری» نیست؛ بلکه تبدیل به بخشی از سازوکار اداره کشورها شده است. به همین دلیل، مدل درآمدی استاد علوم انسانی نیز تغییر کرده؛ حقوق او فقط از مسیر حضور در کلاس یا سابقه استخدام تأمین نمی‌شود. بخشی از درآمد اعضای هیئت علمی امروز از قراردادهای سیاست‌گذاری، مشاوره اقتصادی، پروژه‌های اجتماعی، تحلیل بازار، همکاری با دولت‌ها و گرنت‌های بین‌المللی شکل می‌گیرد؛ مدلی که دانشگاه را از یک فضای صرفاً آموزشی به بخشی از اقتصاد دانش تبدیل کرده است.

ایسکانیوز در این گزارش سراغ سه دانشگاه در سه سطح متفاوت رفته است؛ دانشگاه LSE، جایی که استاد علوم انسانی می‌تواند وارد شبکه تصمیم‌سازی اقتصاد جهانی شود؛دانشگاه هلسینکی، دانشگاهی که پژوهش را به ابزار حل مسئله اجتماعی تبدیل کرده؛ و دانشگاه تارتو؛ نمونه‌ای نزدیک‌تر به سطح رتبه‌بندی دانشگاه‌های ایران اما با ساختاری متفاوت در تأمین درآمد اعضای هیئت علمی. مشروح گزارش ایسکانیوز به شرح زیر است:

دانشگاهی که اقتصاد جهان در آن تدریس ساخته می‌شود

دانشگاه LSE یا همان London School of Economics and Political Science ، یکی از مشهورترین دانشگاه‌های علوم انسانی، اقتصاد، سیاست و علوم اجتماعی جهان است؛ دانشگاهی که در سال ۱۸۹۵ در شهر لندن تأسیس شد و از همان ابتدا مأموریت خود را بر پیوند میان دانشگاه، اقتصاد، سیاست‌گذاری و اداره دولت‌ها بنا کرد. برخلاف بسیاری از دانشگاه‌های سنتی اروپا که تمرکز اصلی آن‌ها بر آموزش کلاسیک بود، LSE از ابتدا برای تربیت سیاست‌گذار، اقتصاددان، مدیر مالی، تحلیلگر بین‌المللی و مشاور دولت‌ها شکل گرفت. همین موضوع باعث شده ساختار درآمدی اعضای هیئت علمی آن نیز تفاوت جدی با مدل‌های دانشگاهی رایج داشته باشد.

این دانشگاه امروز یکی از مهم‌ترین مراکز تولید ایده برای نهادهای اقتصادی و سیاسی جهان محسوب می‌شود. بسیاری از استادان آن علاوه بر تدریس، در بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول، دولت‌ها، مؤسسات مالی، اندیشکده‌ها و پروژه‌های سیاست‌گذاری جهانی فعالیت می‌کنند. در واقع در LSE، استاد دانشگاه صرفاً کارمند آموزشی نیست؛ بلکه بخشی از شبکه تصمیم‌سازی اقتصاد جهانی به شمار می‌رود.

جایگاه جهانی LSE

بر اساس رتبه‌بندی موضوعی QS World University Rankings by Subject 2024، دانشگاه LSE در حوزه علوم اجتماعی و مدیریت (Social Sciences & Management) رتبه ۶ جهان را کسب کرده است؛ جایگاهی که آن را بالاتر از بسیاری از دانشگاه‌های مشهور دنیا قرار می‌دهد. در همین رتبه‌بندی، بسیاری از دانشگاه‌های ایران شامل دانشگاه تهران خارج از جمع ۲۰۰ دانشگاه نخست قرار دارند.

در زیرشاخه‌های تخصصی نیز وضعیت مشابهی دیده می‌شود. برای مثال، LSE در علوم سیاسی و روابط بین‌الملل (Politics & International Studies)، اقتصاد و اقتصادسنجی (Economics & Econometrics) و جامعه‌شناسی (Sociology) جزو برترین دانشگاه‌های جهان است. این در حالی است که دانشگاه تهران، اگرچه در برخی زیرشاخه‌های علوم انسانی رتبه قابل قبولی در منطقه دارد، اما فاصله آن با LSE در رتبه‌بندی‌های جهانی همچنان قابل توجه است.

نکته مهم اینجاست که جایگاه LSE فقط حاصل تولید مقاله نیست؛ بلکه بخش بزرگی از اعتبار آن به اثرگذاری مستقیم بر سیاست اقتصادی، بازارهای مالی و ساختار تصمیم‌گیری جهانی مربوط می‌شود. بسیاری از اقتصاددانان مشهور، نخست‌وزیران، رؤسای بانک‌های مرکزی و مدیران نهادهای مالی جهان در این دانشگاه تدریس کرده یا تحصیل کرده‌اند. به همین دلیل، درآمد اعضای هیئت علمی در این دانشگاه نیز به‌طور مستقیم با بازار سیاست و اقتصاد جهانی گره خورده است.

اساتید مشاور بانک جهانی هستند

یکی از مهم‌ترین مسیرهای درآمدی اعضای هیئت علمی LSE، همکاری با بانک جهانی (World Bank) است. مشاوره برای بانک جهانی به این معناست که استاد دانشگاه در پروژه‌های توسعه اقتصادی، کاهش فقر، سیاست‌گذاری مالی، اصلاح ساختار حکمرانی، آموزش، سلامت یا ارزیابی پروژه‌های اقتصادی مشارکت می‌کند.

بر اساس گزارش پایگاه تحقیقاتی آنلاین این دانشگاه، در این مدل استاد صرفاً مقاله علمی نمی‌نویسد؛ بلکه برای یک دولت یا پروژه بین‌المللی تحلیل اقتصادی و راهکار اجرایی تولید می‌کند. برای مثال، پژوهشگران وابسته به LSE در پروژه‌های مرتبط با توسعه اقتصادی، کارایی کمک‌های مالی و سیاست‌های رشد جهانی مشارکت داشته‌اند. نمونه آن پژوهش منتشرشده درباره اثربخشی کمک‌های بانک جهانی است که توسط پژوهشگران وابسته به LSE انجام شده است.

در بسیاری از این پروژه‌ها، استاد دانشگاه به‌عنوان پژوهشگر ارشد (Lead Researcher)، مشاور سیاستی (Policy Adviser) یا تحلیلگر اقتصادی فعالیت می‌کند و دستمزد او از بودجه همان پروژه بین‌المللی پرداخت می‌شود؛ نه از حقوق ثابت دانشگاه.

اقتصاددان دانشگاهی در قلب بحران‌های مالی

صندوق بین‌المللی پول (International Monetary Fund / IMF) یکی دیگر از مهم‌ترین نهادهایی است که بسیاری از استادان LSE با آن همکاری دارند. تحلیلگر IMF معمولاً روی موضوعاتی مثل بحران مالی، تورم، سیاست پولی، بدهی دولت‌ها، اصلاحات اقتصادی و ثبات بازارهای مالی کار می‌کند.

بسیاری از استادان اقتصاد LSE سابقه همکاری مستقیم با IMF، بانک‌های مرکزی و وزارتخانه‌های اقتصاد را دارند. در این ساختار، استاد دانشگاه می‌تواند هم‌زمان عضو هیئت علمی و مشاور اقتصادی پروژه‌های بین‌المللی باشد.

این همکاری‌ها معمولاً به شکل قرارداد پژوهشی، گزارش سیاستی، تحلیل داده اقتصادی، طراحی مدل‌های پیش‌بینی یا مشارکت در کمیته‌های تخصصی انجام می‌شود.

وقتی استاد برای دولت‌ها نسخه اقتصادی می‌نویسد

یکی دیگر از ویژگی‌های مهم LSE، حضور گسترده استادان آن در پروژه‌های مشاوره دولتی (Government Advisory) است. مشاوره دولتی یعنی استاد دانشگاه به‌عنوان متخصص رسمی در طراحی سیاست عمومی، اصلاح اقتصادی، سیاست رفاهی، بازار کار یا تنظیم‌گری مالی مشارکت کند.

براساس داده‌های سایت این دانشگاه، برخی پروژه‌های LSE مستقیماً برای اثرگذاری بر سیاست عمومی طراحی می‌شوند. برای مثال، اسناد رسمی LSE نشان می‌دهد که برخی پروژه‌ها با هدف «تأثیرگذاری بر سیاست حزب کارگر UK» یا همکاری با سیاست‌گذاران توسعه یافته‌اند.

در این مدل، دانشگاه فقط محل آموزش نیست؛ بلکه بخشی از ساختار تصمیم‌سازی دولت محسوب می‌شود و استاد می‌تواند از این همکاری‌ها درآمد مستقل دریافت کند.

همکاری با مؤسسات مالی جهانی؛ از بانک‌ها تا بازار سرمایه

بخش مهمی از درآمد اساتید اقتصاد و مالی LSE از همکاری با مؤسسات مالی بین‌المللی (International Financial Institutions) به دست می‌آید. این همکاری‌ها شامل بانک‌های سرمایه‌گذاری، صندوق‌های مالی، مؤسسات تحلیل ریسک، بازار سرمایه و نهادهای تنظیم‌گر مالی است.

بر اساس داده‌های primary LSE، مرکز بازارهای مالی (Financial Markets Group) در LSE یکی از مهم‌ترین مراکز پژوهش مالی اروپاست که ارتباط مستقیم با صنعت مالی و سیاست‌گذاران اقتصادی دارد. اسناد رسمی دانشگاه نشان می‌دهد این مرکز برای انتقال پژوهش به بازار مالی و سیاست‌گذاری ایجاد شده است.

اینجا دانش اقتصادی فروخته می‌شود

مشاوره اقتصادی (Economic Consulting) یعنی استفاده از دانش اقتصاد، آمار، اقتصادسنجی و تحلیل بازار برای حل مسئله واقعی شرکت‌ها، دولت‌ها یا نهادهای مالی. طبق اسناد رسمی LSE، خدمات مشاوره دانشگاه شامل تحلیل اقتصادی، ارزیابی سیاست، بررسی اثرات اجتماعی، مطالعات بازار، تحلیل مالی و طراحی مدل‌های تصمیم‌گیری است.

درآمد این نوع همکاری معمولاً پروژه‌ای است و استاد بر اساس تخصص و اعتبار علمی خود دستمزد دریافت می‌کند.

استاد رفتار اقتصاد را پیش‌بینی می‌کند

تحلیل بازار (Market Analysis) به معنای بررسی رفتار بازارها، سرمایه‌گذاران، مصرف‌کنندگان و روندهای اقتصادی است. بسیاری از استادان اقتصاد و مالی LSE در زمینه تحلیل بازارهای جهانی، سیاست پولی و ریسک مالی فعالیت می‌کنند.

مرکز CEP و Financial Markets Group دانشگاه دقیقاً برای همین نوع همکاری‌های سیاستی و مالی طراحی شده‌اند.

قراردادهای سیاست‌گذاری؛ دانشگاه در کنار دولت

براساس اعلام سایت پروژه‌های تحقیقاتی و تاثیرگذار دانشگاه، قرارداد سیاست‌گذاری (Policy Contracts) به پروژه‌هایی گفته می‌شود که در آن استاد دانشگاه برای طراحی یا ارزیابی سیاست عمومی با دولت یا نهادهای عمومی همکاری می‌کند.

برای مثال، برخی پروژه‌های LSE مستقیماً برای اصلاح سیاست شهری، سیاست اقلیمی، آموزش، سلامت، مهاجرت و عدالت اجتماعی طراحی شده‌اند.

آموزش اجرایی؛ دانشگاهی برای مدیران و سیاست‌گذاران

آموزش اجرایی (Executive Education) به دوره‌های حرفه‌ای کوتاه‌مدت برای مدیران، سیاست‌گذاران، بانکداران و مدیران شرکت‌ها گفته می‌شود.

در LSE این دوره‌ها یکی از منابع مهم درآمدی دانشگاه و استادان هستند. بسیاری از مدیران دولتی و خصوصی برای آموزش سیاست اقتصادی، مدیریت شهری، مالی و حکمرانی در این دوره‌ها شرکت می‌کنند. اسناد رسمی دانشگاه نشان می‌دهد برخی از این برنامه‌ها با حمایت مستقیم کارفرما و سازمان‌ها تأمین مالی می‌شوند.

دانشگاه به بخشی از اقتصاد جهان تبدیل می‌شود

پروژه‌های مالی جهانی (Global Financial Projects) شامل پروژه‌هایی در حوزه اقتصاد جهانی، توسعه، فقر، بازارهای مالی، سیاست پولی، تغییرات اقلیمی و سرمایه‌گذاری بین‌المللی است.

بسیاری از این پروژه‌ها از سوی دولت‌ها، اتحادیه اروپا، بانک جهانی، بنیادهای مالی و نهادهای بین‌المللی تأمین مالی می‌شوند. مراکز پژوهشی LSE مانند STICERD و CEP نیز بخشی از بودجه خود را از همین مسیرها دریافت می‌کنند.

استاد رفتار اقتصاد را پیش‌بینی می‌کند

تحلیل بازار (Market Analysis) به معنای بررسی رفتار بازارها، سرمایه‌گذاران، مصرف‌کنندگان و روندهای اقتصادی است. بسیاری از استادان اقتصاد و مالی LSE در زمینه تحلیل بازارهای جهانی، سیاست پولی و ریسک مالی فعالیت می‌کنند.

مرکز CEP و Financial Markets Group دانشگاه دقیقاً برای همین نوع همکاری‌های سیاستی و مالی طراحی شده‌اند.

قراردادهای سیاست‌گذاری؛ دانشگاه در کنار دولت

براساس اعلام سایت پروژه‌های تحقیقاتی و تاثیرگذار دانشگاه، قرارداد سیاست‌گذاری (Policy Contracts) به پروژه‌هایی گفته می‌شود که در آن استاد دانشگاه برای طراحی یا ارزیابی سیاست عمومی با دولت یا نهادهای عمومی همکاری می‌کند.

برای مثال، برخی پروژه‌های LSE مستقیماً برای اصلاح سیاست شهری، سیاست اقلیمی، آموزش، سلامت، مهاجرت و عدالت اجتماعی طراحی شده‌اند.

آموزش اجرایی؛ دانشگاهی برای مدیران و سیاست‌گذاران

آموزش اجرایی (Executive Education) به دوره‌های حرفه‌ای کوتاه‌مدت برای مدیران، سیاست‌گذاران، بانکداران و مدیران شرکت‌ها گفته می‌شود.

در LSE این دوره‌ها یکی از منابع مهم درآمدی دانشگاه و استادان هستند. بسیاری از مدیران دولتی و خصوصی برای آموزش سیاست اقتصادی، مدیریت شهری، مالی و حکمرانی در این دوره‌ها شرکت می‌کنند. اسناد رسمی دانشگاه نشان می‌دهد برخی از این برنامه‌ها با حمایت مستقیم کارفرما و سازمان‌ها تأمین مالی می‌شوند.

دانشگاه به بخشی از اقتصاد جهان تبدیل می‌شود

پروژه‌های مالی جهانی (Global Financial Projects) شامل پروژه‌هایی در حوزه اقتصاد جهانی، توسعه، فقر، بازارهای مالی، سیاست پولی، تغییرات اقلیمی و سرمایه‌گذاری بین‌المللی است.

بسیاری از این پروژه‌ها از سوی دولت‌ها، اتحادیه اروپا، بانک جهانی، بنیادهای مالی و نهادهای بین‌المللی تأمین مالی می‌شوند. مراکز پژوهشی LSE مانند STICERD و CEP نیز بخشی از بودجه خود را از همین مسیرها دریافت می‌کنند.

دانشگاهی که «رفاه اجتماعی» را به پروژه اقتصادی تبدیل کرد

دانشگاه هلسینکی قدیمی‌ترین و مهم‌ترین دانشگاه فنلاند است؛ دانشگاهی که ریشه آن به سال ۱۶۴۰ میلادی بازمی‌گردد و امروز به‌عنوان مهم‌ترین مرکز علمی شمال اروپا در حوزه علوم انسانی، علوم اجتماعی، آموزش، سیاست‌گذاری عمومی، سلامت و مطالعات رفاه شناخته می‌شود. این دانشگاه در شهر هلسینکی، پایتخت فنلاند، قرار دارد و بخش مهمی از ساختار علمی و تصمیم‌سازی این کشور را تشکیل می‌دهد.

برخلاف بسیاری از دانشگاه‌های مشهور جهان که هویت آن‌ها بیشتر به صنعت یا بازار مالی گره خورده، دانشگاه هلسینکی بر «حل مسئله اجتماعی» تمرکز دارد؛ یعنی پژوهش دانشگاه باید مستقیماً به حل مشکلات واقعی جامعه کمک کند. همین مسئله باعث شده مدل درآمدی اعضای هیئت علمی آن نیز تفاوت محسوسی با مدل سنتی حقوق ثابت داشته باشد. در این دانشگاه، استاد علوم انسانی فقط مدرس دانشگاه نیست؛ او می‌تواند طراح سیاست آموزشی، مشاور سلامت روان، تحلیلگر رفاه اجتماعی، پژوهشگر مهاجرت یا مشاور سیاست‌گذاری دیجیتال باشد.

جایگاهی فراتر از یک دانشگاه منطقه‌ای

بر اساس رتبه‌بندی QS World University Rankings 2024، دانشگاه هلسینکی در رتبه حدود ۱۱۵ جهان قرار گرفته است؛ جایگاهی که آن را در میان معتبرترین دانشگاه‌های اروپا قرار می‌دهد. در همین رتبه‌بندی، دانشگاه تهران در بازه حدود ۴۰۰–۴۵۰ جهان قرار دارد. این اختلاف نشان می‌دهد دانشگاه هلسینکی اگرچه در سطح هاروارد یا آکسفورد نیست، اما همچنان فاصله قابل توجهی با دانشگاه‌های ایران دارد و در دسته دانشگاه‌های تحقیق‌محور قدرتمند اروپا قرار می‌گیرد.

در رتبه‌بندی موضوعی QS نیز دانشگاه هلسینکی در حوزه‌هایی مانند آموزش و پرورش (Education)، علوم اجتماعی (Social Sciences)، روان‌شناسی (Psychology)، مطالعات توسعه (Development Studies) و علوم محیطی (Environmental Sciences) جایگاه بالایی دارد. برای مثال، در برخی زیرشاخه‌های علوم تربیتی و آموزش، این دانشگاه در میان ۵۰ دانشگاه برتر جهان قرار گرفته است.

این در حالی است که دانشگاه تهران و حتی دانشگاه علامه طباطبایی، اگرچه در برخی حوزه‌های علوم انسانی جایگاه منطقه‌ای مناسبی دارند، اما در بسیاری از رتبه‌بندی‌های موضوعی هنوز فاصله محسوسی با دانشگاه‌های شمال اروپا دارند. نکته مهم‌تر این است که این اختلاف فقط به مقاله و آموزش مربوط نمی‌شود؛ بلکه به ساختار تأمین مالی پژوهش و نقش استاد در حل مسائل اجتماعی نیز مرتبط است.

در فنلاند، بخش مهمی از اعتبار دانشگاه‌ها به «اثر اجتماعی پژوهش» وابسته است؛ یعنی این‌که یک پروژه دانشگاهی تا چه اندازه توانسته بر آموزش، سلامت، رفاه یا سیاست عمومی اثر واقعی بگذارد. همین موضوع، ساختار درآمدی اعضای هیئت علمی را نیز تغییر داده است.


حل مسئله اجتماعی؛ ستون اصلی مدل درآمدی دانشگاه

حل مسئله اجتماعی (Societal Problem Solving) مفهومی کلیدی در نظام دانشگاهی فنلاند است. در این مدل، دانشگاه فقط محل تولید مقاله علمی نیست؛ بلکه باید برای مشکلات واقعی جامعه راه‌حل تولید کند.

برای مثال، اگر استادی روی سلامت روان نوجوانان، بحران مهاجرت، آموزش دیجیتال، سالمندی جمعیت، رفاه اجتماعی یا نابرابری آموزشی
کار کند، این پژوهش می‌تواند مستقیماً وارد پروژه‌های دولتی یا شهری شود و بودجه دریافت کند.

بر اساس اسناد رسمی دانشگاه هلسینکی، بخش مهمی از funding پروژه‌های علوم انسانی و اجتماعی از طریق همکاری با دولت فنلاند، شهرداری‌ها، اتحادیه اروپا و نهادهای رفاهی تأمین می‌شود. این بودجه‌ها فقط برای پژوهش نظری نیستند؛ بلکه برای اجرای راهکارهای عملی در جامعه هزینه می‌شوند.

در بسیاری از پروژه‌ها، استاد دانشگاه به‌عنوان پژوهشگر ارشد (Lead Researcher)، مشاور سیاستی (Policy Adviser) یا مدیر پروژه اجتماعی فعالیت می‌کند و بخشی از حقوق یا درآمد مکمل او از همان پروژه تأمین می‌شود.

پژوهش رفاه؛ از دانشگاه تا وزارتخانه

یکی از مهم‌ترین حوزه‌های درآمدی اعضای هیئت علمی دانشگاه هلسینکی، پروژه‌های مرتبط با «دولت رفاه» (Welfare State Research) است. اساتید علوم اجتماعی، سیاست‌گذاری عمومی و آموزش در پروژه‌هایی درباره اصلاح نظام آموزشی، سلامت روان، کاهش فقر، برابری جنسیتی و سیاست‌های خانواده فعالیت می‌کنند.

این پروژه‌ها معمولاً از سوی وزارت آموزش فنلاند، وزارت سلامت، شورای پژوهش فنلاند (Research Council of Finland) و برنامه‌های اتحادیه اروپا تامین مالی می‌شوند.

برای مثال، شورای پژوهش فنلاند در سال‌های اخیر ده‌ها میلیون یورو برای پروژه‌های مرتبط با رفاه اجتماعی، سلامت و آموزش اختصاص داده است و دانشگاه هلسینکی یکی از اصلی‌ترین دریافت‌کنندگان این بودجه‌ها محسوب می‌شود.

آموزش دیجیتال؛ بازاری تازه برای علوم انسانی

یکی دیگر از مسیرهای درآمدی مهم در دانشگاه هلسینکی، پروژه‌های آموزش دیجیتال (Digital Education) است. پس از همه‌گیری کرونا، فنلاند سرمایه‌گذاری گسترده‌ای روی تحول دیجیتال آموزش انجام داد و دانشگاه هلسینکی به یکی از مراکز اصلی این پروژه‌ها تبدیل شد.

در این مدل، استاد علوم تربیتی یا روان‌شناسی فقط تدریس نمی‌کند؛ بلکه طراحی پلتفرم آموزشی، تحلیل رفتار یادگیری، سیاست‌گذاری آموزش آنلاین و ارزیابی کیفیت آموزش دیجیتال را انجام می‌دهد.

بسیاری از این پروژه‌ها با حمایت دولت فنلاند و اتحادیه اروپا اجرا می‌شوند و برای استادان درآمد پژوهشی و اجرایی ایجاد می‌کنند.

اقدامات دانشگاه هلسینکی در حوزه سلامت روان

سلامت روان (Mental Health Research) یکی از مهم‌ترین حوزه‌های پژوهشی دانشگاه هلسینکی است. فنلاند در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری قابل توجهی روی پروژه‌های سلامت روان، پیشگیری از افسردگی و سلامت نوجوانان انجام داده و دانشگاه هلسینکی در مرکز این پروژه‌ها قرار دارد.

در این پروژه‌ها، اعضای هیئت علمی علوم اجتماعی، روان‌شناسی و آموزش با بیمارستان‌ها، شهرداری‌ها، وزارت سلامت و سازمان‌های رفاهی همکاری می‌کنند. این همکاری‌ها فقط پژوهشی نیست؛ بلکه بخشی از خدمات عمومی کشور محسوب می‌شود.

همکاری با اتحادیه اروپا؛ درآمدی فراتر از بودجه دانشگاه

بخش قابل توجهی از درآمد پژوهشی استادان دانشگاه هلسینکی از پروژه‌های اتحادیه اروپا تأمین می‌شود؛ به‌ویژه پروژه‌های تغییرات اقلیمی، مهاجرت، عدالت اجتماعی، تحول دیجیتال و سیاست رفاهی. در بسیاری از این پروژه‌ها، دانشگاه هلسینکی نقش هماهنگ‌کننده (Coordinator) دارد؛ یعنی نه‌تنها پژوهش انجام می‌دهد، بلکه مدیریت مالی و اجرایی پروژه را نیز برعهده می‌گیرد.

همین مسئله باعث شده بسیاری از استادان علوم انسانی و اجتماعی این دانشگاه، علاوه بر حقوق ثابت، از مدیریت پروژه، گرنت‌های اروپایی و همکاری‌های بین‌المللی نیز درآمد مکمل داشته باشند.

دانشگاهی که مقاله را کافی نمی‌داند

مهم‌ترین تفاوت دانشگاه هلسینکی با بسیاری از مدل‌های سنتی دانشگاهی این است که در این ساختار، مقاله علمی پایان کار نیست. استاد زمانی موفق تلقی می‌شود که پژوهش او بتواند یک سیاست عمومی را تغییر دهد، یک بحران اجتماعی را کاهش دهد یا یک مسئله واقعی جامعه را حل کند.

به همین دلیل، نظام درآمدی اعضای هیئت علمی نیز فقط بر پایه حقوق اداری تعریف نشده است. بخشی از اعتبار و درآمد استاد، مستقیماً به میزان اثرگذاری اجتماعی پژوهش او وابسته است؛ مدلی که تفاوت جدی با ساختار فعلی بسیاری از دانشگاه‌های ایران دارد.

دانشگاهی کوچک در شمال اروپا با مدلی متفاوت از درآمد دانشگاهی

دانشگاه تارتو قدیمی‌ترین و مهم‌ترین دانشگاه استونی است؛ دانشگاهی که در سال ۱۶۳۲ میلادی تأسیس شد و امروز مهم‌ترین مرکز علمی منطقه بالتیک در حوزه علوم انسانی، علوم اجتماعی، فناوری، سیاست‌گذاری دیجیتال و مطالعات اروپایی محسوب می‌شود. این دانشگاه در شهر تارتو، دومین شهر بزرگ استونی، قرار دارد و بخش مهمی از نخبگان سیاسی، اقتصادی و فناورانه این کشور در آن تحصیل کرده‌اند.

اگرچه تارتو از نظر اندازه یا شهرت جهانی قابل مقایسه با هاروارد یا LSE نیست، اما در اروپا به‌عنوان نمونه موفق «دانشگاه دیجیتال و دولت‌محور» شناخته می‌شود؛ دانشگاهی که به‌شدت با پروژه‌های حکمرانی دیجیتال، دولت الکترونیک، امنیت سایبری، آموزش آنلاین و سیاست‌گذاری فناوری پیوند خورده است. همین مسئله باعث شده مدل درآمدی اعضای هیئت علمی آن نیز فقط بر پایه حقوق ثابت دانشگاهی تعریف نشود.

در دانشگاه تارتو، بسیاری از استادان علوم انسانی و اجتماعی علاوه بر تدریس، در پروژه‌های دولت الکترونیک، تحلیل سیاست عمومی، امنیت سایبری، اتحادیه اروپا، تحول دیجیتال و توسعه خدمات هوشمند دولتی فعالیت می‌کنند. در واقع این دانشگاه بخشی از موتور «استونی دیجیتال» به شمار می‌رود؛ کشوری که امروز یکی از پیشرفته‌ترین دولت‌های الکترونیک جهان را دارد.


جایگاهی نزدیک‌تر به دانشگاه‌های ایران؛ اما با ساختاری متفاوت

بر اساس رتبه‌بندی QS World University Rankings 2024، دانشگاه تارتو در بازه حدود ۳۵۰ جهان قرار دارد؛ جایگاهی که آن را نسبت به دانشگاه‌های ایران قابل مقایسه‌تر می‌کند. در همین رتبه‌بندی، دانشگاه تهران در بازه حدود ۴۰۰–۴۵۰ جهان قرار گرفته است. این یعنی فاصله رتبه‌ای تارتو و دانشگاه تهران نسبتاً محدودتر از فاصله ایران با دانشگاه‌هایی مانند هاروارد یا LSE است.

در رتبه‌بندی Times Higher Education نیز دانشگاه تارتو معمولاً در بازه ۲۵۰ تا ۳۵۰ جهان قرار می‌گیرد؛ جایگاهی که آن را در میان دانشگاه‌های معتبر اروپای شرقی و شمال اروپا تثبیت کرده است. این در حالی است که دانشگاه تهران و بسیاری از دانشگاه‌های علوم انسانی ایران در همین رتبه‌بندی معمولاً در بازه ۳۰۰ تا ۵۰۰ قرار دارند.

نکته مهم اینجاست که قدرت دانشگاه تارتو بیشتر در حوزه‌هایی دیده می‌شود که مستقیماً با «اقتصاد دیجیتال» و «حکمرانی هوشمند» مرتبط هستند. برای مثال، این دانشگاه در علوم رایانه، مطالعات اروپایی، علوم سیاسی، حکومت دیجیتال و امنیت سایبری عملکرد قابل توجهی دارد. بسیاری از استادان این دانشگاه نه‌فقط پژوهشگر، بلکه شریک اجرایی پروژه‌های ملی و اروپایی هستند.

دانشگاهی که با «دولت دیجیتال» درآمد تولید می‌کند

مهم‌ترین ویژگی خاص درآمدی دانشگاه تارتو، ارتباط مستقیم آن با پروژه‌های دولت الکترونیک (E-Government)، حکمرانی دیجیتال (Digital Governance) و خدمات هوشمند دولتی است.

استونی یکی از نخستین کشورهایی بود که تقریباً تمام خدمات عمومی خود—از مالیات و بانکداری تا رأی‌گیری و سلامت—را دیجیتالی کرد. دانشگاه تارتو یکی از مراکز اصلی طراحی، پژوهش و توسعه این زیرساخت‌ها بوده است.

به همین دلیل، بسیاری از استادان علوم انسانی، حقوق، علوم سیاسی، مدیریت عمومی و علوم داده در پروژه‌هایی فعالیت می‌کنند که مستقیماً از سوی دولت استونی، اتحادیه اروپا، برنامه‌های تحول دیجیتال اروپا و نهادهای امنیت سایبری تأمین مالی می‌شوند.

بر اساس اسناد رسمی دانشگاه، یکی از محورهای اصلی درآمد پژوهشی تارتو مشارکت در پروژه‌های European Digital Innovation و برنامه Horizon Europe است. در این پروژه‌ها، استاد دانشگاه می‌تواند تحلیلگر سیاست دیجیتال، مشاور امنیت سایبری، پژوهشگر داده یا مدیر پروژه تحول دیجیتال باشد و بخشی از درآمد او از بودجه همین پروژه‌ها تأمین شود.

حکمرانی دیجیتال؛ جایی که علوم انسانی وارد فناوری می‌شود

حکمرانی دیجیتال (Digital Governance) به استفاده از فناوری برای اداره دولت، خدمات عمومی و سیاست‌گذاری گفته می‌شود.

در دانشگاه تارتو، این حوزه یکی از مهم‌ترین منابع گرنت پژوهشی و قراردادهای تخصصی است. برای مثال، استادان علوم اجتماعی و سیاست عمومی در پروژه‌هایی درباره رأی‌گیری آنلاین، هویت دیجیتال، امنیت اطلاعات شهروندان، شفافیت دولت و خدمات الکترونیک عمومی فعالیت می‌کنند.

این پروژه‌ها معمولاً فقط دانشگاهی نیستند؛ بلکه بخشی از زیرساخت اجرایی کشور محسوب می‌شوند. همین موضوع باعث شده اعضای هیئت علمی بتوانند از طریق قراردادهای پژوهشی، مشاوره تخصصی، مدیریت پروژه، و همکاری بین‌المللی درآمد مکمل دریافت کنند.

اتحادیه اروپا؛ منبع اصلی گرنت‌های علوم انسانی

برخلاف بسیاری از دانشگاه‌های کوچک اروپایی که وابستگی شدیدی به بودجه دولت دارند، بخش مهمی از funding دانشگاه تارتو از پروژه‌های اتحادیه اروپا تأمین می‌شود. برنامه Horizon Europe، صندوق‌های دیجیتال اروپا و پروژه‌های European Research Council از مهم‌ترین منابع درآمد پژوهشی این دانشگاه هستند.

برای مثال، استادان حوزه علوم اجتماعی و فناوری در پروژه‌هایی درباره هوش مصنوعی و حکومت، دموکراسی دیجیتال، اخلاق فناوری و مقابله با اطلاعات جعلی فعالیت می‌کنند. در بسیاری از این پروژه‌ها، بودجه فقط صرف پژوهش نمی‌شود؛ بلکه بخشی از حقوق اعضای تیم علمی، پژوهشگران پسادکتری و حتی سهم زمانی استاد دانشگاه نیز از همان پروژه تأمین می‌شود.

امنیت سایبری؛ حوزه‌ای که دانشگاه را به دولت وصل می‌کند

یکی از مهم‌ترین حوزه‌های همکاری دانشگاه تارتو با دولت و اتحادیه اروپا، امنیت سایبری (Cybersecurity) است. استونی پس از حملات سایبری گسترده سال ۲۰۰۷، سرمایه‌گذاری بزرگی روی امنیت دیجیتال انجام داد و دانشگاه تارتو به یکی از مراکز علمی اصلی این حوزه تبدیل شد.

امروز بسیاری از استادان این دانشگاه در پروژه‌های امنیت داده، حفاظت زیرساخت دیجیتال، امنیت خدمات عمومی آنلاین و مقابله با حملات سایبری مشارکت دارند. این پروژه‌ها معمولاً با حمایت اتحادیه اروپا، وزارت اقتصاد استونی و نهادهای امنیت فناوری تأمین مالی می‌شوند و برای اعضای هیئت علمی درآمد پژوهشی قابل توجهی ایجاد می‌کنند.

آموزش آنلاین؛ بازار تازه علوم انسانی

یکی دیگر از مسیرهای درآمدی مهم دانشگاه تارتو، آموزش دیجیتال و آموزش بین‌المللی آنلاین است. این دانشگاه در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری گسترده‌ای روی دوره‌های آنلاین، آموزش مهارت دیجیتال، آموزش سیاست‌گذاری فناوری و دوره‌های تخصصی دولت الکترونیک انجام داده است.

بخشی از این برنامه‌ها برای کارمندان دولت‌ها، مدیران عمومی و متخصصان فناوری طراحی می‌شود و استادان در قالب آموزش حرفه‌ای (Professional Training) یا آموزش اجرایی (Executive Education) از آن درآمد کسب می‌کنند.

دانشگاهی که علوم انسانی را وارد اقتصاد دیجیتال کرد

مهم‌ترین تفاوت دانشگاه تارتو با بسیاری از دانشگاه‌های منطقه این است که علوم انسانی در آن صرفاً حوزه نظری تلقی نمی‌شود. در این مدل، استاد علوم اجتماعی یا سیاست عمومی می‌تواند مستقیماً در طراحی ساختار دولت دیجیتال، امنیت سایبری، سیاست فناوری و خدمات عمومی مشارکت کند.

به همین دلیل، درآمد اعضای هیئت علمی نیز فقط به حقوق ثابت اداری محدود نیست. بخشی از درآمد آنان از گرنت‌های اروپایی، پروژه‌های دولت دیجیتال، مشاوره سیاستی، امنیت سایبری و آموزش حرفه‌ای تأمین می‌شود؛ مدلی که در بسیاری از دانشگاه‌های علوم انسانی ایران هنوز ساختار منسجم و گسترده‌ای ندارد.

استادی که در جهان مسئله حل می‌کند؛ در ایران هنوز حقوق می‌گیرد

بررسی این سه دانشگاه نشان می‌دهد اگرچه مدل‌های درآمدی آن‌ها با یکدیگر تفاوت دارد، اما یک نقطه مشترک میان همه آن‌ها دیده می‌شود؛ در هیچ‌کدام، حقوق استاد صرفاً به حقوق ثابت اداری محدود نیست. در واقع، علوم انسانی در این دانشگاه‌ها صرفاً مجموعه‌ای از رشته‌های نظری و آموزشی نیست؛ بلکه بخشی از ساختار اجرایی دولت، اقتصاد و جامعه محسوب می‌شود. همین مسئله باعث شده دانشگاه بتواند برای استاد خود «بازار تخصص» ایجاد کند؛ بازاری که در آن تجربه، تحلیل، دانش و توان حل مسئله به منبع درآمد تبدیل می‌شود.

در مقابل، ساختار رایج آموزش عالی ایران به‌ویژه در حوزه علوم انسانی هنوز تا حد زیادی بر پایه حقوق ثابت اداری و ارتقای سنتی هیئت علمی عمل می‌کند. اگرچه در سال‌های اخیر تلاش‌هایی برای توسعه گرنت‌های پژوهشی، قراردادهای بیرونی و ارتباط با صنعت انجام شده، اما در بسیاری از موارد، علوم انسانی هنوز پیوند گسترده و پایدار با بازار سیاست‌گذاری، اقتصاد، مدیریت شهری، خدمات عمومی و پروژه‌های اجرایی پیدا نکرده است.

در بسیاری از دانشگاه‌های ایران، استاد علوم انسانی همچنان بیشتر به‌عنوان نیروی آموزشی و پژوهشی تعریف می‌شود تا «حل‌کننده مسئله»؛ در حالی که تجربه دانشگاه‌های بررسی‌شده نشان می‌دهد بخش مهمی از درآمد و اعتبار دانشگاه‌های مدرن دقیقاً از توان تبدیل دانش نظری به خدمت اجرایی، تحلیل تخصصی و تصمیم‌سازی عمومی آغاز می‌شود،

نکته مهم‌تر آن است که حتی دانشگاهی مانند تارتو که از نظر رتبه جهانی فاصله چندانی با برخی دانشگاه‌های ایران ندارد، همچنان در مدل درآمدی اعضای هیئت علمی ساختاری متفاوت دارد؛ ساختاری که در آن استاد علوم انسانی می‌تواند از مسیر پروژه‌های اتحادیه اروپا، دولت دیجیتال، آموزش حرفه‌ای و سیاست فناوری درآمد مکمل کسب کند. این مسئله نشان می‌دهد تفاوت صرفاً به میزان ثروت یا رتبه دانشگاه مربوط نیست، بلکه به نوع تعریف دانشگاه از نقش استاد بازمی‌گردد.

شاید مهم‌ترین نکته این مقایسه آن باشد که در بسیاری از دانشگاه‌های جهان، علوم انسانی نه هزینه اضافی دانشگاه، بلکه بخشی از موتور اقتصادی، مدیریتی و سیاستی کشور محسوب می‌شود. تا زمانی که این نگاه در ساختار آموزش عالی ایران شکل نگیرد، فاصله دانشگاه ایرانی با مدل‌های جهانی فقط در رتبه‌بندی‌ها باقی نخواهد ماند؛ بلکه در شیوه تعریف «کارکرد استاد دانشگاه» نیز ادامه پیدا می‌کند.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1305556

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha