به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، هر سال که فراخوان پذیرش دستیار تخصصی منتشر میشود، جای خالی متقاضیان در رشته طب اورژانس بیش از پیش به چشم میآید. رشتهای که روزگاری برای راهاندازی آن در کشور هزینه شد تا اورژانسهای بیمارستانی از سرپاییهای موقت نجات یابند، حالا خود با بحرانی جدید دستوپنجه نرم میکند. کمبود نیروی متخصص. بحرانی که مسئولان را بهاجبار به سمت سیاستهایی مثل جذب بدون آزمون سوق داده است.
در ادامه خبرنگار ایسکانیوز با محمد جلیلی رئیس مرکز جذب اعضای هیئت علمی وزارت بهداشت و عضو هیئتعلمی گروه طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی تهران گفتوگو کردهاست که میخوانید.
جذب دانشجو بدون آزمون در مقابل آزمون متمرکز تا چه حد موفق بوده؟
در چند سال اخیر، جذب بدون آزمون تا حدی موفق بوده است. تعداد پذیرش از مسیرهای مختلف در دانشگاههای مختلف متفاوت است. روند کلی این است که ابتدا آزمون برگزار میشود و افراد پذیرفته میشوند. اگر ظرفیت خالی ماند، از دو مسیر دیگر اقدام میشود: اول، دانشجویانی که بلافاصله پس از پایان دوره اینترنی وارد رشته میشوند و دوم، فارغالتحصیلانی که در مصاحبه شرکت میکنند.
در مجموع، در هر سه مسیر، شرکتکنندگان خوبی داشتهایم. دستیاران ما، دستیاران خوبی هستند و اتفاقاً با تأمل و فکر بیشتری این رشته را انتخاب میکنند. وقتی فقط امتحان میدهید و دانشگاهها را انتخاب میکنید، ممکن است صرفاً یک گزینه را انتخاب کنید. اما کسی که مصاحبه میشود و درخواست میدهد، با دید بازتر و شناخت بیشتری اقدام میکند.
تعداد پذیرش از طریق آزمون و مسیر بدون آزمون (مصاحبه) تقریباً برابر بوده است. این ایده که اگر بدون آزمون جذب صورت گیرد، تمایل افزایش مییابد، تا حدی درست است. امسال به دلیل اینکه تعدادی از افرادی که در سالهای قبل شامل نمیشدند، توانستند شرکت کنند، میزان جذب بیشتر بود. ممکن است در سال آینده این روند کمی تغییر کند.
در گذشته، روش پذیرش دستیار در بسیاری از رشتهها به همین شکل بود؛ یعنی آزمون متمرکز وجود نداشت و افراد از طریق مصاحبه با دپارتمان انتخاب میشدند. اما با افزایش تعداد متقاضیان و پیچیدگی فرایندها، آزمون متمرکز رایج شد. اکنون، وجود این دو گونه روش پذیرش (آزمون و مصاحبه) تا حدی روند را تسهیل کرده است.
در سالهایی که من بررسی میکردم، افراد تمایل داشتند رشتهای را انتخاب کنند که آینده شغلی بهتری داشته باشد. محاسبه آنها بر اساس آینده شغلی و درآمد صورت میگرفت.
هدف از برگزاری آزمون دستیاری چیست؟
در واقع، هدف از برگزاری آزمون دستیاری تعیین امتیاز برای اولویتبندی است. به این معنی نیست که اگر کسی در این امتحان نمره بالاتری آورد، الزاماً پزشک متبحرتری است. بلکه امتیازی است که حق انتخاب اولویت را به او میدهد؛ این یک مکانیزم رتبهبندی است.
در رشتهای که متقاضی ندارد، بحث رقابت مطرح نیست. اگر افراد از طریق مصاحبه و بررسی مستندات انتخاب شوند، از نظر فنی اشکالی ایجاد نمیکند. چون همه افراد پزشک هستند و واجد شرایط ورود به این رشتهها میباشند. البته تفاوتهایی وجود دارد؛ ممکن است یک پزشک برای رشتهای مناسبتر باشد و برای رشته دیگر نیاز به مهارت بیشتری داشته باشد. در رشتهای که جذابیت و محدودیت تعداد پذیرش وجود دارد، رقابت شکل میگیرد. اما در رشتهای مانند اورژانس که متقاضی آن کم است، این وضعیت متفاوت است.
تجربه چند سال گذشته نشان داده است که نیروهایی که از طریق مصاحبه یا سیستم یکپارچه اینترنتی جذب شدهاند، اغلب دانشجویان خوبی بودهاند و عملکرد موفقی داشتهاند. اما اینکه توجه و اقبال به این رشته کم است، ناشی از نادیده گرفتن این واقعیت است که نمیتوان افراد را مجبور به انجام کاری کرد که توجیه کافی (بهویژه از نظر مالی) برای انجام آن وجود ندارد.
دلایل عدم جذابیت رشته طب اورژانس برای دانشجویان چیست؟
اگرکاری سخت، پرزحمت و با شرایط ناپایدار باشد و در عین حال وضعیت استخدامی و شغلی مشخصی هم نداشته باشد، افراد طبیعتاً به سمت آن گرایش پیدا نمیکنند. در حالی که در مشاغل دیگر این چالشها وجود ندارد.
وقتی برای این مسائل فکری نمیشود، افراد طبیعتاً به سمت مشاغلی میروند که با زحمت کمتر، درآمد بیشتری داشته باشد. این دلیل انتخاب هر شغلی است.
مهمترین کاری که باید برای این معضل انجام شود، اندیشیدن به چرایی آن است؛ چرا در رشتهای که به نظر میرسد مورد نیاز حاکمیت و کشور است (یعنی ارائه خدمات اورژانس خوب نیاز کشور است)، این مسائل معیشتی رزیدنتهای این رشته بر طرف نمیشود ؟
حدود ۲۰-۲۱ سال پیش، این رشته در کشور وجود نداشت. اورژانسها متولی مشخصی نداشتند و پزشکان بهصورت موقت در آنجا کار میکردند و صرفاً میخواستند زمان بگذرد و از آنجا خارج شوند. تجربه، دانش تخصصی و نگاه حرفهای وجود نداشت. راهکاری که در دنیا تجربه شد و اینجا هم پیاده شد، ایجاد این رشته تخصصی بود. اگر این ایده درست و کاربردی است (که هست)، پس باید امکانات لازم برای آن فراهم شود. به جای اینکه افراد را مجبور کنیم، باید کاری کنیم که این رشته جذابیت پیدا کند.
وضعیت رشته طب اورژانس در خارج از کشور چگونه است؟
در حال حاضر، بخش قابل توجهی از فارغالتحصیلان بورسیه، قصد مهاجرت دارند. این رشته در خارج از کشور بسیار پرمتقاضی است. تعداد زیادی از همکاران ما مهاجرت کردهاند یا برنامه جدی برای رفتن دارند. اخیراً یکی از همکاران عکسی از محل کار خود در کشورهای حوزه خلیج فارس فرستاده بود که شیفت چند پزشک را نشان میداد؛ ۵ نفر در عکس بودند که همگی همکاران ما بودند. این اتفاق طبیعی است.
چالشهای معیشتی که دانشجویان طب اورژانس با آن مواجهاند چیست؟
مثلاً، خیلی از افراد از اینکه مستقیماً بیمار را میبینند و اثر کارشان را بلافاصله مشاهده میکنند، لذت میبرند. اینکه کار محدود به شیفت است و پس از پایان آن، مسئولیت مستقیمی نداری، یک مزیت محسوب میشود. همچنین، امکان برنامهریزی کار به این شکل، خوب است.
اما این موارد تنها در صورتی جذابیت خواهند داشت که حداقلهای معیشتی فراهم باشد. فقط بحث مقدار دریافتی فعلی نیست. مشاغلی که نمیتوان برای مدت طولانی ادامه داد، باید در مقطعی دریافتی بسیار بالایی داشته باشند یا راهکاری برای دوران بازنشستگی پیشبینی شود. نمیتوان انتظار داشت فردی پس از ۲۰-۲۵ سال کار، همانند یک فرد جوان توانایی و انرژی کاری را داشته باشد. در این شرایط، درآمد طبیعی است که کاهش پیدا میکند. این در حالی است که در بسیاری از رشتههای دیگر، مسیرهایی مانند مطب شخصی یا سهام بیمارستان وجود دارد که امکان کسب درآمد با کار سبکتر را فراهم میکند.
وضعیت تناسب استاد به دانشجو در رشته اورژانس چگونه است؟
ما در مقطعی با این مشکل مواجه شدیم که تعداد برنامههای آموزش دستیاری بهصورت بیرویه افزایش یافت، در حالی که تعداد اعضای هیئت علمی ثابت ماند. این موضوع باعث شد نسبت استاد به دانشجو از حد مطلوب فاصله بگیرد. خوشبختانه امسال با تمهیداتی که اندیشیده شد، وضعیت بهتری داریم و امیدواریم این روند بهبود یابد تا بتوانیم نیروی متخصص مورد نیاز کشور را تامین کنیم.
با این حال، به نظر میرسد در سالهای آینده، بحرانی از نظر تامین نیروی متخصص برای اورژانسها وجود داشته باشد. این ممکن است ما را به سمت فرمول قبلی، یعنی جذب بدون آزمون، بازگرداند.
جذب دانشجو بدون آزمون در مقابل آزمون متمرکزتا چه حد موفق بوده؟
در چند سال اخیر، جذب بدون آزمون تا حدی موفق بوده است. تعداد پذیرش از مسیرهای مختلف در دانشگاههای مختلف متفاوت است. روند کلی این است که ابتدا آزمون برگزار میشود و افراد پذیرفته میشوند. اگر ظرفیت خالی ماند، از دو مسیر دیگر اقدام میشود: اول، دانشجویانی که بلافاصله پس از پایان دوره اینترنی وارد رشته میشوند و دوم، فارغالتحصیلانی که در مصاحبه شرکت میکنند.
در مجموع، در هر سه مسیر، شرکتکنندگان خوبی داشتهایم. دستیاران ما، دستیاران خوبی هستند و اتفاقاً با تأمل و فکر بیشتری این رشته را انتخاب میکنند. وقتی فقط امتحان میدهید و دانشگاهها را انتخاب میکنید، ممکن است صرفاً یک گزینه را انتخاب کنید. اما کسی که مصاحبه میشود و درخواست میدهد، با دید بازتر و شناخت بیشتری اقدام میکند.
تعداد پذیرش از طریق آزمون و مسیر بدون آزمون (مصاحبه) تقریباً برابر بوده است. این ایده که اگر بدون آزمون جذب صورت گیرد، تمایل افزایش مییابد، تا حدی درست است. امسال به دلیل اینکه تعدادی از افرادی که در سالهای قبل شامل نمیشدند، توانستند شرکت کنند، میزان جذب بیشتر بود. ممکن است در سال آینده این روند کمی تغییر کند.
در گذشته، روش پذیرش دستیار در بسیاری از رشتهها به همین شکل بود؛ یعنی آزمون متمرکز وجود نداشت و افراد از طریق مصاحبه با دپارتمان انتخاب میشدند. اما با افزایش تعداد متقاضیان و پیچیدگی فرایندها، آزمون متمرکز رایج شد. اکنون، وجود این دو گونه روش پذیرش (آزمون و مصاحبه) تا حدی روند را تسهیل کرده است.
در سالهایی که من بررسی میکردم، افراد تمایل داشتند رشتهای را انتخاب کنند که آینده شغلی بهتری داشته باشد. محاسبه آنها بر اساس آینده شغلی و درآمد صورت میگرفت.
برای رسیدن به تناسب مطلوب میان استاد و دانشجو چه اقدامی باید صورت گیرد؟
برای اینکه بتوانیم هیئت علمی مورد نیاز را متناسب با افزایش ظرفیتها تأمین کنیم، حتماً لازم است که فراخوانها را دقیقاً بر اساس مقررات «هیئت عالی» پیش ببریم؛ به گونهای که بتوانیم حداقل دو بار در سال فراخوان برگزار کنیم. همچنین باید فرآیند فراخوان چالاک باشد، به طوری که تکلیف فراخوان ظرف ۴ تا ۵ ماه مشخص شود. این رویکردی است که بخش جذب به عنوان یک چشمانداز تعیین کرده است؛ یعنی باید دو بار در سال فراخوان برگزار شود و ظرف مدت ۴ تا ۵ ماه، فرآیند آن نهایی گردد. اگر این کار را انجام دهیم، فرآیند روانسازی صورت میگیرد و کمکم به نسبت مطلوب نزدیک میشویم. البته نمیتوان یکباره به حد ایدهآل رسید، اما حتماً باید با چنین شیوه مناسبی حرکت کرد.
برای ایجاد جذابیت رشته طب اورژانس علاوه بر مسائل مالی، چه موارد دیگری را باید در نظر گرفت؟
مدتی پیش، انجمن تخصصی و بورد اورژانس نشست داشتند و مجموعهای از راهکارها را پیشنهاد کردند. برداشت آنها این بود که اگر این مجموعه راهکارها را دنبال کنیم، میتوانیم اقبال به این رشته را افزایش دهیم. این موارد علاوه بر بحثهای معیشتی، شامل مباحث علمی نیز میشود؛ برای مثال، بحث «زمینه ادامه تحصیل». در اکثر رشتهها، این ظرفیت وجود دارد که افراد پس از گذراندن مدتی کار در یک شاخه پایه، بتوانند در یک شاخه خاص تحصیل کنند؛ این ظرفیت باید برای رشته اورژانس نیز ایجاد شود. اگرچه در برخی موارد اقداماتی انجام شده، اما همچنان ظرفیت بسیار بیشتری وجود دارد.
موضوع دیگر که در ایجاد جذابیت برای این رشته اهمیت دارد، تعریف دقیق نقش و جایگاه متخصصان در حوزههای مختلف است. متخصصان اورژانس علاوه بر ارائه خدمات بالینی، در حوزه مدیریت بخشهای اورژانس بیمارستانی و پیشبیمارستانی نیز توانمندیها و آموزشهای لازم را دارند. این توانمندیها باید دیده شود و از ظرفیتهای آنان در مدیریتهای حوزه اورژانس و پیشبیمارستانی استفاده کرد.
موضوع دیگری که همکاران بسیاری به دنبال آن هستند، تعریف صحیح «سختی شرایط محیط کار» است. با توجه به ویژگیهای خاص اورژانس، باید تسهیلاتی برای کادر درمان در نظر گرفته شود. برای مثال، در بحث «گروه پزشک» و محاسبه ساعت کاری یا هزینه خدمات، اگر به ایستگاههای BRT نگاه کنید، برچسبهایی زده شده که هزینه اتوبوس در شب یا روزهای جمعه متفاوت است؛ در حالی که شما خدماتی را در تمام ساعات شبانهروز با یک سطح از سختی ارائه میدهید. بنابراین، تعریف دقیق سختی محیط کار در رشته اورژانس میتواند بسیار مؤثر باشد.
دانشگاه آزاد اسلامی چه سهمی از بار آموزش پزشکی را بر دوش میکشد و چه تأثیری در این زمینه دارد؟
دانشگاه آزاد، بهویژه در حوزه عمومی، در طول سالها عملکرد بسیار خوبی داشته است و ما شاهد دانشآموختگان بسیاری از این دانشگاه در مقاطع تخصصی هستیم. آنچه من مشاهده میکنم این است که این عزیزان برای حفظ کیفیت علوم پزشکی که من با استانداردهای آن آشنایی دارم زحمات زیادی میکشند. خوشبختانه وزارت بهداشت نیز در برنامههای اعتباربخشی خود، دانشگاه آزاد را مانند سایر دانشگاهها میبیند و نتایج حاصل از آن در تأمین نیروی متخصص در رشتههای مختلف پزشکی و غیره، قابل قبول و خوب است.
دانشگاه آزاد در حوزه تخصصی محدودهای از فعالیت را دارد، اما هنوز فعالیتهای آن در این حوزه بسیار گسترده نیست. احتمالاً بخشی از این موضوع به مسائل لجستیکی آموزشی بازمیگردد؛ چرا که آموزش در مقطع تخصصی نیازمند حضور تعداد کافی از اساتید در رشتههای تخصصی و فوقتخصصی است که ممکن است هزینههای آن بسیار بالا یا غیرقابلاجرا باشد.
آیا بهتر نیست شاخصهای ارزیابی در علوم پزشکی از مقاله محوی خارج شده و میزان بهبود پیامدهای بالینی مورد سنجش قرار گیرد؟
خیر؛ البته این دیدگاه درست است که اعضای ارزیابی ما باید شامل اعضای هیئت علمی گروههای علوم پزشکی، بهویژه گروه پزشکی که ارائه خدمت مستقیمتری دارند، باشند و ارزیابی آنها باید شامل بخش بالینی نیز بشود، اما در حال حاضر اینگونه نیست. با این حال، دو مسئله وجود دارد: نخست اینکه بحث بر سر این است که آیا این موضوع در «ارتقای آکادمیک» لحاظ شود یا در «ارزیابی عملکرد»؛ زیرا ارتقای علمی، لزوماً منحصر به ارزیابی عملکرد نیست.
اگر منظور این است که فرد فعالیت بالینی کافی و خوبی داشته باشد، این اتفاق در حال حاضر رخ میدهد. معاونتهای درمان دانشگاهها نیز یکی از وظایفشان همین است که عملکرد افراد را از نظر مالی و کیفی بررسی کنند؛ برای مثال اینکه فرد چقدر فعالیت داشته، چقدر در درمانگاه حضور یافته و کیفیت حضور و فعالیت او چگونه بوده است. این موارد بهطور مستمر در ارزیابیهای اداری، چه در ترکیب سالیانه و چه در قالب جشنوارهها، بررسی میشود.
اما وقتی بحث عملکرد آکادمیک و ارتقای علمی مطرح میشود، انجام وظایف محوله ملاک ارتقا است، اما خودِ این فعالیتها تنها زمانی میتواند منجر به ارتقا شود که فرد در حوزه ارائه خدمات، دارای «نوآوری» باشد. این اتفاق در حال حاضر در جریان است؛ بهطوری که در بازبینی جدید آییننامه ارتقا که با همکاری وزارت علوم انجام شده، فصلی اختصاصی به وزارت بهداشت اختصاص یافته است. این موضوع اکنون در صحن شورای عالی انقلاب فرهنگی و در کمیتههای مربوطه، در دست بررسی و بسیار پررنگ شده است؛ به این معنا که اگر نوعی نوآوری در حوزه ارائه خدمات نوین انجام دهید که اثرگذار باشد، این نوآوری میتواند جایگزین امتیازات مقاله-محور شود.
انتهای پیام/
نظر شما