به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کاشان؛ در جهان معاصر، برخی نقاط جغرافیایی فراتر از موقعیت مکانی خود، به کانونهای تعیینکننده قدرت تبدیل میشوند. تنگه هرمز دقیقاً یکی از همین نقاط است؛ جایی که خطوط کشتیرانی، بازارهای انرژی، رقابتهای نظامی و محاسبات دیپلماتیک در هم تنیده میشوند. این تنگه نهتنها شاهراه انتقال انرژی است، بلکه محل تلاقی منافع بازیگران منطقهای و فرامنطقهای محسوب میشود. هر تحول در آن، بازتابی فوری در بورسهای جهانی، قیمت نفت، بیمههای دریایی و حتی سیاستهای امنیتی قدرتهای بزرگ دارد.
از نظر فیزیکی، تنگه هرمز یکی از تنگترین گذرگاههای دریایی است که در عین محدودیت فضا، بیشترین تراکم ترافیک کشتیهای حامل انرژی را به خود اختصاص داده است.
طول و عرض: اگر بخواهیم به ابعاد دقیق بپردازیم، باید گفت که «طول» این تنگه (مسیر حرکت از خلیج فارس به سمت اقیانوس هند) حدود ۹۰ تا ۱۰۰ کیلومتر برآورد میشود. اما آنچه اهمیت استراتژیک آن را تعیین میکند، «عرض» آن است. پهنای کل تنگه در بخشهای مختلف متفاوت است، اما کانالهای ناوبری اصلی که کشتیهای بزرگ و نفتکشها از آنها عبور میکنند، بسیار باریکتر هستند. عرض این مسیرهای ایمن ناوبری معمولاً حدود ۳ تا ۴ کیلومتر است که این موضوع، کنترل این مسیر را به یک چالش امنیتی بزرگ تبدیل میکند.
در این چارچوب، باید به یک نکته فنی نیز توجه داشت: مسیرهای رفت و برگشت کشتیها بهصورت تفکیکشده طراحی شدهاند و میان آنها یک منطقه حائل وجود دارد. این سازماندهی دریایی، هرچند به افزایش ایمنی کمک میکند، اما نشان میدهد که در عمل، فضای مانور کشتیهای عظیمالجثه به شدت محدود است. هر حادثه، برخورد یا مینگذاری احتمالی میتواند به سرعت تردد را مختل کند.
از منظر طبیعی، عمق آب در بخشهای مختلف تنگه متفاوت است، اما برای عبور نفتکشهای غولپیکر کفایت میکند. با این حال، همین ویژگی سبب شده که کشتیها ناچار به حرکت در خطوط مشخص و از پیش تعیینشده باشند. بنابراین، تنگه هرمز از نظر جغرافیایی، یک «گلوگاه واقعی» است؛ جایی که نه امکان انحراف گسترده وجود دارد و نه مسیر جایگزین فوری.
تنگه هرمز، مکانی است که دو جبهه جغرافیایی و سیاسی در دو سوی آن قرار گرفتهاند و تعادل میان آنها، امنیت انرژی جهان را تضمین میکند.
در سمت شمال: سواحل ایران قرار دارد. ایران با داشتن طولانیترین خط ساحلی در این منطقه، کنترل بخش بزرگی از مسیرهای ورودی و خروجی را در اختیار دارد. این موقعیت جغرافیایی به ایران قدرت بسیار بالایی در مدیریت یا حتی تهدید جریان عبور از این تنگه میدهد. افزون بر آن، جزایر متعددی در این محدوده قرار دارند که نقش مهمی در نظارت و کنترل تردد دریایی ایفا میکنند. این موقعیت جغرافیایی، عملاً یک مزیت راهبردی بلندمدت برای تهران ایجاد کرده است؛ مزیتی که حتی در صورت تغییر موازنههای سیاسی نیز به سادگی از بین نمیرود.
در سمت جنوب: سواحل عمان قرار دارد. به طور مشخص، جزیره استراتژیک مسندم متعلق به عمان، در نقطه بسیار حساس و کناری تنگه قرار گرفته است. این جزیره، دید و کنترل بسیار نزدیکی بر تردد کشتیها دارد و نقش مهمی در پایداری عبور از این گلوگاه ایفا میکند. موقعیت عمان بهگونهای است که میتواند بهعنوان یک بازیگر متعادلکننده در معادلات منطقهای عمل کند و از تشدید تنشها جلوگیری نماید.
در کنار این دو، کشورهای حوزه خلیج فارس (مانند امارات متحده عربی، قطر، بحرین و کویت) نیز در نزدیکی این منطقه قرار دارند، اما دو قدرت اصلی که مستقیماً دو سوی تنگه را در بر گرفتهاند، ایران و عمان هستند. همین واقعیت جغرافیایی باعث میشود که هر تحلیل امنیتی درباره تنگه هرمز، ناگزیر به بررسی روابط و تعاملات این دو کشور باشد.

تنگه هرمز به این دلیل اهمیت دارد که حجم قابل توجهی از صادرات نفت خام و گاز طبیعی مایعشده جهان از این مسیر عبور میکند. کشورهای تولیدکننده عمده انرژی در حاشیه خلیج فارس، برای دسترسی به بازارهای آسیایی، اروپایی و حتی آمریکایی، وابسته به عبور امن از این تنگه هستند.
وابستگی بازار جهانی به این مسیر، باعث شده که کوچکترین نشانه ناامنی، به افزایش قیمت نفت منجر شود. در واقع، بازار انرژی نسبت به تحولات تنگه هرمز واکنشی سریع و گاه هیجانی نشان میدهد. بیمه کشتیها افزایش مییابد، هزینه حملونقل بالا میرود و مصرف کنندگان نهایی در سراسر جهان تحت تأثیر قرار میگیرند.
گرچه برخی کشورها تلاش کردهاند با ایجاد خطوط لوله جایگزین یا توسعه بنادر خارج از خلیج فارس، وابستگی خود را کاهش دهند، اما ظرفیت این مسیرهای جایگزین همچنان محدود است و نمیتواند به طور کامل جایگزین تنگه هرمز شود. از این رو، این تنگه همچنان بیرقیبترین شاهراه انتقال انرژی باقی مانده است.
یکی دیگر از ابعاد تحلیلی تنگه هرمز، حضور و نقشآفرینی قدرتهای فرامنطقهای است. ناوگانهای دریایی کشورهای بزرگ، بهطور مستمر در آبهای اطراف این تنگه حضور دارند. این حضور، از یک سو با هدف تضمین آزادی کشتیرانی و از سوی دیگر برای حفاظت از منافع راهبردی آنها صورت میگیرد.
در چنین فضایی، تنگه هرمز به صحنهای برای نمایش قدرت دریایی تبدیل میشود. رزمایشها، مانورهای مشترک و استقرار تجهیزات پیشرفته نظامی، همگی نشانهای از اهمیت فوقالعاده این نقطه جغرافیایی هستند. این تراکم نظامی، اگرچه بازدارندگی ایجاد میکند، اما در عین حال خطر سوءبرداشت یا درگیری ناخواسته را نیز افزایش میدهد.
چرا تنگه هرمز جهان را نگران میکند؟
تنگه هرمز در واقع «نقطه ضعف» امنیت انرژی جهان است. از آنجایی که بخش عظیمی از نفت و گاز جهان از این مسیر عبور میکند، هرگونه تنش نظامی یا انسداد در این تنگه، میتواند منجر به شوک قیمتی در بازارهای جهانی و بحران اقتصادی در کشورهای مصرفکننده شود.
اما نگرانی جهانی تنها به انرژی محدود نمیشود. امنیت زنجیرههای تأمین، ثبات بازارهای مالی و حتی امنیت غذایی در برخی کشورها، به ثبات جریان تجارت دریایی وابسته است. اگر تنگه هرمز دچار اختلال شود، اثرات آن بهصورت دومینووار در بخشهای مختلف اقتصاد جهانی نمایان خواهد شد.
در واقع، تنگه هرمز جایی است که در آن «جغرافیا بر سیاست چیره میشود». قدرت کشورهایی که بر دو سوی آن قرار دارند (به ویژه ایران)، آنها را به بازیگران کلیدی در معادلات جهانی تبدیل میکند؛ چرا که کنترل این تنگه، به معنای داشتن «کلیدِ فشار» بر اقتصاد قدرتهای بزرگ است. به همین دلیل است که همواره در تحلیلهای امنیتی، تنگه هرمز نه تنها به عنوان یک مسیر دریایی، بلکه به عنوان یک «سلاح استراتژیک» بررسی میشود.
تنگه هرمز نمونهای کلاسیک از تأثیر تعیینکننده جغرافیا بر سیاست بینالملل است. در جهانی که فناوری و جهانیشدن بسیاری از مرزها را کمرنگ کردهاند، هنوز هم برخی نقاط جغرافیایی وجود دارند که سرنوشت اقتصاد و امنیت جهانی را در دستان خود نگه داشتهاند. تنگه هرمز بیتردید یکی از مهمترین آنهاست؛ گلوگاهی که ضربان آن، با نبض اقتصاد جهانی هماهنگ است.
خبرنگار: ریحانه امیدی
انتهای پیام/
نظر شما