فراتر از یک مراسم؛ چگونه رسانه از یک آیین معنا می‌سازد؟

* حدیثه ایزدی

تصاویر مراسم تشییع اخیر رهبر ایران، تنها در خیابان‌های ایران دیده نشد؛ میلیون‌ها نفر در کشورهای مختلف نیز از طریق تلویزیون، خبرگزاری‌ها و شبکه‌های اجتماعی همان تصاویر را تماشا کردند. همه یک ویدئو را دیدند؛ خیابان‌هایی مملو از جمعیت، پرچم‌های سرخ، نوحه‌خوانی، موکب‌های مردمی، حضور خانواده‌ها، صف‌های نماز و آیینی که در مقیاسی کم‌سابقه در برابر دوربین‌ها شکل گرفت. اما آیا همه مخاطبان، یک تصویر واحد را به یک شکل فهمیدند؟

شاید پاسخ این پرسش، مهم‌تر از خود تصاویر باشد. زیرا آنچه در این مراسم رخ داد، تنها یک رویداد سیاسی یا یک آیین سوگواری نبود؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین رخدادهای رسانه‌ای روزهای اخیر نیز تبدیل شد. در چنین رویدادهایی، آنچه در معرض دید مخاطبان جهان قرار می‌گیرد، صرفاً تصاویر نیست، بلکه مجموعه‌ای از نمادها، نشانه‌ها و معناهای فرهنگی است که هر مخاطب آن‌ها را از دریچه تجربه و فرهنگ خود تفسیر می‌کند.

این همان نقطه‌ای است که ارتباطات از انتقال خبر فراتر می‌رود. رسانه فقط وقایع را مخابره نمی‌کند؛ بلکه واقعیت را بازنمایی می‌کند. انتخاب قاب دوربین، نماهای هوایی از جمعیت، تمرکز بر حضور خانواده‌ها، نمایش موکب‌های مردمی، نوحه‌خوانی، پرچم‌ها و مناسک جمعی، همگی بخشی از روایتی هستند که رسانه از یک رویداد می‌سازد. به بیان دیگر، رسانه تنها نشان نمی‌دهد که چه اتفاقی افتاده است، بلکه مشخص می‌کند مخاطب از کدام زاویه به آن نگاه کند.

در این میان، نکته‌ای وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد؛ بسیاری از عناصر دیده‌شده در این مراسم، صرفاً اجزای یک خبر نیستند، بلکه بخشی از یک آیین فرهنگی‌اند. موکب، نوحه، پرچم، پوشش سیاه، نماز جماعت و حرکت جمعی مردم، هر یک نشانه‌هایی هستند که در بستر فرهنگی خاصی معنا پیدا می‌کنند. این عناصر برای مخاطبی که با این سنت‌ها زندگی کرده یا تجربه‌ای مشابه از آیین‌های مذهبی داشته است، تنها تصاویر بصری نیستند؛ بلکه می‌توانند احساس تعلق، خاطره، همبستگی یا سوگ مشترک را تداعی کنند.

به همین دلیل، شباهت برخی قاب‌های این مراسم با آیین‌هایی مانند راهپیمایی اربعین، صرفاً یک شباهت ظاهری نیست. مقصود این نیست که این دو رویداد یکسان‌اند، بلکه هر دو از الگوهایی مشابه در ارتباطات آیینی بهره می‌برند؛ حضور گسترده مردم، حرکت جمعی، خدمت‌رسانی داوطلبانه، نمادهای مذهبی و مشارکت اجتماعی. رسانه با بازنمایی این عناصر، فقط یک مراسم را ثبت نمی‌کند، بلکه تجربه‌ای فرهنگی را نیز روایت می‌کند.

اما همین روایت، برای همه مخاطبان جهان معنای یکسانی ندارد.

فرض کنید مخاطبی در عراق این تصاویر را تماشا می‌کند. برای بخشی از این مخاطبان، به‌ویژه کسانی که تجربه حضور در آیین‌های مذهبی مشابه را داشته‌اند، بسیاری از نشانه‌های موجود در تصویر آشناست. حرکت جمعیت، شکل عزاداری، موکب‌ها، نوحه‌ها و فضای آیینی، ممکن است خاطرات و تجربه‌های پیشین آنان را فعال کند. در این حالت، تصویر رسانه‌ای صرفاً گزارشی از یک رویداد در کشوری دیگر نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از یک حافظه فرهنگی مشترک را بازآفرینی کند.

در مقابل، مخاطبی در اروپا یا دیگر جوامعی که فاصله فرهنگی بیشتری با این سنت‌ها دارند، ممکن است همان تصاویر را از زاویه‌ای کاملاً متفاوت ببیند. برای او، گستردگی جمعیت، احساسات حاضر در مراسم یا حضور پررنگ نمادهای مذهبی بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند، اما بسیاری از معناهای نهفته در این نشانه‌ها بدون شناخت زمینه تاریخی و فرهنگی، به‌طور کامل قابل دریافت نیست. در نتیجه، همان تصویر می‌تواند برای یک مخاطب نشانه‌ای از یک تجربه مشترک فرهنگی باشد و برای مخاطبی دیگر، صرفاً روایتی از یک رویداد اجتماعی یا سیاسی.

این تفاوت اتفاقی نیست. مطالعات ارتباطات سال‌هاست نشان داده‌اند که رسانه‌ها معنا را به صورت کامل به مخاطب منتقل نمی‌کنند. رسانه پیام را در قالب مجموعه‌ای از نشانه‌ها رمزگذاری می‌کند، اما مخاطب بر اساس فرهنگ، ارزش‌ها، تجربه زیسته و حافظه جمعی خود آن را رمزگشایی می‌کند. به همین دلیل، معنا نه در خود تصویر، بلکه در تعامل میان تصویر و ذهن مخاطب شکل می‌گیرد.

از همین منظر، مراسم تشییع اخیر را می‌توان نمونه‌ای از یک «رویداد رسانه‌ای آیینی» دانست؛ رویدادی که اهمیت آن تنها به تعداد حاضران یا گستره پوشش خبری محدود نمی‌شود، بلکه در توانایی آن برای فعال کردن معناهای فرهنگی در میان مخاطبان نهفته است. این ویژگی، چنین مراسمی را از بسیاری از رویدادهای خبری متمایز می‌کند. خبرها معمولاً اطلاعات منتقل می‌کنند، اما آیین‌ها علاوه بر اطلاعات، هویت، حافظه و احساس تعلق را نیز بازتولید می‌کنند.

همین ویژگی، این‌گونه رویدادها را به بخشی از دیپلماسی عمومی نیز تبدیل می‌کند. در جهان امروز، تصویر یک کشور تنها از طریق بیانیه‌های رسمی یا رسانه‌های دولتی ساخته نمی‌شود. آیین‌ها، مناسک جمعی، رویدادهای فرهنگی و حتی شیوه حضور مردم در فضای عمومی نیز می‌توانند در شکل‌گیری برداشت مخاطبان خارجی از یک جامعه نقش داشته باشند.

البته این اثرگذاری نه قطعی است و نه یکسان. نوع رسانه، شیوه روایت، پیش‌فرض‌های ذهنی مخاطب، پیشینه فرهنگی و فضای سیاسی هر جامعه، همگی بر نحوه دریافت پیام اثر می‌گذارند. از همین رو، انتشار جهانی یک تصویر الزاماً به معنای شکل‌گیری یک برداشت جهانی نیست.
رسانه‌ها تصاویر را فراتر از مرزها منتقل می‌کنند، اما هر جامعه آن‌ها را در چارچوب فرهنگ خود تفسیر می‌کند. در جوامع تاریخی و مسلمان، مخاطب با این آیین‌ها آشناست، اما برای مخاطبان ناآشنا، مفاهیم به ترجمه و بازتعریف نیاز دارند. بنابراین، محلی‌سازی مهم است، چون جهانی‌شدن رسانه‌ها به معنای برداشت یکسان از پیام‌ها در همه فرهنگ‌ها نیست.
شاید مهم‌ترین درس ارتباطات از این رویداد همین باشد؛ در عصر شبکه‌های اجتماعی، قدرت رسانه تنها به سرعت انتشار تصاویر وابسته نیست، بلکه به توانایی آن در ایجاد معنا بستگی دارد. ممکن است میلیون‌ها نفر در سراسر جهان، یک تصویر واحد را در یک زمان ببینند، اما هر کدام روایت متفاوتی از آن در ذهن خود بسازند. به همین دلیل، در جهان رسانه‌ای امروز، آنچه مرزها را پشت سر می‌گذارد صرفاً تصویر نیست؛ این معناست که در هر فرهنگ، دوباره متولد می‌شود.

کد مطلب: 1311483

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha